Announcement

Collapse
No announcement yet.

Tv Is Dangerous

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Tv Is Dangerous

    هنگامی که در فوريه ۱۹۳۶يک تلويزيون نيمه مکانيکی برای اولين بار در لندن به نمايش گذاشته شد، مردم از نگاه کردن به اين پديده ناآشنا، هراس داشتند اما خيلی سريع اين وسيله جادويی، محبوب شد و به حريم خلوت خانه ها راه يافت.

    تا پيش از آن، سينما و بخصوص سينمای تجاری آمريکا مهمترين رسانه سرگرم کننده جامعه نو بود و با محافظه کاری اخلاقی، از جمله با پرهيز از تصاوير برهنه، تلاش می کرد تا خانواده های طبقه متوسط شهری را از خود نراند.

    ولی با رواج تلويزيون، سرگرمی به اتاق نشيمن خانه ها راه يافت و رفته رفته، تماشاگرانی که در خلوت خود، قيد و بند و ملاحظه اخلاقی کمتری داشتند، بی پرواترين صحنه های معاشقه را پذيرا شدند.

    حالا ديگر کسی از راه يافتن تلويزيون و نمايش حريم خصوصی انسانها وحشت ندارد. اما اين وسيله ۸۱ ساله با پيشرفت فناوری، بار ديگر موجی از ترس را به وجود آورده و فوبيای تلويزيون(تلويزيون هراسی) را دوباره زنده کرده است.

    کارشناسان پيشبينی می کنند تلويزيون به يک وسيله هوشمند تبديل شود که با سه بعدی شدن، بسياری از تصاوير غير واقعی را واقعی جلوه می دهد.
    در چهلمين دوره نمايشگاه کالاهای مصرفی الکترونيکی لاس وگاس، تبليغاتی به نمايش گذاشته شد که "واقعی نشان دادن تصاوير" در تلويزيون را القا کند: ببری طناب را پاره کرده و از تلويزيون به بيرون جهيده است و يا بارانی که در فيلم نشان داده می شود بيننده را خيس کرده است.

    شرکت های سازنده با ساخت تلويزيون های سه بعدی هوشمند قصد دارند، بازار جديدی را برای فروش محصولات خود دست و پا کنند. هم اکنون دانشمندان مشغول تحقيق بر روی واکنش الکتريکی پوست يا همان سيخ شدن موی دست هستند که بر اثر محرک های حسی مثل ترس به وجود می آيد. تحقيقات اوليه نشان می دهد که تلويزيون های سه بعدی واکنش الکتريکی پوست را به همراه خواهد داشت و باعث ترس انسانها خواهد شد.
    تاکنون نمايشگرها يا تلويزيونهای سه بعدی فقط برای نصب در اماکن عمومی فروخته شده اند و پيش بينی می شود تا سال ۲۰۰۸ برای استفاده خانگی عرضه شود.

    تلويزيونهای سه بعدی را می توان بدون عينک مخصوص و از پشت و رو، يعنی از هر دو طرف تماشا کرد.

    ترس و لرز

    من از تلويزيون ۴۵ اينچی خانه مان می ترسم.

    هنگامی که روبروی صفحه تختتش قرار می گيرم وسوسه ام می کند که روشنش کنم. تلويزيون به من می گويد شلوار جين ليوايز با تی شرت بوسينی و کفش نايک بپوشم. تلويزيون می گويد به مک دونالد بروم و مثل نانسی عجرم پپسی بنوشم. وقتی آن دختر موطلايی شکلات را در دهانش آب می کند دلم لک می زند برای هردويشان.

    از وقتی اين تلويزيون هوشمند با پايه حرکتی قابل کنترل و با قدرت ذخيره تصاوير به خانه مان آمده چاق تر شده ام. از خانه کمتر بيرون می روم.

    او استاديوم را به خانه ام آورده؛ کافی است در قسمت تنظيمات صدا گزينه sport را انتخاب کنم حالا اينجا با آن باندهای بزرگ پخش صدا، استمفوردبريج است. حتی می توانم با فناوری ذخيره تصاوير، صحنه آفسايد را عقب و جلو کنم و ببينم لمپارد در آفسايد ايستاده بود يا نه؟

    تلويزيون مرا در خانه ام زندانی کرده، ديگر به سينما نمی روم تا کينگ کنگ و عصريخبندان را ببينم همينجا تلويزيون شبه سه بعدی، تصاوير را واقعی کرده است.

    وقتی کينگ کنگ سنگ را پرتاب می کند جاخالی می دهم تا سنگ به من نخورد چون برای ديدن تصاوير سه بعدی عينکی وجود ندارد تا آن را بردارم. وقتی فيلم های استيون سيگال و ژان کلود وندام را می بينم مجبورم سرم را ميان پاهايم پنهان کنم.

    تلويزيون مرا ديوانه کرده. وقتی شيک پوشی و خوش لباسی کايلی مينوگ، ديويدبکهام ،گوئن استفنی خواننده پاپ، سی ينا ميلر و ريچل بيلسون بازيگر را از تلويزيون می بينم از خودم بدم می آيد، از اين که اينهمه از مدافتاده و قديمی لباس می پوشم.

    وقتی سريال دوستان (Friend) و شومن های تلويزيون را می بينم به خودم می گويم که چه قدر موجود بدبختی هستم آنها در هر سکانس فيلم يا در هر اجرا يک دست لباس عوض می کنند اما من فقط يک دست لباس مهمانی دارم.

    من از تلويزيون می ترسم. وقتی خاموش است خودم را در آئينه اش تماشا می کنم. لبخند می زنم انعکاس تصويرم می خندد. وسوسه ام می کند که روشنش کنم و شوی مدونا را ببينم.

    مدونا با آن لاتکس چسبان و سياه رنگ غريزه ام را بيدار می کند. هربار که مدونا را می بينم چشمهای جادويی اش ميخکوبم می کند و ناخودآگاه جلوی تلويزيون دراز می کشم بدنم شل می شود و بی حال می شوم.
    نمی خواهم مدونا را ببينم، حتی نمی خواهم پاريس هيلتون را با آن پوست سفيد و موهای های لايت ببينم.

    نمی خواهم به کانال Fashion TV خيره می شوم و شاهد چپ و راست شدن باسن مدلها باشم. نمی خواهم ابرو گوندش را با آن همه آرايش برای در ATV ترکيه ببينم. نمی خواهم نانسی عجرم و حيفا را در کانالهای عرب ست ببينم. می خواهم خانه ام ساکت باشد. نمی خواهم صدای هيچ کدامشان را بشنوم.

    اما باز تلويزيون وسوسه ام می کند.

    اصلا چه کسی گفته شو ببينم. شبکه های خبری را می بينم.

    بی بی سی مستندی از آفريقا پخش می کند. سياههای برهنه بدون هيچ پوششی ايستاده اند. يک سفيد پوست آنها را علامت گذاری می کند، آل گرفته اند. زير پوستشان کرمهايی لول می زند و بايد آنها را خارج کرد.

    الجزيره يک خودروی دود گرفته را نشان می دهد گزارش می گويد اينجا خاورميانه است، پر از آشوب، بمبگذاری انتحاری و تروريست.

    آن گوشه دنيا توفان بيداد می کند گوشه ای ديگرش مردم را از بمب اتمی و القاعده می ترسانند.

    همه از هم می ترسند، مثل من که از جعبه جادويی می ترسم.

    کتابم را دستم می گيرم و ميان سطرهايش پنهان می شوم. نيم نگاهی به تلويزيون می اندازم، دوباره وسوسه ام می کند روشنش کنم. می روم کنار کتابخانه کتابها را می آورم و جلوی تلويزيون يکی يکی می چينم. ديوار کتابی را تا آنجا بالا می برم که ديگر اثری از تلويزيون پيدا نباشد. نفس عميق می کشم .چون می دانم کوکا کولا نمی تواند مرا آواز خوان کند. لباس جين ليوايز نمی تواند مردان ميانسال را به مردان بيست ساله دارای جاذبه جنسی تبديل کند و يا آدامس ريگی نمی تواند مرا به مقاربتهای جنسی پرهيجان هدايت کند. حالا ديگر نمی ترسم.


  • #2
    well i dont understand wat the above content is but surely i can say that TV and internet sucks hell of an time of people, which makes social gathering nearly impossible for lots of people. I think TV contents strictly censored, and meaningless soaps and serials should be taken off.

    yeahh once my fav channel was ftv
    Last edited by indian_blues; 01-17-2007, 12:27 AM.


    If you wish to be loved, show more of your faults than your virtues. - Edward Bulwer-Lytton


    Comment


    • #3
      Don't Sit So Close To The TV

      Parents have often told their children not to sit so close to the television because it's bad for their eyes. Now, they have an even better reason to keep toddlers away from the TV: serious injury or even death.

      According to Reuters, a research team led by Tufts' Dr. Carla DiScala recently found that "an injury caused by a precariously positioned television is just as likely to kill a toddler as an injury sustained in a car accident."

      The problem, reports the team, is that televisions are getting much bigger and less stable. And several thousand children are injured each year.

      "Nearly one third of the children [in DiScala's study] had to be admitted to an intensive care unit, and 20% required surgery," reported Reuters. "More than one-quarter suffered long-term impairments, ranging from having trouble dressing to damaged vision, hearing or speech."

      The timing of the study, the researchers told the international wire service, may help reduce incidents in the future.

      "This study is particularly important as the industry prepares to introduce high-definition TV models, virtually all of which will be large-screen," DiScala said.


      If you wish to be loved, show more of your faults than your virtues. - Edward Bulwer-Lytton


      Comment


      • #4
        Originally posted by indian_blues View Post
        Parents have often told their children not to sit so close to the television because it's bad for their eyes. Now, they have an even better reason to keep toddlers away from the TV: serious injury or even death.

        According to Reuters, a research team led by Tufts' Dr. Carla DiScala recently found that "an injury caused by a precariously positioned television is just as likely to kill a toddler as an injury sustained in a car accident."

        The problem, reports the team, is that televisions are getting much bigger and less stable. And several thousand children are injured each year.

        "Nearly one third of the children [in DiScala's study] had to be admitted to an intensive care unit, and 20% required surgery," reported Reuters. "More than one-quarter suffered long-term impairments, ranging from having trouble dressing to damaged vision, hearing or speech."

        The timing of the study, the researchers told the international wire service, may help reduce incidents in the future.

        "This study is particularly important as the industry prepares to introduce high-definition TV models, virtually all of which will be large-screen," DiScala said.
        Good info, thx :=) .

        Comment


        • #5

          Comment


          • #6
            البته شاید این شبکه*ها هستند که مقصرند؛ چون مخاطب را عادت داده*اند همیشه این تصویر را ببینند.
            نه،* نه. مخاطب این شانس را داشته که از میان این همه شبکه*ی ماهواره*ای، چندین کانال خارجی دیگر را هم ببیند. مثل کانال*های آمریکایی و ایتالیایی. من که در فضای بسته**ی کره* شمالی نبودم که به دنیای خارج دسترسی نداشته باشم. اینترنت بوده، ماهواره بوده و من می*توانستم ببینم در فراسوی این ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع، تلویزیون*های دیگری هم هستند؛ آدم*های دیگری هم زندگی می*کنند با کیفیت دیگری.
            یادت نرود که خودت به زبان اشاره کردی.
            درسته. در این ویدئو هم گفتم اتفاقا که یکی از مشکلات این است که ایرانی*ها به زبان*های دیگر مسلط نیستند. ولی نسل من دنبال زبان انگلیسی می*روند و می*خواهند یاد بگیرند. ولی باز هم هیچی.
            ولی بخش زیادی از نسل تو به همان میزان عاشق ترانه و موزیک*ویدئوهایی هستند که خواننده*های جدید را با سهل*انگاری وارد می*کند.
            البته یک اتفاق هم در جریان است. من نمی*دانم چقدر مؤثر باشد. فکر می*کنم تغییراتی را موسیقی زیرزمینی ایرانی ایجاد خواهد کرد. گروه*های راک و رپی که در زیرزمین*های تهران کار می*کنند ـ نه همه*شان ـ ولی یک عده* از آنها اتمسفر جدیدی را به وجود می*آورند.
            با این حال، فقط در یک بخش از فیلم*ات از موسیقی و کلیپ*های ایرانی گفتی و آنها را نقد کردی.
            درسته. چون موسیقی داستان و شرایط مجزایی می*خواهد ...
            خودش یک فیلم مستقل می*طلبد...
            دقیقا. و من شایستگی این اظهار نظر را نداشتم و ندارم. ولی این*قدر سطح این نوع موسیقی پایین آمده که دیگر به سطح درک و تحلیل من هم رسیده و توانستم اظهار نظر کنم.
            قبول داری که این نوع ترانه*سرایی و موسیقی شش و هشت، با توجه به همان مخاطب*سنجی که این تلویزیون*ها انجام می*دهند، کاملا منطقی*ست؟
            درسته. همان داستان «در و تخته به هم جور در می*آید» در مورد موسیقی هم مثل تلویزیون*ها صادق است.

            Comment

            Working...
            X