Announcement

Collapse
No announcement yet.

Mossad - Raid on the reactor - history of spying, blackmale and accesination

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Mossad - Raid on the reactor - history of spying, blackmale and accesination

    New Facts about what happend in iraq and can happend in bushehr iran.

    [ame="http://video.google.com/videoplay?docid=2295792449224502914"]Raid on the Reactor[/ame]
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    watch how many civilians got killed by mossad to save that project.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      i dono the total number i think from the direct hit itself 1 French scientist
      and in the process i think less thane a dozen refresh my memory though.


      G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


      Comment


      • #4
        12 scientists. and many eye witnesses
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5
          look at the video. you can see that.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #6
            bebin bitaraf bash. mesle har iranie dige. irani iranie. che yahodi bashe che bahai che mosalmoon che zartoshti che masihi che budai. doesnt matter. IRAN is what keeps us togheter.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #7
              i know i have seen the video i dont have 45 minutes to see it again


              G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


              Comment


              • #8
                never mined


                G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


                Comment


                • #9
                  Originally posted by donsaeid View Post
                  bebin bitaraf bash. mesle har iranie dige. irani iranie. che yahodi bashe che bahai che mosalmoon che zartoshti che masihi che budai. doesnt matter. IRAN is what keeps us togheter.
                  Originally posted by mike435 View Post
                  never mined
                  niga javabe soal nemidi.

                  ye soale dige.

                  do you see your self as israeli or Persian?
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #10
                    done fine from a betarf point of view you know what f that

                    from an iranian point of view

                    if sadam during the war was building a nuke would it be to irans benefit to keep sadam from getting this bomb. and would you sacrifise lifes to be able to save millions of iranians from danger?

                    look now when i think about it it was the best thing for iran that israel destroyed iraqs nukes who knows sadam may have used it against iran.


                    G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


                    Comment


                    • #11
                      Originally posted by mike435 View Post
                      done fine from a betarf point of view you know what f that

                      from an iranian point of view

                      if sadam during the war was building a nuke would it be to irans benefit to keep sadam from getting this bomb. and would you sacrifise lifes to be able to save millions of iranians from danger?

                      look now when i think about it it was the best thing for iran that israel destroyed iraqs nukes who knows sadam may have used it against iran.
                      i think iraq was still years from developing it.

                      done fine from a betarf point of view you know what f that
                      i didnt fully understand you. and plz control your languege. i dont want to give you any warning. i know you are a understandful person and ba adab
                      Last edited by donsaeid; 08-20-2006, 03:01 AM.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • #12
                        Originally posted by donsaeid View Post
                        niga javabe soal nemidi.

                        ye soale dige.

                        do you see your self as israeli or Persian?
                        ????????????????????????????????????????
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • #13
                          Originally posted by donsaeid View Post
                          ????????????????????????????????????????


                          G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


                          Comment


                          • #14
                            رژيم صهيونيستي و جنگ بر سر موجوديت



                            امروز اگر رهبران صهيونيست در انديشه حفظ جان غير نظاميان خود هستند، صلح با عرب ها تنها راه حفظ جان و تضمين آينده آنهاست. در حال حاضر پايان دادن به چالش و مناقشه موجود براي صهيونيست ها بهترين گزينه است ؛ زيرا در حال حاضر ـ و لو به صورت نسبي ـ از قدرت برخوردارند و اين مسئله باعث مي شود تا توافق نامه اي را با عرب ها امضا كنند .


                            از زمان تشكيل دولت "اسرائيل" در سال 1948 تا كنون، رهبران رژيم صهيونيستي مدعي هستند كه جنگ هاي شان با اعراب، جنگ بر سر موجوديت است. اين ادعا تنها از وجود عقده اي رواني حكايت دارد كه در عمق وجود استعمارگر ريشه دوانده است ؛ استعمارگري كه مي داند حضورش در سرزميني كه تعلق به او ندارد، تابع شكل ترازوي قدرت و نتايج جنگ هايي است كه در اين سرزمين رخ مي دهد.

                            به هر رو، معادله اي كه امروز در مورد "اسرائيل" وجود دارد، يك معادله بي مانند است كه نمونه آن را نمي توان در نظام بين الملل يافت، زيرا هيچ دولت و يا رژيم سياسي در جهان پيدا نمي شود كه به چالش خود با محيط اطرافش به عنوان تنازع براي بقا بنگرد ؛ بلكه تمامي درگيري ها و جنگ ها كه ميان دو دولت و يا ملت رخ داده است با هدف دفاع از استقلال، توسعه نفوذ سياسي، تحقق اهداف اقتصادي و يا اختلافات قديمي بر سر مرزها بوده است ؛ ولي جنگ هاي "اسرائيل" خواه مهاجم باشد و خواه مورد حمله قرار گرفته باشد، بر اساس نظر رهبران و سياستمداران صهيونيست، جنگ بر سر موجوديت است.

                            به نظر كارشناسان مسائل صهيونيست، مقامات دولت عبري به منظور تحكيم جبهه داخلي از عبارت جنگ بر سر موجوديت استفاده مي كنند تا بتوانند آنها را نيز در تحمل بار سنگين جنگ شريك سازند و در جريان دفاع از رژيم شان، حس قهرمان بازي را در وجود آنان برانگيزند ؛ رژيمي كه در واقع يك ميهن [و يك عنصر وحدت بخش] براي صهيونيست ها به شمار مي رود، به ويژه نسل هاي جواني كه در سرزمين فلسطين به دنيا آمده و با اين وجود تابعيت كشور اصلي كه پدران شان از آنجا به فلسطين آمده اند، حفظ مي كنند و در داخل اين رژيم با تقسيماتي همچون اشكناز و سفارديم و يا روسي، لهستاني، عرب و ايراني مشخص مي شوند.

                            شايد هدف صهيونيست ها از عبارت "جنگ بر سر حفظ موجوديت" تاثير بر حاميان خارجي رژيم اشغالگر قدس و مسيحيان صهيونيست در غرب و ايالات متحده باشد تا آنكه آنان دولت ها و مراكز تصميم گيريشان را براي حمايت سياسي، نظامي، تبليغاتي و اقتصادي از "اسرائيل" تحت فشار قرار دهند تا اين رژيم از شكست نجات يابد كه نمونه اين مسئله را مي توان در جنگ اكتبر 1973 و جنگ اخير لبنان يافت.

                            با وجود اينكه تمامي اين نظرها از اعتبار خاصي برخوردار است و بيشتر اوقات بيانگر واقعيت هاي موجود مي باشد ؛ ولي به اعتقاد ما، بيان عبارت "جنگ بر سر موجوديت" مي تواند سبب ديگري نيز داشته باشد و آن هم وجود اين دولت مصنوعي و ساختگي در قلب جهان عرب و اسلام و در محيطي است كه دشمنش به شمار مي رود و از هر فرصتي براي نابودي آن استفاده مي كند و شايد همين مسئله باشد كه چنين حسي را در تفكر رهبران و شهرك نشينان صهيونيست مي پروراند، حسي كه به نام "احساس خطر" از آن ياد مي شود.

                            به گواه تاريخ، "اسرائيل" به عنوان يك دولت و كشور ساختگي به حساب مي آيد كه شكل انگلي را دارد كه از ديگران تغذيه و با عنايت ها و حمايت هاي آنان زندگي را ادامه مي دهد و اگر اين حمايت ها نباشد، ادامه حيات براي انگل غير ممكن است.

                            تاريخ 58 ساله شكل گيري رژيم صهيونيستي در سرزمين فلسطين نشان مي دهد كه موجوديت اين رژيم در گرو حمايت ها كشورهاي بزرگ غربي است. اگر به تاريخ بازگرديم، مي بينيم كه تولد رژيم صهيونيستي نتيجه تلاش نخبگان سياسي بريتانياي كبير براي حفظ منافع حياتي شان بود كه بعدي استراتژيكي ديني نيز داشت. بعد از جنگ جهاني دوم نيز فرانسه و آلمان (البته هر كدام به دليل خاصي) در ابتدا با جانبداري هاي سياسي و بعد از آن با كمك هاي مالي و نظامي خود به حمايت از صهيونيست ها پرداختند و "اسرائيل" نيز جنگ هاي سال 1956 و 1967 خود را با استفاده از اين حمايت ها به پيش برد و از هنگام جنگ 67 تا كنون، اين آمريكاست كه وظيفه حمايت از رژيم صهيونيستي را به عهده گرفته است.

                            بي گمان بقاي رژيم اشغالگر قدس تنها در صورتي كه در يك مسير خاص گام نهد، امكان پذير است. پايه ثابت معادله بقا براي صهيونيست ها نفت، كانال سوئز و اعتقاد ديني ميليون ها پروتستان هزاره باور است كه معتقدند حضور يهوديان در فلسطين تحقق پيشگويي هاي تورات و انجيل مبني بر بازگشت حضرت مسيح (ع) است.

                            "اسرائيل" دولتي مبتني بر ارتش است. زن و مرد آن سربازاني هستند كه آموزش هاي جنگي مختلفي ديده اند و هنگامي كه زمان جنگ فرا مي رسد، تمامي اقشار جامعه صهيونيستي از پزشك گرفته تا مهندس، كارگر و كشاورز هر كدام بر اساس تخصصش به يك بخش ويژه مي پيوندد. ضمنا تاسيساتي كه در ظاهر كاركردي مدني دارند، به گونه طراحي شده اند كه در زمان جنگ بتوان از آن استفاده نظامي كرد.

                            كسي كه به بررسي زندگي صهيونيست ها در داخل مناطق اشغالي از زمان تاسيس تا كنون مي پردازد، به اين نتيجه مي رسد كه تمامي توجه افراد در اين زندگي به مسائل امنيتي است. يك شهرك نشين يهودي هميشه با ترس و لرز به هر چيزي كه در خيابان وجود دارد و يا هر شخصي كه دست به اقدامات ـ به باور او ـ غير طبيعي مي زند، نگاه كند و نتيجه اين حالت، نوعي بيماري رواني است كه فرد مبتلا، به هر چيزي با ديده شك و ترديد نگاه مي كند.

                            به نظر و باور شمار كثيري از سياستمداران در "اسرائيل" امضاي توافق نامه صلح با عرب ها نيز گزينه اي غير ممكن است، زيرا اين مسئله مي تواند زنگ خطري براي موجوديت دولت عبري باشد ؛ يعني اينكه هميشه اين ترس وجود دارد كه طرف عربي از دوره صلح به عنوان فرصتي براي بالا بردن توان نظامي خود استفاده كند. از اين رو، صهيونيست ها هميشه و به صورت شبانه روزي در انديشه به راه انداختن جنگ هستند و براي برافروختن شعله جنگ و يا وارد آوردن ضربات پيشگيرانه به طرف مقابل تلاش مي كنند.

                            چيزي كه در توافق نامه هاي به امضا رسيده با طرف عربي، براي "اسرائيل" مهم است، تاكيد بر همكاري هاي امنيتي و مبارزه با جنبش هاي مبارزاتي و مقاومت است. (به عنوان نمونه به توافق نامه اسلو كه ميان اشغالگران و سازمان آزاديبخش منعقد شد، نگاه كنيد.) يكي ديگر از نكاتي كه در توافق نامه هاي به امضا رسيده ميان "اسرائيل" و طرف هاي عربي وجود دارد، دور كردن ارتش كشورهاي طرف مقابل از مرزها است كه نمود آن را مي توان در توافق نامه كمپ ديويد مشاهده كرد. در اين توافق نامه، صهيونيست ها ضمن ايجاد يك منطقه بي طرف امنيتي كه در نوع خود چند برابر مساحت كل "اسرائيل" بود، نيروهاي مصري را به سپري براي حفظ مرزهاي خود بدل ساختند. اگر به توافق نامه اسلو نگاهي بياندازيد، به وضوح اين نكته را درك مي كنيد كه نيروهاي سازمان آزادي بخش فلسطين به حامي مرزهاي (غير رسمي) اسرائيل و دستگاه هاي امنيتي فلسطيني به بازوي صهيونيست ها براي مقابله با جنبش ها و گروه هاي مقاومت بدل شدند كه البته اين جريان با آغاز انتفاضه الاقصي و توقف كامل روند صلح در مذاكرات كمپ ديويد 2 و قطع هماهنگي هاي امنيتي ميان دو طرف پايان يافت.

                            در مقابل، "اسرائيل" در چارچوب نظريه موسوم به "گزينه سامسون" (گزينه شمشون) خود را به سلاح هاي هسته اي مجهز كرد. مسئله تجهيز و ديگر مسائل يادشده از جمله ماهيت نظامي "اسرائيل"، شكل توافق نامه ها و زندگي غير طبيعي صهيونيست ها، همه و همه از ترس هميشگي بني صهيون از خطر نابودي حكايت دارد. به اظهارات شيمون پرز نگاه كنيد، آنجا كه مي گويد كه جنگ اخير لبنان، مسئله مرگ و زندگي است. بن گوريون نيز در هنگام تاسيس دولت يهودي مي گفت كه "اسرائيل" مي تواند صد بار عرب ها را شكست دهد، ولي اگر يك بار شكست بخورد، اين مسئله به معناي پايان عمرش خواهد بود.

                            به هر حال، تمامي اين مسائل كه بر زبان رهبران صهيونيست جاري شده است، نشان از مقوله هايي دارد كه از ديرباز در ناخودآگاه هر يهودي صهيونيستي كه در سرزمين فلسطين اشغالي زندگي مي كند، وجود دارد.

                            نكته قابل ملاحظه آن است كه "اسرائيل" در درون خود، بذرهاي فروپاشي و زوالش را حمل مي كند. به عنوان نمونه، اگر با كشورهاي عربي از در صلح وارد شود و به سياست هاي تجاوزكارانه و توسعه طلبانه خود پايان ببخشد، در نتيجه چالش هاي جمعيتي و انتشار فرهنگ عربي و اسلامي در ميان صهيونيست ها از بين خواهد رفت و همان طور كه مشخص است فرهنگ اسلامي و عربي به خاطر وجود زبان تسامح و دگرپذيري در آن و همچنين بدان خاطر كه فرهنگ غالب بر منطقه به شمار مي رود، از قدرت بيشتري نسبت به فرهنگ يهودي برخوردار است. انتشار فرهنگ عربي و اسلامي باعث مي شود تا پيوندهايي كه يك يهودي ساكن فلسطين اشغالي با ريشه هاي اروپايي خود دارد، قطع و به معناي واقعي كلمه، به يك شرقي مبدل شود كه اين امر به نظر يهوديان اشكنازي حاكم بر "اسرائيل" يك مسئله غير قابل پذيرش است ؛ زيرا باعث مي شود صفت تمايز ميان نژادها از بين برود و تحت تاثير فاكتورهاي تمدني و همچنين تقاربي كه ممكن است ميان يهوديان عرب و شرقي با عرب هاي مسيحي و مسلمان به وجود آيد، رژيم صهيونيستي روند تجزيه را طي كند.

                            اگر صهيونيست ها راه جنگ را انتخاب كنند، به ويژه اگر اين جنگ ها و درگيري ها مانند انتفاضه الاقصي و جنگ 2006 لبنان، صبغه اي ملي به خود بگيرند و مدت زيادي به طول بيانجامند، "اسرائيل" در دام شكستي خواهد افتاد كه مي تواند به پرونده حضور صهيونيست ها در سرزمين فلسطين اشغالي خاتمه بدهد و اين همان چيزي است كه ناحوم گلدمن، رئيس پيشين آژانس بين المللي يهود در كتاب "اسرائيل به كجا مي رود؟" آن را پيش بيني كرده بود.

                            تاريخ نشان داده است كه در عصور مختلف اسلامي، امكان همزيستي مسالمت آميز ميان يهوديان و مسلمانان امري ممكن بوده است كه نمونه اين مسئله را مي توان در اسپانياي مسلمان و ديگر مناطق تحت حاكميت خلافت اسلامي يافت ؛ ولي بحراني كه امروز "اسرائيل" با آن رو به رو است، ناشي از ايدئولوژي صهيونيستي است كه زائيده جامعه غرب به شمار مي رود و تنها راه رهايي اش، دست بر داشتن از صبغه تجاوزكارانه، توسعه طلبانه و جنايتكارانه اي است كه در تعامل با ملت هاي منطقه از آن استفاده مي كند. هر چه قدر صهيونيست ها بيشتر به كشتار شهروندان عرب روي آورند، به همان ميزان كينه مردم منطقه نسبت به آنان بيشتر شده و واكنش همگون منطقه را به دنبال خواهد داشت و حالتي از دشمني و كينه را در ميان اديان به وجود خواهد آورد. ضمنا يهوديان به عنوان يك طايفه ديني خاص در سطح جهان، در اقليت هستند و به هيچ وجه ممكن نيست كه در جنگ عليه جهان عرب و اسلام و در جنگ آخرالزمان كه روزي رخ خواهد داد، پيروز شوند. اگر امروز ريسمان كمك هاي غرب به صهيونيست ها قدرت مي بخشد، ولي اين وضعيت تا مدت زيادي به طول نخواهد انجاميد ؛ زيرا هر چقدر هم دولت ها از قدرت برخوردار باشند، اين قدرت عمري دارد. تاريخ به ما مي گويد كه دولت ها نيز همچون يك كودك رشد مي كنند ؛ ولي به مرور زمان پير و فرتوت مي شوند.
                            امروز اگر رهبران صهيونيست در انديشه حفظ جان غير نظاميان خود هستند، صلح با عرب ها تنها راه حفظ جان و تضمين آينده آنهاست. در حال حاضر پايان دادن به چالش و مناقشه موجود براي صهيونيست ها بهترين گزينه است ؛ زيرا در حال حاضر ـ و لو به صورت نسبي ـ از قدرت برخوردارند و اين مسئله باعث مي شود تا توافق نامه اي را با عرب ها امضا كنند كه بر اساس آن، از حق زندگي در كنار ديگر ملت ها برخوردار باشند و صد البته كه اين مسئله بهتر است از آنكه روزي در جايگاه يك شكست خورده، توافق نامه صلح را امضا كنند كه در پي آن، هيچ احدي توان حمايت از آنان را ندارد و تاريخ بهترين گواه بر گفته ما است.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • #15
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              Working...
                              X