Announcement

Collapse
No announcement yet.

University of JondiShapoor / GundeShapur

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • University of JondiShapoor / GundeShapur


    دانشگاه فراموش شده جندى شاپور، نقش بسيار مهم و ارزنده‏اى در ايران پيش از اسلام، به ويژه در دوران ساسانيان، ايفا كرده است. مدارك فراوانى درخشش بزرگ آن مركز پيشرفته عصر ساسانى در زمينه‏هاى علمى، فلسفى، نجوم و طب را گواهى مى‏دهد. آن‏گاه كه مسلمانان به ايران آمدند براى دوره‏اى نسبتاً طولانى، فعاليت آن مركز علمى دچار ركود شد.


    دانشگاه فراموش شده جندى شاپور، نقش بسيار مهم و ارزنده‏اى در ايران پيش از اسلام، به ويژه در دوران ساسانيان، ايفا كرده است. مدارك فراوانى درخشش بزرگ آن مركز پيشرفته عصر ساسانى در زمينه‏هاى علمى، فلسفى، نجوم و طب را گواهى مى‏دهد. آن‏گاه كه مسلمانان به ايران آمدند براى دوره‏اى نسبتاً طولانى، فعاليت آن مركز علمى دچار ركود شد. پس از به قدرت رسيدن عباسيان، رونق گرفتن دوباره تيسفون (مداين) و انتخاب بغداد به پايتختى اسلام، جندى شاپور در سايه توجه وزيران ايرانى عصر اول عباسى، اهميت پيدا كرد. از آن دوران تا ن يمه قرن سوم هجرى، خاندان‏هاى بزرگ در كنار دانشمندان ايرانى، آن مركز علمى را اداره نمودند و علم طب به ويژه، پس از توجه مسلمانان به آن، در دانشگاه جندى شاپور رونقى جديد يافت. از اين رو، در دوره‏هاى طولانى آن مركز، به عنوان يكى از مراكز مهم علمى به ياد ماند ه از عصر ساسانى، به شمار مى‏آمد و جز مركز علمى اسكندريه، رقيبى براى خود نمى‏شناخت.



    مقدمه‏

    حمله اسكندر مقدونى به ايران و تلاقى دو تمدن بزرگ آن روز، يعنى؛ ايران و يونان، به مبادلات فرهنگى نيز انجاميد. در جنگ‏هاى ايران و روم در دوره‏هاى متفاوت تاريخى نيز، همين اثر قاعدتاً بر جاى مانده است. روابط ايران با هند هم به اقتباس معارف از يك ديگر منج ر شد. اردشير بابكان دستور داده بود تا كتاب‏هاى يونانى و هندى را به پارسى ترجمه كنند، چنين اقداماتى در انگيزه و راه‏اندازى بعدى يك مؤسسه بزرگ علمى، نظير دانشگاه گندى شاپور، اثرى بسزا داشت. به طورى كه نوعى علاقه در شاهان، وزيران و بزرگان بعدى ايجاد كرد كه از اقدامات گذشته پيروى نمايند. شهرت پادشاهان ساسانى به حمايت از دانشمندان باعث شد كه دانشمندان رانده شده از قسطنطنيه و مسيحيان نسطورى،3 به ايران روى آورند.
    البته قبل از تأسيس گندى شاپور، در دوره هخامنشى مدارس عالى مهمى در شهرهاى بورسيپا - ميلت و ارخويى، به خصوص در علم طب، وجود داشته است. به طريق اولى، وقتى به همت هخامنشيان در شهرهاى ملل تابعه چنين مراكزى وجود داشته است، شهرهاى مهمى، چون بلخ، آذربايگان و رى نيز مى‏بايست از چنين مراكز علمى بهره‏مند باشند؛ مثلاً حوزه علمى ريواردشير به رياست معانابيت اردشيرى، معروف به معانا ايرانى، در فلسفه طب و نجوم، يكى از اين مراكز عالى آموزش بوده است. هم چنين بايد به كليساهاى نسطورى، واقع در حوالى مداين و جنوب ايران كه مح ل تدريس منطق، فلسفه و نجوم بوده است، اشاره كرد. گندى شاپور در اصل «وه اندوشاه پوهر»؛ به معناى «بهتر از انطاكيه شاپور» بوده است و به همين نام، در حوالى شوش و دزفول و شوشتر كنونى قرار داشته است كه بعد از اشاعه مذهب نسطورى، محل تجمع علماى مسيحى نيز گرديد. ب ه احتمال قوى، اردشير بابكان آن را به نام پسرش بنا نهاد و فرزندش آن را تكميل نمود و در روزگار انوشيروان، شهرت جهانى يافت.

    وضعيت علمى و آموزشى در دوره ساسانيان‏

    ساسانيان با عمل به آداب و سنن هخامنشى كه در واقع بازگشت به سوى شرق و آسيا بود، واكنشى در جهت عكس اشكانيان از خود نشان دادند و بدين ترتيب، بار ديگر آداب و رسوم كهن ايرانى احيا گرديد؛ از جمله، دين قديم زرتشتى رواج يافت و سياست تعرض و كشور گشايى در پيش گرف ته شد. به طور كلى، شاهنشاهى ساسانى براى مشرق زمين، نمونه يك دولت بسيار منظم به شمار مى‏رفت. ادبيات ملى و عمومى كه از نسلى به نسل ديگر با روايات شفاهى منتقل مى‏شد و از معتقدات مردم و حيات ملت متمتع مى‏گرديد، در عهد ساسانيان، جاى خود را به ادبيات مكتوبى دا د كه به منظور قرائت درباريان و اشراف تحرير مى‏شد. ترجمه آثار خارجى از زبان‏هاى يونانى، لاتين و هندى، در عهد شاپور اول شروع شد و مخصوصاً در عهد خسرو اول، رونق گرفت. انديشه‏هاى غربى كه در اين عهد در ايران نفوذ كرد، با افكارى كه از هند منتقل مى‏گرديد، در هم آميخت و تنوير افكار روشن‏فكران ايرانى را در پى‏داشت. مقام پزشك در دوره ساسانى، ارجمند بود و گاه تا درجه مشاورى پادشاه ارتقاء مى‏يافت. رئيس پزشكان جسمانى، «اران در ستبد»4 و رئيس همه طبيبان، اعم از روحانى و جسمانى، «زروتشتروم» ناميده مى‏شدند كه شايد لقب ه مان موبدان موبد بوده است.5 با وجودى كه بسيارى از كتاب‏ها و آثار علمى ايران ساسانى به دست حوادث روزگار معدوم گرديد، با اين همه، مدارك موجود درباره جنبش‏هاى علمى و تأسيس مكاتب و دانشگاه‏ها و كتاب‏خانه‏ها در دوره درخشان ساسانى، به مراتب بيش از دوره‏هاى پيش بوده و شهرياران ساسانى در خصوص نشر علوم و ارتقاء دانشمندان علاقه و توجه شديدى مبذول داشته و روى هم رفته، پيشرفت‏هاى علمى و فرهنگى در اين دوره داراى اهميت فراوانى مى‏باشد. اين جنبش علمى و هنرى از زمان اردشير بنيان‏گذار شاهنشاهى ساسانى و شاهپور اول، جانشين او، آغاز و در زمان خسرو اول به منتها درجه ترقى و عظمت خود رسيد.
    ساسانيان، در ايران چندين مدرسه تأسيس كردند، از جمله در ريوارد شير (در ناحيه ارجان) كه متخصصان رسم الخط مخصوص، در آن حضور داشتند و كتاب‏هاى پزشكى و ستاره‏شناسى و جادوگرى مى‏نوشتند.6 همچنين از دانشگاه‏هاى مهم زمان ساسانيان كه تا چند قرن بعد از آنها نيز از مراكز مهم علمى و طبى و فلسفى شرق ميانه محسوب مى‏شد دانشگاه جندى شاپور يا گندى شاپور است كه در شمال شرقى شوشتر از استان خوزستان كنونى واقع شده و شاپور اول آن را بنا نهاد و ديگر شاهان ساسانى آن را گسترش داده و بر شمار كتاب‏هاى آن افزودند. در اين دانشگاه، فلسفه، طب، حكمت و نجوم تدريس مى‏شد و ايرانيان دانش آموخته پزشكى، به ساير مناطق اعزام مى‏گرديدند. در اين مدرسه طب يونانى، ايرانى و هندى نيز تدريس مى‏شده است.7
    با افزايش مدارس و مراكز آموزشى در عهد ساسانيان، دانشكده‏ها و ديگر مراكز دينى به آموزش‏هاى دينى پرداختند. تكامل آموزش عالى با برنامه‏هاى منظم و وجود مدارس و استادان مجرب را بايد در دوران ساسانيان جستجو كرد. فرزندان خانواده‏هاى شاهى و بزرگان، در آموزشگاه‏ هاى دربارى براى وظايفى كه خاص آنها بود، تربيت مى‏شدند. طبقه بزرگان و روحانيون خواندن و نوشتن را از كودكى مى‏آموختند، زيرا كارهاى مربوط به آنها به سواد كافى نياز داشت.
    با اين همه به نظر مى‏رسد كه نظام آموزشى ساسانى چند عيب عمده داشته است: نخست اين كه دستگاه آموزش و پرورش در انحصار طبقات برجسته و شاهزادگان و اعيان و اشراف بود. ديگر آن كه به دنبال آموزش و پرورش در عصر ساسانيان متوجه القاء عقايدى مى‏شويم كه فرمانبردارى م طلق و كوركورانه در مقابل قدرت و قوه قهريه را به قشرهاى جامعه تعليم مى‏دهد و پيوند نهادهاى دينى و آموزشى با سازمان‏هاى سياسى چنان بود كه با برافتادن سازمان سياسى، جامعه به سرعت تسليم مسلمانان شد. ديگر اين كه تشكيلات اجتماعى مردم به كلى دولتى بود و اختيار مردم در دست زمام‏داران و كاركنان دولت قرار داشت، به طورى كه در مدت 425 سال (651 - 224م) كه از حكومت ساسانيان گذشت، توده‏هاى مردم ايران نتوانستند يك جنبش اجتماعى را تشكيل داده و رهبرى كنند.
    «مانويت» در آغاز قدرت ساسانى، بيشتر حركتى ارتجاعى بود و جامعه را به سوى رخوت و نااميدى از زندگى سوق مى‏داد. نهضت مزدك نيز به دليل نداشتن رهبرى صحيح و عدم آگاهى جامعه ايرانى، به سرعت راه سقوط را طى نمود و چند حركت سياسى - نظامى عصر خسرو پرويز، مانند حركت سياسى بهرام چوبين و كودتاى بندوى و بسطام نيز داراى پشتوانه مردمى نبود و بيشتر جنبه اشرافى و اريستوكراسى داشت.8

    نقش مغان و موبدان در آموزش‏

    در عهد ساسانيان نيز مغان و موبدان به طور گسترده، وظيفه آموزش و پرورش را به عهده داشتند و بر علوم گوناگون مسلط بودند و «همگ دين»؛ يعنى كسى كه دين و ساير علوم را مى‏داند، ناميده مى‏شدند. با توسعه مراكز علمى و پيشرفت آموزش و پرورش و توجه به نقش علم در ع هد ساسانيان، آموزش علوم دينى و اخلاق به عنوان تعليمات اساسى و مقدماتى، اهميت بيشترى يافت؛ بدين ترتيب، روحانيون تحت لواى آموزش‏هاى دينى، پايه‏هاى علوم و تمدن ايرانى را استوار كردند. مغان، اوستا را به مردم تعليم مى‏دادند و پيشگامان هنر و ادب و از معلمان و مربيان گزيده جامعه بودند كه شور و اشتياق دانستن را همواره زنده نگه مى‏داشتند. در اين زمان، مداين و مراكز آموزشى تأسيس شدند و علوم مختلف آموزش داده مى‏شد و زبان پهلوى زبان علم و ادب بود.9
    ابن نديم در عهد ساسانى از دو كتاب‏خانه مهم نام مى‏برد؛ يكى كتاب‏خانه‏اى كه اردشير و پسرش شاپور اول تأسيس كردند و كتاب‏خانه بزرگ ديگر را انوشيروان براى دانشگاه گندى شاپور بنيان نهاد. از مطالعه آثار مربوط به آن دوران چنين بر مى‏آيد كه در بخش تربيت كودكان و نونهالان، پسران و دختران تا پايان 5 سالگى تحت تربيت مادران بسر مى‏بردند و سپس به مكتب مى‏رفتند. بر اين اساس، جوانان مى‏بايست پيش از 15 سالگى تعليمات بدنى و عقلانى و نيز اصول مذهب و تكاليف دينى را بر طبق آموزش‏هاى اوستا فراگيرند. در آن دوران، قاطبه مردم ؛ يعنى طبقه عظيم كشاورزان، بى‏سواد بودند، ولى به احتمال قوى، دهقانان كه طبقه‏اى ميان حال و صاحب زمين بودند و سرپرست كشاورزان محسوب مى‏شدند؛ به اقتضاى شغل خويش، سواد اندكى داشتند.
    Last edited by donsaeid; 09-24-2006, 08:13 AM.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5




          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #6
            Famous Physicians of Gondeshapur

            * Borzoye, chief physician of Khusraw I.
            * Bukhtishu, a Nestorian Persian Christian.
            * Masawaiyh, a Nestorian Persian Christian.
            * Sarakhsi, Ahmad Tayyeb, died 900 CE.
            * Sahl, Shapur ibn. a Nestorian Persian Christian. Wrote one of the first medical books on antidotes, titled the Aqrabadhin.
            * Nafi ibn al-Harith (E. Browne, Islamic Medicine, 2002, p.11, ISBN 81-87570-19-9)




            Modern Gondeshapur

            Under the Pahlavi dynasty, the heritage of Gondeshapur was memorialized by the founding of the Jondishapour University and its twin institution Jondishapur University of Medical Sciences, near the city of Ahvaz in 1959. [2] [3] Jondishapur University was renamed to Shahid Chamran University of Ahvaz in 1981 in honor of Mostafa Chamran.

            The first woman ever to be appointed as vice-chancellor in a university in Iran, Dr. Tal'at Basāri, was appointed at this university in the mid 1960s, and starting 1968, plans for the modern campus were designed by famed architect Kamran Diba [4].

            Ancient Gondeshapur is also slated for an archaeological investigation. Experts from the Archaeological Research Center of Iran's Cultural Heritage Organization and the Oriental Institute of the University of Chicago plan to start excavations in early 2006



            Soon after the founding of the modern school of Jondishapur, Dr. Tal'at Basāri was appointed vice chancellor of the university, the first woman to reach such a post in any university in Iran.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            Working...
            X