Announcement

Collapse
No announcement yet.

Seyre Takamoli e Dokhtarha

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Seyre Takamoli e Dokhtarha

    سیرتکاملی دخترها

    سال 1230 :
    مرد : دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم.... !!!

    زن : آقاحالا يه غلطي كرد شما ببخشيد !!!

    نا محرم كه خونمون نبود . حالا اين بندهخدا يه بار بلند خنديده...!!!

    مرد: بلند خنديده ؟ اين اگه الان جلوشو نگيرملابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. !!!

    نخير نمي شه بايد بکشمش... !!!

    --
    بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دخترگناهکارشو مي بخشه...



    سال 1280 :

    مرد: واسه من مي خواي بريدرس بخوني ؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني ازاين حرفا بزني !!! تو غلط می کنی !!! تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآنخوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟زن: آقا ، آروم باشين. يهوقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها !

    ديگه از اين مارک شکر نميخوره. قول ميده...

    مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدون درد مي کشمت... !!!

    --
    بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دخترگناهکارشو مي بخشه ...



    سال 1330 :

    مرد: چي؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بکني؟فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کنم...

    زن: آقا، ترو خداخودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...

    مرد: چي ميگي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکشم ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادوبیگيرم . يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کني...

    --
    بالاخره با صحبتهايزن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه ...



    سال1380 :

    مرد: کجا ؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتوخيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مثه جليقه نجات پستيبلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...

    زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگههمه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).

    مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يهکم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره... !!! (لطفا بد برداشت نکنید !!! )



    سال 1390 :

    زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاکناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول ميده ديگه از اين حرفا نزنه...

    --
    بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خرشيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه !!!
Working...
X