
Announcement
Collapse
No announcement yet.
Amirkabir ( Mirza Taghi Khan )
Collapse
X
-
ديپلماسي اميركبير در ارزنه الروم
بررسي و ارزيابي عهدنامه*ها و پيامدهاي آنها به*عنوان يكي از نمونه*هاي برجسته عملكرد نمايندگان سياسي كشورها، مي*تواند معياري در اين زمينه محسوب شود. مقاله پيش*رو، با بررسي نقش اميركبير در مذاكرات ارزنه*ًْ*الروم به*عنوان نخستين حادثه*اي كه طي آن ديپلماسي ايران محك مي*خورد، به*صورت مصداقي، نظر فوق را قابل هضم و آشكار ساخته است.
نقش نخبگان و نمايندگان سياسي كشورها در چگونگي برقراري روابط خارجي و نتايج آنها غيرقابل اغماض است. بررسي و ارزيابي عهدنامه*ها و پيامدهاي آنها به*عنوان يكي از نمونه*هاي برجسته عملكرد نمايندگان سياسي كشورها، مي*تواند معياري در اين زمينه محسوب شود. مقاله پيش*رو، با بررسي نقش اميركبير در مذاكرات ارزنه*ًْ*الروم به*عنوان نخستين حادثه*اي كه طي آن ديپلماسي ايران محك مي*خورد، به*صورت مصداقي، نظر فوق را قابل هضم و آشكار ساخته است.
از ميان سفرهاي خارجي ميرزاتقي*خان قبل از صدارت، سفر به روسيه و ايروان از جهت آشنايي او با ترقيات و توسعه صنعتي روسيه حائز اهميت مي*باشد زيرا در ذهن اميركبير تاثير به*سزايي گذاشت و او را با دنياي خارج از ايران آشنا ساخت. سفر سوم كه جهت مذاكره بر سر حل مشكلات ارضي و مرزي بين ايران و عثماني انجام شد، با توجه به اينكه نمايندگان انگليس و روسيه هم در اين مذاكرات شركت داشتند، درحقيقت برخوردي ديپلماتيك بود كه اميركبير را درگير سياستهاي دول قدرتمند نمود. اميركبير توانست در اين مذاكرات حافظ منافع ايران باشد و نگذارد كه حقوق ايران پايمال گردد.
به گفته ربرت كرزن، منشي مخصوص سفير انگليس،[1] ميرزاتقي*خان وراي هرگونه قياسي، معروف**ترين و مهمترين فرد در ميان نمايندگان چهار دولت بود كه در كنفرانس ارزنهًْ*الروم گرد آمده بودند.
مذاكرات ارزنه*ًْالروم كه بيش از چهار سال طول كشيد، و پيمان ارزنهًْ*الروم كه در سال 1263.ق بسته شد، آخرين دوره تحول تاريخي روابط ايران و عثماني است. اين مذاكرات در تاريخ روابط ايران و عثماني پرمعنا و بااهميت است، زيرا ازيك*سو، مجموع اختلافهاي قرون گذشته دو كشور در پيمان ارزنهًْ*الروم نمايان است، ازسوي*ديگر آن عهدنامه پايه روابط جديد دو دولت را، حتي تا زمان به*وجودآمدن دولت عراق پس از جنگ جهاني اول، بنيان گذارد. با وجود اين، گزارش درستي از آنچه در اين مجمع سياسي گذشته، انتشار نيافته و سهمي كه ميرزاتقي**خان در گفت*وگوهاي آن داشته، درك نگشته و نيز ارزش آن در تحول تاريخي مناسبات دو كشور همسايه، شناخته نشده است.[2]
از ابتداي سلطنت محمدشاه تا اين ايام، يك سلسله حوادث ناگواري در سرحدات دو دولت اتفاق افتاده بود كه در كنار اختلافات ديگر هيچ وقت نمي*گذاشت بين دو دولت صلح و صفا برقرار شود، بلكه روز به روز شكايت و اعتراض، منازعات را شدت مي*بخشيد. اهم اين حوادث و اختلافات از قرار ذيل بود:[3]
1ــ قهرمان*ميرزا، برادر محمدشاه، كه والي آذربايجان بود، به ولايت بايزيد تاخته و عده*اي از آبادي*هاي آنجا را غارت كرده بود؛ 2ــ در ولايت كردان، رعيت عثماني اموال يكي از قافله*هاي ايراني را به چپاول برده بود؛ 3ــ در سال 1251.ق، خان*محمود، از روساي عشاير كرد عثماني ساكن حدود درياچه وان، به دو ولايت قطور و خوي هجوم برده و آنها را غارت كرده بود؛ 4ــ داروغه رواندوز به حدود ناحيه مرگور و كوهستان اطراف اروميه تاخته بود؛ 5ــ دولت ايران از اين مساله شكايت مي*كرد كه والي بايزيد برخلاف قانون، تعدادي از عشاير ايراني را به خاك عثماني كوچانده است؛ 6ــ دولت ايران مقداري پول از بابت حق چراي عشاير سليمانيه كه تابستان به ايران مي*آمدند، از دولت عثماني مطالبه كرد؛ 7ــ دولت عثماني از طرفي ديگر شاكي بود كه دولت ايران ناحيه پل*ذهاب را كه بايد به عثماني ملحق شود، واگذار نمي*كند؛ 8ــ درنهايت واقعه خرمشهر كه در سال 1253.ق و زماني كه محمدشاه هرات را محاصره كرده بود، اتفاق افتاد.
واقعه خرمشهر از اين قرار بود، زماني كه محمدشاه قاجار سرگرم جنگ افغانستان و مشغول محاصره هرات بود، عثمانيان وقت را مغتنم شمردند و فرماندار بغداد، عليرضاپاشا، با لشگري انبوه به خرمشهر حمله كرد. حاجي جابر عرب، فرماندار خرمشهر، به مقابله پرداخت، اما چون تعداد مهاجمان چندين* برابر ايرانيان بود، ناگزير شهر را تسليم كرد، عثماني*ها نيز به قتل و غارت پرداختند، جمع كثيري را به قتل رسانيدند و اموال بازرگانان را به غارت بردند و با عده*اي اسير روانه بغداد شدند.
محمدشاه از اين پيشامد بسيار خشمگين گرديد و تصميم گرفت با آن دولت جنگ كند. بنابراين لشكري تهيه *كرد كه به جبران خرمشهر بغداد را تصرف نمايد. ولي سفراي روس و انگليس كه در باطن امر طرفدار دولت عثماني بودند و به دقت ملاحظه كرده بودند كه عثماني بر اثر جنگ با محمدعلي*پاشا در مصر نمي*تواند آن*طوري*كه بايد با دولت ايران بجنگد و قطعا شكست خواهد خورد، ازاين*رو به*عنوان ميانجي* وارد موضوع شدند و كار را به مصالحه كشاندند. به*همين منظور روس، انگليس، ايران و عثماني، هريك مي*بايست نماينده*اي با اختيارات تامه تعيين مي*كردند تا با شركت در جلسه*اي كه در ارزنه*ًْالروم برگزار مي*شد، اختلافات را رسيدگي و موضوع را از راههاي مسالمت*آميز حل كنند.[4] اميركبير سرپرستي هيات ايراني در مذاكرات ارزنه*ًْالروم را به عهده داشت. هدف از اين مذاكرات كه با گردهمايي نمايندگان ايران، عثماني، انگليس و روسيه صورت مي*پذيرفت، تثبيت خط مرزي ميان ايران و عثماني بود. به*رغم توافقهاي پيشين، دو كشور مشاجرات و مجادلات مكرري داشتند و ميان آن دو وحدت*نظر ايجاد نمي*شد.[5]نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment