PDA

View Full Version : Mohammad R. Shajarian


RedWine
05-26-2005, 09:39 AM
Shajarian is the undisputed master of Persian traditional (classical) singing. He is regarded as a national treasure by both musicians and music lovers. His singing is technically flawless, powerful, and strongly emotional. In music of Iran, traditional singing is the most difficult art to master. Shajarian is the embodiment of the perfect singer and a major source of inspiration.
*/*/*/*/*/

Born in 1940 in the city of Mash'had in northeastern Iran, Mohammad Reza Shajarian began singing spiritual songs at the age five under the supervision of his father. Only a few years later his precocious talent was to be renowned throughout the town of Mash'had. In spite of his religious upbringing, at the age of twelve he was familiarizing himself with the traditional song repertoire and the first piece he was to sing was the Gham-Angiz Goosheh of Dashti. He was also interested at the same time in popular music from Khorasan and the other regions of Iran.His focus at first was on the local folk music of his native province, Khorasan, but later at the age of twelve he studied the traditional repertoire, the Radif.

After college, he became a schoolteacher and was to find himself at much greater liberty to study all forms of traditional music and gradually relinquish religious singing. What follows is a resume of the major landmarks in Mohammad Reza Shajarian's artistic career. On the arrival in Teheran he met Ahmad Ebadi, the great Setar master who is today sole heir to the musical tradition upheld by his family. His meeting of the late Esmail Mehrtash was to initiate him in the fine nuances of traditional singing, in popular melodies and in artistic technique.

Right from the earliest age he learnt how to sing the different versions of the Radif from the most highly reputed singers such as Reza Gholi Mirza Zelli, Ghamar-ol Molouk Vaziri, Eghbal-Soltan Azar, and Taaj Esfahani Noor-Ali Khan Boroomand and Taher Zadeh Esfahani.Shajarian started playing the santur under the instructions of Jalal Akhbari to better understand and perform the traditional repertoire, and in 1960, To improve his technique, became the pupil of the Santoor Maestro Faramarz Payvar which lead to his acquiring perfect interpretative and executant mastery on instrument phrases transposed for the voice.

Shajarian was deeply inspired by the late master vocalist Gholam Hossein Banan and adopted his style of singing for several years. An important event in his life was his productive encounter with the great master Abdollah Khan Davami, who was to impart to him the most ancient Tasnifs (songs) and the authentic version of the Radif which had been passed onto him by the greatest masters of the previous century.


Shajarian started his singing career in 1959 at Radio Khorasan. He rose to prominence in the 1960s with his distinct style of singing. Since then, he has led an illustrious career that includes teaching at Tehran University's department of Fine Arts (among other places), researching the musical arts of Iran, and workingat the National Radio and Television. He has been performing regularly in Iran and throughout the world. His performances have brought him universal acclaim and an eminent position among his compatriots.

Besides his tremendous musical talent, Shajarian has had a life-long passion for Persian Calligraphy. Since 1967, he has practiced this art under the instructions of two Iranian master calligraphers, Ebrahim Buzari, and Hossein Mirkhani.At present, he is considered an accomplished calligrapher with his own distinct style.

Cop
05-26-2005, 10:09 AM
az ahangash khosham miaat relax mikone adamo :)

iman
05-26-2005, 10:19 AM
eee copoo salam
digeh az chi khoshet miad azizam? begoo vasat mikharamesh nazi nazi

RedWine
08-13-2005, 11:11 PM
Listen him in www.persiandel.com

RedWine
12-01-2005, 08:30 AM
Very Nice One By M R Shajarian for Ramazan !

donsaeid
07-16-2006, 03:40 AM
شجريان:در كشور ما خيلى چيزها مشكل دارد
*موسيقى در اين كشور از روز اول با ابهام، تحريم*،اظهار نظرهاى ضد و نقيض،
پرهيز مسوولان از اجتماعات، اعمال نظرات شخصى و غرض*ورزي*ها توام بوده كه
هركدام به نوبه*ى خود،موسيقى دانان راآزارداده و رمق آنهاراگرفته است.



ايسنا:

استاد محمد رضا شجريان معتقد است: موسيقى در ايران، نيز همگام با تحولات اجتماعى به جلو مي*آيد.
به گزارش خبرنگار هنرى خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا) وى در خصوص اينكه آيا همانگونه كه موسيقى در برخى كشورهاى توسعه يافته همگام با مسايل اجتماعى روز، گام برداشته در ايران نيز شاهد همگام بودن موسيقى با مسايل اجتماعى بوده*ايم گفت: از 30 سال پيش كه آثار من ارايه شده اگر تك تك اين آثار را بررسى كنيد تاريخچه*ى اتفاقات اجتماعى ايران در طول اين 30 سال را در آثار من مشاهده مي*كنيد. البته هنرمندانى نيز وجود دارند كه با مردم همگام نيستند اما اينها محدود هستند اما هنرمندانى كه پايبند به اصول و اخلاق هستند پيوسته با مردم بوده*اند، با رنج*ها و پيروزي*ها و شكست*هاى آنها همگام بوده*اند و از جامعه در خلق آثار هنرى تاثير پذيرفته*اند.
به گفته استاد آواز ايران، كارهاى وى چيزى نيست جز بازتابى از تحولات اجتماعى. چه در كنسرت*هايى كه اجرا كرده و چه در آثارى كه به صورت ضبط شده به جامعه ارايه داده است.
وى افزود: كارهاى من همه در ارتباط با مسايل اجتماعى است نه اينكه هنر فقط براى هنر، بلكه آثار من هنر براى انسانيت، جامعه، و مردم بوده است.
شجريان در پاسخ به اينكه با توجه به شرايط موجود چقدر به برگزارى كنسرت آتى خود اميدوار است يادآور شد: تا پريروز خيلى اميدوار بودم اما اين اميدوارى از امروز لحظه به لحظه كم مي*شود و اين چيزى است كه در نهايت در شوراى تامين استان براى آن تصميم*گيرى مي*شود.
حميدرضا نوربخش مدير اجرايى كنسرت هم گفت: وزارت ارشاد موافقت خود را با برگزارى كنسرت اعلام كرده است اما روال كار در اين است كه اجتماعات موسيقى بالاى 500 نفر بايد از شوراى تامين مجوز بگيرد.
شجريان افزود: تا جايى كه خبر دارم وزير ارشاد نيز دوست داشت كه اين كنسرت برگزار شود و من از طريق معاون وى شنيدم كه مسجد جامعى گفته است من به شوراى تامين خواهم گفت زمانى كه ما موافقت مي*كنيم شوارى تامين زياد سخت*گيرى نكند.
استاد شجريان در پاسخ به اينكه چطور امكان دارد تامين اجتماعات بالاى 100 هزار نفر آن هم در اجتماعات ورزش(مسابقات فوتبال) ميسر باشد اما تامين امنيت يك برنامه هنرى 12 هزار نفرى ميسر نشود گفت: بهتر است خبرنگاران اين سوال را از مسوولان كشور بپرسند! اما تجربه*اى كه من دارم و اين تجربه بيشتر از مسوولان اجرايى است اين است كه علاقه*مندان موسيقى ايرانى در نهايت آرامش، احترام و ادب پا به سالن گذاشته، برنامه را ديده و با ادب از سالن بيرون مي*روند و هيچ اتفاقى نيز به وجود نمي*آيد ولى اينكه چرا مسوولان از اين جمعيت پرهيز دارند بهتر است خودشان پاسخ دهند. به گزارش ايسنا، وى افزود: ما هميشه گفته*ايم كه برگزارى اين كنسرت*ها را تضمين مي*كنيم تاكنون نيز اتفاقى رخ نداده است مگر اينكه عده*اى از جايى ديگر براى خرابكارى بيايند. چرا كه مردم خواهان آنند كه در اين كنسرت*ها كوچك*ترين صدايى نباشد. مردمى كه مدتها دنبال اين كنسرت بوده*اند با بدبختى بليط تهيه كرده*اند و از شهرهاى دور و نزديك آمده*اند مي*خواهند كه موفقيت هنرمندان خود را ببينند لذا اينجا كسى براى شعار و ديگر مسايلى كه دولتي*هاى از آن پرهيز دارند نمي*آيند.
شجريان با اشاره به اينكه اين حق مردم است كه با گروه موسيقى در خواندن تصنيف همكارى كنند گفت: اين مشكل براى هيچ سازمان، دولت و ملت مشكلى ندارد.
وى در ادامه با انتقاد از اينكه عده*اي، ورزشگاه*ها را موسسات فرهنگى نمي*دانند تاكيد كرد ورزش خود يك فرهنگ است لذا زمانى كه سالنى براى اجرا وجود ندارد ما و مردم راضى به برگزارى كنسرت در اين سالنها هستيم اما ظاهرا عده*اى اين را هم دوست ندارند.
شجريان همچنين از خبرنگاران درخواست كرد تا مرجع اين دوست نداشتن*ها را پيدا كنند.
وى در ادامه گفت: به هر حال اين مشكلات هست و يكى از عللى كه ما كنسرت نمي*دهيم مربوط به مشكلات برگزارى و صدور مجوز*هايى است كه نهادهاى مختلف در آن تصميم*گيرى داشته و هر كدام وقت زيادى را از آن مي*گيرند.
به گفته شجريان اين مشكلات در هيچ يك از كشورهاى ديگر وجود ندارد اما در كشور ما خيلى چيزها مشكل دارد و اين تنها مربوط به موسيقى نيست، اما موسيقى در اين كشور از روز اول با ابهام، تحريم*، اظهار نظرهاى ضد و نقيض، پرهيز مسوولان از اجتماعات، اعمال نظرات شخصى و غرض*ورزي*ها توام بوده كه هر كدام به نوبه*ى خود، موسيقى دانان را آزار داده و رمق آنها را گرفته است.
محمد رضا شجريان معتقد است: سازمانهاى دولتى حق اين كار را ندارند.
شجريان با طرح اين پرسش كه وزارت ارشاد اين حق را از كجا براى خود بدست آورده كه به موسيقي*دانان مجوز بدهد گفت: ما با ارشاد مشكلى نداريم، ولى آن روز آنها گفتند كه بايد مجوز داشته باشيد، طرح روى جلد مجوز داشته باشد و ... و اينها يعنى چه؟ كجاى دنيا، دولتي*ها در كار هنر و مردم دخالت مي*كنند. صدور مجوز براى آثار موسيقايى مربوط به خانواده*هاست نه مسوولان دولتى لذا اين خانواده*ها هستند كه بايد فلان پديده*ى اجتماعى را تحريم كنند يا نه.

استاد محمدرضا شجريان با ابراز تاسف از وقوع فاجعه*ى در بم گفت كه ارزش هر انسانى بيشتر از هزار ارگ است . چرا كه ارزش يك انسان برابر با همه*ى كائنات است و نه يك اثر مثل "ارگ بم".
به گزارش خبرنگار هنرى ايسنا، وى با تكذيب برگزارى كنسرت در كرمان گفت: به دليل اينكه كيهان كلهر و حسين عليزاده برنامه*هايى در خارج از كشور اجرا خواهند كرد امكان برگزارى كنسرت در شهرستانها وجود ندارد اما صحبت*هايى براى برگزارى كنسرت به نفع زلزله*زدگان در اصفهان انجام شده است.
وى همچنين با اشاره به برگزارى كنسرت در سالن 12 هزار نفرى آزادى تاكيد كرد بزرگترين مشكل برگزارى كنسرت عدم وجود سالنهاى متناسب و استاندارد است. سالن وزارت كشور نيز هر چند كه سالن خوبى است اما براى كنسرت ساخته نشده است لذا با توجه به نبود سالنهاى استاندارد در كشور از اين سالن استفاده*ى بهينه به عمل آيد چرا كه اين سالن متعلق به مردم بوده و بخش خصوصى محسوب نمي*شود.
استاد شجريان در خصوص كنسرت خود كه قرار بود چهارشنبه و پنج*شنبه هفته*ى گذشته در سالن آزادى برگزار شود گفت: كه آنها درخواست مجوز را به وزارت ارشاد داده*اند كه اگر تا ظهر امروز جواب مثبت از سوى مسولان ذيربط ارايه شود مثل دفعه*ى گذشته مي*توان با مشكلات فراوان كنسرت را برگزار كرد اما اگر اين جواب به فردا موكول شود به دليل اينكه كيهان كلهر جمعه در خارج از كشور اجراى برنامه خواهد داشت امكان برگزارى اين كنسرت وجود دارد.
وى افزود: وزارت ارشاد (مركز موسيقى) موافقت خود را به شوراى تامين استان ارسال كرده است كه مجوز لازم از سوى آن شورا صادر شود اما تاكنون خبرى نشده است لذا در صورتى كه مجوز لازم صادر نشود ديگر امكان برگزارى كنسرت وجود نخواهد داشت.

donsaeid
07-16-2006, 03:40 AM
وى در پاسخ به اينكه آيا مبلغ جمع شده با طرح وى تطابق دارد يا نه گفت: اين مبلغ كافى نيست لذا ممكن است دوباره از مردم درخواست كمك شود.
شجريان افزود: به اين نتيجه رسيده*ايم كه يك مجمع آموزشى - فرهنگى در بم بسازيم كه از دوران دبستان تا دبيرستان را پوشش تحصيلى دهد پس از تكميل نيز اين ساختمان تحويل آموزش و پرورش خواهد شد.
محمدرضا شجريان در خصوص ساختن سالنى به نام مرحوم بسطامى از سوى خانه موسيقى ابراز داشت: هنرمندان هر كدام ايده و فكرى در ذهن دارند و صحبت*هايى كه معمولا در روزهاى اول مي*كنند كمى پراكنده است لذا تا اين نظرات به يك نظريه*ى واحدى تبديل شود زمان زيادى نياز دارد اما اينكه همه*ى هنرمندان به هر حال مي*خواهند براى مردم بم بكنند جاى ستايش دارد. يكى از اين صحبت*ها نيز ساختن سالن كنسرت بود كه فكر مي*كنم در حال حاضر با توجه به اولويت خانه سازى و ديگر مسايل زيربنايى براى زلزله زدگان بم، بحث ساختن سالن*هاى هنرى كمى زود باشد.
وى افزود: منتظر اين هستيم كه استاندارى كرمان و شهردارى بم، نقشه*ى جامع اين شهر حادثه ديده را تهيه كنند تا معلوم شود در كدام منطقه، به ما زمين تعلق خواهد گرفت. اما اگر دولت زودتر دست به مسايل خانه سازى و تاسيسات زيربنايى بزند ما به سمت ساخت سالن يا سالن*هاى هنرى خواهيم رفت.
شجريان در پاسخ به اينكه از برگزارى كنسرت در سالن كشور چه مقدار مبلغ عايد زلزله*زدگان شده است گفت: هنوز رقم دقيقى نمي*توان ارايه داد تا اينكه جمع آنچه كه از فروش بليط به دست آمده معلوم شود و مخارج سالن نيز از اين مقدار كسر شود البته فروش cd و ديگر محصولات كنسرت مخارج سالن را درخواهد آورد كمااينكه شركت*ها، افراد و نهادهايى نيز از گوشه و كنار كمك*هايى را ارسال كرده*اند.
وى همچنين در خصوص اجرايش در آن كنسرت گفت: اجراهاى ما، در كل با حال و هواى سالن، خود ما و حال و هواى مردم ارتباط دارد اما اين اجرا در شب سوم به اوج خود رسيد چرا كه به اتفاق گروه هر چه را كه داشتيم در دايره*ى اجرا ريختيم.
وى با نفى اينكه امكان تمديد سالن براى اجرا وجود نداشته است گفت: اشتياق مردم بيش از تعداد بليط*هايى بود كه در كنسرت ارايه شد به همين دليل تصميم به استمرار كنسرت در سالن 12 هزار نفرى گرفتيم با صحبت*هايى هم كه با مسوولين تربيت بدنى كرديم احتمال برگزارى اين كنسرت در دو شب وجود داشت كه آنها نيز قبول كرده* بودند اما هنوز برگزارى اين كنسرت در هاله*اى از ابهام قرار دارد.
وى در خصوص مشكلاتى كه در ارتباط با تهيه*ى بليط براى مردم پيش آمد گفت: از اين بابت از همه پوزش مي*طلبيم چرا كه نتوانستيم بليط*هاى زيادى را به مراكز فروش اختصاص دهيم چون در سه ساعت اول فروش نزديك به 4500 بليط از سايت شركت دل*آواز رزرو شد تا اينكه مجبور شديم سايت اين شركت را تعطيل كنيم.
و با توجه به اينكه فروشگاهها نيز قول واگذارى بليط را داده بوديم بقيه بليط*ها را به فروشگاهها اختصاص داديم.
شجريان افزود: براى اينكه امكان ديدن اين كنسرت براى همگان ميسر شود قيمت بليط كنسرت سالن آزادى بين 5 تا 10 هزار تومان تنظيم شده است.
به گزارش خبرنگار ايسنا، محمدرضا شجريان در ادامه گفت*وگوى خود با اعتقاد به اينكه اغلب زمانهايى كه مسوولان دولتى در امور هنرى خواستند دخالت كنند غير از خرابكارى چيزى بلد نبودند گفت: آخر هم مجبور مي*شوند كه كار را رها كنند تا كار عرضه و تقاضا در جامعه بوجود آمده و فرهنگ جامعه اين را تعيين كند كه چه كارى تاييد بشود يا نشود. به گزارش ايسنا، وى همچنين در پاسخ به اين سوال كه آيا موسيقى از اساس مي*تواند مبتذل باشد يا نه؟ گفت: هر نوعى از موسيقى شنونده*ى خاص خود را دارد و اين جامعه است كه در نهايت يك اثر هنرى را تاييد مي*كند.
سوال من از مسوولان اين است كه آيا تا اينجا توانسته*اند جلوى انتشار كارهايى را كه گاها زياد فرهنگى نبوده*اند بگيرند.
وى افزود: اينها در برخى مواقع به برنامه*هايى مجوز مي*دهند كه ما تعجب مي*كنيم! نقش ارشاد در صدور اين مجوزها چيست؟ آيا تاكنون همه*ى مجوزها مردمى و فرهنگى بوده است؟ بيشتر اين مجوزهايى كه داده شده برخلاف سلايق شوراهاى قبلى بوده است چرا كه اغلب اين شوراها از رييس تا عضو، صلاحيت خاص خود را داشته و كارهاى خاصى كه با سلايق آنها تطبيق دارد مجوز مي*دهند. زمانى هم كه شوراهاى بعدى جاى شوراهاى قبلى را مي*گيرند به يك سرى اثار خاص مجوز داده و به بقيه نمي*دهند. پس كار ارشاد عبث و بيهوده است و نبايد ارشاد در صدور مجوزها دخالت كند.
محمد رضا شجريان در پاسخ به اينكه با توجه به تشكيل شوراى مركز موسيقى توسط موسيقي*دانان آيا بهتر نبود كه هنرمندان، در واكنش به اين قبيل كارها اصلا در شورا شركت نمي*كردند گفت: اشكال كار اينجاست كه ارشاد مجبور است به هر حال از وجود هنرمندان در شورا استفاده كند. اين هنرمندان نيز همواره در جهت تخصص خود تصميم مي*گيرند به اين ترتيب تعدادى از كارها از گردونه دور مي*شوند چرا كه نمي*توانند مجوز لازم را دريافت كنند به همين دليل، به بخشى از نيازهاى جامعه پاسخ داده نمي*شود به همين دليل مي*گويم بايد درباره*ى آثار هنرى اجازه دهيم تا همه*ى هنرمندان با توجه به سلايق هنرى خود آثارى را ارايه كنند و در نهايت اين جامعه باشد كه درباره ى يك اثر هنرى تصميم بگيرد.
وى در ادامه با تاكيد بر وجود غرض ورزي*ها در شورا گفت: برخى از اعضاى اين شورا حتى به آثار رقباى خود مجوز لازم را نداده*اند و اين آثار ماهها در انتظار صدور مجوز بوده*اند به همين دليل مجوز دادن را كارى بيهوده مي*دانند موسيقى بايد آزاد باشد تا كار خود را بكند.
به گزارش ايسنا، استاد آواز ايران در تحليل خود از دهه*هاى طلايى موسيقى كشور گفت: اين دهه*ها (30 و 40) چندان هم طلايى نبوده اما به هر حال موسيقى خوبى ارايه مي*شد چرا كه هيچ نهاد و وزارت خانه*اى اجازه صدور مجوز به آثار موسيقى را به خود نداده بود موسيقى نيز داشت كار خود را مي*كرد برنامه ى گلها بهترين نوع اين برنامه بود كه در كنارش آثار ديگرى نيز ارايه مي*شد.
پس از انقلاب هر چند كه جلوى موسيقى پاپ گرفته شد و هنرمندان پاپ به خارج از كشور رفتند و به اين ترتيب تنها موسيقى ايرانى براى عرض اندام ماند، اما بعد، اينها آمدند و براى ارايه هر گونه اثر هنرى مجوز تعيين كردند بعدا نيز جلوى آموزش گرفته شد و دانشگاهها تعطيل شدند.
وى افزود:سپس نيز كه موسيقى آغاز به كار كرد لنگ لنگان پيش رفت و تنها در هفت تا هشت سال اخير است كه مقدارى فعاليت*ها چشمگير شده است.اما مي*دانم پانزده سال آموزش به صورت جدى دنبال نشده است.به گزارش ايسنا، وى گفت: شكلاتى هم براى خود من بر سر “بيداد” بوجود آمد طورى كه چند روز مرا بازداشت كردند و از من تعهد گرفتند كه حق تدريس ندارم. اين مجموعه كارهايى بود كه با ما شد در جامعه*اى كه اجازه*ى تدريس هنر داده نشود هنرمندان از كجا بوجود مي*آيد؟ زمانى هم كه به هنرمندان اجازه*ى فعاليت داده نمي*شود هنر چگونه كار خود را ادامه دهد؟ اينها ندانم كاريهايى بود كه در مجموع مشكلاتى را فراهم كرد حالا هم كه مي*خواهند جبران كنند بايد گفت كه براى جبران كمى دير شده است.
شجريان در پاسخ به سوال يكى از خبرنگاران مبنى بر اينكه آيا با همين گروه فعلى فعاليت خود را ادامه خواهد داد يا خير گفت: ما با گروههاى ديگر هم برنامه مي*گذاريم اما براى برگزارى كنسرت در ايران برنامه*اى ندارم در خارج از كشور نيز كار ما با همين گروه (محمدرضا و همايون شجريان، حسين عليزاده و كيهان كلهر) جا افتاده است.
وى افزود: در كشورهاى خارجي، گروه نوازى ما جايى ندارد چرا كه آنها داراى گروه*هاى قدرتمندى هستند اما با توجه به نبود تك نوازى يا دو نوازى با آواز در اروپا و غرب، اجراهاى ما براى آنها بسيار جالب توجه است .

گفتنى است در اين نشست خبرى خبرنگاران خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا) و ميراث خبر و روزنامه*هاى همشهرى و ايران حضور داشتند

RedWine
07-25-2006, 04:58 PM
was rushing to get to my friends waiting at the Royce Hall where the Shajariyan concert was being held. I had gone to the Iranian Film Festival in UCLA but this theater was held on the other side of UCLA's campus, or at least somewhere I was new to. At the sight of couple of Persian women dressed in elegant dark garments I realized I was at the right place.

I parked the car and started following the people ahead of me to an ancient looking building, flinching in cold. Outside of the theater was crowded with people my father's and my grand father's age. As I had expected, I was the youngest of the aficionados.

By the time I met up with my friends and got inside, the theater had already been filled up and to my surprise there were many non-Iranians; Americans, African-Americans, Asians and etc. The stage was beautifully yet simply designed with traditional Persian clothes covering the long platform, four microphones and three musical instruments placed on it.

As the lights dimmed, the voices faded and the sound of music became to display. Little by little an odd aura hovered around me. I don't know what it was but I think I started feeling nostalgic and a bit irritated. Maybe I thought we were a wrong crowd for this, that this was too pure and sanctified for this society of people to get.

The couple sitting in front of us caught my attention. As Shajarian started singing in high pitch, doing the Persian "chah chah", the American guy gave an estranged look to his Asian woman, rather uncomfortably readjusting himself in his seat. The reason of their on-their-own presence there remained a mystery to me for most of the other non-Persians had come with their fellow Persian friends and families, or just were invited by them.

The deep swerving sound of the "kaman-cheh" made me tremble internally, disturbed by the bouts of random flash backs in Iran. Swiftly I found myself gazing at this old man appearing in my vision. With a peaceful smile in his kind eyes, he was nodding and glowing in love and enjoyment. I felt depressed as hell. He reminded me of my grandfather and the glow in his eyes every time he read verses of Hafez by heart to us.

The Persian woman sitting behind me kept moving in her seat, kicking me in the back and falling on her husband. I'd turn my face sideway and see them at the corner of my eyes. She would be rubbing her head against his chest "ohhh, honeeeyy, mmmm". The guy in his mid 20's next to me suddenly turned to his father and said impatiently "so when will Michael Jackson come?" "Bisho'oor" was his father's reply.

At the little break time, I managed to relax a bit and get a hold of a glass of red wine, the Persian poetic beloved. As the musicians retook their posture and started going into long melody frenzy, my Persian poetic beloved began to kick in. Unconsciously I started shedding off all the worries in the world and just seeping into the music, my eyes glaring at the hand moves of the musicians, my ears ringing with the tone of Shajarian. I was so entrenched in the vibe, my whole aura became numb.

I was just floating in my seat, my entire existence focused on the Tar player, vibrating to the intoxicating motion of his rapid hands. He was united with the Tar, his hand moving with the strings synchronizingly, his head swaying to the beat of the sound in harmony. It was like the instrument was his lover, holding it so heartily close, strumming it with such passion, like an orgasmic stage, making love to it.

Nothing in the world mattered to me anymore but the emotional resonance that music had struck me with. All of a sudden I look at the couple in front of me and I find the estranged American guy along with his Asian wife nodding serenely to the sound of music. If nothing can make us understand each other today, maybe art can.

Sepideh_UK
07-25-2006, 05:26 PM
Mamnoon az in etelaa at!!

Man ham vaaghan az ahangaaye in ostad khosham miad.
Omidvaram Iran ( Kasai ke in keshvaro mirunan/ Molaha ) yek ruzi kholase ghadre in hame ostad ro bedune.

Raiden
07-27-2006, 01:51 AM
I never Actually liked Shagarian's Music but Still agree he was...IS a legend.

RedWine
08-18-2006, 09:57 AM
محمدرضا شجريان استاد موسيقي ايراني گفت: ساز "استاد شهناز" همانند آبشاري خروشان در لحظه فرو

مي*زند و در ذهنيت شنونده تصويري بوجود مي آورد كه من آرزو داشتم، اي كاش دستي در فيلمبرداري داشتم و كليپي از آن مي*ساختم.

به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، شجريان كه در مراسم نکوداشت استاد جليل شهناز و زنده ياد درويش خان در فرهنگسراي هنر سخن مي گفت؛ درعين حال تاكيد كرد: مطمئن هستم كسي نمي تواند كليپي بسازد كه نمايشگر حال وهواي معنوي ساز شهناز باشد.

محمدرضا شجريان با اشاره به اينکه درباره ساز شهناز نمي توان صحبت کرد در ادامه تصريح كرد: من با ساز "شهناز" زندگي مي کنم و صداي ساز او در من جاري است . فکر من يک فکر آوازي است و تنها سازي که خاصيت آوازي دارد ساز "جليل شهناز" است . شهناز براي من دنياي ديگري است و دوست دارم ساز او را به تنهايي بشنوم.

وي همچنين مطرح كرد: استاد شهناز به بيان واقعي در ساز رسيده است و تنها حسن کسايي است که در کنار شهناز يگانه است.

او اشاره كرد كه در سالهاي جواني*اش در سالهاي *٣٧ و*٣٨ به دليل اينكه درخانه شان، بودن راديو حرام بوده است در محيط دانشسرا مي*توانسته به ساز شهناز گوش دهد و از سال *٤٥ كه به تهران آمده با ضبط صوت فيليپس*اش هر روز بعد ازظهر منتظر شنيدن ساز شهناز از راديو بوده است.

شجريان همچنين مطرح كرد: سالهاست كه با ساز شهناز زندگي مي كنم و در ماشينم جز ساز شهناز چيز ديگري ندارم تا از آن لذت ببرم. ساز شهناز عطر و پيامي دارد كه آدم را به فضايي مي برد كه ديگران نمي توانند. شهناز در ما زندگي مي كند و ما با شهناز زندگي مي كنيم.

شجريان با تاکيد بر اينکه پيشنوند "استاد" براي او کم است،خاطرنشان کرد: او در گيرودار تقليد از ديگران نماند و من تنها خواننده*اي هستم كه خودم را شاگرد شهناز مي*دانم.

در ادامه اين مراسم فيلمي از استاد شهناز به نمايش در آمد كه وي در اين فيلم با انتقاد از رواج برخي موسيقي*هاي سبك مطرح كرد: اين موسيقي اگرچه جاي خود را دارد ولي در كشوري كه هنرش عالمگير است چرا بايد موسيقي اصيل را ترك كرده و به سمت چنين موسيقي برويم.

وي ادامه داد: مجريان موسيقي نبايد بگذارند موسيقي اصيل و سنتي ايران، منسوخ شود.

به گزارش ايسنا، داريوش پيرنياکان نيز در اين مراسم ، نوآوري را نقطه اشتراک نوازنده*هاي برجسته*ي موسيقي ايراني دانست و در ادامه سخنان خود با تاكيد براهميت رديف در موسيقي ايراني گفت: امروزه عده اي بر طبل رديف مي کوبند و عده*اي به طبل نبودن رديف که هر دو راه غلط است . رديف شيوه آموزش موسيقي ايراني است و هرکس بخواهد نوازنده شود بايد آن را بياموزد . در نوازندگي استاد شهناز و درويش خان مي توان به خوبي احاطه ايشان به رديف را متوجه شد.

وي درادامه تاكيد كرد: آوازهاي شهناز از شاهکارهاي آواز در موسيقي ايراني است . من با ساز ايشان به تارنوازي علاقمند شدم .

در ادامه اين جلسه پيام صوتي استاد حسن کسايي پخش شد و او به تمجيد از اين استاد موسيقي ايراني پرداخت.

محمد حقوقي شاعر و منتقد ادبي نيز به ذکر خاطراتي از استاد جليل شهناز و حسن کسايي پرداخت.

در پايان اين مراسم از دکتر محمد سرير(نماينده خانه موسيقي)، يوسف پوريا(تارساز)، علي رستميان(ناشرآثار استاد شهناز) ، حسن عسگري(صدابردار موسيقي) ، جهانگير نصري اشرفي( پژوهشگر و نويسنده) و استاد جليل شهناز تجليل به عمل آمد . در همين بخش از امين عطايي نيز تقدير شد.


/در حاشيه مراسم/


به گزارش ايسنا، در اين مراسم كه عصر روز چهارشنبه در فرهنگسراي هنر برگزار شد، استاد شهناز علي*رغم وضعيت جسمي نامناسب، در مراسم حاضر شد و زمانيكه كيوان ساكت به استقبال او رفت خود را معرفي كرد و گفت:استاد، من "ساكت" هستم. استاد شهناز هم با شوخ طبعي خاصي گفت: اينجا كه اينقدر شلوغ است تو چرا ساكت هستي!

همچنين همانند هفته*هاي گذشته براي ورود برخي خبرنگاران به مراسم مشكلاتي وجود داشت هنگامي كه خبرنگاران مي خواست وارد سالن شوند عباس سجادي عنوان كرد: خبرنگاران با كارت مي توانند وارد شوند اما برخي خبرنگاران را علي رغم نشان دادن كارت باز هم راه ندادند و بالاخره به شكل خيلي تصادفي وارد سالن شدند !

در مراسم قبلي نكوداشت اساتيد موسيقي در فرهنگسراي هنر نيز زمانيكه داريوش پيرنياكان قصد ورود به سالن داشت نگهبان از او كارت دعوت خواست! وعلي رغم يادآوري اطرافيان كه پيرنياكان هنرمند مطرحي است از ورود او به سوال ممانعت كردند و پيرنياكان نيز گفت: وقتي شما من را نمي شناسيد چطور مراسم، بزرگداشت برگزار مي كنيد!

RedWine
09-30-2006, 02:14 PM
چند روز پيش روز اول مهرمحمدرضا شجريان، ۶۶ ساله شد. او در سال ۱۳۱۹ در مشهد به دنيا اومد.

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/09/20060930135509shajarian_3.jpg

به گفته خود آقای شجريان وقتی که اون بچه بود در خونه شون جلسات قرآن برگزار می شد و مادرش اونو همراه پدرش به اين جلسات می فرستاد. پدرش عاشق مذهب بود و بعد ها که آقای شجريان بزرگتر شد بهش می گفت که با صدای بلند قرآن بخونه، اون از سن ۱۵ سالگی که وارد مدرسه بهمن شد هم زمان پيش پدرش آموزش خوندن قرآن می ديد، اما در واقع از ۱۰ سالگی در مراسم و اجتماعات هم قرآن ميخوند...

اما آواز رو در دوران دبيرستان، با کمک داييش و آقای جوان معلم موسيقی دانشسرا شروع کرد. در همون دوران شروع به ياد گرفتن نواختن سنتور هم کرد.

حدود ۲۵،۲۶ ساله که بود، به تهران اومد، اون موقع داوود پيرنيا، مدير برنامه گلها اونو به راديو دعوت کرد و بعد از شنيدن صداش، شيفته اون شد، و آقای شجريان از همون موقع کارشو در اين برنامه راديويی شروع کرد. اون دوره حدود ۳۰۰ برنامه با صدای آقای شجريا ن ضبط شد اما همگی با اسم مستعار سياوش بيدکانی. علت انتخاب اسم مستعار اين بود که پدرش موافق نبود که محمدرضا در کار موسيقی و آواز باشه.

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/09/20060930135507shajarian_2.jpg

با اين حرفها به نظرميرسه که پدرش دراولين جرقه های خوانندگی اون سهم بزرگی داشته. اما کسی که پيش از پدرش در زندگی و راه هنری اون تاثير داشته استاد دادبه بوده، خود محمدرضا شجريان ميگه که اين آدم تاثير عجيبی روی شخصيت هنريش داشته و آشنايی با استاد دادبه رو مهم ترين بخش زندگی هنريش ميدونه، وميگه آشنايی با انديشه های اين مرد بزرگ براش خيلی با ارزش بوده.

آقای شجريان توی خيلی از کشورهای آسيايی، اروپايی و آمريکايی کنسرت داده، در چند تا از دانشگاه های معروف و معتبر جهان هم در مورد موسيقی ايرانی سخنرانی کرده و در سال ۱۹۹۵ مدال پيکاسوی يونسکو رو گرفته.

Sepideh_UK
09-30-2006, 03:23 PM
Oh Bless
ishala hamishe saalem bashe...

ali.one.ten
10-03-2006, 08:38 AM
he is the greatest

arash245
10-03-2006, 10:07 AM
Totally.... 8-)

RedWine
11-14-2006, 04:26 AM
محمدرضا شجریان قرار است که به زودی دوره تخصصی آواز را با همکاری فرهنگستان*هنر در تهران برگزار کند. او سال ها پیش اولین کسی بود که این دوره را با پنج شاگرد برگزار کرد. حمیدرضا نوربخش، مدیر عامل خانه موسیقی از این دوره به عنوان بهترین دوره شاگردی*اش یاد می*کند.



نوربخش از شاگردان قدیم و حالا از دوستان نزدیک اوست. اگر قرار باشد در تهران برنامه داشته باشد به کسی جز او اعتماد نمی کند که کارها را به دستش بسپارد. می*گوید:«شجریان سطح آواز ایرانی را ارتقا داد. آواز قبل و بعد او خیلی متفاوت است. فکر نمی*کنم بضاعت آواز ما قبل از او آنقدر زیاد بوده*باشد که امروز شاهد آن هستیم. او درهایی را گشود که قبل از این گشوده*نبود. معتقدم بسیاری از خوانندگان که متاثر از شجریان هستند از بسیاری خوانندگان گذشته بهتر می خوانند.»

وقتی داریوش پیرنیاکان او را به استاد معرفی کرد، چند سالی می*شد که خواننده بود. در نوجوانی خواب استاد را می*دید. وقتی آواز را نزد او کار مي*کرد ضربان قلبش به شدت تند می*شد. می*گوید این وضع سال ها ادامه داشته. شاید نتوانیم حال او را که اولین بار استاد با سری افتاده و چشمانی بسته آوازش را گوش داده درک کنیم. هنوز جمله های شجریان را که بعد از اولین کلاس آواز به یاد دارد:«مثل اینکه مدت*ها پیش من آواز کار کردی! قبلش شاگرد تاج بودم. شیوه اش به تاج نزدیک بود. مرا پذیرفت و بعد از مدتی با چهار شاگرد دیگرش جهاندار، کرامتی، شفیعی و رحمتی که نزدیکترین*ها بودند برای اولین بار دوره عالی آواز را تشکیل داد:«قبل از او چنین دوره ای نداشتیم و اصلا نمی*دانستیم چیست. تا آن روز شاگردی آواز این بود که هنرجویان پیش استاد ردیف کار می*کردند و بعد هم هر کسی می*رفت دنبال تجربه*های خودش. در دوره عالی نباید مصرف کننده می*بودیم باید تولید می*کردیم وخلاقیت بروز می*دادیم خواننده تا زمانی که ردیف کار می*کند باید به الگوها جواب بدهد، اما بعد آن باید بتواند شعر انتخاب و جمله سازی کند. برنامه آوازی را از اول تا آخر تدوین کند، مرکب خوانی و مدلاسیون کند و از دستگاهی به دستگاه دیگر برود.»




به نظر می*آید دوره*ای که قرار است با حدود سیصد نفر برگزار شود نیز بر همین منوال است:«شجریان هنوز هم خلاقیتش را حفظ کرده اما تراوشات به انگیزه و شرایط بستگی دارد. شاید تنها در یک شب کنسرت آن هم در بیست دقیقه باشد.» بعد شهناز را مثال می آورد که به دلیل کهولت سن نمی*تواند اجرا درخشان گذشته را داشته*باشد اما اگر تار بزند، هنوز هم خلاقیت تراوش می*کند. ذهن استاد همان ذهن است شاید شرایط فرق کرده. او از شاگردها همین را می*خواهد.»

در کلاس شجریان چه می*گذرد

شاگردهای زیادی ندارد و آنها را با وسواس انتخاب کرده. برای قبول شاگردانش چیزهایی تعریف کرده که هرکدام باید آنها را بگذرانند تا پا در حریم «راز این لطیفه نهانی» بگذارند:«همه خوش*آوازهای ایران شاگردان او نبودند اما همه شاگردانش از خوب*های موسیقی ایرانی هستند. شخصیت شاگردانش خیلی مهم است و زمانی آنها را می پذیرد که کاملا از پیچ و خم رفتار و کردارشان مطمئن شود. این کار تا مدت*ها ادامه دارد و بعد آن وقت است که شاگرد واقعی*اش می*شوی. موشکافانه آدم*ها را زیر ذره*بین می*گذارد. خودم شاهد بودم که یکی از شاگردان خوش*صدایش را ردکرد و گفت او اگر هم آواز یادبگیرد از جای دیگری سر در می*آورد.




ویژگی*هایی را در امتحان شاگردان در نظر می*گیرد که نامش را «فرهنگ خانوادگی» گذاشته*است.ویژگی*فیزیکی، ویژگی*های صدا، وسعت، رنگ