PDA

View Full Version : The Last Rival Of Khomeini Died


RedWine
06-13-2007, 03:36 AM
آيت الله سيد حسن طباطبائی قمی، از مراجع تقليد شيعه و منتقدان حکومت ايران که در شهر مشهد ساکن بود، بامداد دوشنبه (يازدهم ژوئن) در سن 96 سالگی در بيمارستان امام رضای اين شهر درگذشت

آيت الله قمی با اينکه همراه با آيت الله خمينی در سالهای دهه شصت ميلادی به اقدام اعتراضی عليه حکومت وقت ايران پرداخت و پس از آيت الله خمينی، بلندپايه ترين روحانی شيعه بود که بازداشت و تبعيد شد، پس از انقلاب و روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی در ايران، عمدتاً بر سر مخالفت با انديشه ولايت فقيه، در زمره منتقدان اين نظام درآمد و سالها در حبس خانگی و تحت محدوديت به سر برد.

با اين حال، آيت الله خامنه ای رهبر ايران به مناسبت درگذشت آيت الله قمی پيام تسليتی فرستاده که در آن آمده است: "ساليان درازی از عمر با بركت اين فقيه مجاهد در راه مبارزه با رژيم طاغوت گذشت و بيانات پرشور ايشان گرمابخش نيروهای مبارز بود. رنج و محنت زندان و تبعيد نتوانست در عزم راسخ آن بزرگوار خلل وارد آورد و تا لحظه* پيروزی انقلاب تلاش ايشان را متوقف سازد".

http://img156.imageshack.us/img156/7194/1965ek0.jpg (http://imageshack.us)

آیت الله سيد حسن قمی فرزند ميرزا حسين قمی، از مراجع بزرگ شيعه بود که در مشهد سکونت داشت اما در پی فرمان رضاشاه مبنی بر کشف حجاب اجباری زنان در سال 1314 خورشيدی (1936 ميلادی) و ابراز مخالفت ميرزا حسين قمی، ناچار به ترک ايران و اقامت در عراق شد.

آيت الله قمی نيز که تحصيلات خود را در مشهد آغاز کرده بود همراه با پدر به عراق رفت و در آنجا علاوه بر پدرش، به تحصيل نزد علمای بزرگ آن زمان، همچون ميرزا حسين نائينی و آقا ضياء الدين عراقی پرداخت و به درجه اجتهاد رسيد.

وی پس از درگذشت پدرش به مشهد بازگشت و به تدريس در حوزه علميه و فعاليتهای مذهبی پرداخت.

با آغاز حرکت اعتراضی آيت الله خمینی عليه سياستهای حکومت وقت ايران در سال 1342 (1963)، آيت الله قمی نيز در اين حرکت شرکت جست و سال بعد همراه با آيت الله خمينی بازداشت شد و تا زمان وقوع انقلاب در شهرهای مختلف، عمدتاً در کرج، در تبعيد زندگی کرد.

در زمان انقلاب نيز، آيت الله قمی به حمايت از آيت الله خمینی پرداخت، اما مدتی پس از پيروزی انقلاب که آيت الله خمينی نظريه ولايت فقيه را به عنوان رکن نظام حاکم بر ايران مطرح کرد، آيت الله قمی و برخی ديگر از روحانيون بلندپايه شيعه به مخالفت با اين نظريه پرداختند و آن را خلاف آموزه های دين اسلام و مذهب تشيع عنوان کردند.

بدين ترتيب، آيت الله قمی، با وجود سوابقی که در همراهی با آيت الله خمينی داشت، همراه با آيت الله روحانی و آيت الله شيرازی که ديگر مراجع تقليدی بودند که علناً در ايران به مخالفت با نظريه ولايت فقيه پرداختند تحت حبس خانگی قرار گرفت و تا پايان عمر در محدوديت زندگی کرد.

مراسم به خاکسپاری آيت* الله سيدحسن طباطبايی قمی، يکی از مراجع منتقد و مخالف نظريه ولايت فقيه، صبح روز سه*شنبه بيست و دوم خردادماه در مشهد برگزارشد.

آيت الله سيدحسن طباطبايی قمی که روز دو شنبه در سن ۹۶ سالگی درگذشت به دليل مخالفت با نظريه ولايت فقيه و ادامه جنگ عراق و ايران سال ها در بازداشت خانگی، حصر و محدودیت به سر برد.

آيت الله قمی به همراه آيت الله خمينی و آيت *الله بهاءالدين محلاتی شيرازی، اعلاميه مشهوری را در پانزده خرداد ۱۳۴۱صادر کردند و از همين رو، دستگير و روانه زندان شد. وی تا آستانه انقلاب به مدت ۱۵ سال در تبعيد در شهرستان کرج به سر برد.

حسن شريعتمداری فرزند آيت الله سيد کاظم شريعتمداری در همين زمينه می گوید:«زمانی که آيت الله سيد حسن قمی در سال های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ به همراه آقای خمينی در زندان بود، ايشان حاضر نشدند پای تعهد نامه فعاليت سياسی نکردن را امضا کنند ولی آقای خمينی تعهد نامه را امضا کرد و آزاد شد و ايشان به زندان و تبعيد محکوم شد».

به گفته آقای شريعتمداری، بسياری از اطرافيان آيت الله خمينی به دليل سوابق مبارزاتی، خانوادگی و نظريات دينی و فقهی آيت الله قمی حاضر به تحمل وی نبودند.

آيت الله سيد حسن قمی، فرزند آیت الله ميرزا حسين قمی، از مراجع شيعه بود که مخالف کشف حجاب در دوران رضا شاه بود و در نهایت مجبور به ترک ایران و اقامت در عراق شد.

آيت الله سيد حسن قمی در دوران پس از انقلاب به مخالفت با پاره ای از رويکرد در جمهوری اسلامی پرداخت .

حسن شريعتمداری دراينباره می گويد:« پس از انقلاب آيت الله قمی با بسياری از بی عدالتی ها از جمله اعدام ها و مصادره ها که روی می داد مخالفت جدی، شفاف و صريح می کرد».

آقای حسن شريعتمداری درباره مخالفت آيت الله قمی با نظريه ولايت فقيه می گويد:« ايشان از زوايه خود با نظريه ولايت فقيه مخالف بود. ايشان براين اعتقاد بودند که در شرايط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود ندارد. چراکه زمانی حکومت اسلامی برقرار می شود که بتوان همه قوانين اسلامی را جاری کرد و نيازی به قوه مقننه نباشد. بنابراين حکومتی که تشکيل شده نمی تواند حکومت اسلامی باشد و ايشان با جمهوری اسلامی و بندهای مربوط به ولايت فقيه در قانون اساسی مخالف بود».

به گفته آقای شريعتمداری آيت الله قمی در بيانيه ای به مخالفت با پاره از قوانين دوره اول مجلس شورای اسلامی پرداخت و همين زمينه ساز حصر وی شد.

حسن شريعتمداری درباره مخالفت آيت الله قمی با ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر توسط نيروهای ايرانی می گويد:« پس از آزادی خرمشهر و خروج نيروهای عراقی آيت الله قمی ادامه جنگ ميان ايران و عراق را جنگ ميان مسلمانان و حرام می دانستند و در بیانیه خواستار توقف جنگ شده بودند و شاید همین بیانیه دلیل مهمی بود که به این شیوه با ایشان برخورد کنند.»

آيت الله قمی در هيچ دادگاهی در جمهوری اسلامی ايران محاکمه و محکوم نشد و به گفته آقای شريعتمداری بازداشت خانگی آيت الله قمی تا دو سال پيش که به دليل کسالت شديد خاتمه يافت، ادامه داشت.

RedWine
06-13-2007, 08:28 AM
آیت الله قمی، زندگی در حصر خانگی


پریروز پیرمردی 95 ساله، غریبانه در مشهد درگذشت که قدیمی ترین و پرسابقه ترین مرجع تقلید دوران ما بود. در دوران کودکی ما، در مشهد دو مرجع وجود داشت؛ آیت الله میلانی و آیت الله قمی. آقای قمی شجاعت کم نظیری داشت. مبارزین جوان آن زمان که بعد ها رهبران اصلی انقلاب شدند، همواره به بیت ایشان رفت و آمد می کردند. بیتش همواره تحت کنترل ساواک بود . در ماجرای 15 خرداد دوشا دوش امام فعال بود و ایشان را هم در مشهد دستگیر کردند. پدرش آیت الله حاج آقا حسین قمی بود که بزرگترین مرجع عصر خودش بود. ا.

هم به شجاعت و سیاست معروف بود. وقتی چند روز از مشهد به خاطر کشف حجاب مهاجرت کرد، با عکس العمل عمومی روبرو شد و ماجرای مسجد گوهر شاد و کشتار آن جا پیش آمده بود. آقای حاج سید حسن قمی که پریروز در گذشت، در دهه ی 40 شمسی به کرج تبغید شد. برای یک مرجع تقلید، جدا بودن از درس و حوزه علمیه خیلی تبعید مشکلی است.

تا پیروزی انقلاب در همان حصر خانگی در کرج ماند. یادم هست در کودکی یک بار با پدر و دائی ام به کرج رفتیم و با آن که ممنوع بود، با موافقت پاسبان دم در برای دیدار کوتاهی ایشان را زیارت کردم. برای نسل ما که به مبارزه مذهبی علاقمند بودیم، در غیاب امام دیدن مرجع تقلید تبعیدی خیلی خاطره انگیز بود. موقع خدا حافظی یک رساله ی توضیح المسائلشان را به من دادند. با شیطنت کودکانه از ایشان خواستم برایم یادگاری بنویسد، بزرگتر ها چشم غره رفتند ولی ایشان قبول کرد. امروز داشتم آن رابا دست خط ایشان میخواندم. روایتی از قول امام مجتبی است که میفرماید: اگرعزت بدون مشکل و هیبت بدون قدرت می خواهی، از ذلت گناه بیرون آ و به عزت طاعت خدا برس. وقتی انقلاب در شرف پیروزی بود در روز 17 شهریور ایشان به مشهد بازگشتند. استقبال پرشوری شد. منزل ایشان مرکز تجمع انقلابیون گردید.

هر روز سخنرانی و راهپیمائی بود. یک بار هم با آن سن جوانی من در پایان راهپیمائی در منزل ایشان سخنرانی کردم. خود ایشان هم بود. از این که از امام زیاد تجلیل شود، راضی نبودند. قراربزرگان مبارزه بر این بود که در سخنرانی ها فقط اسم امام برده شود. قبل از سخنرانی شهید هاشمی نژاد هم آنجا بود، همین توصیه را تکرار کرد. یادم نمی رود تا منبرم تمام شد، آقای قمی به رویم آوردند که سه بار اسم آقای خمینی را آورد و یک بار اسم مرا نیاورد.

البته نشانه جوانی و کم ادبی من هم بود. این حساسیت ایشان نسبت به امام به دلیل آن بود که خودشان را هم وزن امام در مبارزه می دانشتند. وهمین توهم بعد ها مشکل آفرین شد. آقای قمی به شدت سنتی فکر می کرد. شجاعت فوق العاده همراه با تفکر کاملاً سنتی، از خصوصیات آن مرجع بزرگ بود. هیچکس شجاعت کم نظیر او را نمی تواند انکار کند.از مصادره های اول انقلاب خیلی ناراحت بود و بعد از دیداری که با امام داشت، در اولین ماه های بعد از انقلاب، با رهبری آن سر ناسازگاری گذاشت. این رفتارهای ایشان منجر به حصر خانگی دوباره ایشان شد. باز دوباره دم در خانه آقای قمی پلیس ایستاد و رفت و آمد ها را کنترل می کرد و جز اقوام نزدیک، کسی نمی توانست بهحضور ایشان برسد.

چند سال پیش که البته دیگر رمقی در وجود ایشان نمانده بود، حصر بیت ایشان برداشته شد. یکی دوباری به سفر حج و کربلا هم رفت. آخرین بار یکی دو سال پیش بود که در حرم مشهد ایشان را دیدم که روی ویلچیری به حرم آمده است. شاید زندگی او از این جهت بی نظیر بود که علیرغم عمر طولانی نزدیک به صد سال و داشتن قدیمی ترین منصب مرجعیت در میان مراجع فعلی، بیشتر عمرش را در قبل و بعد از انقلاب در حصر خانگی گذراند.

مشهدی های مذهبی در همه حال آقای قمی را خیلی دوست داشتند. اگر با نظرات و دیدگاه هایش هم موافق نبودند، اما او را برای شجاعت و تدین و صداقتش احترام می گذاشتند. وی دایی خانواده صدر بود. امام موسی و خواهران و برادرانش، خواهر زاده های او هستند. دایی بزرگ همسرآقایان احمد آقای خمینی و آقای خاتمی هم میشدو در بعد از دوران حصر وشاید در همان دوران هم آنان گهگاهی به دیدن ایشان می رفتند. خدا رحمتش کند.