یکی از چیزای که همیشه برام جالب بود و بهش فکر میکردم بسط معنایی کلمه الله اکبر هستش .
اصولا الله اکبر برای ما این معنا رو داره : خدا بزرگ است .
اما این تنها معناش نیست . الان خدمتتون ثابت می کنم که همین کلمه چه دایره معنایی گسترده ای داره !
تا حالا انقدر خوش شانس بودید که وقتی کسی داره نماز میخونه در صحنه حضور داشته باشید ؟ خوب من یکی از اون در صحنه نماز خور های مشتی هستم ... یعنی اصلا خدا من رو ساخته برا همین خاطر ... اگر نبود این تو صحنه بودنها من هیچ وقت به این مرحله از دانش نمیرسیدم که بتونم این بحث رو باز کنم ( اشک شوق )! البته داشتن مادر ٬مادر بزرگ و مادر شوهر و سایر وابستگان ! باعث شد من به این مهم دست پیدا کنم . اولین باری که توجه ما جلب شد به این کلمه الله اکبر وقتی بود که داشتیم با مبایلمون بازی میکردیم و دراز کشیده بودیم روی کاناپه و مادر عزیز در حال نماز خوندن بودن ! وسط نماز بود که دیدیم ییهو گفت الله اکبر ! محل ندادیم ! اون موقع هنوز نمیدونستیم معنی غیر از خدا بزرگ هست داره ! باز گفت الله اکبــــــر ! نیگاش کردیم ! الله اکبــــــــر !! از جام بلند شدم ! الله اکبـــــــــــــــر ! ( هی هم این صداش داشت صوت ملکوتی میگرفت و میرفت رو ولوم خدا !! ) رفتم روبروش وایستادم ! یکی اینجوری یکمی اونجوری نیگاش کردم ... بعد چون دیدم بیسیار بیسیار در عمق نمازه (یعنی الان میتونستم تیر رو از تو پاش در بیارم دیگه ) تصمیم گرفتم باعث به بطلان کشیده شدن نماز نشم و باهاش صحبت نکنم لزا شروع به اجرایی پانتومیم فرموده ... گرچه اخر پانتومیمیمان داشتیم بندری میرقصیدیم !!
... الرحمان رحیم ( الله اکبر ) ٬ مالک یوم الدین (الله اکبـــــــر ) ٬ ایاک نعبدو و ایا ( الله اکبــــــــــــــــر ) حالا من رو تجسم کنید ! روبروش ایستادم با این قیافه نیگاش میکنم هی دستم رو میگیرم به سمت بالا و سرم رو چپ و راست میکنم و منظورم اینه که چیه ؟ چته خوب ؟ چی میگی مادر من ؟ اونم ( الله اکبـــــــــــــر ) ... خلاصه این نماز با یک خط درمیون الله اکبر تموم شد و ما یه دور عربی ٬ لزگی ٬ ترکی وکردی رقصیدیم روبروش ٬ اخرم نفهمیدم منظورش چیه !! تا اینکه به محض اینکه سلام داد ٬ جیغ زد برو زیر گاز رو خاموش کن چرا متوجه نمیشی چی میگم ؟!!! ( عذر میخواهم مادر جان اصولا بنده خر تشریف دارم که نمیفهم الله اکبر یعنی زیر گاز رو خاموش کن )
سری بعد دیگه خودم اوستا شده بودم ! ( معمولا به من یک بار باید یه کاری رو گفت ) تا شنیدم الله اکبر پریدم دم گاز ولی دیدم چیزی روش نیس !! ما هویجوری مونده بودیم که باز الان باید براش یک دور رقص سما بریم که شکر خدا اخرای نمازش بود و بلافاصله در حال سلام دادن گفت ! قرصت رو خوردی ؟ گذشته از وقتش !! ( انقدر این مادر ما با هیجان ساعت قرصم رو یاد اوری کرد بعد ازش کلی تشکر کردم که جونم رو نجات داد و نگذاشت از وقت اموکسی سیلینم یک دقیقه بگذره و ما به خاطر غفلت در خوردن قرص فوت کنیم !! )
یه بار با دخترا داشتیم حرف میزدیم که صدای الله اکبر مادر شوهر جان رفت بالا ! ما که اگاهی داشتیم متذکر شدیم که الان یه چیزی در حد مرگ مهم هست که اگر نمازش تموم بشه و ما اون کار رو انجام نداده باشیم همگی میمیریم ! اینطوری شد که هر سه به جنب و جوش افتادیم ! گاز رو چک کردیم ! قرصهامون رو خوردیم ! وقتی دیدیم نه باز الله اکبر داره تو نمازش گفتم بچه ها بشینید کارتون رو بکنید تا نمازش تموم بشه این یک معنای جدید از الله اکبر هستش ! و اینطوری شد که ما کشف کردیم معنای دیگر الله اکبر میشود ! پاشید در اتاق رو باز کنید خفه شدم از گرما !
جالب ترین الله اکبری که شنیدم رو میگم و بعدش دیگه فقط می پردازم به معنا (زن حامله و کسانی که ناراحتی قلبی دارن این قسمت رو نخونن ) .... شوهر عمه افشین جان داشت نماز میخوند و نوه کوچیکش که نتیجه لقاح تخم جن با ادمیزاد هستش هم داشت اون اطراف بازی میکرد ! وسطهای نماز شوهر عمه جان بود که یک الله اکبر با صدای دردناک و نفسی بریده به گوشمون خورد و این دیگه صداش بالا نمیرفت و هی از اوجش میامد پایین و به سوزش اضافه میشد !! دیگه وارد بودیم و همگی دویدیم اطراف رو گشتیم ! گاز رو چک کردیم ! قرصهامون رو خوردیم !در اتاق رو باز کردیم و اخرش که دیدم نه این صدای الله اکبر قطع نمیشه هویجوری وایستادیم روبروی شوهر عمه جان که دیدیم شوهر عمه جان با این قیافه تو قنوت مونده و نوه شوهر عمه جان با این قیافه دستش رو گرفته به دو تا از اعضای همگون شوهر عمه جان و داره تاب میخوره ... به علت دلخراش بودن از شرح ادامه ماجرا حذر میکنیم !
الله اکبر : بزن کانال شیش اخبار ورزشی شروع شد !
الله اکبر : من هستم ولی نیستم ! ( تجسم کنید ٬ تلفن زنگ میزنه و شما داری مکالمه میکنید که الله اکبر ها شروع میشه انقدر مکالمه رو کش میدید که ببینید چی میگه و منظورش از الله اکبر چیه ؟ به محض اتمام نماز میگه اگه فلانی بود بگو من خونه نیستم و تو اونوقت دلت میخواد گوشی رو بکوبی تو سرت چون اصلا فلانی نبوده و تو یه ساعت داری مخ میخوری!! ) نه٬ خدایی فک کن !
الله اکبر: خاک تو اون سرت ! ( دو نفر دارن با هم بحث میکنن ٬ نفر سوم هم با خشم هی میگه الله اک ... بر ! )
الله اکبر : زنگ بزن به مژده اینا بگو ناهار فسنجون گذاشتم بیان دور هم باشیم .
الله اکبر : پاتو از رو چادرم بردار .
الله اکبر: سلام علیکم ٬ خوش امدید ٬ چه عجب از این طرفها ٬راه گم کردید ؟ ( جون گیلاس اگه بگذارم مهمونها برن ٬ تو نمازت روتموم کن !! )
الله اکبر : یادش بخیر بچه بودم یه بار با بابام رفتم بازار .... ( سی و پنج صفحه اول کتاب کلبه عمو تام رو خونده باشید این معنی متوجه میشید ! )
پی نوشت : ادامه بازی ها به زودی ٬ ادم که همش بازی نمیکنه ! خوچتون میاد من همش بازی کنم شماها به کارهای موهوم بپردازید !
اصولا الله اکبر برای ما این معنا رو داره : خدا بزرگ است .
اما این تنها معناش نیست . الان خدمتتون ثابت می کنم که همین کلمه چه دایره معنایی گسترده ای داره !
تا حالا انقدر خوش شانس بودید که وقتی کسی داره نماز میخونه در صحنه حضور داشته باشید ؟ خوب من یکی از اون در صحنه نماز خور های مشتی هستم ... یعنی اصلا خدا من رو ساخته برا همین خاطر ... اگر نبود این تو صحنه بودنها من هیچ وقت به این مرحله از دانش نمیرسیدم که بتونم این بحث رو باز کنم ( اشک شوق )! البته داشتن مادر ٬مادر بزرگ و مادر شوهر و سایر وابستگان ! باعث شد من به این مهم دست پیدا کنم . اولین باری که توجه ما جلب شد به این کلمه الله اکبر وقتی بود که داشتیم با مبایلمون بازی میکردیم و دراز کشیده بودیم روی کاناپه و مادر عزیز در حال نماز خوندن بودن ! وسط نماز بود که دیدیم ییهو گفت الله اکبر ! محل ندادیم ! اون موقع هنوز نمیدونستیم معنی غیر از خدا بزرگ هست داره ! باز گفت الله اکبــــــر ! نیگاش کردیم ! الله اکبــــــــر !! از جام بلند شدم ! الله اکبـــــــــــــــر ! ( هی هم این صداش داشت صوت ملکوتی میگرفت و میرفت رو ولوم خدا !! ) رفتم روبروش وایستادم ! یکی اینجوری یکمی اونجوری نیگاش کردم ... بعد چون دیدم بیسیار بیسیار در عمق نمازه (یعنی الان میتونستم تیر رو از تو پاش در بیارم دیگه ) تصمیم گرفتم باعث به بطلان کشیده شدن نماز نشم و باهاش صحبت نکنم لزا شروع به اجرایی پانتومیم فرموده ... گرچه اخر پانتومیمیمان داشتیم بندری میرقصیدیم !!
... الرحمان رحیم ( الله اکبر ) ٬ مالک یوم الدین (الله اکبـــــــر ) ٬ ایاک نعبدو و ایا ( الله اکبــــــــــــــــر ) حالا من رو تجسم کنید ! روبروش ایستادم با این قیافه نیگاش میکنم هی دستم رو میگیرم به سمت بالا و سرم رو چپ و راست میکنم و منظورم اینه که چیه ؟ چته خوب ؟ چی میگی مادر من ؟ اونم ( الله اکبـــــــــــــر ) ... خلاصه این نماز با یک خط درمیون الله اکبر تموم شد و ما یه دور عربی ٬ لزگی ٬ ترکی وکردی رقصیدیم روبروش ٬ اخرم نفهمیدم منظورش چیه !! تا اینکه به محض اینکه سلام داد ٬ جیغ زد برو زیر گاز رو خاموش کن چرا متوجه نمیشی چی میگم ؟!!! ( عذر میخواهم مادر جان اصولا بنده خر تشریف دارم که نمیفهم الله اکبر یعنی زیر گاز رو خاموش کن )
سری بعد دیگه خودم اوستا شده بودم ! ( معمولا به من یک بار باید یه کاری رو گفت ) تا شنیدم الله اکبر پریدم دم گاز ولی دیدم چیزی روش نیس !! ما هویجوری مونده بودیم که باز الان باید براش یک دور رقص سما بریم که شکر خدا اخرای نمازش بود و بلافاصله در حال سلام دادن گفت ! قرصت رو خوردی ؟ گذشته از وقتش !! ( انقدر این مادر ما با هیجان ساعت قرصم رو یاد اوری کرد بعد ازش کلی تشکر کردم که جونم رو نجات داد و نگذاشت از وقت اموکسی سیلینم یک دقیقه بگذره و ما به خاطر غفلت در خوردن قرص فوت کنیم !! )
یه بار با دخترا داشتیم حرف میزدیم که صدای الله اکبر مادر شوهر جان رفت بالا ! ما که اگاهی داشتیم متذکر شدیم که الان یه چیزی در حد مرگ مهم هست که اگر نمازش تموم بشه و ما اون کار رو انجام نداده باشیم همگی میمیریم ! اینطوری شد که هر سه به جنب و جوش افتادیم ! گاز رو چک کردیم ! قرصهامون رو خوردیم ! وقتی دیدیم نه باز الله اکبر داره تو نمازش گفتم بچه ها بشینید کارتون رو بکنید تا نمازش تموم بشه این یک معنای جدید از الله اکبر هستش ! و اینطوری شد که ما کشف کردیم معنای دیگر الله اکبر میشود ! پاشید در اتاق رو باز کنید خفه شدم از گرما !
جالب ترین الله اکبری که شنیدم رو میگم و بعدش دیگه فقط می پردازم به معنا (زن حامله و کسانی که ناراحتی قلبی دارن این قسمت رو نخونن ) .... شوهر عمه افشین جان داشت نماز میخوند و نوه کوچیکش که نتیجه لقاح تخم جن با ادمیزاد هستش هم داشت اون اطراف بازی میکرد ! وسطهای نماز شوهر عمه جان بود که یک الله اکبر با صدای دردناک و نفسی بریده به گوشمون خورد و این دیگه صداش بالا نمیرفت و هی از اوجش میامد پایین و به سوزش اضافه میشد !! دیگه وارد بودیم و همگی دویدیم اطراف رو گشتیم ! گاز رو چک کردیم ! قرصهامون رو خوردیم !در اتاق رو باز کردیم و اخرش که دیدم نه این صدای الله اکبر قطع نمیشه هویجوری وایستادیم روبروی شوهر عمه جان که دیدیم شوهر عمه جان با این قیافه تو قنوت مونده و نوه شوهر عمه جان با این قیافه دستش رو گرفته به دو تا از اعضای همگون شوهر عمه جان و داره تاب میخوره ... به علت دلخراش بودن از شرح ادامه ماجرا حذر میکنیم !
الله اکبر : بزن کانال شیش اخبار ورزشی شروع شد !
الله اکبر : من هستم ولی نیستم ! ( تجسم کنید ٬ تلفن زنگ میزنه و شما داری مکالمه میکنید که الله اکبر ها شروع میشه انقدر مکالمه رو کش میدید که ببینید چی میگه و منظورش از الله اکبر چیه ؟ به محض اتمام نماز میگه اگه فلانی بود بگو من خونه نیستم و تو اونوقت دلت میخواد گوشی رو بکوبی تو سرت چون اصلا فلانی نبوده و تو یه ساعت داری مخ میخوری!! ) نه٬ خدایی فک کن !
الله اکبر: خاک تو اون سرت ! ( دو نفر دارن با هم بحث میکنن ٬ نفر سوم هم با خشم هی میگه الله اک ... بر ! )
الله اکبر : زنگ بزن به مژده اینا بگو ناهار فسنجون گذاشتم بیان دور هم باشیم .
الله اکبر : پاتو از رو چادرم بردار .
الله اکبر: سلام علیکم ٬ خوش امدید ٬ چه عجب از این طرفها ٬راه گم کردید ؟ ( جون گیلاس اگه بگذارم مهمونها برن ٬ تو نمازت روتموم کن !! )
الله اکبر : یادش بخیر بچه بودم یه بار با بابام رفتم بازار .... ( سی و پنج صفحه اول کتاب کلبه عمو تام رو خونده باشید این معنی متوجه میشید ! )
پی نوشت : ادامه بازی ها به زودی ٬ ادم که همش بازی نمیکنه ! خوچتون میاد من همش بازی کنم شماها به کارهای موهوم بپردازید !
