PDA

View Full Version : Ye Eshgh-e- Ghashang (true story)


jjbb
09-03-2006, 01:12 PM
يه عشق قشنگ

میخوام براتون یه قصه بگم...یه قصه قشنگ

حسین با دوچرخه وارد کوچه شد...دخترک با یکی از دوستاش دم در خونه نشسته بودن و حرف میزدن

تمام حواس حسین به دخترک بود...با خودش گفت بذار جلوش قیافه بیام

همون طور که نگاهش به دخترک بود سر چرخ رو گرفت بالا و با سرعت از جلو دخترک رد شد

دخترک هم نگاه حسین رو روی خودش حس میکرد و هر لحظه سرختر و سرختر میشد

حسین تپه شن رو جلوی خودش ندید و روش خورد زمین...دخترک نتونست خودشو کنترل کنه و خندید...البته نذاشت حسین خندشو ببینه

حسین بلند شد و خودشو تکوند

سالها بعد ...

مادر حسین اومد خونه و گفت حسین پسر علی اقا داره میره خواستگاری دخترک...حسین از جاش پرید رفت توی اتاق و با کت و شلوار اومد بیرون

حسین- مامان بریم

حسین و مادرش زودتر رسیدن...مادر حسین همه چیزو به حاج قدم گفت

حسین دو زانو نشسته بود و خیس عرق بود

دخترک پشت پنجره ایستاده بود و داشت حسین رو دید میزد

راضی بود راضیه راضی

چند سال بعد...

دخترک و حسین صاحب ۵ تا بچه قد و نیم قد...هر دو هنوز جوون...هنوز همون قدر زیبا

امروز...

بچه ها بزرگ شدن...حسین بیشتر موهاش سپیده دخترک هم همین طور...هنوز همون قدر عاشق و دلباخته هم

این لحضه...

از وقتی چشم باز کردم تا حالا عاشق حسینم و دخترک...همه زندگیم این دو نفرن

پایان

abadani69
09-03-2006, 01:27 PM
in inja chi kaar mikone?lotfan movesh bedid be section e eshgh vo asheghi.mamnoonam