View Full Version : Important Political News
RedWine
07-13-2006, 02:51 PM
سکولارهای عراق می گويند رسانه های جناح های حاکم نقش اصلی را برای ايجاد شرايط روانی در جنگ خونين فرقه ای که هم اکنون در عراق جاری است دارند. آن ها نقش مهم خود را عمدتا از طريق رسانه ظاهرا بی طرف انجام ميدهند، اما در اخبار آن ها عراق هميشه به تعداد مورد نظر از فرقه ها،در دوره اخير عمدتا به دو بخش سنی و شيعه تقسيم شده است. در انفجار فلان خيابان فلان تعداد شيعه کشته شده اند، در انفجار آن محله فلان تعداد سني، گويا سنی ها و شيعه ها را کيش می دهند که برای انتقام گيری از هم تدارک ببينند. حتی وقتی دزد می گيرند خبر می دهند مثلا يک سنی در سرقت از فلان مغازه دستگير شد! اين کلک قديمی نژاد پرستان در اروپاهم هست. مثلا اگر يک آلمانی همسرش را بکشد، نمی نويسند يک آلمانی مسيحی که پدرش فرانسوی است همسر خود را کشت. ولی اگر يک مهاجر به جنايت اقدام کند، جد و آباد و عقيده و کيش و مذهبش در خبر ذکر می شود و مردم آلمان را عليه کيش و عقيده و هويت آباء و اجدادی به تحريک واميدارند.
حالا به تيتر خبر زير در بی بی سی نگاه کنيد و آن را در کنار سرکوب های جمهوری اسلامی در ميان مليت های ايران قرار بدهيد تا همکاری دو طرف برای پاره پاره کردن ايران اثبات شود. اگر اوضاع به همين منوال ادامه پيدا کند، بزودی بی بی سی متخصصان خود را به خاوران و بهشت زهراخواهد فرستاد تا هويت قومی و مذهبی قربانيان رژيم را تعيين کنند و در اخبار به اطلاع مردم برسانند.
خبر بی بی سی
بازداشت تعدادی 'شورشی' سنی و کرد در ايران
پم اوتول
گزارشگر بی بی سی
شهر اهواز در يک سال گذشته شاهد يک رشته بمبگذاری های مرگبار بوده است
روزنامه دولتی "ايران" گزارش داده است که نيروهای مسلح جمهوری اسلامی چهار شورشی سنی مذهب را در شرق کشور در نزديکی مرز پاکستان و افغانستان و همچنين سه شورشی کرد را در نزديکی مرز عراق دستگير کرده اند.
اين روزنامه سه مسلمان سنی را اعضای گروه موسوم به "جندالله" مستقر در سيستان و بلوچستان معرفی کرده است و ادعا شد سه شورشی کرد به گروه پژاک - حيات آزاد کردستان - تعلق دارند.
تصور می شود گروه پژاک دارای پيوندهايی با سازمان مسلح حزب کارگران کردستان، "پ کا کا"، باشد.
در طول يک سال گذشته نواحی محل سکونت اقليت های مختلف قومی ايران در خلال شکاياتی نسبت به سرکوب دولتي، تبعيض يا قرار گرفتن در معرض غفلت سياسی يا اقتصادي، شاهد افزايش نا آرامی ها يا درگيری هايی بوده اند.
بمبگذاری ها و نا آرامی در بخش های عرب نشين استان خوزستان در نزديکی مرز عراق، شورش هايی در استان غربی کردستان، و زنجيره ای از کشتارها و آدم ربايی ها توسط افراد مسلح که چه شهروندان معمولی و چه مقام ها را هدف می گرفت در استان عمدتا سنی نشين سيستان و بلوچستان حوادثی است که در يک سال گذشته روی داده است.
دولت ايران بريتانيا را به قرار داشتن در پشت نا آرامی های خوزستان متهم کرده و اخيرا ادعا کرده است که عوامل اطلاعاتی آمريکا و بريتانيا با نمايندگان گروه های راهزن در سيستان و بلوچستان ملاقات کرده اند. آمريکا و بريتانيا اين اتهامات را رد کرده اند.
ايران ادعا می کند جندالله، که اعضای آن در نزديکی مرز افغانستان و پاکستان بازداشت شده اند، يک گروه راهزن است که با سنی های تندروی وهابی ارتباط دارد.
اما اين گروه ادعا می کند که برای حقوق مذهبی و قومی بلوچ های سنی مبارزه می کند.
در همين حال نواحی نزديک به مرز عراق نيز شاهد ظهور پژاک، يک گروه مسلح کوچک مرتبط با پ کا کا بوده است که اعضای آن در مواردی با نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی درگير شده اند.
RedWine
07-13-2006, 02:52 PM
تبليغات نامرئى يا تبليغات غيرآشکار، شيوه*اى از تبليغات غير مستقيم که در آن، آگهى دهنده، پيام خود را به گونه*اى طراحى مي*کند که از حاشيه*هاى پايين گستره شنوايى و بينايى مخاطبان بهره گيرد تا ضمير ناخودآگاه آنها را متاثر سازد.
به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) بلاگر ژورنال تبليغات در http://adjournal.shaar.com/ آورده است: بدين منظور از شگردهاى مختلف الکترونيکى و کامپيوترى و روان شناختى توام استفاده مي*شود.
حاشيه*هاى پايين گسترهء شنوايى شدتي، شامل صداهايى با شدت حدود چند دسى بل که در شرايط معمولى شنيده
نمي*شود و حاشيه*هاى پايين گسترهء شنوايى بسامدي، شامل صداهاى داراى بسامد کمتر از *٢٠ هرتز است.
"در سال *١٩٧٩ در چند فروشگاه زنجيره*اى آمريکايي، در نوار موسيقى متداول در فروشگاها، صداى ضبط شده را
,من دزدى نمي*کنم!, را با شدت صوتى کم در هرچند ثانيــه به موسيقى اضافه کردند، به طورى که حس شنوايى خودآگاه آن را دريافت نمي*کرد. طبق ادعا ، نتيجه اين شد که در مدت نه ماه، تعداد سرقت*ها در فروشگاها به *٣٧درصد کاهش يافت.
حاشيه*هاى پايين گستره بينايي، عمده شامل تشخيص ناخود آگاه صحنه*هاى نمايشى گذرا در مدت زمان کوتاه است. چشم انسان، صحنه*هاى نمايشى را که مدت زمان آنها کمتر از حدود يک دوازدهم ثانــيه باشد (مثلا يک بيشتم ثانيه) نمى تواند تشخيص دهد.
يک متخصص بازارشناسى در سال *١٩٥٨ ، درباره تبليغات نامرئي، آزمايشى انجام داد و در آن، همزمان با نمايش يک فيلم، اسلايدهايــى با مدت زمان سه هزارم ثانيه را در هر پنج ثانيه يک بار نمايش داد که آنها پيغام نوشته
,کوکاکولا بنوشيد!, وجود داشت؛ پس از نمايش فيلم، به ادعاى وي، فروش کوکاکولا در سالن حدود *٥٨ در صد آفزايش يافت.
"تبليغات نامرئى"، در احساس خودآگاه تاثير ندارد، اما ممکن است براحساس خودآگاه تاثير بگذارد. به ويژه که اين نوع آگهى را مى توان به دفعات و به طور ناآشکار در رسانه*ها صوتى و تصويرى و اينـتـرنت قرار داد.
علاوه بر اين، گزارش*هاى پراکنده*اى وجود دارد که بيان مي*کند ترکيبى از شگردها "تبليغات نامرئى" و نگاره سازى و روانشناسى مي*تواند در "رسانه*هاى چاپ" نيز استفاده کرد و تصاويرى رسم نمود که احساس ناخودآگاه انسان را متآثر کند. مطابـــق اين گزارشهاى تاييد نشده، در برخى از رسانه*هاى کشورهاى صنعتى و در برخى از "تبليغات فراملى" از اين شگرد ترکـيبى براى منظورهاى تاثير گذارى جنسى بر مخاطـبان آگهى استفاده مى شود.
در باره موثر بودن يا موثر نبودن "تبليغات نامرئى" اخــتلاف نظر بسيار است. برخى از متخصصان تبليغات، قاطعانه
"تبليغات نامرئى" را رد مي*کنند و برخى ديگر، آن را بسيار موثر مى دانند.
همچنين، "تبليغات نامرئى"، در برخى از کشورهاى صنعتى صراحتاً ممنوع شده است و بالطبع انتشار مطالب علمى و تحقيقى دربارهء تکنولوژى"تبليغات نامرئى" نيز مي*تواند ممنوع باشد. اما ممکن است در برخى از متون مبحث روانشناسى ترغيب ، به "تبليغات نامرئى" اشاره*هايى شده باشد. در برخى از کشورها نيز مقرراتى وجود دارد که اگه مراعات مي*توان "تبليغات نامرئى" را غير قانونى سازد...
RedWine
07-13-2006, 02:53 PM
علی افشاری دانشجويی که رژيم اسلامی سرانجام او را به آغوش نو محافظه کاران آمريکا راند، در مقاله جديدی مفهوم مورد نظر محافظه کاران از " فشار جامعه جهانی بر جمهوری اسلامی " را که خود او در جلسه نومحافظه کاران در سنای آمريکا مورد حمايت قرار داد با مثالی روشن کرده است. افشاری که در مورد دلايل احتمالی تن در دادن جمهوری اسلامی به مذاکره با آمريکا در مورد عراق بحث می کند به عنوان يک دليل احتمالي، مورد زير را مطرح کرده است:
" انتقال پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل و تشديد فشارهای جامعه جهانی و به خصوص دولت امريکا باعث شده تا مواضع تند جمهوری اسلامی تقليل يافته و به سمت عقب نشينی تمايل يابد. درست مشابه رويداد پايان جنگ 8 ساله با عراق و پذيرش قطعنامه 598که زمانی مسئولين ايران آتش بس و صلح را پذيرفتند که فشار جامعه جهانی به اوج رسيده بود و هواپيمای مسافربری ايران بر فراز خليج فارس توسط ناوگان آمريکايی سرنگون شد و در جريان آن مردم بی گناه جان باختند."
برای رژيم جنگ نعمت بود و بنابراين جان مردم بی گناه را دم توپ می داد. برای آمريکا هم توقف جنگی که خود صدام را به آن تشويق کرده بود نعمت بود بنابراين خشم جامعه جهانی به اوج رسيد و ناوگان آمريکايی به دستور جامعه جهانی مسافران بيگناه را کشت و به عاملان اين جنايت فجيع ترفيع و پاداش داده شد. نتيجه اخلاقی اين است که چون ما با کشتن مردم بی گناه توسط رژيم مخالفيم بايد با کشتن مردم بيگناه توسط ناوگان آمريکايی موافقت کنيم. و حالا اگر تا به حال در اين کار قصور کرده ايم با تحريم و کشتار مردم ايران توسط جامعه جهانی توافق کنيم تا به اندازه کافی بر رژيم اسلامی فشار وارد شود!
ضمنا نفس مذاکره رژيم با آمريکا بر سر عراق که رسانه های آمريکا و انگليس در مورد آن سر وصدا برپا کرده اند، صرفنظر از مضمون آن، مساله تازه ای نيست. رژيم اسلامی البته تحت هدايت خود رهبر خودکامه نه فقط مذاکرات بلکه همکاری های بسيار گسترده تری با آمريکا از جمله در مورد همين عراق و مذاکرات و توافقات برای تهاجم فاجعه بار به عراق داشته است، وحتی در رسانه های ايرانی اين فرضيه مطرح شده که در حمله آمريکا به پايگاه مجاهدين در عراق، مسعود رجوی کشته شده است و گفته شده يکی از شروط جمهوری اسلامی در همکاری با آمريکا تحويل مجاهدين بوده است. البته اين مساله اخير شايعات است و ممکن است به علت غيبت ابهام برانگيز مسعود رجوی ايجاد شده باشد، اما چيزی که در آن ترديد نيست اين است که آمريکا و رژيم اسلامی در تهاجم به عراق با هم مذاکره و همکاری کرده اند. پس اين هياهوی بسيار که اتفاقا شايد رژيم حقه باز جمهوری اسلامی از آن چندان ناخشنود نباشد برای چيست؟
پيرامون حمايت رهبر جمهوری اسلامی از رفراندوم
پنجشنبه ٣ فروردين ١٣٨۵ – ٢۴ مارس ٢٠٠۶
اخبار روز.رهبر جمهوری اسلامی ايران در سخنان خود در آغاز سال نو در مشهد با تاکيد بر مذاکره محدود با آمريکا ابعاد جديدی از مسائل پيرامون اين رويداد را آشکار نمود. وی بر اساس سنت هر ساله در آغاز سال نو در بارگاه امام رضا ( ع) حضور می يابد و معمولا برنامه ها و خطوط کلی سياستهای مورد نظرش را با لحنی مورد پسند گروههای افراطی محافظه کاران اعلام می نمايد. سخنرانی امسال ايشان که به تندی سخنان ساليان قبلشان نبود, نشان داد که استقبال دبير شورای امنيت ملی از گقتگوی رودررو و علنی با آمريکا با نظر مساعد ايشان بوده است. البته وی با اتخاذ مواضعی بر عليه آمريکا در بخش ديگر سخنانش سعی کرد لايه های افراطی محافظه کاران را نيز راضی نمايد. پيش از اين حسين شريعتمداری در اقدامی کم سابقه حملات تندی را متوجه اردوگاه جريان راست و به طور مشخص دبير شورای امنيت ملی در خصوص مذاکره با آمريکا کرده بود.
رهبر جمهوری اسلامی پس از آنکه مقامات امريکايی تاکيد کردند که تنها درمورد مسائل عراق حاضر به گفتگو با جمهوری اسلامی هستند و فشارهايشان در زمينه مسئله هسته ای را در شورای امنيت تشديد کردند، اعلام کرد که در خصوص مسائل اختلافی موافق گفتگو با آمريکا نيست و در برابر خواسته های غيرمعقول امريکا و شورای امنيت می ايستد. البته ايشان توضيح ندادند که مذاکره در خصوص موارد غيراختلافی چه معنايی دارد؟ همچنين ايشان برای اولين بار فاش کردند که مسئله حقوق بشر و دموکراسی نيز علاوه بر مسئله هسته ای مورد توجه و خواست آمريکائيها در خصوص ايران می باشد.
در مجموع همانگونه که سوابق موضوع مذاکره با آمريکا در کارنامه جمهوری اسلامی نشان می دهد، هيچگاه "نفس مذاکره و رابطه با آمريکا" محل نزاع نبوده, بلکه جايگاه گروههای سياسی در اين فرايند و کسب امتيازات و منافع حاصل از آن دليل اصلی موافقت ها و مخالفت ها بوده است. حمله تند حسين شريعتمداری که در اصل نظر گروه احمدی نژاد را انعکاس می دهد, ناشی از احساس خطر از حاشيه ای شدن و حذف از ساختار قدرت می باشد. آنهم در شرايطی که اين گروه در حال قبضه کردن تمامی کرسيهای قدرت است.
در تحليلی اجمالی می توان مواضع رهبر جمهوری اسلامی ايران را حاوی نکات زير دانست:
1- مشکل اصلی با امريکا, نگرانی از غلبه رويکرد "تغيير حکومت ايران" در دکترين جديد آنها در خاورميانه می باشد. چنانچه صحنه گرايان سياست آمريکا به اين برنامه جامه عمل نپوشانند و نقطه نظر برخی از محافل ليبرال آمريکا مبنی بر مذاکره با حکومت ايران با هدف تغيير رفتار آن را بپذيرند و به حاکميت ايران تضمين امنيتی برای بقاء بدهند در اين صورت, جمهوری اسلامی حاضر است امتيازات لازم را به آمريکا و غرب در خصوص مسائل هسته ای واگذار کند و همچنين با سياستهای آمريکا و متحدانش در عراق, فلسطين و لبنان و... همراهی کند.
2- عدم انعطاف در زمينه حقوق بشر, دموکراسی و اعطاء آزاديهای سياسی و اجتماعی به مردم ايران ديگر موردی است که از فحوای کلام رهبر ايران استنباط می شود.
3- انتقال پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل و تشديد فشارهای جامعه جهانی و به خصوص دولت امريکا باعث شده تا مواضع تند جمهوری اسلامی تقليل يافته و به سمت عقب نشينی تمايل يابد. درست مشابه رويداد پايان جنگ 8 ساله با عراق و پذيرش قطعنامه 598. که زمانی مسئولين ايران آتش بس و صلح را پذيرفتند که فشار جامعه جهانی به اوج رسيده بود و هواپيمای مسافربری ايران بر فراز خليج فارس توسط ناوگان آمريکايی سرنگون شد و در جريان آن مردم بی گناه جان باختند.
4- اما جالبترين نکته در سخنان آقای خامنه ای تاکيد ايشان بر رفراندوم برای سنجش محبوبيت بوش و احمدی نژاد در کشورهای اسلامی است. اين اظهار نظر را می توان, برگ تاييدی بر پذيرش رفراندوم و همه پرسی عمومی به عنوان راهکاری مناسب برای حل مسالمت آميز مسائل بحرانی دانست که به مناقشات دامنه دار که در سرنوشت ملت ها, کشورها و جوامع تاثيرگذار می باشد و طرفهای مختلفی را شامل می شود, پايان می دهد.
اما سوال اساسی در اينجا است که نتيجه چنين همه پرسی اعم چه به سود احمدی نژاد باشد يا بوش, تاثيری در سرنوشت مردم ايران و مشکلات آنها ندارد. آقای خامنه ای اگر رفراندوم را به عنوان يک روش قبول دارند, بهتر است شرايط را برای انجام رفراندوم و برگزاری همه پرسی بگونه ای فراهم کنند تا مردم ايران بتوانند بين نظام ولايت فقيه و عملکرد ايشان و شکل گيری قانون اساسی جديد مبتنی بر دموکراسی, اعلاميه جهانی حقوق بشر, حفظ تماميت ارضی کشور و جدايی دين از دولت انتخاب کنند. چنين رفراندومی, آزمونی فيصله بخش برای پايان دهی به مناقشات و منازعات پيرامون ايران در عرصه داخلی و بين المللی می باشد که خطر جنگ را مرتفع می سازد و اجازه نمی دهد اراده های مبتنی بر زور و زياده خواهی در داخل و خارج از کشور سرنوشت ميهن و منافع ملی را تهديد کند.
البته با توجه به اقدامات خلاف قانون و فعاليتهای جانبدارانه نهادهای حکومتی در انتخابات های برگزار شده قبلی و ضرورت اعلام نظر عمومی در فضای آزاد, منصفانه و بی طرف, طبيعی است چنين رفراندومی می بايست خارج از ساز و کارهای قانونی موجود و تحت نظارت سازمان ملل برگزار شود.
بدينترتيب اين پيشنهاد در بردارنده خواست و انتظار آقای خامنه ای نيز هست. چون اگر ايشان معتقدند که رئيس جمهور مورد حمايت ايشان از پشتيبانی گسترده مردم ايران و ساير کشورهای اسلامی برخوردار هستند, بنابراين به راحتی و بدون نگرانی می توانند با موفقيت در اين رفراندوم مشروعيت و مقبوليت مردمی مورد ادعايشان را به رخ جهانيان و به ويژه دولت آمريکا بکشند!!
در اين صورت مسئولين حکومت ايران می توانند به جای آنکه به کشورهای خارجی امتياز دهند, آنها را به خود مردم ايران واگذارند تا با انتقال حاکميت به مردم, ميهن و ملت به سلامتی از شرايط بحرانی کنونی و تهديدات فزاينده عبور کنند.
RedWine
07-13-2006, 02:55 PM
مصباح يزدی در جمع ناظرات انتخابات قم تفسير خود از ,ميزان رای مردم است , را که روزی خمينی گفته بود ارائه داد و اين تفسيری است که تاکنون ولايت فقيه قبلی و فعلی و نظام جمهوری اسلامی آن را به اجرا در اورده اند. مصباح يزدی گفت آن هايی که با توسل به اين جمله ,اعتبار ولايت فقيه را به مردم می دانند,اشتباه می کنند. او گفت مشروعيت فقيه از جانب خداست نه مردم و نبايد با او مخالفت کرد. او تاکيد کرد,مردم در واقع ناصر ولى هستند نه ناصب و مشرع او,.مصباح خود خمينی را هم به شهادت طلبيد که , حتى در حكم رياست جمهورى هم ,نصب رييس*جمهور, و نه ,تنفيذ حكم, را مطرح ميکردند, .سخنان مصباح يزدى در رد حق رای و حکومت مردم:
ايسنا
رييس موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (ره)، ولايت فقيه را ستون و روح نظام جمهورى اسلامى دانست و گفت: هرگاه رويكرد مردم به امام باشد، اين مشروعيت عينيت مي*يابد و مردم در واقع ناصر ولى هستند نه ناصب و مشرع او.
به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا) به نقل از رسا آيت الله محمد تقى مصباح يزدى صبح روز جمعه در جمع ناظران انتخابات استان قم، با تشريح پيش*فرض*ها و عقايد اسلامى كه باعث به وجود آمدن انقلاب اسلامى شد، بر ضرورت انتقال معارف و مبانى اين ايدئولوژى به نسل*هاى پس از انقلاب تاكيد كرد و افزود: نسل اول انقلاب با بينش خود و با اعتقاد به حضرت امام خمينى(ره) كه تفسير و تبيين آموزه*هاى اسلامى را انجام مي*داد، دست به انقلاب زدند.
وى ادامه داد: نسل*هاى بعد را بايد با اين بينش و معرفت آشنا كرد كه ترفندهاى دشمن ضرورت اين امر را دو چندان مي*كند.
وى در بخش ديگرى از سخنانش، اصول موجود در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران را به محكمات و متشابهات تقسيم كرد و افزود: برخى از اصول قانون اساسى از محكمات و عقايد مسلمين و شيعيان است كه در آن جاى هيچ بحث و شكى نيست؛ اما برخى از اصول آن داراى ابهام و اجمال است كه رفع اين ابهام و تفسير موارد اختلافي، طبق همين قانون اساسى بر عهده شوراى نگهبان قانون اساسى است.
وى با بيان اين كه در ميان اين اصول، ,ولايت فقيه, ويژگى برجسته نظام جمهورى اسلامى ايران در جهان است خاطرنشان كرد: ولايت فقيه ستون فقرات و روح نظام ماست. متاسفانه برخى افراد با تشكيك و تفسير به راى در مورد آن سعى دارند آن را قابل تغيير و يكى از راه*هاى ممكن حكومت نشان دهند.
عضو جامعه*ى مدرسين حوزه علميه قم، تشكيك در ولايت فقيه را تيشه زدن به ريشه نظام اسلامى برشمرد و ادامه داد: اگر حسن ظن نسبت به اين افراد داشته باشيم، آن*ها بي*توجه و غافل*اند يا به خاطر ضعف ايمان يا ضعف معرفت و تحت تاثير فرهنگ غرب، اين سخنان را بيان مي*كنند. اگر به سخنان بنيان*گذار جمهورى اسلامى(ره) و نوع برخوردهاى ايشان دقت كنيم، درمي*يابيم كه ايشان هميشه از نصب مسوولان به دست رهبرى سخن مي*گفتند و حتى در حكم رياست جمهورى هم ,نصب رييس*جمهور, و نه ,تنفيذ حكم, را مطرح مي*كردند. اين كه برخى افراد با استدلال به كلام امام راحل كه فرمودند ,ميزان راى ملت است, اعتبار ولايت فقيه را به مردم مي*دانند اشتباه است. در طول تاريخ هميشه كلام را از موضع خود تغيير داده و در مكانى غير از آن قرار مي*دادند كه اين يك نمونه آن است.
مصباح يزدى در ادامه به تبيين نظريه ولايت فقيه و نيابت عام از امام معصوم (ع) پرداخت و افزود: حتى در زمان حضور امام معصوم(ع) در صورت دسترسى نداشتن به امام، فقيه عالم، متقى و مدير هدايت جامعه را بر عهده مي*گيرد و مشروعيت او از سوى خداوند است و نبايد با او مخالفت كرد.
عضو مجلس خبرگان رهبرى نقش مردم را عينيت بخشيدن به اعتبار ولايت فقيه عنوان كرد و با اشاره به جريان جانشينى و خلافت پيامبر گرامى اسلامى(ص) گفت: همانگونه كه پس از رحلت پيامبر عظيم الشان(ص) مشروعيت الهى در امير المومنين حضرت على(ع) بود، اما به علت عدم همراهى مردم اين مشروعيت عينيت پيدا نكرد. اما هرگاه مردم به امام رويكرد كنند، اين مشروعيت عينيت مي*يابد و مردم در واقع ناصر ولى هستند نه ناصب و مشرع او.
مصباح يزدى در پايان سخنانش با اشاره به انتخابات مجلس خبرگان رهبري، آن را سالم*ترين انتخابات در طول تاريخ نظام جمهورى اسلامى دانست و ضمن تاكيد بر اهميت آن، خبرگان را مصداق تعيين اعلم يك علم به وسيله متخصصان آن علم دانست.
RedWine
07-13-2006, 02:56 PM
تلاش اصلاح طلبان براى كشيدن پاى على خامنه اى به دخالت در درگيرى دولت و مجلس با شوراى نگهبان براى شان بسيار گران تمام شد. خامنه اى كه قبلاً گفته بود در اين ماجرا دخالت نخواهد كرد و هر نهاد و ارگانى بايد كار قانونى خود را انجام دهد، در روز چهارشنبه 15بهمن ماه 82 با سخنان شديدالحنى اصلاح طلبان را مورد تهديد قرار داد واز دولت و قوه اجرائيه خواست انتخابات را در موعد مقرر برگزار كنند. خامنه اى در سخنان خود آشكارا شعارهاى "تعويق برگزارى انتخابات" و يا "استعفا از نمايندگى مجلس" را توطئه دشمنان جمهورى اسلامى خواند و گفت: " راهبرد و استراتژى كلى دشمنان اين است كه انتخابات اول اسفند را تخريب كنند. آنها با تبليغات و روش هاى مختلف سياسي، برخى مسئولان اجرايى را به كنار رفتن وعمل نكردن به مسئوليت هاى قانونى شان تشويق مى كنند. اما همه بايد متوجه باشند كه برگزارشدن انتخابات حق مردم است و هيچ كس اجازه ندارد با اين حق مهم مردم بازى كند". و سپس به تمجيد ازخاتمى وكروبى پرداخت و براى اصلاح طلبان راديكال خط و نشان كشيد و گفت: " البته در اين ماجرا كسانى هم هستند كه با زياده خواهى و گردن كلفتى مى خواهند كار خود را به پيش ببرند. اين افراد و گروه ها، فشار زيادى بر رئيس جمهور، رئيس مجلس و شوراى نگهبان وارد آوردند اما روساى محترم دو قوه و شوراى نگهبان در برابر گروه هاى فشار و زياده خواه ايستادگى كردند كه جاى تشكر دارد". او سپس تاكتيك استعفاى نمايندگان را به شدت مورد حمله قرار داد و گفت: "كسى نمى تواند به علت مخالفت با يك روش يا يك پديده وظايف قانونى خود را انجام ندهد و شانه خالى كردن از مسئوليت به شكل استعفا يا به هر شكل ديگر خلاف قانون و هم حرام شرعى است".
صراحت خامنه اى در تودهنى زدن به اصلاح طلبان وبه ويژه اصلاح طلبان راديكال، آن ها را در وضعيت رقت انگيزى قرار داده است. آنها مدام از عمل به قانون و قانون گرايى دم مى زنند و قانون اساسى جمهورى اسلامى را افتخار خود مى دانند و حتى در تمام طول مدت تحصن و درگيرى با شوراى نگهبان با غلظت تمام وفادارى خود را به حكومت اسلامى و قانون اساسى جمهورى اسلامى فرياد مى زدند . حال كه خامنه اى استعفا و يا عدم برگزارى انتخابات را "غيرقانونى و حرام شرعى" قلمداد كرده است، در وضعيت دشوارى قرار گرفته اند.
در اين ميان براى اينكه راه توبه و بازگشت به دامان ولايت هموار شود، قرار شده كه صلاحيت يا عدم صلاحيت كانديداهاى رد صلاحيت شده با نظر وزارت اطلاعات مورد بررسى مجدد قرار گيرد. اما هر نتيجه اى كه اين بررسى ها بدهد، روشن است كه اصلى ترين خواست هاى اصلاح طلبان يعنى انتخاباتى "آزاد، رقابتى و عادلانه" عملى نخواهد شد . زيرا اولاً- معلوم نيست چه تعداد از رد صلاحيت شده ها به ليست كانديداها اضافه خواهند شد. ثانياً- فرصت تبليغات انتخاباتى براى اين كانديداها فراهم نخواهد شد. بر اين پايه است كه سخنان و موضع گيرى خامنه اى سيلى نقدى بر گونه اصلاح طلبان در برابر حلواى نسيه تاًئيد صلاحيت برخى از رد صلاحيت شده ها بود.
در برابر اين وضعيت، اصلاح طلبان چه راهى در پيش خواهند گرفت. از هم اكنون روشن است كه اصلاح طلبان محافظه كار به رهبرى محمدخاتمى و مهدى كروبى در كنار ولايت ايستاده اند و تعريف و تمجيد رهبر رژيم را نيز دريافت كرده اند. گرايشاتى همچون كارگزاران سازندگى يعنى حزب خاندان رفسنجانى نيز موضع مشخصى خواهند داشت و در پشت سر رهبر رژيم شمشير خواهند زد. اما براى اصلاح طلبان راديكال و گروه هايى هم چون حزب مشاركت كه عدم شركت در انتخابات را در كنگره ى اخير خود به تصويب رساند و يا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، راه خروجى متصور است؟ آن ها دو راه بيشتر در پيش رو ندارند. يا بايد هم چون اصلاح طلبان محافظه كار دست از شعارهاى اصلاح طلبانه شان برداشته و در ركاب رهبرى رژيم و ستون قوام بخش قانون اساسى جمهورى اسلامى به وظايف "شرعى و قانونى" خود عمل كرده و در انتخابات شركت كنند و يا بايد هم چون دانشجويان گردهم آيى دانشگاه اميركبير تهران به مخالفين خارج از حكومت به پيوندند وشعار رفراندم حول ساختار كلى نظام را در صدر شعارهاى خود قرار دهند و از شركت در انتخابات نيز خوددارى كنند.
پيمودن راه اول، هر چند با شرم سارى تواًم باشد، راهى است بى دردسرتر و با منفعت طلبى شخصى شان همسوتر. اما پيمودن راه دوم، راهى است كه به شهامت سياسى و اعتقاد به هدف و شعارهاى داده شده و نترسيدن از عواقب تصميم گيرى هاى مخاطره آميز احتياج دارد.
پيمودن اين راه يعنى درگير شدن با دستگاه سركوب ولايت وتلاش براى نزديك شدن به مردم و بازگشت به منبع قدرت ميليونى آن ها. گام گذاشتن در چنين راهى مى تواند براى پوينده گانش بسيار گران تمام شود. موسى قربانى از وابستگان دستگاه ولايت در واكنش به سخنان خامنه اى و خطاب به نمايندگان متحصن گفت: "ادامه تحصن علاوه بر خلاف قانون بودن به سبب اتمام حجت معظم له، ناعاقلانه است. آقايان بايد با پس گرفتن استعفاهايشان بيش ازاين با آبروى خود بازى نكنند چرا كه حركت انقلابى ما حركتى طبيعى و بديهى بود و هر فردى كه بخواهد با ايستادگى از به سرانجام رسيدن آن جلوگيری كند نابود خواهد شد". و سپس افزود: " در صورت تدبير عاقلانه متحصنين ديگر نيازى به برخورد قضايى با آن ها نيست، اما اگر اين جريان جنبه هاى ديگرى به خود بگيرد بايد به شدت با آن برخورد كرد".
اين تهديدات روشن تر از آن است كه نيازى به تفسير داشته باشد. پيش از اين نيز قلم بدستان روزنامه هاى "جمهورى اسلامى" ، "كيهان" ، "رسالت" و ديگر نشريات وابسته به دستگاه ولايت تهديدات مشابه اى كرده بودند. سخنان خامنه اى نشان داد كه اين تهديدات به دستور شخص ولى فقيه رژيم انجام مى گرفته است. حال اصلاح طلبان بايد در تصميم گيرى هاى خود روى وضعيت نوين و درگير شدن با قوه قضائيه و ديگر دستگاه هاى سركوب ولايت بررسى هاى لازم را انجام دهند.
قرار گرفتن اصلاح طلبان در مقابل حكم شرعى و حكومتى رهبر رژيم، آن ها در آستانه تجزيه و تلاشى قرار خواهد داد. و اين تجزيه و تلاشى چه در راستاى تسليم به دستگاه ولايت و چه در راستاى خروج از حاكميت و قرار گرفتن در موضع "اپوزيسيون" هر چند ولرم باشد، به معناى پايان قطعى كار اصلاح طلبى در درون حكومت اسلامى است. اصلاح طلبان چه نوع حكومتى اش و چه نوع غيرحكومتى اش بايد دريافته باشند كه در چهارچوب قانون اساسى جمهورى اسلامى كه اصل ولايت فقيه ستون فقراتش است، امكان رفرم وجود ندارد. جمهورى اسلامى به يك رفرم بزرگ نياز دارد و آن كنار گذاشتن قانون اساسى آن و در هم شكستن تمام اهرم ها و ابزارهاى حكومتى اش است. و اين كارى است كه از عهده مردم متحد و متشكل بر خواهد آمد. تنها ازاين طريق است كه راه براى انتخابات آزاد و دخالت آزادانه مردم در انتخاب شدن و انتخاب كردن فراهم خواهد شد. زيرا "جمهورى اسلامى" در تضاد كامل با "جمهورى مردمى" قرار دارد. كسانى كه به قانون اساسى جمهورى اسلامى قسم مى خورند و آن را افتخار خود مى دانند نمى توانند و نبايد از