PDA

View Full Version : Ney - Iranitarin saze donya


donsaeid
09-06-2006, 11:43 AM
نام ، صدا و آوازه ني در عصر ما بيشترين آميختگي را پس از ساز و نام استاد حسن کسايي با ساز و نام حسن ناهيد داشته است. ناهيد هنرمندي است خود آموخته که شيفتگي و عشق به صداي ساز کسايي او را به اين حيطه کشانده است.
ناهيد مدتي است به دليل عارضه قلبي و پس از ترخيص از بيمارستان در منزل استراحت مي کند. او مي گويد: «متولد 1322 کرمان و بزرگ شده شيراز هستم. از 10 سالگي با شنيدن ني استاد کسايي از راديو دلبسته اين ساز شدم. کم کم متوجه شدم اين ساز از نوع ني هفت بند و مرکز آن شهر اصفهان است و... به مرور با همين گونه کنجکاوي ها کوشيدم به راز اين ساز عرفاني و گرانبها پي ببرم.»
گفتگوي ما با او را مي خوانيد.

درباره ساز استاد کسايي و آموختن از طريق راديو براي ما صحبت کنيد؟

بچه بودم و پدرم ارتشي بود. به همين دليل بايد در شيراز مي مانديم. من هم کوتاه نيامدم و آموختن را از راه شنيدن ساز استاد از طريق راديو دنبال کردم.
مدام قطعات را گوش مي کردم و سعي مي کردم آنها را بنوازم. در سال 1338 در اردوي دانش آموزي رامسر در رشته ني اول شدم. بعد ما را براي 2 ماه به کشورهاي ترکيه ، بلغارستان ، يوگسلاوي سابق ، ايتاليا، فرانسه و بلژيک فرستادند. آنجا با برترين دانش آموزان در رشته هاي مختلف موسيقي کنسرت هايي برگزار کرديم. وزارت فرهنگ وقت برنامه ريزي کرده بود تا ما که همگي دانش آموز سال پنجم دبيرستان بوديم ، در تلويزيون اين کشورها به اجراي موسيقي بپردازيم. خيلي از آن بچه ها حالا جزو شناخته شده هاي موسيقي ايران هستند.

اجراي گروهي هم داشتيد؟

بله ، از يک ماه پيش از سفر زير نظر دکتر حسين بنايي و مهرپور به شکل ارکستري تمرين مي کرديم. در بازگشت از سفر با آن سن کم ، در راديو شيراز مشغول کار شدم. در همان سال در فيلمي به نام «شيراز، شهر عشق» که از سوي اداره هنرهاي زيباي کشور در شيراز تهيه شد، ساز زدم. صحنه هايي از فيلم بر سر مزار حافظ مي گذشت و من به اتفاق خواننده اي به نام مباشرت در آنجا موسيقي اجرا مي کرديم.

چگونه به راديو تهران راه يافتيد؟

يکي از سازندگان آن فيلم به نام مازيار پرتو وقتي علاقه ام را ديد به من پيشنهاد کرد به تهران بروم. يک سال بعد با موافقت پدرم اين اتفاق رخ داد. در تهران با استاد مهدي کماليان که سازنده ساز و نوازنده خوب سه تار بود آشنا شدم. او مرا با استاداني مثل نورعلي برومند، اصغر بهاري ، سعيد هرمزي و سليمان اميرقاسمي آشنا کرد. چون نت نمي دانستم ، با سفارش کماليان نزد استاد حسين دهلوي شروع به آموختن نت کردم. دهلوي رئيس هنرستان عالي موسيقي ملي ، رهبر ارکستر صبا و همچنين رئيس شوراي عالي فرهنگ و هنر بود. او پس از 3ماه مرا به مرحوم نصرت الله گلپايگاني آهنگسازي که در نواختن چند ساز تبحر داشت ، معرفي کرد. گلپايگاني از اولين کساني بود که موفق به اخذ ديپلم هنرستان موسيقي در ايران شده بود.

در همان سال انگشت گذاري مخصوص خودتان را براي ساز ني ابداع کرديد؟

بله و به همين دليل در سال 1339 به عنوان سليست يا تکنواز ارکستر بزرگ ايران پذيرفته شدم. در آن زمان در هفته يکي ، دو بار در کانال 3 تلويزيون ثابت پاسال برنامه زنده اجرا مي کردم. آن وقتها همه برنامه هاي تلويزيون به صورت پخش زنده بود و روي نوار ضبط نمي شد. متاسفانه مدتي بعد گلپايگاني به علت بيماري گواتر از دنيا رفت. بعد مهدي مفتاح سرپرست ارکستر شد و او مرا به روح الله خالقي معرفي کرد و توسط خالقي به همکاري در راديو دعوت شدم. رسم بود که در راديو قطعه سلويي ضبط مي کرديم و تقاضاي استخدام مي داديم. خالقي زير تقاضاي من نوشت: ايشان علاوه بر اين که خوب ني مي نوازد با نت هم به خوبي آشناست. درواقع همان انگشت گذاري خاص ابداعي من اين امکان را به نوازنده ني مي داد تا از روي نت بتواند تمامي قطعات نوشته شده را اجرا کند.

در راديو چقدر دستمزد مي گرفتيد؟

به ازاي هر جلسه يکصد تومان ، در حالي که ديگران 70تومان مي گرفتند. در راديو با قسمتهاي مختلف همکاري مي کردم. ارکستر درويشي ، بخش موسيقي برنامه «شاعران قصه مي گويند» به سرپرستي همايون خرم ، برنامه موسيقي FMآن هم به سرپرستي خرم و برنامه نوايي از موسيقي ملي به سرپرستي مرحوم اسدالله ملک. پس از آمدن استاد فرامرز پايور از انگليس به ايران با ارکسترهاي ايشان در اداره هنرهاي زيباي وقت نيز همکاري مي کردم.

استاد پايور فقط با وزارت فرهنگ و هنر ارشاد کنوني همکاري مي کرد؟

پايور 2ارکستر داشت که گهگاه آثار آنها از راديو پخش مي شد. يکي از ديپلمه هاي سري اول هنرستان موسيقي و ديگري از استاداني مثل حسين تهراني ، اصغر بهاري ، جليل شهناز، خود پايور و بنده تشکيل شده بود. در سال 1341من فقط 19سال داشتم و در کنار چنين بزرگاني ساز مي زدم که فيلمهاي آن موجود است ؛ با خوانندگاني مثل عبدالوهاب شهيدي ، تورج کيارس ، طهوري ، محمودي خوانساري و احمد ابراهيمي. بعد با افتتاح تلويزيون ملي ايران به دعوت مرحوم مرتضي حنانه در گروه ايشان مشغول همکاري با استاداني مثل زرين پنجه ، سرخوش ، مجد، فرهنگ شريف و افتتاح شدم. بعلاوه در گروههاي بزرگ و کوچک ديگري نيز شرکت مي کردم از جمله يکي به سرپرستي لطف الله مجد و ديگري به رهبري فرهنگ شريف. در اين مدت به اغلب کشورهاي خارجي براي اجراي کنسرت سفر کردم و هرگاه در ايران بودم در کلاسهاي آزاد موسيقي ، هنرستان و دانشگاه تدريس مي کردم.

در برنامه پرطرفدار گلچين هفته راديو نيز نام شما به عنوان سرپرست گروه سماعي شنيده مي شد. اين گروه چگونه تشکيل شد؟

ابتدا مرحوم فريدون ناصري سرپرست اين گروه بود که در 12دوره از جشن هنر شرکت کردند. سپس در مدت کوتاهي تا زمان انقلاب من سرپرست سماعي شدم. ما در راديو هفته اي يک قطعه ضبط مي کرديم که از برنامه گلچين هفته پخش مي شد. همه گروهها چنين وظيفه اي داشتند. الان 44 سال است که به کار هنري مشغولم. در 27 آبان 1384 به علت شوک ناشي از خبر درگذشت برادرم دچار سکته قلبي شدم. الان حالم بد نيست و به مداوا مشغولم. فقط شبها هنگام خواب دچار تنگي نفس مي شوم. يکي از پزشکان گفته ديگر تا آخر عمر نبايد ساز بزني ، چون فشار خونت افت مي کند و دچار ايست قلبي مي شوي. دليل سکته ، تعلق خاطر فراوان من به برادرم ، دکتر حسين ناهيد بود. او فقط 3سال از من بزرگتر بود ولي نقش پدر را برايمان بازي مي کرد. برادرم حتي در زمان زنده بودن پدرمان يار و ياور واقعي او و ما بود. او استاد دانشگاه بود و در اصفهان زندگي مي کرد. در روزهاي آخر ما را دور خود جمع و با همه وداع کرد. گويي به او الهام شده بود که رفتني است.

در حال حاضر درآمدتان از چه راهي تامين مي شود؟

تا پيش از بيماري در 8 کلاس و 2 دانشگاه تدريس مي کردم و در اکثر نوارهاي توليدي قطعات ارکستري را مي نواختم. به همين دليل درآمدم بد نبود و منزل هم مال خودم است. حالا فقط مبلغ ناچيزي بابت بازنشستگي از وزارت ارشاد مي گيرم بعلاوه مبلغ کمتري که از طريق طرح تکريم هنرمندان به حساب من واريز مي شود. در اين مدت کمکهاي خانواده و بستگان مرا سر پا نگه داشته است. البته ما هم قناعت پيشه کرده ايم. پزشک ديگري گفته که از اول شهريور مي توانم به کلاسهايم برگردم. او اظهارات آن پزشک اول درخصوص کناره گيري من از نوازندگي را ناشي از ناآگاهي و شناخت کم او از ساز ني مي داند.

جز ني استاد کسايي در اين سالها صداي ساز کدام ني نواز به دل شما نشسته است؟

با اين که در اين سالها نوازندگان حرفه اي کم شمار هستند؛ ولي خوشبختانه صداي ني هنرمنداني مثل محمد موسوي ، عبدالنقي افشارنيا، محمدعلي کياني نژاد، بهزاد فروهري ، جمشيد عندليبي ، بهروز الوندي پور و زنده ياد حداديان که چند سال پيش درگذشت ، ما را به آينده اين ساز اميدوار کرده است. ضمن اين که جايگاه ويژه استاد حسن کسايي تا ابد در اين هنر حفظ خواهد شد. باارزش ترين چيزي که در زندگي به دستم رسيده لوح و دستخطي است که استاد به من اعطا کردند. تشويق هاي ايشان باعث شد من در 17 سالگي وارد برنامه گلهاي راديو شوم. آن زمان شرايط ورود به راديو بسيار سخت بود. شوراي موسيقي استاداني نظير مشير همايون شهردار، روح الله خالقي و علي تجويدي بودند که هريک وزنه اي در اين هنر به شمار مي رفتند، آنها بسيار سختگير بودند و هرکسي را در امتحان قبول نمي کردند.

پس شما چگونه با آن سن کم قبول شديد؟

من از مدتها پيش چون دستم به هيچ استادي نمي رسيد، روزي 12-13 ساعت عاشقانه تمرين مي کردم. در موسيقي ايراني ريزه کاري هاي زيادي هست که استاد بايد آنها را به آدم بگويد و رسيدن به آن نکته ها از راه تجربي زمان بيشتري مي برد؛ مخصوصا ساز ني که بايد براي هم کوک شدن با ارکستر همواره ني نواز بايد 3 ساز در کوکهاي مختلف با خود همراه داشته باشد: يکي ني با کوک دياپازون ، ديگري ني سل کوک و سرانجام ني فاکوک. آن وقت مي شود صداي هر ساز و خواننده اي را همراهي کرد. دانستن تک تک اين جزئيات خيلي وقتگير است. همين نشانه علاقه زياد من به اين کار است که در 17 سالگي به تسلط نسبي بر آن رسيدم.

چرا بعضي عقيده دارند که ني سازي ناکوک است؟

ني يکي از مشکل ترين سازهاي ملي ماست. چون قابليت کوک متغير را ندارد و کوک آن هميشه ثابت است. در قديم سازندگان ساز ني تبحر زيادي در ساختن آن نداشتند. به دليل اين که ني سازي مخصوص تکنوازي بوده و زياد براي نوازنده اهميت نداشته است که اين ساز هم کوک با دياپازون و داراي قابليت حضور در ارکستر باشد. بعلاوه ني فاقد استانداردي معين و مشخص است. يعني شما نمي توانيد دو تا ني را پيدا کنيد که بندهاي آن به اندازه يکديگر باشند. به همين دليل از ميان 50 تا ني ممکن است فقط صداي پنج تاي آن ژوست و سوراخ هاي آن درست تعبيه شده باشد. همنوازي با ارکستر را هميشه بايد با يک ني ثابت امتحان کرد تا متوجه کوک دقيق آن شد که لازمه اين کار دقيق بودن گوش نوازنده است. متاسفانه به دليل مشکل بودن اين ساز تعداد نوازندگان آن از همه سازهاي ما کمتر است. با آن که ني ايراني ترين ساز در تمام دنياست ؛ اما چون هر کسي فرم دهان و نحوه دميدنش با ديگري فرق مي کند، محال است بتوانيم دو ني هم کوک را پيدا و در يک ارکستر ايراني آنها را به همنوازي مشغول کنيم. معمولا در ارکسترها فقط يک ني نواز حضور دارد و هنگام ضبط هم صداي دو ني زير و بم را جداگانه ضبط و روي هم ميکس مي کنند.

براي رسيدن به ترکيب هاي جديد اين ساز با سازهاي ديگر تاکنون چه تمهيداتي انديشيده ايد؟

يکي از کارهايم تلفيق صداي ني با سازهاي فرنگي بود. مثلا در اجراي ملودي هاي غربي آثار استاد لوريس چکناواريان نظير باله سيمرغ و موسيقي فيلمهاي بي تا و تنگسير من اين نقش را به عهده گرفتم.
سه چهار سال پيش نيز با ارکستر رويال فيلارمونيک لندن به رهبري ايرج صهبايي به همراه 80نفر نوازنده غربي اين کار را انجام دادم.

donsaeid
09-06-2006, 11:44 AM
در اين اجرا چند نفر از دوستان ايراني مانند شهريار فريوسفي ، اسماعيل تهراني و بزرگ پور من را همراهي مي کردند. اين اجرا در خاتمه با تشويق فراوان حضار همراه شد. جالب اين که نوازنده فلوت حاضر در ارکستر تصور مي کرد که من براي توليد صداي ني از قميشي که در دهانه آن قرار دارد استفاده مي کنم ؛ به همين دليل در پايان اجرا ساز من را گرفت و در آن فوت کرد. ما هواي ناشي از دميدن او از آن سر ني در مي رفت و هيچ صدايي ايجاد نمي شد که طبيعي هم بود. او گفت ساز خيلي مشکلي داريد و من کوشيدم ساختمان ني و چگونگي توليد صداي آن را برايش توضيح دهم. مثلا گفتم که نتهاي دوبکار، دوسري و دو ديز که هر کدام يک ربع پرده با هم اختلاف دارند، از طريق يک سوراخ توليد مي شوند منتهي در اجراي هر يک از شدتهاي مختلف دميدن و تعيين مقداري از انگشت که بايد روي سوراخ قرار گيرد کمک مي گيريم.
براي دوبکار بيش از نصف سوراخ و براي نتهاي ديگر هم از مقدار لازم استفاده مي کنيم. گاه از طريق دميدن در يک سوراخ حدود 12و از بعضي سوراخ هاي ديگر حدود 9نت مختلف توليد مي شود.

حرف آخر؟

تمام هدفم اين بود تا به قدر ذره اي در هنر ايران زمين موثر باشم. اگر در پرورش شاگردان مستعد مي کوشم به اين دليل است که معتقدم پس از تربيت فقط 5شاگرد خوب هر يک از آنها نيز 5شاگرد ديگر تربيت مي کنند و به اين ترتيب پس از مدتي نوازنده هاي زيادي ظهور خواهند کرد. مثل ساز کمانچه که در قديم فقط به مرحومان حسين ياحقي و اصغر بهاري محدود مي شد و ديديم که با سعي و تلاش آن دو عزيز امروز امثال علي اکبر شکارچي ، هادي منتظري و کيهان کلهر در اين رشته به صحنه آمدند.

RedWine
09-06-2006, 01:59 PM
Shakki nist keh in saz-e ziba ,irani hast va cheghadar eftekhar mikonim beh in amr.

Saeid jan mamnoun .


http://www.tapesh.com/forum/showthread.php?t=1579