donsaeid
09-09-2006, 10:33 AM
شاعر كوچه باغ*هاي نيشابور
محمدرضا شفيعي كدكني 18 شهريور 1318 در خانواده*اي روحاني و در كدكن نيشابور ديده به جهان گشود. وي كه شاعر و صاحب ده*ها تأليف است،* اكنون يكي از معتبرترين استادان زبان و ادبيات فارسي به شمار مي*آيد.
محمدرضا شفيعي كدكني تحصيلات ابتدايي و دوره متوسطه را در مشهد گذراند و از آن پس وارد دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد شد و ليسانس خود را در اين رشته دريافت كرد.
شفيعي كدكني، همزمان با تحصيلات متوسطه و دانشگاهي در حوزه علميه مشهد به تحصيل علوم ادبي و عربي پرداخت و ادبيات عرب را فراگرفت. او در زماني كه در مشهد به تحصيل اشتغال داشت از اعضاي مؤثر و فعال انجمن*هاي ادبي به شمار مي*رفت و از همان آغاز نوجواني آثارش در مطبوعات خراسان با نام مستعار «م. سرشك» به چاپ مي*رسيد.
در سال*هاي بعد از 1332 با همكاري تني چند از جوانان شاعر و اهل ادب انجمن ادبي تشكيل دادند كه بيشتر طرفداران شعر نو و ادبيات داستاني و ترجمه ادبيات فرنگي بودند كه علي شريعتي نيز از جمله اعضاي آن انجمن بودند.
شفيعي كدكني پس از عزيمت به تهران در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران دوره فوق ليسانس خود را گذراند و سپس دوره دكتراي زبان و ادبيات عرب را نيز پشت سر گذاشت. او مدتي در بنياد فرهنگ ايران و كتابخانه مجلس سنا به كار اشتغال ورزيد و سپس به عنوان استاد دانشكده ادبيات تهران در رشته سبك*شناسي و نقد ادبي به كار مشغول شد.
شفيعي كدكني همچنين مدتي را بنا به دعوت دانشگاه*هاي آكسفورد انگلستان و پرينستون آمريكا به عنوان استاد به تدريس و تحقيق اشتغال داشت. از وي تاكنون ده*ها نوشته و مقاله و تأليفات بسياري به چاپ رسيده است.
شفيعي كدكني از استادان بارز و متبحر ادبيات معاصر ايران و از محققين بزرگ به شمار مي*رود كه در نقد شعر و ادب فارسي صاحب نظر است و در شعر و شاعري نيز مقام والايي دارد و صاحب سبك و شيوه خاصي است كه او را به عنوان شاعري پيش رو مي*شناسند و يكي از ويژگي*هاي شخصيتي*اش اين است كه وي در محافل ادبي به ندرت ظاهر مي*شود و بيشتر در انزواي اهل ادب به سر مي*برد.
آنچه كه از آثار و تأليفات شفيعي به چاپ رسيده است عبارتند از: زمزمه*ها، شب*خواني، از زبان برگ، در كوچه باغ*هاي نشابور، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، بوي جوي موليان، صور خيال در شعر فارسي، موسيقي شعر، ادوار شعر فارسي، شعر معاصر عرب، گزيده غزليات شمس، حزين لاهيجي زندگي و زيباترين غزل*هاي او، شاعر آينه*ها، بيدل و سبك هندي، اسرار التوحيد از محمد بن*منور، حالات و سخنان ابوسعيد، ابو روح ميهني، مختارنامه، مجموعه رباعيات عطار، مرموزات اسدي در مرموزات داودي نجم*الدين رازي، ترجمه تصوف اسلامي و رابطه انسان و خدا از نيكلسون و بسياري ديگر.
- «به كجا چنين شتابان؟»
گون از نسيم پرسيد.
- «دل من گرفته زينجا،
هوس سفر نداري
ز غبار اين بيابان؟»
- «همه آرزويم اما
چه كنم كه بسته پايم...»
- «*به كجا چنين شتابان؟»
- «به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم...»
- «سفرت به خير اما، تو و دوستي، خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي،
به شكوفه*ها، به باران،
برسان سلام ما را.»
محمدرضا شفيعي كدكني 18 شهريور 1318 در خانواده*اي روحاني و در كدكن نيشابور ديده به جهان گشود. وي كه شاعر و صاحب ده*ها تأليف است،* اكنون يكي از معتبرترين استادان زبان و ادبيات فارسي به شمار مي*آيد.
محمدرضا شفيعي كدكني تحصيلات ابتدايي و دوره متوسطه را در مشهد گذراند و از آن پس وارد دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد شد و ليسانس خود را در اين رشته دريافت كرد.
شفيعي كدكني، همزمان با تحصيلات متوسطه و دانشگاهي در حوزه علميه مشهد به تحصيل علوم ادبي و عربي پرداخت و ادبيات عرب را فراگرفت. او در زماني كه در مشهد به تحصيل اشتغال داشت از اعضاي مؤثر و فعال انجمن*هاي ادبي به شمار مي*رفت و از همان آغاز نوجواني آثارش در مطبوعات خراسان با نام مستعار «م. سرشك» به چاپ مي*رسيد.
در سال*هاي بعد از 1332 با همكاري تني چند از جوانان شاعر و اهل ادب انجمن ادبي تشكيل دادند كه بيشتر طرفداران شعر نو و ادبيات داستاني و ترجمه ادبيات فرنگي بودند كه علي شريعتي نيز از جمله اعضاي آن انجمن بودند.
شفيعي كدكني پس از عزيمت به تهران در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران دوره فوق ليسانس خود را گذراند و سپس دوره دكتراي زبان و ادبيات عرب را نيز پشت سر گذاشت. او مدتي در بنياد فرهنگ ايران و كتابخانه مجلس سنا به كار اشتغال ورزيد و سپس به عنوان استاد دانشكده ادبيات تهران در رشته سبك*شناسي و نقد ادبي به كار مشغول شد.
شفيعي كدكني همچنين مدتي را بنا به دعوت دانشگاه*هاي آكسفورد انگلستان و پرينستون آمريكا به عنوان استاد به تدريس و تحقيق اشتغال داشت. از وي تاكنون ده*ها نوشته و مقاله و تأليفات بسياري به چاپ رسيده است.
شفيعي كدكني از استادان بارز و متبحر ادبيات معاصر ايران و از محققين بزرگ به شمار مي*رود كه در نقد شعر و ادب فارسي صاحب نظر است و در شعر و شاعري نيز مقام والايي دارد و صاحب سبك و شيوه خاصي است كه او را به عنوان شاعري پيش رو مي*شناسند و يكي از ويژگي*هاي شخصيتي*اش اين است كه وي در محافل ادبي به ندرت ظاهر مي*شود و بيشتر در انزواي اهل ادب به سر مي*برد.
آنچه كه از آثار و تأليفات شفيعي به چاپ رسيده است عبارتند از: زمزمه*ها، شب*خواني، از زبان برگ، در كوچه باغ*هاي نشابور، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، بوي جوي موليان، صور خيال در شعر فارسي، موسيقي شعر، ادوار شعر فارسي، شعر معاصر عرب، گزيده غزليات شمس، حزين لاهيجي زندگي و زيباترين غزل*هاي او، شاعر آينه*ها، بيدل و سبك هندي، اسرار التوحيد از محمد بن*منور، حالات و سخنان ابوسعيد، ابو روح ميهني، مختارنامه، مجموعه رباعيات عطار، مرموزات اسدي در مرموزات داودي نجم*الدين رازي، ترجمه تصوف اسلامي و رابطه انسان و خدا از نيكلسون و بسياري ديگر.
- «به كجا چنين شتابان؟»
گون از نسيم پرسيد.
- «دل من گرفته زينجا،
هوس سفر نداري
ز غبار اين بيابان؟»
- «همه آرزويم اما
چه كنم كه بسته پايم...»
- «*به كجا چنين شتابان؟»
- «به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم...»
- «سفرت به خير اما، تو و دوستي، خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي،
به شكوفه*ها، به باران،
برسان سلام ما را.»