Announcement

Collapse
No announcement yet.

Woman

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #31
    Originally posted by RedWine
    I am a woman. I have rights.
    Women demand equal rights at Tehran University gathering.

    oh shi$ all this time i thought you were a man.

    Comment


    • #32
      ok wait.......... redwine u are are WOMAN???????/ as in u r FEMALE????? oh nooooooo till now i toto u were a guyyyy!1 opppppppppssssss
      eLLy kHoShKeLe


      boT daram ke gerde gel ze sonbol sayeban darad
      bahare aarezash khaT be khune arghavan darad
      ghobare khat napushanid khorshide rokhash
      yarab hayate javdanash deh ke hosne javdan darad

      - Hafez

      Comment


      • #33
        WHAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAT? ???

        Comment


        • #34
          Hameh zanhayeh persian,khoob hastan va dorost kar,3 mah tul keshid ta tunestam in list keh alan baratun post mikonam ro dorost konam.ageh kasi digeh hast keh is famous persian woman hast va man naneveshtamesh,sorry,mano bebakhshid va benevisinesh.


          Famous Iranian women and female entities.

          Nassim Sahar, vegan activist.
          Shermine Shahrivar, Miss Europe 2005.[1] (http://www***anian.com/PhotoDay/2005/March/miss.html)
          Shirin Ebadi, 2003 Nobel Laureate.
          Shahrazad of 1001 Nights
          Parvin E'tesami, poetess.
          Lily Afshar, world class guitarist.
          Forough Farrokhzad, poetess.
          Shahr-banu, princess.
          Farah Pahlavi, empress.
          Anahita, Goddess.
          Parisa Khosravi
          Nazanin Afshin-Jam, Miss Canada 2004.
          Shohreh Aghdashloo, Actress.
          Goli Ameri, Republican politician.
          Anousheh Ansari: X Prize named after her.
          Ladan and Laleh Bijani, conjoined twins.
          Zahra Kazemi, slain photographer.
          Simin Behbahani
          Azar Nafisi
          Marjane Satrapi
          Mansoureh Hosseini
          Aidin Aghdashloo
          Samira Makhmalbaf, director.
          Christiane Amanpour, CNN news anchor.
          Rudi Bakhtiar, CNN news anchor.
          Shadi Sadr
          Masoumeh Ebtekar, Iranian Vice President.
          Nafiseh Fayyazbakhsh
          Fatemeh Haghighatjou, former Member of Parliament.
          Faezeh Hashemi Rafsanjani, daugther of Hashemi Rafsanjani.
          Elaheh Koulai, former Member of Parliament.
          Maryam Rajavi, opposition leader.
          Azam Taleghani
          Leila Arab
          Delkash
          Googoosh, singer.
          Leila Forouhar, singer.
          Sima Bina
          Marzieh, singer.
          Foozieh of Egypt, former Queen.
          Soraya Esfandiary Bakhtiari, former Queen.
          Leila Pahlavi, princess.
          Zahra Eshraghi
          Mehrangiz Kar, lawyer.
          Farrokh Karimi, Iranian female Dutch Member of Parliament.[2] (http://www.sharghnewspaper.com/830327/life.htm)
          Mandana Naderian, German TV hostess.[3] (http://www.mandana-naderian.de/)
          Mina Borati, wife of Joschka Fischer, the German Foreign Minister.[4] (http://www2.onunterhaltung.t-online....7/1629076.html)
          Mina Bissel, Director of UC Berkeley Life Sciences Division. [5] (http://www.asip.org/mtgs/EB03/Bissell.htm)
          Fariba Adelkhah, Director of Research at Centre for International Studies and Research, France. [6] (http://www.ceri-sciencespo.com/cherlist/adelkhah.htm)
          Simin Nikbin Meydani, Senior Scientist and Director at Tufts University. [7] (http://hnrc.tufts.edu/scientists/people/smeydani.phphttp://www.ida.liu.se/labs/iislab/people/nahsh/http://www.ida.liu.se/~marka/)
          Azadeh Tabazadeh, Stanford University scientist from NASA. [10] (http://www.agu.org/inside/awards/tabazadeh.html) Article about her in TIME magazine (http://www***andokht.com/editorial/i...ditorialID=848)
          Manijeh Razeghi, Director, Center for Quantum Devices, Northwestern University. [11] (http://www.ece.northwestern.edu/~razeghi/)
          Patricia L. Mokhtarian, Associate Director, Institute of Transportation Studies, UC Davis. [12] (http://cee.engr.ucdavis.edu/faculty/...an/Default.htm)

          Comment


          • #35

            Comment


            • #36

              Comment


              • #37

                Comment


                • #38

                  Comment


                  • #39

                    Comment


                    • #40
                      سایه نفرت انگیز ایدز بر سر زنان و دختران ایرانی

                      امروزه در جهان تعداد زیادی از زنان و مردان با بیماری ایدز دست و پنجه نرم می کنند به طوری که برای ساماندهی این افراد سازمانهای غیر دولتی مدافع حقوق زنان و مردان مبتلا به ایذر تشکیل شده که با جدیت شعار حفاظت از انسانها در برابر ایدز را مطرح می کنند.

                      در ایران نیز افزایش میزان آسیب پذیری زنان و دختران در برابر ایدز موضوع نگران کننده ای است که همواره توجه متخصصان و محققان را به خود جلب می کند.


                      در این خصوص محققان و متخصصان بر این باورند که به دلایل مختلف، زنان و دختران بیشتر در معرض ابتلا به ویروس HIV قرار دارند که در این بین کودکان نیز قربانی بزرگ این هیولای وحشت انگیز قرن به شمار می روند.

                      بر اساس آخرین آمار و اطلاعات سالانه سازمان بهداشت جهانی، زنان 8 برابر مردان در سال در معرض ابتلا ناگهانی به ویروس HIV قرار دارند که به نظر می رسد ، می توان با آموزش های عمومی و آگاهی بخشی ، از ابتلای افراد زیادی به بیماری ایدز جلوگیری کرد.

                      زنان و دختران در صورت کمترین بی توجهی، مستعد ابتلا به بیماری های مقاربتی و ویروس HIV هستند."

                      علت ضعفی که در سیستم بدنی زنان وجود دارد، هر گونه تمایلی به ارضاء نامشروع غرایز از سوی زنان و مردان می تواند آنها را دچار مشکلات عدیده و آسیب های روحی و جنسی کند."

                      این ویروس از طریق مقاربت جنسی،عدم رعایت بهداشت در آرایشگاه یعنی استفاده از تیغ های غیر بهداشتی و عدم استفاده از وسایل بهداشتی و استریزه شده در دندان پزشکی و استفاده از سرنگ آلوده توسط معتادان و هر گونه رعایت نکردن بهداشت که منجر به انتقال خون ناقل ویروس HIV شود، انتقال می یابد."

                      یک متخصص زنان با اشاره به افزایش میزان مراجعه زنان و دختران به پزشکان متخصص در خصوص ابتلا به این بیماری اظهار می دارد: امروزه شاهد میزان بیشتری از ابتلاء زنان به امراض عفونی و مقاربتی هستیم که دلیل آن در پیش گرفتن رفتار های پرخطر است.

                      "برزو کامکی" می افزاید : بیماری های عفونی ، مقاربتی ، و آسیب های جنسی و تبعات آن آینده تاریک و نا امید کننده ای فرا روی زنان و دختران جوان قرار داده است.

                      Comment


                      • #41
                        رئيس سازمان بهزيستى كشور علت فرار ۲۰ درصد از دختران فرارى را اعتياد والدين و ۱۵ درصد را طلاق ذكر كرد. درحالى كه علت فرار ۶۵ درصد از دختران ناگفته ماند.
                        به گزارش خبرنگار ,ايران, نشست خبرى رئيس سازمان بهزيستى كه با دعوت از خبرنگاران و به مناسبت هفته بهزيستى صورت گرفته بود، با استهزاى پرسشهاى خبرنگاران از جانب رئيس سازمان بهزيستى همراه شد.
                        هرچند عدم همكارى دفتر مركزى سازمان بهزيستى با خبرنگاران پديده جديدى نيست و طى سالهاى اخير عادى شده است، اما چنين عكس العملى از رئيس سازمان دور از انتظار بود.او در پاسخ به سؤال خبرنگار ,ايران, در مورد تشكيل تيمهاى تخصصى براى شناسايى و ساماندهى دختران فرارى گفت: چه تيمى مى خواهيد براى دختران فرارى تشكيل دهيد؟ اين كار، غير حرفه اى است و تشكيل تيمهاى تخصصى عملى نيست.
                        اين درحالى است كه رئيس دفتر آسيبهاى اجتماعى سازمان بهزيستى چند روز پيش در همايش روز جهانى جمعيت بر تشكيل تيم هاى تخصصى براى ساماندهى زنان آسيب ديده و دختران فرارى تأكيد كرده بود.
                        يكى از معاونتهاى سازمان بهزيستى كشور، پيش از اين از معضل قاچاق كودكان خيابانى و كار به شهرهاى جنوبى و مناطق حاشيه نشين كشور خبر داده بود. در اين گزارش همچنين به جذب كودكان خيابانى و استفاده از آنها در فعاليتهايى مثل قاچاق سى دى و الكل و توزيع مواد مخدر و حتى قاچاق كودكان براى انتقال به كشورهاى حاشيه خليج فارس و بهره كشى از آنان اشاره شده بود.
                        اما ديروز رئيس سازمان بهزيستى كشور در اين مورد اظهار بى اطلاعى كرد و گفت: هيچ كار كارشناسى در مورد اين موضوع صورت نگرفته است و بى اطلاع هستم

                        Comment


                        • #42
                          اوهوي خانوم دکتر! سلام بلد نيستي پيرسگ؟




                          از بالای ديوار


                          بعضي از آدم ها سعي مي کنن به کلمات يا رفتارشون حالت اکسپرسيو بدن شدت بخشيدن و غلو کردن براي بر انگيختن احساسات طرف مقابل و تأثير گذاري بيشتر. در نقاشي سبک اکسپرسيون با به کار بردن خطوط پرقدرت و غلو در حالت ها رنج و احساسات عميقي رو بيان مي کنه تا روي محيط تأثير بيشتري داشته باشن. اين دسته با ادبيات و رفتار خشن آدم رو به ياد آثار اکسپرسيو نقاش هاي آلماني بعد از جنگ جهاني دوم مي اندازن.

                          تعجبي نداره که توي سنين تين ايجري نياز به ديده شدن شديدتره و به همين دليل اين رفتار از پسرهاي شانزده هفده ساله بيشتر ديده مي شه.
                          جايي که من زندگي مي کنم جوانها هر روز عصر رو اختصاص مي دن به اين عمر مهم؛ يعني تأثير گذاري شديد روي محيط اطرافشون.

                          ديروز صبح نتونستم برم باشگاه و بعداز ظهر راه افتادم که تو کلاس ايروبيک عصر شرکت کنم.

                          موفع برگشتن سر يکي از همين پاتوق ها که معمولاً سر نبش هر کوچه تشکيل مي شه اون جمله رو شنيدم. از اونجايي که نه دکتر هستم و نه پيرسگ، اولش اصلاً توجهم جلب نشد. چند قدمي که رفتم جلو متوجه شدم که کسي جز من اونجا سرتاپا روشن نپوشيده و با دکترها اشتباه گرفته نمي شه. لااقل خانم هايي که کنار و جلوي من راه مي رفتندو سرگرم تماشاي مغازه ها بودند همه شون يا مشکي پوشيده بودن يا نارنجي يا آبي.

                          بعد فکر کردم يعني پير شدم؟ دلم مي خواست به گونهء راستم دست بکشم ببينم کجاهاش خط داره، علامت پيري صورتم چي بود؟ شايد ديشب چون کم خوابيده بودم و بيشتر به پهلوي راست، صورتم خط افتاده باشه...

                          بعد اين سؤال برام پيش اومد، که اگه الان با همون روپوش و شلوار شيري رنگ و کلاه آفتابي به اضافهء يه عصا از جلوي اينها رد مي شدم و اين کلمه رو مي شنيدم آيا باز هم بي خيال از جلوشون رد مي شدم؟ آيا دلم مي شکست؟ آيا مي تونستم به اين فکر کنم که اينها نياز دارن به ديده شدن، به شنيده شدن؟

                          آيا مي تونستم درکشون کنم؟

                          الان يعني درکشون کردم؟ نمي دونم. اما از يه چيز مطمئن هستم؛ اين که اگه بخوام يک چيز رو از زندگيم حذف کنم، اون شنيدن اظهار نظر مردهاي گنده راجع به بدن و اندامم توي خيابونه، نه شنيدن کلمهء پيرسگ از بچه اي که دوران نوجوونيش رو مي گذرونه.

                          و اگه قدرت حذف چيز ديگه اي رو هم داشتم، ديدن زن هايي مي بود که از سر و وضعشون معلومه زياد هم روي حجاب تعصب ندارن و مؤمن دو آتشه نيستن، و مي دوني مي توني توي آلبوم خونشون عکسهاي زيادي از دوران جوانيشون پيدا کني که با لباس هاي باز و آرايش هفت قلم توي کاباره ها و مهموني ها انداختن، اما دو وجب پاي دخترهاي امروز رو که با پوشيدن يه شلوار کوتاه زده بيرون نمي تونن تحمل کنن.
                          يا يه مانتوي صورتي رو که اگه مجبور نبودي هزار سال هم تو اين گرما تنت نمي کردي.

                          اين خانم هايي که مي گم همه شون در سنين ميان سالي هستند، خانم هاي مسن تر که بحران اين دوره رو رد کردند با علاقه و محبت به دخترهاي جوون نگاه مي کنند. يعني بعد اين که اين دوره رو بگذرونن و به سن مادربزرگي و مهربوني کردن برسن اسمشون مي شه پيرسگ؟

                          الان دنياي اطرافم چه صفتي به من مي ده؟ من وقتي جايي غير از خونهء خودم توي شهر خودم راه مي رم چي هستم؟ رهگذر ساکتي که هميشه موفق نمي شه ساکت بمونه ديگران بدون پرسيدن نظرش خطاب قرارش مي دن، فاحشه اي که راننده ها بدون ديدن علامتي که نشون دهندهء تمايل به سوار شدن باشه براش چراغ و نيش ترمز مي زنن، يا يه پيرسگ که نمي دونه به آقايون نورستهء محترمي که سر کوچه منتظر مي ايستن تا شاهد رد شدن اش باشن بايد سلام کنه؟

                          چه کسي به خودش زحمت مي ده -و يا تا به حال داده- که آدمي مثل من رو درک کنه؟ آدمي که به جز دوران کوتاه و طلائي بچگي اش، بقيهء زندگيش صرف اين تلاش شده که مثل يک آدم عادي زندگي کنه، اما هر روز و هر روز ناچاره زن بودن رو تحمل کنه؟

                          آدمي که آدمهاي زيادي، که حتي وقتي از توي اتوبوس بهشون نگاه مي کني که اون پائين ايستادن يا راه مي رن نگاهشون عميقاً آشناست همون دوران طلائي رو هم به خاطر ياد گرفتن الفبا مجبور شد زير روپوش ضخيم و سرمه اي و مقنعه بگذرونه و حالا به خاطر جايگزين کردن رنگ نارنجي يا صورتي به جاي سورمه اي و سياه از زناني که همسن مادرش هستند نگاه هاي خشمگين و دشنام هاي زيرلبي دريافت مي کنه

                          Comment


                          • #43
                            قدرت تحمل فشار روحي در دختران بيشتر از پسر&#15

                            جنسيت و قوميت در ميزان تحمل فشارهاي روحي تاثير مي‌‏گذارد.
                            به گزارش ايلنا, دختران و پسران نوجوان در رويارويي با فشارهاي روحي و تنش‌‏هاي زندگي يكسان عمل نمي‌‏كنند.
                            محققان دانشگاه پزشكي گرجستان بر اين باورند؛ دختران نوجوان بيش از پسران نوجوان در برابر فشارهاي روحي مقاوم هستند.
                            آزمايشات گروه فوق نشان داد, در مقابله با فشارهاي روحي دختران بر خلاف پسران دچار افزايش فشار خون نمي‌‏شوند.
                            آنها 190 پسر و دختر سياه‌‏پوست سالم 16 تا 18 ساله را در طول يك بازي كامپيوتري تنش‌‏زا به مدت سه ساعت, 2 ساعت قبل از بازي و يك ساعت در حين بازي, بررسي كردند، محققان هر 15 دقيقه فشار خون آنها را اندازه‌‏گيري كردند.
                            بر اساس ضربان قلب, هر دو گروه نسبت به فشارهاي روحي اعمال شده در حين بازي، يكسان واكنش نشان دادند؛ با اين تفاوت كه ضربان قلب دختران كمي از پسران بالاتر بود.
                            اما بررسي فشار خون نشان داد؛ تغييرات فشار خون در دختران به مراتب كمتر از پسران بود. جالب اينكه اين تغيير حتي در دختران سفيدپوست كمتر از دختران سياه‌‏پوست است.
                            افرادي كه در برابر فشارهاي روحي دچار افزايش فشار خون مي‌‏شوند، بيش از ديگران در معرض خطر بروز ناراحتي‌‏هاي قلبي هستند. تحقيقات پيشين نيز نشان داده‌‏اند؛ جنسيت و قوميت در تحمل فشارهاي روحي و فشار خون تاثير مي‌‏گذارند.

                            Comment


                            • #44
                              دو شعر از مینو نصرت:

                              (1)

                              برای شکستن
                              کافی بود به سنگ سلام کنم
                              کنار بید مجنون
                              نامم همیشه لیلی باشد
                              آینه ها چه می دانند
                              من چندمین زن عاشقم
                              و عشق غیرممکن است
                              تو را نشناسد
                              اگر گریسته باشی
                              دخترانی که شرم گونه هایشان را
                              با گوشه چادر مادرانشان پاک کرده اند
                              پنجره ی زیبایی خود را نخواهند گشود
                              ومحال است کرم اندامشان پروانه شود
                              من
                              می ترسم
                              و یادم نیست
                              در لحظه شقایق
                              به آفتاب - پناه بردم یا به چادر سیاه مادرم؟

                              (2)

                              می خواهم برگردم
                              به آغوشت
                              به چشمان کبوتر خیزت
                              از دو سالگی ام که رام دستهای تو بود
                              تا اینک
                              که رام جهان شده ام
                              همیشه می خواهم برگردم
                              به آغوش شرجی ات
                              تا جیرجیرکها بخوانند
                              تا تو بخوانی
                              و من هنوز به پایان قصه نرسیده
                              خواب بروم

                              - از مجموعه " حوا صدایم می زنند؛ نام من لیلاست " / انتشارات دیهیم / چاپ در سال 1382

                              Comment


                              • #45

                                Comment

                                Working...
                                X