چو ايران نباشد تن من مباد
اعتراض به تخریب تخت جمشید
«چو ايران نباشد تن من مباد»
آب گیری سد سیوند بخش عمده محوطه پاسارگاد و تنگه بلاغی که راه شاهی معروف دوره ی هخامنشی است که پاسارگاد را به تخت جمشید متصل می کند را به زیر آب
می برد. (تنگه بلاغي با آثار باستانی متعلق به دورههاي هخامنشی، اشکانی، ساسانی و مهمتر از آن با غارهايی متعلق به دوران پيش از تاريخ در بين محوطههای باستانی کمنظير است.) رطوبت حاصل از این سد باعث تخریب تدریجی تخت جمشید هم خواهد شد. که همه ی اینها صدمات جدی به تاریخ و تمدن ایرانیان می زند.
هفته نامه «امرداد» در پاسخ به درخواست هاي بي شمار خوانندگان آمادگي دارد تا پيشنهادهاي ايراندوستان را جهت پايداري تمدن خفته در تنگه بلاغي و پاسارگاد، از راه نامه، پيام گير و يا تارنماي امرداد دريافت و منتشر كند.
فرياد مشترك نياكان ماست كه در اين سرزمين اهورايي در برابر دشمن اهريمنسرشت ايستادند. دشمن را بيجان كردند وخود جان دادند، اما از سر پيمان با «مهرايزد» داور نگشتند تا مبادا «بهرام» پيروز جاويدان، تنها بماند و «ايرانويج» ويران شود. گاه «آتش ورهرام» كه نشان پيروزي بود را در پستوي خانهاي به دور از چشم دشمن بيگانه روشن داشتند تا آرشها از راه برسند و جان فداي ايران كنند.جان فداي ايران كنند تا فردا روز، فرزندان ايران زمين، خود را اسير بيگانه نيابند وسرافراز و بيدار به تبار خويش ببالند.
«چو ايران نباشد تن من مباد» فرياد همهي آناني است كه پيام خود را بر خشت هاي چغازنبيل نوشتند تا جاودان بماند و دست ساختههاي خود را در گورهاي شهر سوخته، و در جايجاي جيرفت و اكباتان و تنگه بلاغي و هزاران هزار دالانهاي تودرتوي سرزمين پدري، پنهان داشتند تا گواهي باشد بر تمدني كه از انديشه و گفتار و كردار نيكشان برآمده است.
«چو ايران نباشد تن من مباد» فرياد همهي آناني است كه هنگامهي بهخاك سپاري كورش بزرگ با چشماني پر از اشك از خداي خويش ميخواستند تا اين يك وجب خاك را بر او ببخشايد و به پاس شهرياري اهورايياش «پاسارگاد» را از گزند هزارهها نگاهبان باشد.
فرياد «چو ايران نباشد تن من مباد» هنوزهم به گوش ميرسد: آنگاه كه ميليونها ايراني در سراسر جهان بانگ بر ميدارند و تومار كژانديشان «نشنالجيوگرافيك» را درهم ميپيچند تا نام «فارس» همچنان بر تارك آن خليج كهنسال بدرخشد.
«چو ايران نباشد تن من مباد» هنوز هم بر زبان آناني است كه به روانشادي نياكان خردمندشان ميانديشند،
از هيچ كوشش و تلاشي براي نجات يادگارهاي كهن دريغ نميورزند، يك روز نجات «دماوند» را از رييسجمهور ميخواهند و روز ديگر خروج كشاورزان را از پيرامون «جنديشاپور» كه تنها چند شخم تا نابودي آن باقي مانده است.
«چو ايران نباشد تن من مباد» هنوز هم شنيده مي شود، آنگاه كه خبرنگار «ميراث خبر» نگران از آينده ي ميراث فرهنگي، از رييس جمهور پرسش مي كند و دكتر احمدي نژاد پاسخ مي دهد: «اجازه نمي دهم حتا يک پروژه عمراني به ميراث فرهنگي آسيب برساند».
هنگامي كه مي شنوي رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با تاكيد بر اين كه ميراث فرهنگي و صنعت گردشگري به عنوان چرخ اصلي اقتصاد غيرنفتي نيازمند تخصيص اعتبارات ويژه و كلان در قالب يك طرح ملي است و ضرورت فروش اوراق مشاركت براي نجات ميراث فرهنگي را بيان مي كند، كمي دلگرم مي شوي به اينكه شايد بتوان براي ماندگاري ميراث گذشتگان كاري كرد.
شايد بتوان به آنچه كه يك جوان ايراني در وبلاگ خود براي جلوگيري از نابودي تمدن تنگه بلاغي پيشنهاد داده عمل كرد:
«الف: ساختن سد سيوند در همين جا متوقف شده و پول ديگری برای ادامه آن خرج نشود.
ب: به طور رسمی اعلام شود که هيچ گاه از آن به عنوان سد استفاده نخواهد شد.
پ: بر پيشانی آن و به همه ی زبان های دنيا نوشته شود:اين سد نيمه تمام ماند تا آثار فرهنگی، ملی و بشری پاسارگاد پايدار بماند.»
و آنگاه، سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری اين سد نيمه تمام را برای تماشای جهانگردان به نمايش بگزارد
تا از فروش بليت ، چندين برابر هزينه ي ساخت اين سد نيمه كاره بهدست آيد و هم ميراث به جا مانده در تنگه بلاغي و پاسارگاد پايدار بماند. اگر اينگونه شود دنيا خواهد دانست كه ايرانيان به تمدن گذشته خود ارزش گذاشته ودر راه پيشبرد و آباداني جهان نيز تلاش مي كنند.
شايد بتوان كاري كرد...
هفته نامه «امرداد» در پاسخ به درخواست هاي بي شمار خوانندگان آمادگي دارد تا پيشنهادهاي ايراندوستان را جهت پايداري تمدن خفته در تنگه بلاغي و پاسارگاد، از راه نامه، پيام گير و يا تارنماي امرداد دريافت و منتشر كند.
نشانی پستی : تهران - صندوق پستی 144-15855
تلفن اداری : 1-88325330
نمابر : 88325329
بابك سلامتي
اعتراض به تخریب تخت جمشید
«چو ايران نباشد تن من مباد»
آب گیری سد سیوند بخش عمده محوطه پاسارگاد و تنگه بلاغی که راه شاهی معروف دوره ی هخامنشی است که پاسارگاد را به تخت جمشید متصل می کند را به زیر آب
می برد. (تنگه بلاغي با آثار باستانی متعلق به دورههاي هخامنشی، اشکانی، ساسانی و مهمتر از آن با غارهايی متعلق به دوران پيش از تاريخ در بين محوطههای باستانی کمنظير است.) رطوبت حاصل از این سد باعث تخریب تدریجی تخت جمشید هم خواهد شد. که همه ی اینها صدمات جدی به تاریخ و تمدن ایرانیان می زند.
هفته نامه «امرداد» در پاسخ به درخواست هاي بي شمار خوانندگان آمادگي دارد تا پيشنهادهاي ايراندوستان را جهت پايداري تمدن خفته در تنگه بلاغي و پاسارگاد، از راه نامه، پيام گير و يا تارنماي امرداد دريافت و منتشر كند.
فرياد مشترك نياكان ماست كه در اين سرزمين اهورايي در برابر دشمن اهريمنسرشت ايستادند. دشمن را بيجان كردند وخود جان دادند، اما از سر پيمان با «مهرايزد» داور نگشتند تا مبادا «بهرام» پيروز جاويدان، تنها بماند و «ايرانويج» ويران شود. گاه «آتش ورهرام» كه نشان پيروزي بود را در پستوي خانهاي به دور از چشم دشمن بيگانه روشن داشتند تا آرشها از راه برسند و جان فداي ايران كنند.جان فداي ايران كنند تا فردا روز، فرزندان ايران زمين، خود را اسير بيگانه نيابند وسرافراز و بيدار به تبار خويش ببالند.
«چو ايران نباشد تن من مباد» فرياد همهي آناني است كه پيام خود را بر خشت هاي چغازنبيل نوشتند تا جاودان بماند و دست ساختههاي خود را در گورهاي شهر سوخته، و در جايجاي جيرفت و اكباتان و تنگه بلاغي و هزاران هزار دالانهاي تودرتوي سرزمين پدري، پنهان داشتند تا گواهي باشد بر تمدني كه از انديشه و گفتار و كردار نيكشان برآمده است.
«چو ايران نباشد تن من مباد» فرياد همهي آناني است كه هنگامهي بهخاك سپاري كورش بزرگ با چشماني پر از اشك از خداي خويش ميخواستند تا اين يك وجب خاك را بر او ببخشايد و به پاس شهرياري اهورايياش «پاسارگاد» را از گزند هزارهها نگاهبان باشد.
فرياد «چو ايران نباشد تن من مباد» هنوزهم به گوش ميرسد: آنگاه كه ميليونها ايراني در سراسر جهان بانگ بر ميدارند و تومار كژانديشان «نشنالجيوگرافيك» را درهم ميپيچند تا نام «فارس» همچنان بر تارك آن خليج كهنسال بدرخشد.
«چو ايران نباشد تن من مباد» هنوز هم بر زبان آناني است كه به روانشادي نياكان خردمندشان ميانديشند،
از هيچ كوشش و تلاشي براي نجات يادگارهاي كهن دريغ نميورزند، يك روز نجات «دماوند» را از رييسجمهور ميخواهند و روز ديگر خروج كشاورزان را از پيرامون «جنديشاپور» كه تنها چند شخم تا نابودي آن باقي مانده است.
«چو ايران نباشد تن من مباد» هنوز هم شنيده مي شود، آنگاه كه خبرنگار «ميراث خبر» نگران از آينده ي ميراث فرهنگي، از رييس جمهور پرسش مي كند و دكتر احمدي نژاد پاسخ مي دهد: «اجازه نمي دهم حتا يک پروژه عمراني به ميراث فرهنگي آسيب برساند».
هنگامي كه مي شنوي رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با تاكيد بر اين كه ميراث فرهنگي و صنعت گردشگري به عنوان چرخ اصلي اقتصاد غيرنفتي نيازمند تخصيص اعتبارات ويژه و كلان در قالب يك طرح ملي است و ضرورت فروش اوراق مشاركت براي نجات ميراث فرهنگي را بيان مي كند، كمي دلگرم مي شوي به اينكه شايد بتوان براي ماندگاري ميراث گذشتگان كاري كرد.
شايد بتوان به آنچه كه يك جوان ايراني در وبلاگ خود براي جلوگيري از نابودي تمدن تنگه بلاغي پيشنهاد داده عمل كرد:
«الف: ساختن سد سيوند در همين جا متوقف شده و پول ديگری برای ادامه آن خرج نشود.
ب: به طور رسمی اعلام شود که هيچ گاه از آن به عنوان سد استفاده نخواهد شد.
پ: بر پيشانی آن و به همه ی زبان های دنيا نوشته شود:اين سد نيمه تمام ماند تا آثار فرهنگی، ملی و بشری پاسارگاد پايدار بماند.»
و آنگاه، سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری اين سد نيمه تمام را برای تماشای جهانگردان به نمايش بگزارد
تا از فروش بليت ، چندين برابر هزينه ي ساخت اين سد نيمه كاره بهدست آيد و هم ميراث به جا مانده در تنگه بلاغي و پاسارگاد پايدار بماند. اگر اينگونه شود دنيا خواهد دانست كه ايرانيان به تمدن گذشته خود ارزش گذاشته ودر راه پيشبرد و آباداني جهان نيز تلاش مي كنند.
شايد بتوان كاري كرد...
هفته نامه «امرداد» در پاسخ به درخواست هاي بي شمار خوانندگان آمادگي دارد تا پيشنهادهاي ايراندوستان را جهت پايداري تمدن خفته در تنگه بلاغي و پاسارگاد، از راه نامه، پيام گير و يا تارنماي امرداد دريافت و منتشر كند.
نشانی پستی : تهران - صندوق پستی 144-15855
تلفن اداری : 1-88325330
نمابر : 88325329
بابك سلامتي
کوروش بزرگ: فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

