عنوان: الهی نامه
كمتر كسي است كه با تاريخچه علم و دانش اين مرز و بوم آشنا باشد و نام خواجه عبدالله جاسكي، معروف به ((پير آزاد)) و مناجات هاي نغز و پر مغز او را نشنيده باشد. وي از نوابغ عصر خود به شمار مي آمد. او در عصري مي زيست كه از يكسو فقر بيداد مي كرد و از ديگر سو تمايل مردم به علم تا جايي بود كه گوشه و كنار شهرهايي مانند علي آباد كتول را دانشگاه ها انباشته بود. آنچه در پي آمده گزيده اي از مناجات هاي عرفاني و اشراقي وي و منقول از كتاب الهي نامه است:
* الهي! منزل، مهريه خويش بخواست اما عبدالله شهريه بيش نخواست!
* الهي! سيمان و حديد گران و چشم عبدالله به ساختمان جديد نگران!
* دانشجويان در گمانند كه چيزي دارند، لختي درنگ كن تا واحدها بردارند!
* چون به سلطان محمود فكر مي كنم، درياي خوف موج مي زند و چون وعده هاي پيشينش ذكر مي كنم، شهريه ام تكيه بر اوج مي زند!
* اگر مسكين و پر آهي و مدرك خواهي سخت تباهي كه رنگ مدرك نبيند هر كه اين مسلك گزيند.
* استاد را عرض كم بايد گفتن و ستاد را ارز زياد بايد گرفتن!
* دانشگاه را احتياج به زيادت عمارات است و عبدالله را ابتهاج به سياحت امارات!
* انبان پر از زر كن، آنگاه به ما نظر كن!
* دانشجو، به مهرورزي فرج نيابد لكن ما را به ارز ورزي جز فرح نشايد.
* نمره بيست؟! بي سكّه ميسر نيست!
* ما را از تخفيف اعراض است و شما را با ما اعتراض است !
* الهي! دو گوهر در منا از تو تمنا كردم، يكم دانشجوي نجيب و دوم پدر دست به جيب!
* سامان كارهاي دَرهَم به دِرهَم است و افزايش شهريه، زخم هاي ما را مَرهَم است!
* راحت تن و جان پول است و هر كه هر چه دارد جز آن، ملول است.
* الهي! جهل بسان دود است و دانشگاه بسان هود! مگر مي توان بي جود اين هود، آن دود را زدود؟
* پر مايگي و زعفران، كم مايگي و ضعفِ ران!

