View Full Version : RedWine poetry
RedWine
08-01-2005, 11:51 AM
Tuyeh topic keh az Poetry darim,moteasefaneh hameh beh latin sherhayeh farsi ro minevisan,khob ageh ma irani hastim,ahle del va sher hastim,pas sher bayad beh parsi neveshteh besheh !. kheili sadeh hast,peida kardaneh yek virtual persian keyboard tuyeh internet.pas ehteram bezarim beh Iran,beh adabiateh parsi va beh zibatarin ah'areh donya keh az Iran hastan. mamnoon .
RedWine
08-01-2005, 11:51 AM
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود
انگار پاي عقربه ها لنگ می شود!
تکراريند پنجره ها و ستاره ها
خورشيد بی درخشش و گل، سنگ می شود
پيغام آشنا که ندارند بلبلان
هر ساز و هر ترانه بد آهنگ می شود
RedWine
08-01-2005, 11:52 AM
دل بي روح مثل آهنت را دوست دارم
خطوط در هم ژيرلهنت را دوست دارم
نگاه با همه بيگانه ات را دوست دارم
به هر لحظه كنارم بودنت را دوست دارم
تما شايي تو هستي ديدنت را دوست دارم
RedWine
08-01-2005, 11:53 AM
همسفر قصه هاي تلخ غريبم
رهگذر كوچه هاي تنگ غروبم
آن همه خورشيد كه در من مي سوخت
چشمه ي اندوه شد ز چشم ترم ريخت
كاخ اميدي كه برده بودم تا ماه
آه كه آواز غم شد و به سرم ريخت
RedWine
08-01-2005, 11:55 AM
تو غروب این زمونه
تو سیاهیه شبونه
توی این صدای ترسناک
تو ی این غم زمونه
تو برام ساحلی آروم
تو برام نم نم بارون
شدی زیبای وجودم
نمی خوام بی تو بمونم
RedWine
08-01-2005, 11:58 AM
وقتي كه عشقي مي رود اينجا لغت كم مي شود
خنده به من مي خنددو با سادگي غم مي شود
ايثار دل مي سوزد ونام زمين خط مي خورد
در يك نگاه ناگهان گونه پر از نم مي شود
وقتي كه دستش بي هوا بر آس من ده مي زند
يكباره دوشم زير اين بازندگي خم مي شود
حالا در اين زندان غم با قفل ها گپ مي زنم
با اين اميد كهنه كه يك روز آدم مي شود
RedWine
08-01-2005, 11:59 AM
نگاه خسته به درهاي بسته
کشتي دلها به گل نشسته
هوا چه دلگير دلا گرفته
دل نگروني هفت روز هفته
دفتر پير صداي خستم
ديگه پوسيده تو شب اسيره
دل که يه عمري پر از صفا بود
بس شده زخمي داره ميميره
نفس نمونده واسه ادامه
تنها رفيقم اين سايه هامه
ديگه بريدم خسته و پيرم
دروغ و حرفام تو خنده هامه
RedWine
08-01-2005, 12:02 PM
منهای خويش
تو بودی
با وسعت شکوهناک
ما در شانه آفتابی تو
در عمق ساده عميق جويبار
به خواب رفتيم
elly khoshkele
08-01-2005, 09:57 PM
redy junam merc!1 and i agree with u!!! ina kheyli ghashangan!1 merc azziam for all the efforts honeyyyy booooooooosssss ;)
RedWine
08-02-2005, 09:24 AM
شب همه شب در غمت اي ماه سيما گريه كردم
دامنم را رشك دريا تا سحر، با گريه كردم
بود جمعي در حضورت شاد و من از درد دوري
پا كشيده آه آتش زا زدل با گريه كردم
دوش تا ديدم تو را پيمانه گردان حريفان
گوشه يي بنشستم و مانند مينا گريه كردم
با رقيبان، خنده بر لب از كنارم چون گذشتي
هم جوار نوبهاري من همان جا گريه كردم
دربر پروانه جاري بود اشك شمع، اما
من به كنجي در غمت تنهاي تنها گريه كردم
روزها پيوسته كارم ناله بود از درد هجران
تا سحر هر شب هم از اندوه فردا گريه كردم
موسوي ناچار شادي كوچ كرد از كوچهٌ ما
ديد از بس روزها فرياد و شبها گريه كردم
RedWine
08-03-2005, 01:47 PM
نگاه عاشق تو چون شراب مي ماند
بسان قصه پر التهاب مي ماند
تبسمي كه به روي لبان خود داري
طلوع صبحدم آفتاب مي ماند
به باغ آيينه هاي خيال افكارم
وصال دوست كه شيرين خواب مي ماند
بسان عطر خوشي در فضاي زندگي ام
كه عطر تو به دلم چون گلاب مي ماند
زواژه هاي سخن جان تازه مي بخشي
به اين دلم، كه چو عمر حباب مي ماند
به مهر قلبي و عشق و محبتت سوگند
وفاي تو به زلالي آب مي ماند
ستاره از نگهت با خود اين چنين گويد
چه خاطرات خوشي از شباب مي ماند
RedWine
08-06-2005, 02:49 AM
خيال انگيز و جان پرور چو بوي گل سراپايي
نداري غير ازين عيبي كه مي داني كه زيبايي
من از دلبستگيهاي تو با آيينه دانستم
كه بر ديدار طاقت سوز خود عاشقتر از مايي
به شمع و ماه حاجت نيست بزم عاشقانت را
تو شمع مجلس افروزي تو ماه مجلس آرايي
منم ابر و تويي گلبن كه مي خندي چو مي گريم
تويي مهر و منم اختر كه مي ميرم چو مي آيي
مراد ما نجوبي ورنه رندان هوسجو را
بهار شادي انگيزي حريف باده پيمايي
مه روشن ميان اختران پنهان نمي ماند
ميان شاخه هاي گل مشو پنهان كه پيدايي
مرا گفتي كه از پير خرد پرسم علاج خود
خرد منع من از عشق تو فرمايد چه فرمايي؟
من آزرده دل را كس گره از كار نگشايد
مگر اي اشك غم امشب تو از دل عقده بگشايي
رهي تا وارهي از رنج هستي ترك هستي كن
كه با اين ناتوانيها به ترك جان توانايي
RedWine
08-06-2005, 02:51 AM
سوز دل مسكينان آسان نگير، كه چراغي شهري بسوزاند.
سعدي
RedWine
08-06-2005, 03:24 PM
آنقدر آتش به جانم خورد آخر سوختم
بي صدا چون شمع بي پروانه اي افروختم
هر چه كردم يار با من مهربان باشد ..نشد
عاقبت از عشق مردم ديده بر هم دوختم
RedWine
08-06-2005, 03:24 PM
هر كه ما را ياد كرد ايزد مر او را ياد باد
هر كه ما را خوار كرد از عمر برخوردار باد
هر كه اندر راه ما خاري فكند از دشمني
هر گلي كز باغ وصلش بشكفد بي خار باد
RedWine
08-06-2005, 03:25 PM
سالها شد كه برايت بي قراري مي كنم
سيل اشك و اه را از ديده جاري ميكنم
تا ببينم روي ماهت را به شبهاي خيال
از براي ديدنت فرياد و زاري مي كنم
خوب ميدانم سودي نيست اشك و اه را
ليك با اين شيوه بهرت جان نثاري ميكنم
وقت دلتنگي تصور مي كنم روي تورا
قاب عكسي در خيالم يادگاري مي كنم
RedWine
08-06-2005, 06:06 PM
نذاری ابر دلت گریه کنه
نذارل قاصدکت پر بزنه
برو آسمونتو آبی بکن
قلب مهربونتو ساده بکن
چرا غم ها تو دلت لونه بشه
چرا عشق دیگه ای شروع بشه
عشق قبلی هنوزم یادت می اد
قصه ها و غصه هاش یادت می یاد؟؟
نذاری دوباره باز شروع بشه
قلب تو عاشق قلب اون بشه
می دونم ، می فهممت ، سر دو راهی موندی باز؟!
دیگه عاشق شدی و کاری ازت بر نمی یاد؟
نمی دونم با دلت چی کار کنم
حرفاتو چه جوری من قبول کنم
ولی نازم ، دلکم ، عزیزکم
می دونی عشق تو، عاشق تو نیست
می دونی راه او و اون یکی نیست؟!
باز دوباره ، داری قانع ام می کنی ؟!
عشقتو توجیح و تحلیل می کنی ؟!
می گی اون چشات می گه دوستت دارم
قلب آهنیش می گه من صادقتم ؟!
نمی دونم ، دیگه نمی تونم چیزی بگم
قلبتو اسیر و زندونی کنم
پس میزارم بره هر جا که بخواد
RedWine
08-07-2005, 03:14 PM
آنقدر آتش به جانم خورد آخر سوختم
بي صدا چون شمع بي پروانه اي افروختم
هر چه كردم يار با من مهربان باشد ..نشد
عاقبت از عشق مردم ديده بر هم دوختم
RedWine
08-07-2005, 09:52 PM
اندر دل بي وفائ....عم وماتم باد ان را كه
وفا نيست زعالم كم باد
ديديكه مرا هيچ كس ياد نكرد جز غم كه هزاان افرين بر غم باد
RedWine
08-08-2005, 10:54 PM
ميان محبس تاريك در هواي تو هستم
به ياد روي فرحبخش دلگشاي تو هستم
چه در ميانهٌ زندان چه طرف باغ و گلستان
به هر كجاي كه هستم در ابتلاي تو هستم
گرفتم آن كه ازين ماجرا نجات بيابم
مرا چه سود كه پابند ماجراي تو هستم
ميان اين همه نوميدي و عذاب و ملامت
اميدوار از آنم كه آشناي تو هستم
مگو تو باز به ريحان كه زنده بهر چه هستي
قسم به عشق تو من زنده از براي تو هستم
eyVal kheili bahal boodan
RedWine
08-10-2005, 11:05 AM
با من جفاكني و ندانم بهانه چيست
دايم به جان خستهٌ من تازيانه چيست
رنجم دهي كه ترك كنم آستان تو
جانا بگو كه راندنم زآستانه چيست
در باغ حسن تو دل من آشيانه داشت
آتش زدن زجور برين آشيانه چيست
ساقي رسيد صبح، بگردان پياله را
پيوسته با رقيب حديث شبانه چيست
از تارگيسوان تو غوغاست در دلم
برگو اگر حكايت جنگ و چغانه چيست
مرغ شب از سماع غزل در ترنم است
بي مهري تو با سخن عاشقانه چيست
درآرزوي وصل شكرريز خوش سرود
با من جفا كني و ندانم بهانه چيست
RedWine
08-10-2005, 07:02 PM
هرگزهرگزهرگزبي تونمي خندم
بيتوبردل عشقي هرگزنمي بندم
خداخداخدايااگربه كام من جهان نگرداني
جهانت رابسوزانم اگرخدايا مرابگرياني
من اسمانت رازغم بگريانم
منم كه دردل زنامرادي افسانه هادارم
منم كه چون گل شكفته برلب ترانه هادارم
دنيا غروب ارزوهاكه رنج جستجوراپايان توي
توبياكه بي تواه سردم كه بي توموج دردم درمان توي
RedWine
08-13-2005, 06:05 PM
براي من
دوباره با زبان بوسه در بهار
ترانه اي بخوان
وآبشار خنده هاي جاودانه را
به روي من بپاش
كه زندگي بدون تو
پيام گنگي از نبودن است
وجلوه ي بهار
بهانه اي براي با تو بودن است
RedWine
08-16-2005, 01:30 PM
كبود، ناخن شب زير تازيانهٌ كيست؟
به دامن شفق اين خون جاودانه كيست؟
فتد گر آتش سركش درين سراي كهن
زبان شعله نپرسد كه خانه، خانه كيست؟
غبار ديدهٌ عقل است خواب خرگوشي
به هوش باش كه گوش تو بر فسانهٌ كيست؟
سپيدبختي تو از سياه روزي ماست
طنين خنده ات از گريهٌ شبانهٌ كيست؟
دريده پردهٌ گوش سحر زنعره توست
سياه مستي تو از شرابخانه كيست؟
ز برج عاج رفيع شرف فرو نايد
هر آن كه، گوهر جان داند از خزانهٌ كيست؟
زسوز سينه سياسي سرود مي خواند
نواي شعر تو گلبانگ عاشقانه كيست؟
RedWine
08-16-2005, 01:33 PM
دلتو مثل پرستو با خودت برداشتي رفتي
حتي يكدفعه به ياد من عاشق بر نگشتي
اخه تا كي بي وفايي, دل گسستن و جدايي
من ديگه طاقت ندارم گل من پس تو كجايي
يادته اون روز ميگفتي بي وفايي توي عشق نيست
عشقه ما يه عشقه پاكه عشقي از روي هوس نيست
ميدونم همش يه حرف بود حرفاي قشنگ زياده
ميدونم همش يه حرف بود حرفاي قشنگ زياده
RedWine
08-19-2005, 02:41 PM
اي كاش، دل نبود مرا، ديده هم نبود
گر چشم و دل نبود دگر، هيچ غم نبود
بر ما هر آن چه مي رود از ديده ود ل است
اي كاش دل نبود مرا، ديده هم نبود
با درد و سوز عشق ندانم چه الفتي است
دل را، اگر چه درد اگر نيز كم نبود
طي طريق باديه، كاري نه سهل بود
گر اشتياق سجده خاك حرم نبود
سرگشته ايم و در به در، اما به يمن عشق
بيرون زشاهراه حقيقت، قدم نبود
گردن فراز هستم از آن رو كه گردنم
جز در برابر تو و عشق تو خم نبود
دشمن بود نه دوست كه راه جفا رود
در ملك عشق رسم جفا و ستم نبود
RedWine
08-20-2005, 08:05 AM
من كوچه اي را مي شناسم
در سرزمين مهرباني
آنجا پر از بوي گل سرخ
در لحظه هاي شادماني
لبخند پاك كودكانش
آبي تر از امواج دريا
زيباتر از خورشيد و مهتاب
گرم و صميمي مثل رويا
در كوچه هرگز گرد غم نيست
وقتي كه گل مي خندد آنجا
رقص نسيمي شاپرك را
پر مي دهد بر روي گلها
در قاب سبز خاطراتم
كوچه برايم مثل دنياست
دل هم نمي گيرد در آنجا
وقتي كه كوچه خانهٌ ماست
RedWine
08-21-2005, 01:45 AM
بس سر كه فتاده ي زبان است
با يك نقطه زبان زيان است
آنقدر رواست گفتن آن
كايد ضرر از نگفتن آن
نادان به سر زبان نهد دل
در قلب بود زبان عاقل
RedWine
08-21-2005, 01:46 AM
اين مهربانتر از برگ در بوسه هاي باران
بيداري ستاره، در چشم جويباران
آيينه نگاهت، پيوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت، صبح ستاره باران
بازآ كه در هوايت خاموشي جنونم
فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران
اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز
كاين گونه فرصت از دست دادند بي شماران
گفتي: به روزگاري مهري نشسته گفتم
بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران
بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق پشيمان سر خيل شرمساران
پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
ديوار زندگي را زين گونه يادگاران
وين نغمه محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقي است آواز باد و باران
RedWine
08-24-2005, 02:40 AM
در جهان مانند ما مستان، كسي هشيار نيست
مست عشقيم و ازين ره هيچ ما را، عار نيست
منكري از ديگران عيب ار بگويد، عيب ازوست
زان كه كس را در جهان بر عيب خود اقرار نيست
پندها گفتند در ما چون نباشد كارگر
پندگورا ، گو ازين پس حاجت تكرار نيست
يادگار از رفتگان بر ما بمانده صد هزار
ليك بر آيندگان باقي زما آثار نيست
رو زجاجي پيشه خود كن دو رويي زان كه هيچ
غير تزوير و ريا رايج درين بازار نيست
RedWine
08-24-2005, 09:15 AM
آشناي تو شدم
غرق نياز تو شدم
با همه ناباوري
من فداي تو شدم
شب و روزم شده تار
دل من گشته نزار
در ميان دل من
چه غمي آمده بار
RedWine
08-24-2005, 03:38 PM
مهرسكوتم روشكستم ميگم كه عاشقتم ومنتظرت نشستم
كه يادي بكني ازاين قلب شكستم
چشم به ستاره هادوختم به جستجوي توهستم
شبهاباستاره هاميگم غمهاراشايدكه روشن شوداسمان دلم وياشايدبشكندسكوت خلوتم
اي كه بجزتوهوايي به سرم نيست
اي كه جزغم عشقت كسي همسفرم نيست
تاروزي كه زنده هستم دوست دارم
وتورامي پرستم
RedWine
08-24-2005, 03:39 PM
در خزاني ديگر اي معني عشق
از خدا وصلت تمنا ميكنم
از چه ميسوزي مرا با هر نگاه
من تو را پروردهام با اشك و اه
بس نامت گفتم اندر كوه و دشت
نام تو بنوشته شد بر ابر و ماه
از چه ميسوزي مرا با هر نگاه
من تو را پرورده ام با اشك و اه
دلبرا پرورده اشك مني
تو شميم نوبهاري زاده اه مني
من تو را پرورده ام با اشك و اه
RedWine
08-27-2005, 09:22 AM
الفباي دلتنگي هاي دلم را
چگونه از بر خواهي كرد؟
كه تعداد حروفش تو را به جنون مي كشاند
شايد با تنهايي خودت بتواني
دل تنگيهايم را جمله بندي كني
ومن
عشق را در ميان واژه ها بيابم
RedWine
08-27-2005, 06:15 PM
ِِِِشبي از درد دل گفتم قلم را
بيا بنويس غمهاي دلم را
قلم گفتا برو بي جان عاشق
ندارم طاقت اين گونه غم را
RedWine
09-13-2005, 02:26 PM
در حسرت و شكنجه به سرشد جواني ام
اين بود سرگذشت من و زندگاني ام
جز ز هر انتظار و شرنگ جفا نبود
آن مي كه داد نشئه آن سرگراني ام
طوفان عشقها كه چو باد از برم جهيد
خاموش كرد پرتو شمع جواني ام
سيلاب اشكها كه چو موج از سرم گذشت
بر باد داد خرمن عمرو اماني ام
چون لاله برگ پيش رس اكنون به نوبهار
پژمرد از تطاول باد خزاني ام
در انتظار مرگ مرا زندگي گداخت
رحمي نكرد برمن و بر ناتواني ام
در پنجهٌ ستمگر بي رحم او دريغ
جان مي كنم هنوز، نگر سخت جاني ام
جان سازمت نثار ره اي مرگ پيش رس
زين وحشت و شكنجه اگر وارهاني ام
RedWine
09-17-2005, 01:16 PM
ما سر بر آستان محبت نهاده ايم
از جام عشق سرخوش و سرمست باده ايم
از غير يار رشتهٌ الفت بريده ايم
با غير دوست دست ارادت نداده ايم
از پاي خويش بند علايق گشوده ايم
بر روي خويش باب حقايق گشاده ايم
بر آستان دوست نهاده سر نياز
گويد هر آن چه دوست مطيع اراده ايم
پوشيده ايم جامهٌ آزادگي به تن
بر سر كلاه عز و مناعت نهاده ايم
اي دستگير مردم افتاده دست ما
از راه لطف گير كه از پا فتاده ايم
گر موج حادثات كند، قصد ما رسا
محكم چوكوه بر سر جا ايستاده ايم
RedWine
09-19-2005, 12:20 PM
ماهي چو تو دلربا نديدم
مهر از رخ تو جدا نديدم
بين همه دلبران عالم
يك تن چو تو دلربا نديدم
چشمم ز رخ تو روشني يافت
از مهر به جز ضيا نديدم
افسوس كه جز خطا نكردم
شرمنده كه جز عطا نديدم
در راه وصالت اي دلارام
جز رنج و غم و بلا نديدم
در ورطهٌ بحر خودپرستي
يك گوهر پربها نديدم
در محضر عارفانهٌ دوست
يك دل ز خدا، جدا نديدم
يارانه، ز كرم عنايتي بخش
كز خويش به جز خطا نديدم
راهي بنما به كوي عشقم
كز عشق به جز صفا نديدم
در حلقهٌ عاشقان صادق
جز ذكر خدا خدا نديدم
mehregan
09-19-2005, 01:07 PM
Poetry Event at Mehregan Persian Festival of Autumn
in Orange County, CA
Oct 1-2, 2005
IRVINE, CA – SEPTEMBER 1, 2005 – On the 10th anniversary of Mehregan Festival in Orange County, there will be a poetry reading event “Poetry That is Life”.
More than 20 poets will present their poems in English and Farsi in the two days of festival between 2 and 5 p.m.
Mehregan Festival is a colorful cultural event, that has contributed to cultural exchanges in Southern California by inviting the community to take this opportunity to meet Iranian, American and Afghan poets participating in the event.
Poetry has been one the main art forms in Iranian culture. Mehregan Festivals have organized exhibits about master Persian poets who have contributed to world culture for the past 10 years.
This year’s event is dedicated to Farsi speaking poets in Southern California and American poets from Orange County.
Media Contact: Shoja Adel (714) 505-0998 shojaadel@hotmail.com (shojaadel@hotmail.com)
Further information is available at www.nipoc.org (http://www.nipoc.org/)
کالیفرنیا
دهمین جشنواره مهرگان او رنج کانتی
شنبه و یکشنبه ١ و ٢ اکتبر ٢٠٠۵
بنا به دعوت کمیته برگزاری جشنواره مهرگان ٬ گردهمایی با شرکت بیش از ۲٠ تن از شاعران ایرانی ٬ افغانی و کلوپ شاعران او رنج کانتی در مهرگان برگزار خواهد شد.
برنامه شامل: امضای کتاب٬ شعرخوانی همراه با موسیقی بزبان فارسی و انگلیسی ( ٢ تا ۵ بعد از ظهر) خواهد بود.
جشن مهرگان همچنین مجموعه شعری تحت عنوان " شعری که زندگی است" بصورت کتاب وCD در دست انتشار دارد.
از ایرانیان مقیم کالیفرنیا دعوت می شود که از این گردهمایی بی سابقه فرهنگی بهره مند شوند.
اسامی شاعران شرکت کننده در مجموعه شعر:
پروین با وفا - ابراهیم تربتی - منصور خاکسار- حمیدرضا رحیمی - بهزاد رزاقی- محمد زکائی -ماندانا زندیان – عباس صفاری - علی طبیب زاده - شجاع عادل- لیلا فرجامی - آزاده فرهمند
خلیل کلباسی- شیدا محمدی- مجید نفیسی- پرتو نوری علا- شعله ولپی- واسط باختری
شاعران انگلیسی زبان:
Thea Iberall, Steve Ramirez, Mifanwy Kaiser, G. Murray Thomas, John Gardiner, Tim Doane, Consuelo Marshall.
RedWine
09-20-2005, 02:21 AM
به جام دل كه خيال سراب لازم نيست
به مست روي توهرگز شراب لازم نيست
چه دل بخواه شداكنون طلوع بيداري
مرابه يادتوشب فكرخواب لازم نيست
Nushabeh
09-21-2005, 08:32 PM
dastaneh leila va majnoon irani hast nah?
elly khoshkele
09-23-2005, 02:02 AM
leily va majnun azzi na leila.. vali are iruniye
Nushabeh
09-23-2005, 07:26 AM
mersiiii elly joon
RedWine
09-28-2005, 09:00 AM
ماه بيني! شبروي، لغزنده گويي بيش نيست
مهرگويي! خانه سوزي، هرزه پويي بيش نيست
شب انيس خلوت درد آشنايان بود و رفت
صبح نورس، زهر خند آرزويي بيش نيست
دل مريض خود فريب خسته جاني بود و مرد
عاشقي، اشكي، نگاهي، گفتگويي بيش نيست
آشنارويي كه ريزد بادهٌ شوقم به جام
عقل گويد: رهزن بيگانه خويي بيش نيست
دوش گفتم: ياد از آن عهدي كه مي بستي به اشك
گفت: وه، كان شبنمي، وين تارمويي بيش نيست
مست آن درياي جاويدم كه پيش موج آن
هفت دريا با همه طوفان، سبويي بيش نيست
نازنيني گر به خاكم بگذرد، گويي به ناز
آن كه اين جا خفته جان مهرجويي بيش نيست
RedWine
10-02-2005, 11:51 AM
بازم نگاهم افتاد به عكس روي ديوار
خواستم يادت نيافتم اما نميشه انگار
باز يه غروب دلگير,گريه بي اراده
انگاري حتي عكست دل به كسي نداده
دلم ميخواد يه روزي عاشق بشي مثل من
برات بشه يه عادت,غروبا گريه كردن
ازتو فقط يه تصوير,از من هميشه تكرار
قصهْْْْ من هميشه نگاه رو به ديوار
دنبال يك نشوني تو نامهات ميگردم
از تو چه پنهون امشب بازم هواتو كردم
elly khoshkele
10-03-2005, 06:49 AM
redy jun in akhariye kheyli kheyli KHEYLI ghashang bud...... vali mishe eh khaheshi bokonam plzzzzzzzz?????/ eh zare fonteto bozorg tar bokon plzzzzzzzzz
merc azizam
RedWine
10-03-2005, 04:43 PM
سراپا شوقم اما نامه پردازي نمي دانم
به رنگ خامه آيين سخن سازي نمي دانم
من آن فطرت بلندم وسعت آباد محبت را
كه در دام و قفس كوتاه پروازي نمي دانم
سبك روحم به رنگ شعله در بزم سخن اما
به هر خار و خسي اين جا زبان بازي نمي دانم
فلك از ساده لوحي در پي سامان من باشد
من آن سيلم كه غير از خانه پردازي نمي دانم
من آن ديوانهٌ شوريده احوالم كه از طفلي
به جز شوريدگيهاي جنون، بازي نمي دانم
فضاي عشق را آن طاير آشفته پردازم
كه در دام و قفس هم آشيان سازي نمي دانم
من و افتادگي اندر جهان همچون صفاءالحق
به غير از خاكساريها، سرافرازي نمي دانم
RedWine
10-03-2005, 06:06 PM
باران، باران شيشه پنجره را خواهد شست اما چه کسی نقش ترا از دل من خواهد شست ؟
RedWine
10-03-2005, 07:56 PM
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحرشد
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحرشد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنهای تنها
من مرغک بشکسته ای بر شاخسارم
گلپونه ها ، گلپونه ها چشو انتظارم
من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنهای تنها
میخواهم اکنون تا سحرگاهان بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم
گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت
گلپونه ها آزار آدم ها مرا کشت
میخواهم اکنون تا سحرگاهان بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم
گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت
گلپونه ها آزار آدم ها مرا کشت
گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست
همدرد دل شبها بجز فریاد من نیست
گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست
همدرد دل شبها بجز فریاد من نیست
elly khoshkele
10-03-2005, 08:30 PM
merc redy junam az fonte BOZORGG!!!!
elly khoshkele
10-03-2005, 08:33 PM
redy junam fagaht eh soal dashtam.... manzu az kolpoone ha chiye??? yani chi??
RedWine
10-03-2005, 09:44 PM
redy junam fagaht eh soal dashtam.... manzu az kolpoone ha chiye??? yani chi??
Golpooneh,nah Kolpooneh ! yek type goleh baharist ! in she'er lyric yeki az ahanghayeh jadideh A.Golpaygani hast :) .
RedWine
10-06-2005, 07:35 AM
در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در مي زند
در را گشودم روي او ديدم غم است در مي زند
اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا
غم با همه بي گانگي هر شب به من سر مي زند
RedWine
10-06-2005, 07:39 AM
اگر اين فاصله ها از من دور شوند
با گوشهاي ناشنوا
صداي نسيم باد را خواهم شنيد
و افتادن گلبرگي از گل ياس را
با چشمهاي نابينا در
غبار كوه مه گرفته اي خواهم ديد كه
چشمهايش از اشك هميشه جاريست
RedWine
10-06-2005, 07:40 AM
در وادي زندگي سرگشته و حيرانم
كو يارم كو وفادارم
كو آنكه بي وفايي نياموخته بود
كو انكه دلش را با دلم هماهنگ ساخته بود؟
من غريبم در اين شهر غريب شهر عشق او
همه با او اشناييند منم غريب كوي او
به ياد اشنايي كه هنوز عمق جانم جاي اوست ودلم در هواي او
RedWine
10-08-2005, 06:18 AM
اي دستهاي شرقي از شرم نان كبود
بسيارتان سلام و فراوانتان درود
اين جا چه مي كنيد، خدا را چه مي كنيد؟
در غربت مكرر شهر غبار ودود!
اين جا: برين بلندي اجساد برگها
در كوچه يي كه پاييز آمد در آن فرود
آوازهاي خستهٌ خود را به باد داد
يك روز عابري كه بهارانه مي سرود
اي گامهاي ما، كه نشستيد دير دير
اي دستهاي ما كه شكستيد زود زود
افسوس! با نسيم نبوديد هم مسير
اندوه! با پرنده نبوديد هم سرود
ابريست خانه ام، چه كنم اي ستاره ها
آيا دري به سمت شما مي توان گشود!
ما نان، گل براي چه در سفره چيده ايم
نوبت رسيده بود ولي عاشقي نبود
RedWine
10-10-2005, 10:35 AM
خدايا عاشقم، عاشق ترم كن
سراپا آتشم خاكسترم كن
سرم را همچو گل بر سينه ات نه
اگر كامت ندادم پرپرم كن
دري بگشاي از گلشن به رويم
شبي با ياد خود همبسترم كن
دهي پند از چه بر صبر جميلم
جمال خود، نگه در ساغرم كن
اگر در شاعري گمنام ماندم
به كار عاشقي نام آورم كن
RedWine
10-10-2005, 06:22 PM
ديشب گل من غنچه خندان كه بودي
تا وقت سحر تنگ در آغوش كه بودي
من با خبر از شيون و غوغاي تو بودم
اي دل تو به ياد لب خاموش كه بودي
دور از من غمديده كنار كه نشستي
در پرتو مهتاب هم آغوش كه بودي
RedWine
10-11-2005, 11:47 AM
عبث تو منع من از مي كني كه باده ننوشم
من آن كسم كه دوعالم به جام باده فروشم
چو بردگان بفروشم به كوي باده فروشان
كه من به درگهشان چون غلام حلقه به گوشم
به ظاهرم نگري زاهدا كه مست و خرابم
بدم مدان چون ببيني سبوي باده به دوشم
نصيحت من ديوانه ناصحا چه بگويي
به گوش من نرود پند تو هرآن چه بكوشم
تو گويي از پي خوبان مرو چگونه توانم
كه ديده از رخ خوبان روزگار بپوشم
خراب كن ز وفا ساقيا زباده چنانم
كه تا به روز حسابم نياورند به هوشم
به تلخكامي و سختي رود چو عمر فهيمي
مرا بده زلب لعلت اي صنم مي نوشم
elly khoshkele
10-12-2005, 10:06 PM
redy junam vaghean mamnun az in hame shere ghashang.. kheyli ghashangan ina.... vaghena mamnunnnnnnnn
RedWine
10-13-2005, 08:25 PM
مست آمده ام امشب كه سر راه بگيرم
يك بوسه به زور از لب آن ماه بگيرم
دانم كه دهد عقل نكو خواه مرا پند
ليكن عجب از پند نكو خواه بگيرم
RedWine
10-13-2005, 08:25 PM
من به در گفتم و گفتم ولي ديوار نشنيده
حتي اين دل شكسته طعم عشقي نچشيده
من به در گفتم و گفتم تا كه جونم به سر اومد
حتي هيچ كس روي قبرم گل سرخي نكشيده
elly khoshkele
10-14-2005, 08:02 AM
in akhariye kheyli naz bud redy jun.........
RedWine
10-14-2005, 10:16 AM
از آبي چشم آسمان سر شاري چون ابر به سر هواي باران داري
با دست سخاوتت گل عاطفه را در باغچه ي نگاه دل مي كاري
کاش هرگز
ن توجه همه جانبه را، که نام دیگرش عشق است؛ به من نمی بخشیدی
تا امروز، اینگونه ویران باشم.
RedWine
10-14-2005, 06:03 PM
lol Koh mamnoon,vali inja,jayeh maneh. heheheh !
RedWine
10-18-2005, 02:00 AM
من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم
نگاهت را مگير از من كه با او عالمي دارم
اگر دورم زديدارت دليل بي وفايي نيست
وفا آن است كه نامت را هميشه بر زبان دارم
lol Koh mamnoon,vali inja,jayeh maneh. heheheh !
lol dictator!!
RedWine
10-18-2005, 04:48 PM
هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی
وز هـر طرفی رفتـم تو راهبـرم بودی
آواز چو می خواندم سوز تو به سازم بود
پرواز چو می کردم تو بال و پرم بودی
RedWine
10-18-2005, 08:21 PM
Taghdim beh unai keh mardaneh va asheghaneh raftand va digar nistan beineh ma !
چه شاهانه
بر اين سفرهء ويرانه
- حريصانه
نشستيد
و چه نامردانه
عزت ياران فرزانه
- وقيحانه
شکستيد.
بي نشانه
از همه ياران ديرين
بي بهانه
دل گسستيد
چه شاهانه نشستيد
وقيحانه شکستيد
حريصانه ببستيد
وقيحانه شکستيد
از همه ياران ديرين بي بهانه
دل گسستيد!
RedWine
10-23-2005, 11:08 AM
تا كه هستم باده خواري مي كنم
با دل ديوانه ياري مي كنم
در ميان جمع شبگردان عشق
با حريفان ميگساري مي كنم
نيمه شب ان دم كه عالم خفته است
مستي و شب زنده داري مي كنم
از من اشفته دل ژروا مكن
گردبادم بيقراري مي كنم
بر مزار ارزو هايي شباب
گريه چون ابر بهاري مي كنم
خنده بي اعتبارم را ببين
اينهم از بي اختياري مي كنم
elly khoshkele
10-25-2005, 03:24 AM
dedicationet kheyli ghashang bud redy junam.. vali mishe beporsam manzuret kiya budan plz???
RedWine
10-26-2005, 08:21 AM
dedicationet kheyli ghashang bud redy junam.. vali mishe beporsam manzuret kiya budan plz???
In she'er-e Politic hast ! in marboot misheh beh unhai keh khooneh kheili az iraniharo rikhtan va hich tarsi ham az Khoda nadaran !
Hameh maha bayad bedoonim ino keh har kasi keh tuyeh in donya kar-e bad koneh,Khoda tuyeh hamin donya javabeh badihasho mideh !
RedWine
10-29-2005, 09:03 AM
دل بي تاب من با ديدنت آرام مي گيرد
اگر دوري ز آغوشم نگاهم كام مي گيرد
مرا گرمست مي خواهي نگاهت را مگير از من
كه دل از ساقي چشمان مستت جام مي گيرد
تو نوشين لب ميان جمع خاموشي ولي چشمم
ز هر موج نگاه دلكشت پيغام مي گيرد
RedWine
10-30-2005, 02:24 AM
تا كسي دست ز دامان تو كوتاه نكرد
حاجب حسن تواش رانده درگاه نكرد
تا دلي خيره به هر سو پي دلخواه نرفت
فلكش كار به كام دل بدخواه نكرد
سيل اشكي كه برانگيختم از چشمهٌ چشم
كوهكن بود ولي دردل تو راه نكرد
طالع خفتهٌ من بين كه سوي خضر مراد
راهبر گشت و علاج دل گمراه نكرد
عقل، استادي تعليم بياموخت ز عشق
لاجرم رنج بسي برد و كس آگاه نكرد
تا ز نخدان تو شد، جايگه يوسف دل
سالها ماند و يكي ناله در آن چاه نكرد
ابر بايد كه تحمل ز رشيد آموزد
كو د و صد ناوك غم خورد و يكي آه نكرد
RedWine
10-31-2005, 10:42 AM
زندگي رود روانيست روان مي گذرد
آنچه تقدير من و توست همان مي گذرد
هر سري به سينه اي تكيه كند وقت وداع
سر ما وقت وداع تكيه به ديوار كند
معرفت در گرانيست به هر كس ندهندش
پر طاووس قشنگست به كركس ندهندش
يادمان باشد از اين پس خطايي نكنيم
گر چه در خود شكستيم صدايي نكنيم
RedWine
11-02-2005, 12:32 PM
تا كه بوديم نبوديم كسي
كشت ما را غم بي هم نفسي
تا كه رفتيم همه يار شدند
خفته ايم و همه بيدار شدند
قدر ائينه بدانيم چو هست
نه در ان وقت كه اقبال شكست
RedWine
11-03-2005, 12:04 PM
كجاست ؟
ساحل آرامش
من تلاطم خسته ي امواجم
گمشده ي
بسترخيس دريا
كجاست ؟
فانوس روشن چشمانت
RedWine
11-04-2005, 12:31 PM
اي برده نگاهت دل صاحبنظران را
طرفي نبود از نگهت بي بصران را
آن را كه سفر باتو كند، ياد وطن نيست
آري نبود ياد وطن خوشگذران را
گويند كه نزديك وطن شد هله خوش باش
يارب چه كنم دوري اين همسفران را
نامت به زبان ناورم از بيم رقيبان
مقصود تويي گرچه نخوانم دگران را
از دولت عشق است سرافراز و گرنه
آدم چه شرف داشت اگر جانوران را
هر يك ز رفيقان پي كسب هنري رفت
عشق تو كفايت بكند بي هنران را
اين آه سحرگاه و فغانهاي شبانه
ترسم كه خبردار كند بي خبران را
RedWine
11-04-2005, 05:59 PM
چشم را به سوي