Announcement

Collapse
No announcement yet.

Khosro Shakibai Dies(Funeral's Pics)

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Khosro Shakibai Dies(Funeral's Pics)


    خسرو شکیبایی بازیگر سینما صبح امروز در سن64 سالگی درگذشت

    خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، صبح امروز جمعه 28 تیرماه به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

    به گزارش خبرنگار مهر، شکیبایی صبح امروز در سن 64 سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی از مدتی پیش به دلیل ابتلا به بیماری مزمن دیابت در وضعیت جسمی مساعدی به سر نمی*برد. انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در دومین جشن خود از مرحوم شکیبایی به عنوان یکی از بازیگران برتر 30 سال اخیر تجلیل کرد.

    خبرگزاری مهر ضایعه فقدان خسرو شکیبایی را به بازماندگان آن مرحوم، بازیگران و هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون ایران و تمام دوستداران هنر وی تسلیت می*گوید.

    خبرهای تکمیلی متعاقبا ارسال می*شود.


    خبرگزاری مهر

    -----------------------------------------------


    خسرو شكيبايي - بازيگر مطرح سينماي ايران - درگذشت.


    زمان مراسم تشييع پيكر شكيبايي هنوز مشخص نيست.

    ----------------------------------------------------
    بیوگرافی:

    متولد 1323
    با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 136 بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
    خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
    خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
    او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.

    .................................................. ....

    مجموعه آثار:

    - خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)
    - دادشاه (حبیب کاووش - 1362)
    - صاعقه (1364)
    - رابطه (پوران درخشنده - 1365)
    - دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)
    - ترن (امیر قویدل - 1366)
    - شکار (مجید جوانمرد - 1366)
    - هامون (داریوش مهرجویی - 136
    - عبور از غبار (پوران درخشنده - 136
    - ابلیس (احمدرضا درویش - 136
    - جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)
    - سارا (داریوش مهرجویی - 1371)
    - پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)
    - یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)
    - بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)
    - کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)
    - پری (داریوش مهرجویی - 1373)
    - درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)
    - لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)
    - سایه به سایه (علی ژکان - 1374)
    - خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)
    - سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)
    - عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)
    - روانی (داریوش فرهنگ - 1376)
    - زندگی (اصغر هاشمی - 1376)
    - دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)
    - میکس (داریوش مهرجویی - 137
    - دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)
    - کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)
    - مزاحم (سیروس الوند - 1380)
    - اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
    - صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)
    - ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
    - سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
    - حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
    - پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده، 1383)
    - ستاره ها: ستاره بود (فریدون جیرانی، 1384)
    - عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)
    - چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
    - اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد، 1385)
    - دست های خالی (ابوالقاسم طالبی، 1385)
    - رئیس (مسعود کیمیایی، 1385)

    مجموعه های تلویزیونی:
    - مدرس
    - روزی روزگاری (امرالله احمدجو، 136
    - خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - 1375)
    - کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)
    - تفنگ سرپر* (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/137
    - در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی- 1381)

    .................................................. ....

    جشنواره ها و جوایز:










  • #2
    Khoda biamorzadesh, he was a good actor .

    Comment


    • #3
      oh my God he was the best khoda biomorzatesh

      Comment


      • #4
        رييس بيمارستان پارسيان گفت: خسرو شكيبايي پنج*شنبه شب در حالت نيمه كما به بيمارستان منتقل شد.
        دكتر محمدرضا نوروزي توضيح داد: اين هنرمند دچار بيماري مزمن نارسايي كبد بود كه اين بيماري از مدتي قبل شروع شده بود و عملكرد كبد را دچار اختلال كرده بود كه سرطان كبد را هم به دنبال داشت.
        وي ادامه داد: ايشان صبح پنج*شنبه دچار اختلال هوشياري مي*شوند و شب به حالت نيمه*كما به بيمارستان منتقل شدند و به سرعت با بستري در بخش آي*.سي*.يو اقدامات ويژه انجام شد، اما متاسفانه به*دليل اختلافات متابوليستي ، نارسايي كبدي و پيشرفت سرطان؛ صبح جمعه با ايست قلبي دار فاني را وداع گفتند.
        نوروزي خطاب به هنرمندان توصيه كرد: مشغله*ي كاري باعث نشود از سلامتي غافل شوند و در طول سال چكاب*هاي لازم را داشته باشند و سلامتي را موضوع مهمي بدانند.
        او در عين حال به ايسنا گفت: اگر خسرو شكيبايي هم زودتر به پزشك مراجعه مي*كرد، كمك بيشتري اتفاق مي*افتد.
        وي با بيان* اين*كه در بيمارستان پارسيان از هنرمندان برجسته* هزينه*اي دريافت نمي*شود، ادامه داد: اين قاعده*اي است كه ما دررابطه با هنرمندان سرشناس داريم و مي*توانند از امكانات ما به*طور رايگان بهره*مند شوند و اميدواريم بتوانيم شرايط لازم را براي سلامتي*شان آنها فراهم كنيم.

        Comment


        • #5
















          Comment


          • #6
            گيرم كه خسرو شكيبايي معتاد بود … به تو چه ؟

            دلم ميخواست در مورد خسرو شكيبايي بنويسم اما سيل نوشته ها رو كه ديدم منصرف شدم و فقط خواندم … خواندم و خواندم تا رسيدم به نوشته پرويزجاهد كه نميدونم كيه ! ايشون در اين نوشته به اصطلاح خودش پرده دري كرده و گفته خسرو شكيبايي به شدت به مواد مخدر اعتياد داشته و بعيد نيست مرگش به همين خاطر باشه و در دنباله اين نوشته از چند تن ديگر از هنرمندان فوت شده نام برده كه معتاد بوده اند ! و در خاتمه مرگ شكيبايي رو هشداري براي جامعه هنرمندان دانسته !

            خيلي رك بگم حالم از اينجور ادما به هم ميخوره ! ميگن شيطان از ادم مرده ميگذره اما ادم نميگذره راست گفتن ! اقاي جاهد من شما رو از اون دسته ادمهايي ميدونم كه از مرگ افراد هم سو استفاده كرده و زير لواي دلسوزي ميخواهيد خودتون رو مطرح كنيد ! گيرم كه خسرو شكيبايي معتاد بود … به من چه ؟ به تو چه ؟ ادمايي كه ميخوان اداي دايه مهربان تر از مادر رو در بيارن يه ريگي توي كفششون هست !

            تو اگه شهامت داشتي فقط پشت سر مرده ها حرف نميزدي ! اقاي جاهد برو ياد بگير كه در زندگي خصوصي ديگران سرك نكشي … ياد بگير كه با حرف هاي تو و امثال تو هيچ چيز از ارزشهاي خسرو شكيبايي كم نميشه و تو تنها خودت رو خراب كردي … يك موي خسرو شكيبايي شرف داره به صد تا امثال تو و خروس هاي بي محلي كه نميدونن هر حرفي رو نبايد زد … اگر جرات و جسارت داري از زنده ها بگو تا جوابت رو بدن نه كساني كه دستشان از اين دنيا كوتاهه !

            اين نوشته شما قطعا دلسوزي، حسن نيت، صداقت و حتي هشدار هم نبود… اين*كه كسي معتاد باشد، به خودش مربوط است و مانع از داشتن خصوصيات خوب انساني نمي*شود. آنقدر غرض*ورزي در نوشته** شما به چشم مي*خوره كه فقط حال من رو به*هم زد….. همين !



            --------------------------------------------------------------------------------

            --------------------------------------------------------------------------------


            مقاله مورد بحث پرويز جاهد در راديو زمانه
            بازي تمام شده است
            پرويز جاهد

            رسانه ها همه از شكيبايي مي گويند. خوب هم هست. او بازيگر مهمي بود. ستاره اي بود. اما در اين گفتن ها آنچه پنهان مي كنند تاسف انگيز است. شكيبايي با خود هر چه كرد چيزي پنهان نبود. پس بهتر است تمام شكيبايي را ببينيم و با آنچه بود و آنچه هستيم روبرو شويم و خود را از خودمان پنهان نكنيم. اينجا ديگر محل بازي نيست. بازي تمام شده است.

            خسرو شكيبايي هيچگاه بازيگر محبوب و مورد علاقه من نبود اما بازيگر خوبي بود و در فيلم هاي مهمي مثل هامون، سارا، كاغذ بي خط، كيميا و چند فيلم خوب ديگر بازي كرد. تنها نقشي كه از شكيبايي دوست دارم بازي درخشان اش در سريال روزي روزگاري است كه به اعتقاد من از بهترين سريال هاي تلويزيوني توليد شده پس از انقلاب است و تا كنون سريالي در حد و اندازه آن توليد نشده (در كنار كوچك جنگلي).

            وقتي خبر درگذشت خسرو شكيبايي را در سن 64 سالگي شنيدم، بسيار متاسف شدم اما اصلا تعجب نكردم چون از وضعيت جسمي بحراني او تا اندازه اي باخبر بودم، اگرچه بسياري از نويسندگان و هنرمندان سينماي ايران در پيام هاي تسليت خود در روز گذشته آن را يك شوك خواندند و چنين نشان دادند كه از اين مرگ ناگهاني غافلگير شدند. اما برخي نويسنده ها مثل اميرحسين جلالي در سايت سينماي ما نوشتند «خيلي ها انتظارش را داشتند. معجزه كه قرار نبود اتفاق بيفتد». همه مي دانستند كه شكيبايي به شدت معتاد به مواد مخدر است و در هر محفل هنري كه مي رفتي از اعتياد او حرف مي زدند اما اين عادت ما ايراني هاست كه ضعف هاي هنرمندان مورد علاقه مان را بعد از مرگ ناديده گرفته و آن را پنهان و لاپوشاني كنيم. اين پنهان كاري و رياكاري در جامعه هنري ايران به شدت رواج دارد تا حدي كه گزارش هاي پزشكي نيز علت واقعي مرگ برخي آدم هاي سرشناس و محبوب را اعلام نمي كند و رسانه هاي داخلي نيز از گفتن حقيقت مي پرهيزند.
            علت مرگ شكيبايي را ايست قلبي نوشته اند. برخي سايت هاي خبري نيز مرگ او را به خاطر سرطان كبد اعلام كرده اند. من نمي توانم با قطعيت بگويم علت واقعي مرگ شكيبايي اعتياد او بوده اما اگر بپذيريم كه او دچار اعتياد شديد بوده، پس مي توان اين احتمال را داد كه مرگ زودرس و نابهنگام و تاسف آور اين بازيگر محبوب سينماي ايران ناشي از اعتياد به مواد مخدر بوده. هنرمندان زيادي در سال هاي اخير بر اثر اعتياد به مواد مخدر در سن هاي جواني يا ميان سالي از دست رفتند. افراد خلاقي كه هنوز فرصت براي خلق آثار هنري داشتند اما به خاطر ضعف جسمي و بيماري ناشي از اعتياد، نتوانستند نقش خود را تا آخر بازي كنند. هنرمنداني چون اكبر مشكين، پرويز فني زاده، فرهاد و فروغي و شاعراني چون نصرت رحماني و م آزاد از جمله قربانيان اعتياد بودند اما اصلا يا كمتر در بيوگرافي آنها از اعتيادشان به مواد مخدر گفته شده است. در اين ميان كار برخي هنرمندان مثل داريوش اقبالي استثناست كه بعد از ترك اعتياد، شجاعانه به اعتيادشان اعتراف كرده اند و با اين كار خواسته اند ديگران از زندگي آنها عبرت گرفته و به راه آنها نروند.

            من نگران سرنوشت تعدادي از خلاق ترين آدم هاي سينماي ايران هستم كه آلوده مواد مخدرند و به دليل همين مشكل، توانايي تكميل پروژه هاي خود را ندارند و از اين رو كمتر تهيه كننده اي حاضر است روي كار آنان سرمايه گذاري كند.

            مرگ اسفناك شكيبايي، شايد هشداري باشد براي جامعه هنري ايران كه به بازنگري دروني خود بپردازد و علت واقعي مرگ هاي زودرس اعضاي خود را رياكارانه پنهان نكند بلكه به جاي آن به كشف و ريشه يابي علت ها و انگيزه هاي روحي، مالي و اجتماعي آن پرداخته و در درمان و پيش گيري آن بكوشد. بهتر است كه به خود دروغ نگوييم و از بيان حقايق تلخ واهمه نداشته باشيم.

            Comment


            • #7
              پوريا شكيبايي در يك برنامه تلويزيوني از خاطره ماجراي آخرين سيلي*هاي پدرش در آخرين لحظات عمر سخن گفت.

              به گزارش خبرگزاري فارس، در برنامه تلويزيوني «پنج+شب» كه پنجشنبه شب 3 مرداد به روي آنتن شبكه تهران رفت، «پوريا شكيبايي» فرزند مرحوم «خسرو شكيبايي» در كنار «ماني رهنما» و «پويا اميني» به عنوان ميهمان حضور داشتند.
              بنا بر اين گزارش، در بخشي از اين برنامه، «پوريا شكيبايي» به شيرين*ترين خاطره از پدر مرحومش اشاره كرد و گفت: پدر در آخرين لحظات زندگي، در شرايطي كه در بستر بيماري بود، ناگهان من را صدا كرد و به من گفت: تو پسر مني؟ و پس از آن بدون اين كه ديگر سخني بگويد، چهار سيلي محكم به گوش من نواخت...
              وي گفت: اين در حالي بود كه من تا اين سن حتي يكبار هم از «خسرو شكيبايي» سيلي نخورده بودم و به هيچ شكل تنبيه بدني نشده بودم...
              پوريا شكيبايي گفت: در آن لحظات، اولين و آخرين سيلي*هاي پدر بر من نواخته شد، گويي مي*دانست بايد برود و مي*خواست من را بيدار كند كه از اين پس بدون تكيه* بر پدر بايد بار زندگي را به دوش بكشم و اين خاطره عجيب و بزرگي براي من بود

              Comment

              Working...
              X