Announcement
Collapse
No announcement yet.
Weblog - Manbare Digital
Collapse
X
-
موضوعاتى كه بلاگرها (BLOGERS) يا همان نويسندگان وبلاگ، براى مجلههاى شخصى خود بر مىگزينند، تنوع و گستره كم مانندى دارد. گاه موضوعى عام را از نگاهى خاص مىنگرند، و گاه موضوع خاصى را محك اجتماع مىزنند. شايد بتوان گفت براى هر يك از علايق و سلايق فردى و اجتماعى، دهها وبلاگ را در اينترنت نام زد كه هر روز بر كمّ و كيف خود مىافزايند. پارهاى از اين مجلات خودآيين و خودمختار، روزانه هزاران خواننده دارند و برخى نيز براى يافتن خوانندگان بيشتر، در تلاش و تكاپوى لذّت بخشى به سر مىبرند. خاطرهنويسى، طنز اجتماعى، يادداشتهاى روزانه، سياست، ورزش، متنهاى ادبى، مذهب، فرهنگ، هنر، ادبيات داستانى و كلاسيك، آموزشهاى فنى، حوادث و نقد و بررسى مسائل جهانى، پارهاى از مهمترين دل مشغولىهاى بلاگرها است.
هر يك از اين موضوعات، وقتى به وبلاگ پا مىگذارند، لباس رسمى و مهمانى خود را از تن بيرون مىآورند و زبانى صميمى، دوستانه و گاه طنزآلود را تجربه مىكنند. اكثر وبنويسان ايرانى، گرايش آشكارى به سادهنويسى و پرهيز از ساختن جملات سنگين دارند. آنان مىكوشند فضاى وبلاگ خود را چنان صميمى و مهربان كنند كه پاى هر رهگذرى را براى ماندن و خواندن سست كند. رسمىترين موضوعات و جدّىترين مقولات علمى يا اجتماعى، در وبلاگ به روانترين زبانها و صميمانهترين قلمها بيان مىشود. ساختار شكنى وبلاگها، به همين مقدار ختم نمىشود. در وبلاگستان فارسى درباره هر موضوعى سخن مىرود و امكانات بسيار جذّاب و فراوان اينترنت، به نويسندگان كمك مىكند كه با كمترين هزينه و صرف وقت، بيشترين بهره را از فعاليت خودببرند.
وبلاگها براى برخى بيش از يك دفترچه خاطرات معمولى كه گنجايش بسيار، و شكل و شمايل زيبايى دارد، نيست. و براى گروهى نيز فرصتى است براى عرضه و اعلان آخرين رهيافتهاى علمى خود. البته هرزه نويسىهاى آن هم كم نيست؛ مانند همهى محيطهاى اجتماعى و عمومى ديگر كه هرزگى عدهاى، بخشى از هويت ناگزيرشان شده است. بدين رو اين رسانه نيز مانند همهى ابزارهاى بشر ساخت، هيچ گونه گرايش و جهتى را كانونى خود نكرده است؛ بلكه فقط فرصتى است و مجالى و ابزارى و شگرد كارآمدى براى گستراندن هر گونه فعاليت علمى و غير آن. گمان نگارنده آن است كه آينده اين پديدهى شگفت اطلاع رسانى بسى درخشانتر از اين است و در روزگارى نه چندان دور، وبلاگنويسى در ايران چنان عموميتى يابد كه اكنون تلفنهاى همراه يافتهاند. اگر صاحبان انديشه و آرمان و منشهاى گوناگون، خواهان پردازشى قدرت مندانه به انديشهها و دلمشغولىهاى خود هستند، بايد هر چه زودتر بر غفلت خود از اين پيام رسان قوى و مدرن غالب آيند
توش و توان وبلاگها
تفاوت عمدهى وبلاگها با سايتهاى اينترنتى، رايگان بودن، محتوا و روزآمدى آنها است؛ يعنى هر انسان زندهاى مىتواند از طريق يكى از سايتهاى ويژه، فضايى را در پهناى اينترنت به تمليك خود در آورد و دربارهى هر موضوعى كه مىپسندد، به هر زبانى كه دوست دارد، براى هر خوانندهاى كه حضور مىرساند، بنويسد. اين برترىها، اكنون چندان به چشم نمىآيند، اما به زودى زود، تأثير خود را در جذب همهى صاحبان قلم و انديشه، نشان خواهند داد. شمردن همهى آنچه براى وبلاگ، امتياز به شمار است، به چندين تحقيق گسترده با دو پس زمينههاى علوم ارتباطات و روانشناسى قلم محتاج است. آنچه در پى مىآيد، گزيدهاى است كه اگر چه سمت و سويى سنجيده ندارند، اما رنگ و بويى خاص دارند.
در مجموع مىتوان برترىها و مميزات وبلاگ را در شاخصهاى زير خلاصه كرد:
1. آزادى عمل و قلم: نويسندگان وبلاگها آزادند كه هر چه مىخواهند و هر قدر كه مىتوانند و هرگونه كه خود مىپسندند، بنويسند. اين مقدار آزادى و بىقيدى، زيانهاى بسيارى نيز به بار آورده است؛ اما از آن جا كه تعداد خواننده و شمار مراجعان به هر وبلاگ، در سرنوشت اينترنتى آن سخت مؤثر است، وبلاگنويسان مىكوشند به سمت رعايت اصول و مراعات اخلاق عمومى و رعايت ضوابط علمى و دامن زدن به جذّابيتهاى موجّهتر پيش روند، تا بتوانند به حيات مجازى خود در اين فضاهاى به شدت رقابتى ادامه دهند. در حقيقت، وبلاگنويسى مجبور و محكوم به پيروى از هنجارهاى ملّى و بلكه فراملّى است؛ زيرا در غير اين صورت، بدون هيچگونه عامل فيزيكى و خارجى از حجم حضور خود خواهد كاست و چارهاى جز گوشهنشينى نخواهد داشت، نويسنده وبلاگ در واقع يك گفتگوگر حرفهاى است كه اگر آداب هم صحبتى و دوستى را به جا نياورد، اندكاندك از نظرها محو خواهد شد و در نهايت بايد به باطل كردن وبلاگ خود تن دهد. حافظ، اين نكته نه چندان كوچك را به نيكى دريافته بود كه مىگفت:
حافظا علم و ادب ورز كه در مجلس شاه هر كه را نيست ادب، لايق صحبت نبود
با وجود اين، نمىتوان منكر پارهاى زيانها و آفاتى شد كه از رهگذر بى مبالاتىها و ولنگارىهاى قلمى و تصويرى، گريبان وبلاگنويسى را گرفته است؛ زيرا به هر روى هيچگاه متاع كفر و دين بىمشترى نبوده است. بسيارى از اهل فن نيز بر اين عقيدهاند كه وبلاگها بزرگترين خطر براى زبان فارسى نيز محسوب مىشوند؛ زيرا گروههاى بسيارى از اين قلمزنان با نخستين ضوابط نويسندگى و اصول زبان فارسى آشنايى ندارند. اما باور نگارنده، آن است كه در مجموع خدمات وبلاگها به زبان فارسى، بسيار بيش از زحمات آنها است؛ زيرا اين شيوهى قلمزنى، زبان فارسى را به سمت سادهنويسى و مهربانى خاصى برده است كه نقطهى آغاز آن نهضت مشروطيت بود. خوانندگان وبلاگ، نيك مىدانند كه در نثر وبلاگها گاه كمترين تكلف و تصنع به چشم نمىآيد. چنين نثر و شيوهاى در قلم زدن، هماره آرزوى زبانشناسان و زبان دوستان بوده است. روش بلاگرها در نوشتن به گونهاى است كه گويى براى خود مىنويسند و هيچ اعتنايى به اطراف خود ندارند. مقالات اينترنتى، گاه به صميميت گپهاى بسيار خصوصى و دوستانه است. بديهى است كه خواندن چنين مقالات و نوشتههايى هماره توأم با لذت و اثرپذيرى بيشتر خواهد بود.
آزادى قلم و عمل در وبلاگ شهر، معناى ديگرى نيز دارد كه بر جذابيتهاى آن مىافزايد، و آن آزاد بودن در كميت و تعداد كلمات هر نوشته است. اگر نويسندهاى خواست و توانست همه حرف خود را در يك يا حتى نيم سطر بزند. در كدام نشريه سنتى مىتواند مقاله يك يا نيم سطرى خود را منتشر كند؟ رسانههاى سنتى، استانداردهايى را متعهدند كه قادر به عبور از آنها نيستند. پارهاى از آن استانداردها و خطوط قرمز، به اندازه و حجم نوشته باز مىگردند. مقالات قابل درج در مطبوعات، بايد سايز مناسبى داشته باشند؛ حال آنكه گاه آنچه در ذهن نويسندهها مىگذرد، تناسبى با حجمى كه بايد آن را پر كند، ندارد. نويسندگان گاه دوست مىدارند حس يا دريافت علمى خود را با كمترين كلمات و در كوتاهترين عبارات باز گويند. آيا مجله يا هر رسانهى ديگرى حاضر مىشود مقاله نيم سطرى و يا دو كلمهاى چاپ كند؟
يك معناى ديگر آزادى در وبلاگ، آزادى در موضوع است. بسيارى از موضوعاتى كه گروهى از اهل قلم، مايل به قلم زدن دربارهى آنها هستند، عارى از هر گونه همخوانى و همسويى با موضوعاتى است كه مطبوعات رسمى كشورها براى خود برگزيدهاند. اگر دانشجويى جوان يا طلبهاى پرشور، قصد كند تجربيات دوران تحصيل خود را با همهى جزييات و نكات ريز و درشتش، اكنون ـ نه پس از سپرى شدن دورهى آنها ـ بنويسد، آيا رسانههاى موجود كشور قادر به پوشش دادن به نوشتههاى او و ديگر هم قطاران او هست؟ فراموش نكنيم كه در دل و جان بسيارى از اهل انديشه، حرفهايى هست كه بايد به گونهاى اظهار شوند كه چندان هم ظاهر و همگانى نشوند!
2. لينك (Link): لينكها، ميان بُرهايى است كه مراجعان را براى سفر به هر نقطه ديگر در اينترنت و وبلاگستان ايصال الى المطلوب مىكنند. هر وبلاگ مىتواند ترمينالى باشد براى مسافرت وبگرد به سايتها، وبلاگها و ديگر مناطق اينترنت. لينگها، آدرسهايى هستند كه كليك بر روى آنها، ما را به فضاها و سرزمينهاى ديگرى در جهان پهناور اينترنت مىبرد. بدين ترتيب يكى از كاركردهاى بسيار جذاب لينكها آدرسيابى منابع (ارائهى طريق) و دستيابى (ايصال الى المطلوب) به آنها است. اگر پاورقىها در نشريات سنتى، فقط آدرس را نشان مىدهند، لينكها اصل مأخذ و منبع را پيش روى شما ظاهر مىكنند. لينكها يا پيوندها، مراجعان را با انبوهى از فضاهاى همسو و متناسب با وبلاگ مربوط، متصل مىكنند و بدين رو، هر وبلاگ، دريچهاى است براى ورود به دهها يا صدها فضاى ديگر كه با وبلاگ ميزبان همخوانى دارند. اين لينكهاى سخاوتمند، گاهى وظيفه صوتى يا تصويرى كردن وبلاگ را نيز برعهده مىگيرند. يعنى به خواننده اين امكان را مىدهند كه به هنگام گشت و گذار در وبلاگ، گوش و چشم خود را نيز بىنصيب نگذارند.
3. چندرسانگى: يك نشريه يا كتاب يا روزنامه سنتى، تنها قادر است از طريق يكى از حواس ما با ما ارتباط برقرار كند؛ اما در وبلاگها مىتوانيم همزمان با خواندن، گوش و چشم خود را نيز به كار گيريم. بدين رو وبلاگها رسانههاى شنيدارى ـ ديدارى ـ نوشتارى. گفتارى اند! اين وضع، آدمى را به ياد درخواست آن شاعر عرب مىاندازد كه به ساقى خود گفته بود آن هنگام كه در جام من باده مىريزى، نام آن را نيز ببر تا سهم گوش را نيز داده باشى: اُسقِنى خمرا و قُلنى انّها. به واقع وبلاگها قادرند به آسانى از همهى فناورى روز براى تأثيرگذارى بر روى خوانده خود مدد گيرند؛ از جلوههاى ويژه گرفته تا موسيقى متن و عكسهايى با بالاترين كيفيت و تنوع.
4. نظردهى / كامِنْت (Comment): يكى از جالبترين قابليتهاى وبلاگها كامنتهاى آنها است كه امكان نظرخواهى از خوانندگان را فراهم مىكند. هر خواننده مىتواند نظر خود را ـ اعم از موافقت، مخالفت يا پيشنهاد ـ در زير هر نوشته وبلاگى بنويسد و به سمع و نظر نويسنده و خوانندگان پس از خود برساند. بدين ترتيب نويسنده نيز در مدتى كوتاه از بازتاب و بازخورد نوشته خود آگاه مىشود. اين امكان بسيار مؤثر و مفيد، در هيچ رسانهى ديگرى نيست. اينكه نويسنده بداند خوانندهى او درباره نوشتهاش چه ديدگاه و يا واكنشى دارد، در تكميل مقاله و اصلاح انديشه او تأثير شگرفى دارد. به ويژه آنكه در نظرخواهى و نظرنويسىها، نويسنده مجبور به افشاى نام و هويت خود نيست؛ بنابراين بدون هيچ نگرانى و دغدغه و تعارفى، نويسنده را از نظر خود آگاه مىكند.
كامنتگذارى در وبلاگها گاه چنان جدّى و فعال مىشود كه از اصل مقاله اهميت بيشترى مىيابد. و يك نوشتهى ساده را عملا به يك مباحثه زنده و با نشاط تبديل مىكند. بسيارى از نويسندگان خرد و كلان از همين طريق هم ديگر را در گوشه و كنار جهان يافته و شناختهاند. هر نويسندهاى دوست دارد نظر خوانندهى خود را درباره مقاله يا يادداشت كوچكش بداند؛ اما اين امكان در حد وسيع و واقعى فقط در وبلاگستان ممكن است.
5 . آرشيو (Archive): هر وبلاگ براى خود آرشيوى دارد كه به آسانى، همهى مقالات و مطالب گذشتهى خود را يك جا در اختيار وبگرد مىگذارد. بلاگر مىتواند آرشيو خود را ترتيب موضوعى يا زمانى دهد و دستهبندى كند تا خواننده را بدون صرفوقت، به مجموعهاى از مقالات و مطالب مطلوب رهنمون باشد.
6 . جستجو (search): اگر بخواهند همراه هر نشريه فهرست تفصيلى و نمايههاى كامل و بىكم و كاست آن را نيز چاپ كنند، چندين برابر اصل نشريه خواهد شد. اين حجم عظيم را، وبلاگ در كلمه گنجانده است: جستجو.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment