If this is your first visit, be sure to
check out the FAQ by clicking the
link above. You may have to register
before you can post: click the register link above to proceed. To start viewing messages,
select the forum that you want to visit from the selection below.
3. اعتياد به خريد، تجارت و مزايده
در حال حاضر خريد و فروش آن*لاين رشد فزاينده*اي در ميان عموم يافته است. از اين رو، زياد مي*بينيم افرادي كه دچار مشكلات ناشي از خريد و فروش آن*لاين سهام از جمله خريد كالاهاي آن*لاين و ساير سايتهاي مزايده هستند. (Careaga, 2003: 4-5). اين اعتياد دربرگيرنده مقوله وسيعي از رفتارهايي است كه مي*توانند شامل علاقه مفرط به قمار اينترنتي، خريد و يا معامله سهام باشد. اين افراد به منظور افزايش سرمايه خود از كازينوهاي مجازي، بازيهاي جذاب*، حراجيهاي اينترنتي و يا بازارهاي دلالي استفاده مي*كنند، اما اين فعاليتها اكثراً باعث نابودي سرمايه شده و به قيمت اهمال ديگر وظايف شغلي و متزلزل شدن روابط خانوادگي تمام مي*شود (Yacet, 2001:3-.
4. اعتياد به جست*وجو ذخيره بيش از اندازه اطلاعات
وفور اطلاعات قابل*دسترس در شبكه، نوع جديدي از عادات گريزناپذير كاوش و جست**وجوي اينترنتي را پديد آورده است. بدين ترتيب كه افراد زمان بيشتري را جهت جمع*آوري و سازماندهي داده*هايشان صرف مي*كنند. افراط*گري و كاهش ميزان بهره*وري كاري, از پيامدهاي اين نوع اعتياد است (Yacet, 2001:3-. در اين نوع اعتياد، فرد شيفتة غناي اطلاعات وب مي*شود و جست**وجوي بيش از اندازه براي جمع*آوري اطلاعات، از پيامدهاي اين شيفتگي است.
5. اعتياد به كامپيوتر (انجام وسواس*گونه بازيهاي كامپيوتري و يا برنامه نويسي علوم كامپيوتر)
در دهه 80 كه بازيهاي كامپيوتري مانند مين ياب و بازي ورق وارد دنياي كامپيوترها شد، محققين پي بردند كه افراط در بازيهاي كامپيوتري باعث مي*شود كارمندان اكثر ساعات كاري*شان را صرف بازي كنند. اين بازي*ها چند نفره نبودند، همچنين نيازي به اتصال به شبكه اينترنت نداشتند (Yacet, 2001:3-.
مردم بيشتر پولهايي را كه براي سرگرمي و تفريح كنار مي*گذارند، صرف بازي*كردن آن*لاين مي*كنند، تا رفتن به سينما براي تماشاي فيلم (Careaga, 2003: 4-5). نتايج تحقيقات انجام*گرفته بر روي 336 نفر از دانش*آموزان دبيرستاني حاكي از آن است كه 26 درصد از آنها پول غذايشان را صرف بازيهاي ويدئويي مي*كنند (فثير، 1995، به نقل از اميدوار و صارمي، 1381: 66).
كلين و كيپرز (1990) دريافتند كه دانش*آموزاني كه بازيهاي ويدئويي را به هر سرگرمي ديگري ترجيح مي*دهند، در قياس با ديگر شاگردان, داراي مشكلات رفتاري بيشتري هستند (Zahniser, 2000:1).
گريفيث و دانكاستر طي مطالعه*اي كه روي نمونه*اي 378 نفري درخصوص بازيهاي كامپيوتري و ميزان شيوع و شاخصهاي جمعيتي آن در انگلستان انجام داد، دريافت كه ميانگين سني 5/13 سال بوده و 7/98 درصد از آنها تجربه اين بازيها را داشته و ميانگين سني شروع بازيها در گروه مورد بررسي، 4/8 سال بوده است. همچنين، دلايل اين افراد براي شروع اين بازيها شامل خنده (75 درصد)، مبارزه (27 درصد)، هماهنگ* شدن با دوستاني كه به بازي مي*پرداختند (25 درصد) و نيافتن سرگرمي جالب توجه ديگر (23 درصد) است (فثير، 1995، به نقل از اميدوار و صارمي، 1381: 66).
فثير گزارش مي*دهد كه در انگلستان، 41 درصد از 402 نفر مورد بررسي، نيم يا بيشتر پول هفتگي خودشان را صرف بازيهاي كامپيوتري مي*كردند. 28 درصد از آنها هفته*اي يك يا چند بار به بازي مي*پرداختند. برخي هم براي انجام بازيها، به قرض*كردن پول از دوستانشان مي*پرداختند. تعداد ديگري، پول غذاي*شان را صرف بازيهاي كامپيوتري كرده و گروهي نيز با فروش اموالشان، پول انجام بازيها را تأمين مي*كردند (اميدوار و صارمي، 1381: 34).
اعتياد به موزيك نيز صورت ديگري از اعتياد به رايانه است كه اشاره به آن در اين قسمت حائز اهميت است. براساس يك مطالعه، يكي از كاربران اشاره كرده است كه حدود 1389 فايل موسيقي روي درايو هارد كامپيوتر خود داشته و روزانه 20 تا 30 كليپ ويدئويي ذخيره مي*كند. حتي گاهي اوقات چهار ساعت دنبال يك آهنگ روي سايتهاي موسيقي مىگردد(Careaga, 2003: 4-5).
ديدگاهها و نظريهها در تبيين اعتياد اينترنتي
روابط مجازي، پويا هستند، مي*توانند بسيار حمايتي باشند، و در مقايسه با منافع بالقوه، حداقل خطر را به دنبال داشته باشند. مردم به كمك اينترنت، روابط جديدي را براساس فعاليت نو، برانگيزنده و تقويت*كننده تشكيل مي*دهند. پس، عاقلانه است كه انتظار داشته باشيم درصد بالايي از مردم در ظرف فاصله زماني محدود جذب آن شوند (King, 1996:10).
نتايج برخي از مطالعات و تحقيقات تجربي درباره اعتياد اينترنتي
در خارج از كشور، مطالعات زيادي به*ويژه از نيمه دهه 60 صورت گرفته، كه هر كدام از زاويه*اي خاص به موضوع اعتياد اينترنتي و پيامدهاي مثبت و منفي آن پرداخته*اند. در اين بخش به*طور جداگانه به*شرح نتايج برخي از آنها كه با موضوع تحقيق حاضر تناسب دارند، اشاره مي*شود:
برنر طي مطالعه*اش در سال 1996 دريافت كه 30 درصد از پاسخگويان, تلاش ناموفق در ترك استفاده از اينترنت داشته*اند. همچنين، 58 درصد از پاسخگويان اظهار داشته*اند كه ديگران (خانواده و دوستان) راجع به استفاده بيش از حد از اينترنت، به آنها گوشزد كرده*اند (King, 1996:6).
برنر (1997) در مطالعه ديگري به اين نتيجه رسيد كه 17 درصد از كاربران بيشتر از 40 ساعت در هفته از اينترنت استفاده كرده و متوسط استفاده نيز، 19 ساعت در هفته بوده است. همچنين، 58 درصد از كاربران اعلام كرده*اند كه ديگران از وقتي كه آنها صرف اينترنت مي*كنند، شكايت دارند و 46 درصد از آنها نيز اعلام كرده*اند كه كمتر از چهار ساعت از وقت خواب خود را براي استفاده از اينترنت صرف مي*كنند (همان: 28-27).
تامپسون در سال 1996 به مطالعه اختلالات اعتياد اينترنتي در بين مردم پرداخت. براساس نتايج مطالعه ايشان، 72 درصد از پاسخگويان اذعان به وجود نوعي اعتياد يا وابستگي به اينترنت در خود داشته*اند و 33 درصد از آنها نيز به اثرات سوء استفاده از اينترنت بر زندگي*شان اشاره كرده*اند. در رابطه با تأثير اعتياد اينترنتي بر احساس كمبود در روابط اجتماعي واقعي، تامپسون به نتايج مختلفي دست يافت: 29 درصد از پاسخگويان اشاره كرده*اند كه مهارتهاي اجتماعي آنها دچار اختلال شده است. درحالي*كه 36 درصد از آنها به تقويت اين مهارتها اذعان داشته*اند. 47 درصد از پاسخگويان به اختلالات فيزيكي همچون تارشدن ديد چشم و يا بدخوابي اشاره كرده*اند. تامپسون در پايان, چنين نتيجه مي*گيرد كه پديده اعتياد اينترنتي، پديدة جديدي است و بسياري از مردمي كه در حال حاضر مبتلا به آن هستند، در واقع دارند به تازگي و نوبودن اين منبع دانش در زندگي*شان پاسخ مي*دهند، نه چيز ديگر (Ibid: 7).
ايگر در سال 1996 به مطالعه تأثيرات اعتياد اينترنتي بر رفتار مردم كشور سوئيس پرداخت. مطالعه نشان داد كه 6/10 درصد از كل پاسخگويان به اينترنت اعتياد دارند. همچنين،گروهي كه خودشان را معتاد به اينترنت معرفي كرده*اند، گرايش به موارد زير در آنها بيش از گروه غيرمعتاد به اينترنت بوده است: 1. پيامدهاي منفي اينترنت بر آنها 2. مشاركت بيشتر در گروههاي خوديار آن*لاين 3. احساس تمايل شديد به استفاده از اينترنت در زمان آف*لاين*بودن 4. براي استفاده بعدي از اينترنت انتظاركشيدن 5. به*خاطر استفاده از اينترنت، احساس گناه*كردن 6. دروغ*گفتن به دوستان راجع به ميزان آن*لاين*بودن. 7. شكايت خانواده و دوستان نسبت به استفاده مفرط از اينترنت (Ibid: 6-7).
يونگ(1996) در مطالعه*اي كه انجام داده، دريافت كه 80 درصد از پاسخگويان، كاربران وابستة اينترنت بودند كه انگاره*هاي رفتاري معتادانه قابل*توجهي را از خود بروز دادند. وي خاطرنشان مي*سازد كه وابستگي به اينترنت، گسستها و انقطاعهاي شديدي در زندگي تحصيلي، اجتماعي، مالي و شغلي مشاركت*كنندگان ايجاد كرده است. به*طوري كه 58 درصد از دانش*آموزان و دانشجويان، كاهش چشمگيري در عادات مطالعه، افت نمرات درسي، غيبت در كلاسها*، مشروط شدن و مانند آن دارند. افزون بر اين، كنترلي وجود ندارد كه اين افراد هميشه وقت خودشان را در فعاليتهاي علمي صرف كنند. 43 درصد اين شاگردان به*خاطر ديرخوابيدن ناشي از استفاده از اينترنت، در مدرسه با عدم موفقيت روبه*رو شده*اند (Duran, 2003: 3 و اميدوار و صارمي، 1381: 64).
اندرسون در سال 1997 به مطالعه تأثير اعتياد اينترنتي بر دانشجويان پرداخت. وي دريافت كه يك سوم اين دانشجويان در نتيجه استفاده مفرط از اينترنت، دچار مشكلات تحصيلي شده*اند (Lim and et al., 2004: 2).
باربر (1997) در يك نظر سنجي از معلمان، كارمندان كتابخانه و همكاران كامپيوتر دريافت كه به زعم 86 درصد از آنها، استفاده از اينترنت كارآيي درسي دانش*آموزان و دانشجويان را بهتر نكرده است. زيرا اطلاعات اينترنتي آنقدر بي*سامان و به موضوعات برنامه درسي نامربوط هستند كه به آنها كمكي در به*دست*آوردن نمره بالا در آزمونهاي استاندارد نمي*كند (اميدوار و صارمي، 1381: 64).
شرر (1997) در تحقيقات خويش بر روي دانشجويان دانشگاهها، متوسط استفاده افراد وابسته به اينترنت را 11 ساعت در هفته شناسايي كرده است. همچنين، وي دريافت كه 72 درصد از وابسته*ها، مرد بودند (همان: 31).
اورزاك طي مطالعه*اي كه به سال 1999 انجام داد، دريافت كه افرادي كه مستعد اعتياد اينترنتي هستند، به*سادگي خسته و ملول مي*شوند، تنها ، كمرو و خجالتي و دچار افسردگي يا انواع ديگر اعتياد هستند. (Chebbi and et al., 2000: 1).
براساس نتايج مطالعه يونگ در سال 1997، 5 تا 10 درصد از جمعيت آن*لاين جهان در زمان مطالعه وي معتادند. حدود 54 درصد از معتادان اينترنت، سابقه افسردگي و 34 درصد از آنها نيز سابقه اضطراب و نگراني دارند. 50 درصد از پاسخگويان نيز اظهار داشته*اند كه سابقه اعتياد به مواد مخدر دارند. همچنين، از ميان كل پاسخگويان معتاد به اينترنت، 25 درصد بيان كردند كه در ظرف 6 ماه اول آن*لاين شدن، به اينترنت معتاد شده*اند. 58 و 17 درصد از آنها نيز دوره آن را به ترتيب بين 1 تا 6 سال، و بيش از 1 سال ذكر كرده*اند. متوسط آن*لاين بودن پاسخگويان معتاد به اينترنت نيز برابر با 38 ساعت در هفته بود. مردان عموماً از اينترنت به*عنوان ابزاري براي جست*و*جوي قدرت، پايگاه و تسلط استفاده كرده و موارد كاربرد اينترنت در ميان آنها نيز شاملٍ كسب اطلاعات، بازيهاي تعاملي پرخاشگرانه، اتاقهاي سكسي چت و هرزه*نگاري بوده است. اما استفاده زنان از اتاق*هاي چت بيشتر بخاطر تشكيل دوستيهاي حمايتگرانه، دوستيابي، و اجتماعي شدن (Socialization) بوده است. 90 درصد از معتادان اينترنت، به سايتهاي ارتباطي دو طرفه اعتياد داشتند:* اتاق*هاي چت، بازيهاي تعاملي، گروههاي خبري، و نامه الكترونيكي (Samson and Keen, 2005: 2-3).
يونگ (199 در مطالعه*اي كه روي معتادان به اينترنت انجام داد، بدين نتيجه رسيد كه افراد با موقعيت اقتصادي و اجتماعي بالاتر، و نيز افراد داراي تحصيلات بالاتر، بيشتر در معرض اين اختلال قرار دارند.
اين مطالعه نشان داد كه افرادي كه وقت بيشتري دارند، مانند افرادي كه در خانه هستند و دانشجويان دانشگاه در خوابگاهها، با احتمال بيشتري در معرض اينترنت هستند (اميدوار و صارمي، 1381: 33-31).
مطالعه يونگ در سال 1998 نشان داد كه 80 درصد از پاسخگوياني كه معتاد به اينترنت بودند، در هفته 38 ساعت از وقتشان را صرف امور و اهداف غيراداري و غيركاري در اينترنت مي*كنند (Lim and et al., 2004:2). يونگ نشان داد كه زنان معتاد به اينترنت، از اينكه مي*دانستند كسي نمي*داند آنها به چه چيزي شبيه* هستند، نوعي آسايش خاطر به آنها دست مي*داد (Bullen and Harre, 2000:10). وي همچنين در مطالعه*اش دريافت كه احتمال اعتياد زنان و مردان به اينترنت برابر است.
گرينفلد (199 در مطالعه*اي كه روي كاربران اينترنت انجام داد، پي برد كه 7/5 درصد از نمونه تحقيق وي داراي معيار استفاده غيرارادي از اينترنت بودند. از ميان اين افراد، عمده*ترين موارد مصرفي اينترنت عبارت بودند از: اتاقهاي چت، هرزه*نگاري، خريد آن*لاين، و نامه الكترونيكي. همچنين، حدود يك سوم از مشاركت*كنندگان در اين مطالعه اظهار داشته*اند كه آنها از اينترنت به*عنوان يك روش فرار از وضع هميشگي و يا تغيير خلق و خويشان استفاده مي*كنند. همچنين، افراد معتاد در قياس با افراد غيرمعتاد، اعتقاد بيشتري به ازدست*دادن كنترل رفتارها*شان هنگام استفاده از اينترنت داشته*اند. گرينفلد معتقد است كه فقدان كنترل بر رفتارها، تنها يكي از شاخصهاي توانمندي طبيعت روانگردان اينترنت است. ساير علائم نيز شامل تحريف وقت و زمان، تسريع دوستي و صميميت و كاهش حجب و حياست. براي مثال، 83 درصد از مشاركت*كنندگاني كه معيارهاي اعتياد به اينترنت را داشتند، اذعان داشته*اند كه موقعي كه از اينترنت استفاده مي*كنند، مرزها را زير پا گذاشته و كنترلي بر آنها ندارند. اين درحالي است كه از ميان افراد غيرمعتاد، تنها 37 درصد به فقدان كنترل بر مرزها اشاره كرده*اند (DeAngelis, 2000:1-2).
يونگ در مطالعه*اش پيرامون اعتياد اينترنتي بدين نتيجه رسيد كه افراد معتاد به اينترنت دچار علائم خاصي بوده و با پيامدهايي مواجهند كه دقيقاً مشابه پيامدهاي افرادي است كه به الكل، شرط*بندي، خريد و ساير رفتارهاي وسواسي دچار هستند. همچنين، اين افراد محيط مجازي اينترنت را جذاب*تر از واقعيت روزانه*شان مي*دانند. زندگي روزانه اين قبيل افراد تحت تسلط نياز به آن*لاين شدن قرار دارد. همچنين، عمده*ترين حوزه*هاي متأثر از اعتياد اينترنتي، مدرسه، خانواده، كار و روابط هستند. علاوه بر اين، يونگ بدين نتيجه رسيد كه بروز اعتياد اينترنتي ريشه در هفت دليل اصلي دارد كه عبارتند از نارضايي از زندگي زناشويي، فشار كاري، مشكلات مالي، عدم امنيت، اضطراب، دعواهاي خانوادگي، و زندگي محدود اجتماعي (Chebbi and et al., 2000: 1-2).
كوپر طي مطالعه*اي پي برد كه 17 درصد از نمونه تحقيق وي، كاربران "در ريسك" هستند كه به شيوه*اي مشكل*ساز درگير ميل جنسي اينترنتي شده*اند (DeAngelis, 2000: 3).
گرينفلد (199 در مطالعه خود دريافت كه ازدواج و روابط جنسي بيشترين حوزه*هايي هستند, كه تحت تأثير اعتياد اينترنتي قرار مي*گيرند. تأكيد بر ازدواج و روابط, ظاهراً به خاطر استفاده غيرارادي از هرزه*نگاري، سايبر سكس، و موارد سايبراست. حتي 62 درصد از پاسخگويان اظهار كرده*اند كه به*طور متوسط هفته*اي چهار ساعت وارد سايتهاي هرزه*نگاري مي*شوند تا نيازهاي جنسي خود را برطرف كنند (Duran, 2003: 2-3).
گرينفلد در مطالعه ديگري به سال 1999، بدين نتيجه رسيد كه 6 درصد از كاربران وب، دچار اعتياد اينترنتي هستند (Lim and et al., 2004: 2).
كرات در سال 1999 در مطالعه*اش بدين نتيجه رسيد كه نوجواناني كه از تماس*هاي اجتماعي كناره*گيري مي*كنند، از اينترنت به*عنوان ابزاري براي فرار از واقعيت استفاده مي*كنند (Lim and et al., 2004: 2).
ولش (1999) در مطالعه خويش دريافت كه 8 درصد از دانشجويان مرد با معيارهاي اختلال اعتياد به اينترنت جور در مي*آيند (همان: 34).
ناي و اربرينگ (2000) در مطالعه خويش بدين نتيجه رسيدند كه زنها بيش از مردها در دامنه شديد اختلال اعتياد به اينترنت بوده و بنابراين نسبت به مردها مشكلات بيشتري در استفاده از اينترنت داشتند (همان: 33).
بولن و هري در مطالعه*شان در سال 2000، به اين نتيجه رسيدند كه هر چه جوانان زمان بيشتري را با اينترنت سر كنند، در مقابل از ميزان زماني كه صرف محيط اجتماعي واقعي*شان خواهند كرد، كاسته خواهد شد. بهعلاوه آنكه جوانان معتاد به اينترنت همانند ساير معتادان، دچار علائم و شاخصه*هاي اعتيادي مشخص هستند. فعاليتهاي اعتيادآميز مردان، عموماً بازيهاي پرخاشگرانه، سكس چت و سايبر سكس، و فعاليتهاي اعتياد*آميز زنان نيز عموماً تشكيل دوستيهاي حمايتگرانه، دوستيابي و يا گلايه از شوهران در اتاقهاي چت است (Bullen and Harre, 2000: 3-11.
بر اساس نتايج مطالعه اندرسون بر روي دانشجويان، 10 درصد از پاسخگويان داراي معيارهاي وابستگي به اينترنت بوده و اكثريت كساني هم كه استفاده اعتيادي از اينترنت داشتند، مرد و از دانشجويان علوم سخت بوده*اند (DeAngelis, 2000: 1).
گروهول (2003) طي تحقيقاتي كه درخصوص دلايل گرايش افراد به اينترنت و استفاده اعتيادآور آنها از اينترنت انجام داد، بدين نتيجه رسيد كه افرادي كه وقت زيادي را صرف استفاده از كامپيوتر مي*كنند، كساني هستند كه در زندگي با مشكلاتي مواجهند. در واقع، اين افراد چون رغبتي به برخورد با مشكلاتشان زندگي ندارند و مايل نيستند حتي با آنها روبه*رو شوند، به فعاليت اعتيادآور در اينترنت مي*پردازند. به واقع، اين گونه رفتارها، مشابه رفتار كساني است كه تلويزيون زياد نگاه مي*كنند، يا كتاب زياد مي*خوانند، و يا مرتب براي نوشيدن آب به بيرون از اتاق مي*روند (Duran, 2003: 1).
منابع و مآخذ
1- منابع و مآخذ فارسي
اميدوار، احمدعلي، و صارمي، علي*اكبر (1381)، اعتياد به اينترنت: توصيف، سبب*شناسي، پيشگيري، درمان و مقياسهاي سنجش اختلال اعتياد به اينترنت، مركز مشاوره و خدمات روان*شناختي پرديس، مشهد: انتشارات تمرين.
غمامي (1384)، خطر سايبر براي كودكان، ماهنامه اصلاح و تربيت، سازمان زندان*ها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور، شماره 37، فروردين ماه.
2- منابع و مآخذ انگليسي
andrew@kregel.com
Chebbi, Prasanna and et al. (2000), Some Observations On Internet Addiction Disorder Research, Graduate Studies Program in Computer Information Systems Southern University at New Orleans New Orleans, LA 70126, USA, Journal of Information Systems Education Volume 11(3-4)
Clinicians drawn in by clients with Internet abuse problems (2000), Volume 31, No. 4, April.
DeAngelis, Tori (2000), Is internet addiction real?, Monitor on Psychology, Volume 31, No. 4, April.
Duran, Maria Garcia (2003), Internet Addiction Disorder, AllPsych Journal, 14 December.
Fenichel, Michael (2003), Internet Addiction: "Addictive Behavior, Transference or More?, www.fenichel.com/addiction.shtml.
Ferris, R., Jennifer (2002), Internet Addiction Disorder: Causes, Symptoms,and Consequences, Psychology Virginia Tech, jferris@vt.edu. Http://www.hadeseh.com. Http://www.talareweb.com. Http://www.toptaz.comstefania@ilenic.unile.it
Samson, Jeri and Keen, Beth (2005), Internet Addiction, Webmaster@notmykid.org.
Seth, Arpna (2003), The Internet: Addiction or Hobby?, Active Karma Ventures Pvt. Ltd.
Sexuality Education Resource Centre (2003), What is Sexual Dependence/Addiction?.
Suler, John (2005), Computer and Cyberspace Addiction, Pioneer Development Resources, Inc. www.selfhelpmaganize.com
Verzola, Roberto (2002), The Internet: towards a Deeper Critique, Source: http://www.inomy.com.
Yacet (2001), What Is Internet Addiction?. The Consumer Jungle. www.consumerjungle.org.
Zahniser, Pat (2000), Are you Addicted to the Internet?, LSW, CEAP, UPMC Health System Employee Assistance Program, September.
Comment