چرا سفير آمريكا در ايران شدم؟
Announcement
Collapse
No announcement yet.
Sullivan - Last American Ambasador to Iran
Collapse
X
-
پاسخ رئيس جمهوري باز هم مثبت و قاطع بود. وي گفت كه در فروش نيروگاههاي اتمي به ايران، به شرط آنكه ايران مقررات حفاظتي بينالمللي را رعايت كند و سوخت مصرف شده را به آمريكا باز پس دهد مانعي نميبيند. البته اين شرط خاصي براي ايران نبود و در تمام قراردادهاي مربوط به صدور انرژي اتمي از آمريكا قيد ميشد.
آخرين سئوال من حساستر از سئوالات پيشين بود. من متذكر شدم كه بين سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) و سازمان امنيت ايران (ساواك) از بدو تأسيس سازمان اخير همكاري نزديكي وجود داشته، ولي ساواك به تدريج از صورت يك سازمان اطلاعاتي ساده خارج شده و ضمن انجام وظايف اطلاعاتي خود عملاً نقش يك پليس سياسي را بازي ميكند. تكيه من روي اين مسئله و مطرح كردن سئوالي دربارة آن بيشتر به خاطر آن بود كه حكومت جديد آمريكا احترام به حقوق بشر و تعميم اصول اعلامية حقوق بشر را در سراسر جهان يكي از هدفهاي اساسي خود اعلام كرده بود و با شهرت بدي كه ساواك در زمينة عدم مراعات حقوق بشر در جهان پيدا كرده بود ميبايست نحوة برخورد ما با اين مسئله و چگونگي همكاريهاي آيندة سيا با ساواك روشن شود.
رئيسجمهوري بار ديگر بدون تأمل به اين سئوال من پاسخ گفت. وي تأكيد كرد كه همكاريهاي اطلاعاتي ما با ايران، بخصوص با امكاناتي كه براي نصب دستگاههاي خبرگيري از شوروي در اختيار آمريكا قرار داده شده بسيار مهم و با ارزش است. رئيس جمهوري افزود كه البته در زمينة حقوق بشر مسائلي وجود دارد و از من خواست كه ضمن ملاقاتهاي خود با شاه ايران سعي كنم وي را قانع نمايم كه سياست كلي حكومت خود را در اين زمينه تعديل كند.
در اين موقع من پانزده الي بيست دقيقه بيش از وقت تعيين شده نزد رئيس جمهوري مانده بودم و يادداشتي كه از بيرون براي وي آوردند ظاهراً براي يادآوري اين مطلب بود كه عدة ديگري در انتظار ملاقات با رئيسجمهوري هستند. رئيس جمهوري از جاي خود برخاست و با آرزوي سفر خوبي به تهران با من خداحافظي كرد. برژينسكي هم همراه من از اطاق رئيسجمهوري خارج شد و من با خاطرة خوبي از اين ديدار كاخ سفيد را ترك گفتم.
در بازگشت به وزارت امور خارجه بلافاصله به ملاقات فيليپ حبيب معاون وزارت خارجه و دوست قديمي خود رفتم و با خوشحالي نتيجة ملاقات با رئيسجمهوري را با او در ميان گذاشتم. وقتي كه پاسخهاي رئيسجمهوري را به سه سئوال اساسي خود براي فيليپ حبيب بازگو كردم وي از اينكه رئيسجمهوري در اين مسائل، كه مورد بحث و اختلاف مقامات وزارت خارجه بود چنين نظرات صريح و روشني بيان داشته اظهار مسرت كرد و از من خواست طي يادداشتي خلاصة مذاكرات خود با رئيس جمهوري و دستورالعملهاي وي را بنويسم تا بين مقامات ذيربط وزارت خارجه توزيع شود و ابهامي در زمينة سياست جديد آمريكا در ايران باقي نماند.
با وجود اين در روزهاي بعد وقتي كه دربارة وظايف و مسئوليتهاي آتي خود در تهران با مقامات مسئول وزارت خارجه از معاون وزارتخانه گرفته تا رؤساي قسمتها گفتگو ميكردم متوجه شدم كه دربارة مسائل مورد بحث نظرات كاملاً متفاوتي با رئيسجمهوري دارند و يادداشت مربوط به گفتگوهاي من با رئيسجمهوري ظاهراً هيچ اثري در نظرات خاص آنها نگذاشته است. وقتي كه به اين مقامات تذكر دادم كه طبق قانون اساسي آمريكا تعيين خط مشي سياست خارجي از وظايف و اختيارات رئيسجمهوري است، آنها با لحن تمسخرآميزي به اين سخن پاسخ دادند و در توجيه نظرات خود گفتند كه رئيسجمهوري فرصت كافي براي بررسي اين مسائل نداشته و در هر يك از اين موارد توضيحات كافي به وي داده خواهد شد.
اين روش غير عادي، كه در آن موقع شايد خيلي به آن اهميت ندادم در واقع ريشه بسياري از ضعفهاي دروني حكومت كارتر بود كه در شكست و ناكامي سياست آمريكا در ايران نقش مؤثري داشت. مقامات وزارت امور خارجه كه از طرف گروههاي مختلف ذينفوذ حزب دمكرات انتخاب شده بودند نه فقط براي نظرات و تصميمات رئيسجمهوري احترام قائل نبودند، بلكه گاه در جهت عكس نظرات و دستورات او گام بر ميداشتند و بيشتر بر مبناي معتقدات خودعمل ميكردند. وضعي كه تا آن زمان غريب و بيسابقه بودنه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment