گفتگو با مسعود سعيدي خواننده RnB و پاپ
مسعود سعيدي، خواننده RnB و پاپ فقط بيست سالشه. مسعود كارش رو از شانزده سالگي و با فرار از كلاس درس رياضي و پناه بردن به استوديو، واسه خوندن آهنگ شوروع كرد و خيلي كوتاه رسيد به يه جايي كه كه اسمش موفقيت آباده!
مسعود با خيلي از بچه هاي رپ مثل هيچكس، پيشرو، فلاكت و تتلو آهنگ خونده و چندين آهنگ هم خودش تنهايي اجرا كرده كه خيلي خوب و زود گرفتن.
مسعود رو امير تتلو، پارسال بهم معرفي كرده بود. ولي از اون موقع نشد كه ببينمش ( هر بار به يه دليل: يه بار تلفنش رو گم كردم، يه بار سرما خوردم ) خلاصه نشد تا اوايل تابستون امسال كه بالاخره ديدمش!
قرار : ناچار در چمن
بهش كه زنگ زدم تا قرار مدار قطعي ملاقاتمون رو بزاريم. صداش حرص داشت و بهم بد قولي هام رو ياد آوري كرد: " زودتر از اينها منتظرت بودم !!!"
مسعود رو تويه روزه تعطيل كه همه جا بسته بود ديدم ! در حالي كه از گرما و گرسنگي هر دوتامون مچاله شده بوديم، انگشت به دهن دنباله يه جايي مي گشتيم كه بشه توش نشست و لبي با يه چيزي تر كرد ! زهي خياله باطل كه هر جا رفتيم ، كركره ها پايين بودند! خلاصه در وضعيتي پر از چشم غره ،به ناچار ، خودمون رو زديم به اون راه و وسطه يه زمين چمن فرود اومديم (موقعيت كاملا سيزده بدري بود. راستش واسه من زياد بد هم نشد ، چون تونستم يواشكي يه چند نخ سبزه هم گره زدم ، شايد بالاخره دري به تخته خورد و ...)
به محض اينكه دكمه ي ضبط صوت رو زدم به جاي من ، مسعود مصاحبه رو شوروع كرد با اين غر كه : جاي ديگه اي به جز چمن نداشتين با من مصاحبه كنيد ؟!
خوندن : از قنداق تا استوديو
مسعود ، تو به من گفتي كه از ۱۶ سالگي از راه به در شدي و كارت رو شوروع كردي ، ميشه بگي چطوري ؟ اصولا چه اتفاقي افتاد كه تو رفتي سراغ " آر ان بي " ، از اول " آر ان بي مي خوندي " يا از يه جاي ديگه شوروع كردي ؟
ببين من از قنداق مي خوندم ، پدر مادرم بهم ميگن من خيلي خوب آوازها رو تقليد مي كردم و اونها هم خيلي من رو تشويق مي كردن ولي حالا به صورت حرفه اي و جدي اگه بخواي بگي كه رفتم تو استوديو و آهنگ خوندم ، با ترانه ي " بيقرار " شروع كردم. كه اون موقع البته با اسم " مسعود سعيدي " كار نمي كردم ، فقط بهم ميگفتن مسعود.
من سعي مي كردم با تركيب و تلفيق " آر ان بي " با سبك هاي ديگه كه شناخته شده تر هستن ، يواش يواش ، گوش شنونده هام رو با " آر ان بي" آشنا كنم . واسه همين آتيش " آر ان بي " رو زدم به خيمه ي " رپ و پاپ " !
قبل از اينكه بريم به بعد از " بيقرار " ، يهو يه سوال مشكوك به ذهنم خطور كرد كه آيا تو خودت موسيقي هم كار مي كني يا فقط آواز مي خوني و يه چيز ديگه اينه كه تو ميگي كه به سبك " آر ان بي " ، مي خوني ، " آر ان بي " اصلا يعني چي ؟
موسيقي كه آره ، كار مي كنم ، گيتار مي زنم و اتفاقا گيتار ترانه هايي كه از من شنيدين رو هم خودم اجرا كردم. در مورد " آر ان بي " هم ، بايد بگم كه اين عبارت مخفف " ريتم اند بلوز " هست ، بخوام كوتاه توضيح بدم ميشه : ضربي كردن بي ضرب ترين ها !!!
خوب حالا برگرديم به بعد از اولين آهنگي كه خوندي ، " بيقرار ". اين آهنگ گرفت؟ بعدش چي شد؟ يعني "بيقرار " ، " بيقرارت " كرد ؟
آره ، واقعا گرفت ، تو مهمونيا ، تو ماشين مي شنيدمش. خلاصه اينكه همه چي از اون آهنگ شوروع شد ، باورتون ميشه كه بعد از اين موفقيت ، من ديگه " بيقرار " خوندن كارهاي جديدم شدم . همش در تب و تاب بودم كه زودتر بخونم . اون موقع هفده سالم بود و من مجبور بودم واسه خوندن آهنگهاي جديدم حتي از مدرسه فرار هم بكنم. كه البته چند بار سعي كردم اينكارو بكنم موفقيت آميز نبود. ولي به يار بار يادمه كلاس رياضي داشتيم ، منم دل رو زدم به دريا و الفرار ، رفتم استوديو و ريميكس آهنگ " نفرت " رو خوندم.
مسعود سخت نبود ؟ چون تو اون موقع خيلي سنت كم بود و در عين حال شروع كرده بودي با بچه هاي رپ ، ترانه مشترك خوندن ، اونها بعضي هاشون از تو بزرگتر بودن ، سليقه هاشون فرق داره .چطوري خودتو تنظيم كردي ؟
خوب خيلي سخت بود ، سختيش بيشتر ماله اين بود كه من دوست داشتم با آدمهاي خاصي كار كنم ، دوست داشتم حرف و نظرم تو كار گنجونده باشه و اين وقتي كه داري با بزرگتر از خودت كار مي كني خيلي سخته. ولي خوب تونستم خودم رو جا بندازم . بعد از اين آهنگ نفرت، كارم سرعت گرفت بلافاصله " كم اوردم " و " آخه چرا " رو خوندم كه خوب چون ريتميك بود خيلي گرفت.
بعدش آهنگ " من بد شانسم " رو با فلاكت خوندم " عكس تو " بود كه تكي خوندمش و تو نوروز امسال ، اتفاقا ويديوش كردم بالاخره و بعد آهنگ " تماس كاريش نكن" با هيچكس ،پيشرو ، قاف و تتلو كه خوب جواب داد . البته من يك كار ديگه هم با پيشرو خوندم به اسم " نفرت " كه چون وصف حال بود ، خيلي سريع سر زبون ها افتاد . ماجراي اين آهنگ ، روي يه داستان واقعي مي گرده كه واسه خودم ، يه سال پيش اتفاق افتاد . خيانتي بود كه بر اثر نداشتنه لياقت رخ داد ( اين رو كه مسعود گفت ، انگاري دست گذاشت رو دلم ، واسه همين، براي جلوگيري از گريه ، چند فقره خنده ي عصبي كردم )
حالا كه صحبت از خيانت و لياقت شد ، يكم بريم تو زندگي خصوصيت. چه خبره اون تو ؟ ( موقع پرسيدن اين سوال ، نيشم باز شد و چشمهام لوچ ! )
زندگي خصوصي، كه يكمي سخت مي گذره. هفته اي سه روز تهران نيستم ، واسه دانشگاه ميرم يه شهره ديگه، مهندسي عمران مي خونم. تو اين سير و سفر ها خوب بايد حواسم هم به كار موسيقيم باشه ، كه عقب نمونم و خوب اين مشكله. مي دوني من ۲۰ سالمه ولي مثل اينكه خيلي زود افتادم تو جريان سختي ها و كار و اين شايد باعث شده كه تحمل سختي ها واسم آسونتر باشه.
خوب پس حالا كه اينطور شد به من بگو ببينم ، مشكل ترين كار و قضيه تو زندگيت چيه ؟
علاوه بر تمامي اين نكاتي كه بهت گفتم الان ، جديدا " طلبكار" ها ، به مشغله هاي زندگيم زياد شدن !! ( چشمام از حدقه در اومد ، آب دهنم رو قورت دادم و با تعجب از مسعود پرسيدم : طلبكارها ؟!! ) جريان اينه كه به نوعي هممون طلبكار داريم ، منظورم حتما طلبكار مالي نيستا ، هر كي يه چيزي مي خواد از آدم. مثلا خود تو ، از من خواستي سي دي آهنگام رو بيارم كه ديدي نياوردم ( دندون قروچه )
و از اينجا به بعدت ، آيندت چي ميشه؟ مهندس عمران ميشي يا خواننده ؟
يكمي واسه قضاوت كردن در مورد اين مساله سخته ! بايد ببينيم چي ميشه ولي اينرو مطمينم كه خوانندگي رو ول نمي كنم ، چون خيلي واسش زحمت كشيدم . اين مهندسيه هم ، به سختي واسم جور شد ، زور زدم وارد دانشگاه شدم ولي خوب خوانندگيه هم داره از اون ور زور مي زنه .
خوب تو اين همه " زور زدن " كه الان گفتي ، چيكارا قراره بكني تو موسيقي به زودي ؟ تا حالا آلبوم ندادي بيرون ، فقط تك آهنگ بوده ،درسته ؟
خودم هنوز آلبومه منسجمي درست نكردم ولي سايتهاي پخش موسيقي وقتي تعداد آهنگهام ده تا شد ، خودشون آلبومش كردن ولي خوب الان من دارم اولين آلبومم رو درست مي كنم تا به زودي پخشش كنم
خوب ؛ پس تا اون موقع كه تو آلبومه جديدت رو تو هوا بپراكنوني ( فعل هخامنشي با مصدر پراكندن ) ، من قلمم رو اينجا ميزاريم زمين .
خوب كاري مي كني
پايان سبز!
مسعود ، !!!! چرا شلوارت سبز شده ؟!! اوخ اوخ ، واسه اين چمنست كه روش نشستيم
مسعود سعيدي، خواننده RnB و پاپ فقط بيست سالشه. مسعود كارش رو از شانزده سالگي و با فرار از كلاس درس رياضي و پناه بردن به استوديو، واسه خوندن آهنگ شوروع كرد و خيلي كوتاه رسيد به يه جايي كه كه اسمش موفقيت آباده!
مسعود با خيلي از بچه هاي رپ مثل هيچكس، پيشرو، فلاكت و تتلو آهنگ خونده و چندين آهنگ هم خودش تنهايي اجرا كرده كه خيلي خوب و زود گرفتن.
مسعود رو امير تتلو، پارسال بهم معرفي كرده بود. ولي از اون موقع نشد كه ببينمش ( هر بار به يه دليل: يه بار تلفنش رو گم كردم، يه بار سرما خوردم ) خلاصه نشد تا اوايل تابستون امسال كه بالاخره ديدمش!
قرار : ناچار در چمن
بهش كه زنگ زدم تا قرار مدار قطعي ملاقاتمون رو بزاريم. صداش حرص داشت و بهم بد قولي هام رو ياد آوري كرد: " زودتر از اينها منتظرت بودم !!!"
مسعود رو تويه روزه تعطيل كه همه جا بسته بود ديدم ! در حالي كه از گرما و گرسنگي هر دوتامون مچاله شده بوديم، انگشت به دهن دنباله يه جايي مي گشتيم كه بشه توش نشست و لبي با يه چيزي تر كرد ! زهي خياله باطل كه هر جا رفتيم ، كركره ها پايين بودند! خلاصه در وضعيتي پر از چشم غره ،به ناچار ، خودمون رو زديم به اون راه و وسطه يه زمين چمن فرود اومديم (موقعيت كاملا سيزده بدري بود. راستش واسه من زياد بد هم نشد ، چون تونستم يواشكي يه چند نخ سبزه هم گره زدم ، شايد بالاخره دري به تخته خورد و ...)
به محض اينكه دكمه ي ضبط صوت رو زدم به جاي من ، مسعود مصاحبه رو شوروع كرد با اين غر كه : جاي ديگه اي به جز چمن نداشتين با من مصاحبه كنيد ؟!
خوندن : از قنداق تا استوديو
مسعود ، تو به من گفتي كه از ۱۶ سالگي از راه به در شدي و كارت رو شوروع كردي ، ميشه بگي چطوري ؟ اصولا چه اتفاقي افتاد كه تو رفتي سراغ " آر ان بي " ، از اول " آر ان بي مي خوندي " يا از يه جاي ديگه شوروع كردي ؟
ببين من از قنداق مي خوندم ، پدر مادرم بهم ميگن من خيلي خوب آوازها رو تقليد مي كردم و اونها هم خيلي من رو تشويق مي كردن ولي حالا به صورت حرفه اي و جدي اگه بخواي بگي كه رفتم تو استوديو و آهنگ خوندم ، با ترانه ي " بيقرار " شروع كردم. كه اون موقع البته با اسم " مسعود سعيدي " كار نمي كردم ، فقط بهم ميگفتن مسعود.
من سعي مي كردم با تركيب و تلفيق " آر ان بي " با سبك هاي ديگه كه شناخته شده تر هستن ، يواش يواش ، گوش شنونده هام رو با " آر ان بي" آشنا كنم . واسه همين آتيش " آر ان بي " رو زدم به خيمه ي " رپ و پاپ " !
قبل از اينكه بريم به بعد از " بيقرار " ، يهو يه سوال مشكوك به ذهنم خطور كرد كه آيا تو خودت موسيقي هم كار مي كني يا فقط آواز مي خوني و يه چيز ديگه اينه كه تو ميگي كه به سبك " آر ان بي " ، مي خوني ، " آر ان بي " اصلا يعني چي ؟
موسيقي كه آره ، كار مي كنم ، گيتار مي زنم و اتفاقا گيتار ترانه هايي كه از من شنيدين رو هم خودم اجرا كردم. در مورد " آر ان بي " هم ، بايد بگم كه اين عبارت مخفف " ريتم اند بلوز " هست ، بخوام كوتاه توضيح بدم ميشه : ضربي كردن بي ضرب ترين ها !!!
خوب حالا برگرديم به بعد از اولين آهنگي كه خوندي ، " بيقرار ". اين آهنگ گرفت؟ بعدش چي شد؟ يعني "بيقرار " ، " بيقرارت " كرد ؟
آره ، واقعا گرفت ، تو مهمونيا ، تو ماشين مي شنيدمش. خلاصه اينكه همه چي از اون آهنگ شوروع شد ، باورتون ميشه كه بعد از اين موفقيت ، من ديگه " بيقرار " خوندن كارهاي جديدم شدم . همش در تب و تاب بودم كه زودتر بخونم . اون موقع هفده سالم بود و من مجبور بودم واسه خوندن آهنگهاي جديدم حتي از مدرسه فرار هم بكنم. كه البته چند بار سعي كردم اينكارو بكنم موفقيت آميز نبود. ولي به يار بار يادمه كلاس رياضي داشتيم ، منم دل رو زدم به دريا و الفرار ، رفتم استوديو و ريميكس آهنگ " نفرت " رو خوندم.
مسعود سخت نبود ؟ چون تو اون موقع خيلي سنت كم بود و در عين حال شروع كرده بودي با بچه هاي رپ ، ترانه مشترك خوندن ، اونها بعضي هاشون از تو بزرگتر بودن ، سليقه هاشون فرق داره .چطوري خودتو تنظيم كردي ؟
خوب خيلي سخت بود ، سختيش بيشتر ماله اين بود كه من دوست داشتم با آدمهاي خاصي كار كنم ، دوست داشتم حرف و نظرم تو كار گنجونده باشه و اين وقتي كه داري با بزرگتر از خودت كار مي كني خيلي سخته. ولي خوب تونستم خودم رو جا بندازم . بعد از اين آهنگ نفرت، كارم سرعت گرفت بلافاصله " كم اوردم " و " آخه چرا " رو خوندم كه خوب چون ريتميك بود خيلي گرفت.
بعدش آهنگ " من بد شانسم " رو با فلاكت خوندم " عكس تو " بود كه تكي خوندمش و تو نوروز امسال ، اتفاقا ويديوش كردم بالاخره و بعد آهنگ " تماس كاريش نكن" با هيچكس ،پيشرو ، قاف و تتلو كه خوب جواب داد . البته من يك كار ديگه هم با پيشرو خوندم به اسم " نفرت " كه چون وصف حال بود ، خيلي سريع سر زبون ها افتاد . ماجراي اين آهنگ ، روي يه داستان واقعي مي گرده كه واسه خودم ، يه سال پيش اتفاق افتاد . خيانتي بود كه بر اثر نداشتنه لياقت رخ داد ( اين رو كه مسعود گفت ، انگاري دست گذاشت رو دلم ، واسه همين، براي جلوگيري از گريه ، چند فقره خنده ي عصبي كردم )
حالا كه صحبت از خيانت و لياقت شد ، يكم بريم تو زندگي خصوصيت. چه خبره اون تو ؟ ( موقع پرسيدن اين سوال ، نيشم باز شد و چشمهام لوچ ! )
زندگي خصوصي، كه يكمي سخت مي گذره. هفته اي سه روز تهران نيستم ، واسه دانشگاه ميرم يه شهره ديگه، مهندسي عمران مي خونم. تو اين سير و سفر ها خوب بايد حواسم هم به كار موسيقيم باشه ، كه عقب نمونم و خوب اين مشكله. مي دوني من ۲۰ سالمه ولي مثل اينكه خيلي زود افتادم تو جريان سختي ها و كار و اين شايد باعث شده كه تحمل سختي ها واسم آسونتر باشه.
خوب پس حالا كه اينطور شد به من بگو ببينم ، مشكل ترين كار و قضيه تو زندگيت چيه ؟
علاوه بر تمامي اين نكاتي كه بهت گفتم الان ، جديدا " طلبكار" ها ، به مشغله هاي زندگيم زياد شدن !! ( چشمام از حدقه در اومد ، آب دهنم رو قورت دادم و با تعجب از مسعود پرسيدم : طلبكارها ؟!! ) جريان اينه كه به نوعي هممون طلبكار داريم ، منظورم حتما طلبكار مالي نيستا ، هر كي يه چيزي مي خواد از آدم. مثلا خود تو ، از من خواستي سي دي آهنگام رو بيارم كه ديدي نياوردم ( دندون قروچه )
و از اينجا به بعدت ، آيندت چي ميشه؟ مهندس عمران ميشي يا خواننده ؟
يكمي واسه قضاوت كردن در مورد اين مساله سخته ! بايد ببينيم چي ميشه ولي اينرو مطمينم كه خوانندگي رو ول نمي كنم ، چون خيلي واسش زحمت كشيدم . اين مهندسيه هم ، به سختي واسم جور شد ، زور زدم وارد دانشگاه شدم ولي خوب خوانندگيه هم داره از اون ور زور مي زنه .
خوب تو اين همه " زور زدن " كه الان گفتي ، چيكارا قراره بكني تو موسيقي به زودي ؟ تا حالا آلبوم ندادي بيرون ، فقط تك آهنگ بوده ،درسته ؟
خودم هنوز آلبومه منسجمي درست نكردم ولي سايتهاي پخش موسيقي وقتي تعداد آهنگهام ده تا شد ، خودشون آلبومش كردن ولي خوب الان من دارم اولين آلبومم رو درست مي كنم تا به زودي پخشش كنم
خوب ؛ پس تا اون موقع كه تو آلبومه جديدت رو تو هوا بپراكنوني ( فعل هخامنشي با مصدر پراكندن ) ، من قلمم رو اينجا ميزاريم زمين .
خوب كاري مي كني
پايان سبز!
مسعود ، !!!! چرا شلوارت سبز شده ؟!! اوخ اوخ ، واسه اين چمنست كه روش نشستيم
