Announcement

Collapse
No announcement yet.

jjbb-jokes

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • jjbb-jokes


  • #2
    به بار يه كنجشك با يك موتوري تصادف مي كنه.از هوش مي ره.وقتي به هوش مي آياد مي بيند توي قفس است< دو دستي بر سر مي زند و مي گويد واي بيچاره شدم موتوري مرد___________
    _ _ _ ___ _ _ _ ___
    يه بار يه پسره از سربازي واسه باباش تلگراف مي زنه(من كاظم پول لازم) بابا هه در جواب مي گيه (من تراب وضع خراب

    Comment


    • #3
      تيم ملي تشكيل شده از: دايي: بهترين تماشاگر ، كعبي : بهترين كارته باز، ميرزاپور: مردي بدون انعطاف، برانكو : خوشتيپ ترين هويج دنيا
      --------------------------------------------------------------------------------
      ------------
      باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گريه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده
      --------------------------------------------------------------------------------
      ----------------
      تركه مي ميره ميره اون دنيا. ميگن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي خوردم. ميگن از شير خوردن كه كسي نميميره . ميگه اخه گاوه يهو نشست
      !!!!!
      --------------------------------------------------------------------------------
      ----------------
      تركه با زنش مي ره سينما كنترل چي با چراغ قوه به طرفشون مياد . تركه به زنش ميگه برو كنار داره موتور مياد.
      --------------------------------------------------------------------------------
      ------------
      اين هم نوعي صيغه

      النكاح سنتي بعد كيف امتي
      --------------------------------------------------------------------------------
      ---------
      رشتيه به زنش که ساعت 11 شب داشت از خونه ميرفت بيرون، ميگه: کجا؟؟؟ کجا ؟؟؟ زنه ميگه : دارم ميرم بدم!!
      رشتيه ميگه:فدات بشم! اين صداقتت منو کشته!!
      --------------------------------------------------------------------------------
      ------------
      تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه
      --------------------------------------------------------------------------------
      -------------
      يه نفر ميره دکتر ميگه: دکتر من چه کارايي بکنم که 1000 سال عمر کنم؟ دکتر ميگه ببينم سيگار ميکشي؟ ميگه نه. مشروب ميخوري؟ نه. خانوم بازي ميکني؟ نه... پس ميخواي 1000سال عمر کني چه گهي بخوري
      -------------------------------------------------------------------------------

      Comment


      • #4
        loool in kheili bahal bod

        تيم ملي تشكيل شده از: دايي: بهترين تماشاگر ، كعبي : بهترين كارته باز، ميرزاپور: مردي بدون انعطاف، برانكو : خوشتيپ ترين هويج دنيا
        -------------------------------------
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5
          به ترکه می گن :بیا این عرقو بخور. یارو می خوره و بعد از 10 دقیقه میگردش .بهش میگن اب بود که خوردی.می گه : دیر گفتین دیگه منو گرفته

          2 یارو می ره الکتریکی میگه: گلاب به روتون لامپ دارید؟ یارو می گه: داریم ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو می گه: اخه واسه توالت می خوام


          3 ترکه می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده .میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ میگه : بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن


          4 ترکه واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن . رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ ترکه یه خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی


          5 ترکه فیلم جنگی می بینه .اخر فیلم که تموم می شه جو می گیردش سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش می کنه


          6 ترکه طناب بسته بود به کمرش می گن چرا این کارو کردی؟ می گه می خوام خودکشی کنم .می گن خوب احمق ببند به گردنت .می گه نه بابا بستم به گردنم دیدم دارم خفه می شم بستم به کمرم


          7 اصفهانیه وسط مسابقه رالی مسافر می زنه

          9 می گن جنگ رو زن شروع می کنه و مرد ادامه می ده


          10 به ترکه می گن برو سی دی خام بخر .می گه: صوتی یا تصویری؟


          11 ترکه با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب .ترکه می گه : منم علی اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی


          12 ویزگی های پسرای با کلاس: 1 برداشتن ابرو به میزان کافی 2 کشیدن سیگار همراه چوب سیگار 3 بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا 4 نگرفتن ناخن های دست 5 بی اطلاعی از برنامه های تلویزیون 6 گوش دادن موسیقی بی کلام 7 نوشیدن نوشابه های انرزی زا 8 اظهار عدم تمایل به ازدواج 9 تظاهر به عصبی بودن 10 بحث در مورد فضای فکری احمدی نزاد


          13 وای وای وای وای وای وای وای دیدی چی شد؟ وای وای وای وای وای وای وای بگم؟ نه نمی گم خیلی بده................وای وای وای وای وای وای وای وای وای ...............تو رو خدا بگو .نه جون تو نمی شه خیلی ضایع ست اخه نمی شه اصلا وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای باشه چون اصرار کردی می گم ................ولی قول بده به کسی نگی چقدر بد اسگول شدی


          14 ترکه رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟


          15 به رشتیه می گن راسته می گن شهیدان زندن؟ می گه 100 در 100 من پسرم 20 ساله شهید شده عروسم هر سال یه شکم می زاد

          Comment


          • #6
            Thanx jjbb


            5 ترکه فیلم جنگی می بینه .اخر فیلم که تموم می شه جو می گیردش سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش می کنه




            hahahhaha
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #7
              پليس ماشين مسافر کشي را که با سرعت در خيابان ميراند ، متوقف کرد و گفت : هشت تا مسافر داري و با اين سرعت هم ميراني راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفري که توي صندوق عقبند خفه ميشند

              يارو رفته بوده سينما ، دماغشو در مياره ، مي بينه جايي نداره بماله ، مي ماله دست بغليش مي گه آقا ! اينو دست به دست بده برسه به ديوار

              غضنفر مي ره امتحان راهنمايي و رانندگي بده، ازش مي پرسن؟ يه نيسان، يه اتوبوس، يه ماشين آتش نشاني و يه دوچرخه، کدوم اول بايد بره؟
              غضنفر مي گه: نيسان بايد اول بره، بهش مي گن: بيشتر فکر کن، ماشين آتش نشاني در حال ماموريته، مي گه: خب نيسان اول بايد بره،
              بهش مي گن: بازم فکر کن، غضنفر خيلي فکر مي کنه، بعد مي گه: اول ماشين آتش نشاني، بعد اتوبوس وبعد دوچرخه. مي پرسن؟ پس نيسان چي شد؟ مي گه: کجايي بابا، نيسانه گازشو گرفت و اول رفت.........

              يك روز يك پرتقال خودش زخمي ميكنه ميگن چكار ميكني
              ميگه مي خوام پرتقال خوني بشم

              يه روز گوسفنده مي خواسته خود كشي كنه ميره سر كوچه ماشين بگيره ميگه مستقيم
              كشتارگاه

              ميدوني چرا خانم ها کمتر فوتبال بازي مي کنند؟
              چون کمتر پيش مياد که يازده تا خانم راضي بشن همزمان يه جور لباس بپوشن

              به يه معتاده ميگن اون دويست تومني رو از زمين وردار معتاده برميگرده ميگه : مگه من وژنه بردارم؟

              يه روز به يه جوجه تيغي ميگن آرزوت چيه؟
              ميگه ميخوام يه نفر محکم بغلم کنه

              يکي مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!

              يه روزي يه خودكار قرمز باباش مي ميره مشكي مي نويسه

              Comment


              • #8
                what a work!!!!!!!!!!!!

                Comment


                • #9
                  تهرونیه رفته بوده مکه و چسبیده بوده به خونه ی خدا و از خدا طلب بخشش می کرده و می گفته:خدایا توبه.دیگه واسه ترکا جوک نمیگمونمی خندم و ......... از این حرفا.یه دفعه یه ترکه می اد جلو می پرسه:ببخشید قبله از کدوم طرفه؟تهرونیه رو می کنه به آسمون و می گه:خدایا حالا بیبین کی تقصیر داره؟!
                  -یه لره با یه ترکه رفته بودن حج.همینطور که سنگ مینداختن به خونه ی شیطون یه دفعه لره می گه:سنگام تموم شد.ترکه میگه:کم نیار!فحش بهش بده!!!
                  -غضنفر از مکه می آد بهش میگن:خونه شیطون و چه کردی؟چه طور بود؟میگه:خیلی سنگ خورد تو سر و کلم ولی هر طوری بود رفتم جلو و ماچ کردم

                  Comment


                  • #10

                    Comment


                    • #11
                      يك روز يك مرد فيلم جنگي ميبينه جو ميگيرتش سينه خيز ميره تلويزيونو خاموش ميكنه

                      مرد نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن صلوات .

                      مرد تو چشمش آشغال ميره، ساعت 9 شب واي ميسته دم در

                      مرد ميره بهشت، زير پاي مادر ها له ميشه.

                      مرد ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نميشه.

                      مرد توالت ميساخته. آجر كم مياره. اوپن ميسازه

                      مرد هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ مرد ميگه : آخه من ختم روزگارم!!!

                      مرد جلوي دوست دخترش ميخوره زمين بعد بلند ميشه ميگه حرکتو داشتي

                      دو تا خجالتي با هم ازدواج ميكنند.بچه شان آب ميشه

                      Comment


                      • #12
                        ترکه سوار تاکسی بوده موقعی که میخواسته پیاده بشه راننده بهش میگه: آقا ازون در پیاده شو این ور زن و بچه نشسته. ترکه میگه نه و هی زنه رو هل میده که پیاده شه. راننده شاکی میشه میگه: آقا ازون طرف پیاده شو. ترکه میگه: ایلده کفشامو موقع سوار شدن اونور در آوردم ! به ترکه میگن بابا شدی میگه : پس به زنم نگید می خوام سورپرایزش کنم!!! از ترکه می پرسن کراوات چیست؟ میگه: خطی است فرضی میان لوزه ها و بیضه ها روزی یك آبادانی با ماشینی تصادف كرد راننده مقابل باعجله پیاده شد و بهش گفت: ببینم داداش تو سالمی؟ - نه والله من سالم نیستم, جاسم ام!


                        آبادانیه میگه : دیشب آبادان زلزله 11 ریشتری اومد. رفیقش میگه: پس آبادان با خاك یكی شد دیگه ؟ آبادانیه میگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن!

                        شرایط مرد و زن هنگام ازدواج: زن باید نجیب باشه، مثل اسب! با وقار باشه، مثل طاووس! زیبا باشه، مثل آهو!! مرد کافیه فقط خر باشه!!!

                        پیره زنه از مکه میاد توی ساکش مشروب بوده!! میگن: این چیه؟!!! میگه: ننه من که پا نداشتم دور کعبه بچرخم!! یه پیک میزدم: کعبه دور سرم می چرخید!!!

                        میدونی فایده این شلوار کوتاه که دخترا تنشون میکنن چیه این اقایون یه ذره سر به زیر میشن

                        امروز روز جهانی هوای پاکه تو رو به خدا کون گشاد یه امروز رو خودت رو کنترل کن!!!!

                        می دونی شماره یه دختر ایده آل چنده؟ 607090200 می دونی چرا؟ 60: دور کمر، 70 : سایز سوتین ، 90 : دور باسن، 20 :سن، 0: IQ


                        دخترا می رن پیش خدا شکایت که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط حمالیش مال پسرهاست!!

                        یه خروسه با 6 تا مرغ بودن خروسه هی لاغر می شده یه خروسه دیگه میارن کمکش باز لاغر می شه!! میگن چته؟ میگه: 6 تا جنده کم بود یه ...ونی هم آوریدن؟

                        اصفهانیه زنشو تو عربستان گم میکنه. بعد از 2 هفته زنش زنگ میزنه میگه: حاج آقا 2 کلمه حرف حساب دارم. نه پولت پولس نه دولت دولس!

                        Comment


                        • #13
                          يه روز يه بسيجي ميره مغازه عروسك فروشي به فروشنده ميگه ببخسيد اين خواهر قيمتش چنده

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          تركه 100 تومان تو صندوق صدقات مياندازه و سوار ماشينش ميشه و 50 متر بالاتر تصادف ميكنه و ميميره. اون دنيا به خدا ميگه من كه 100 تومان تو صندوق انداختم .پس چرا مردم.خدا ميگه ها 100
                          تومانيت گوشه نداشت

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          تركه هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          يه روز يه تركه ميگوزه ميره جلو ميگنحالا كه گوزيدي چرا ميري جلو مگه اخه تو دنده بود

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
                          يه روز يه تركه عصباني ميشه به شكمش ميگه :چقدر من كار كنم تو بخوري .شكمش جواب ميده ميخواي من كار كنم تو بخوريخ

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          زن رشتي يه وقتي از تهران بر ميگرده ، حامله شده بود. ازش ميپرسن اسم اين بچه رو چي مي ذاري ؟ گفت: هديه تهراني

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          تركه شبا يه پارچ آب خالي بالا سرش ميذاشته و مي خوابيده ازش مي پرسن آخه خنگ چرا اينجوري مي كني؟ ميگه : خوب يه موقع نصفه شب از خواب پا پيشم مي بينم تشنم نيست .. اونوقت چيكار كنم؟

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          ترکه یه روز سرد زمستون می بینه که یه اسب از دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!!

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          ترکه تو مسابقة دو دوپینگ میکنه، ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن : بابا چرا آخر شدی؟میگه : آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن!!!

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          ترکه داشته زنش رو به زور میکرده تو یخچال،ازش میپرسن داری چی کار میکنی؟ میگه: میخوام فاسد نشه

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
                          يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزن

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبا USA از تركه ميپرسن: ميدوني

                          -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

                          يه يارو زنگ زد هواشناسی گفت: آقا دستتون درد نکنه... ديروز هوا خيلی خوب بود

                          Comment


                          • #14
                            .
                            در راستای وروده بانوان به استادیوم ها شعارها اصلاح می شود: شیر سماور . اگزوزه خاور . ا وا دیدی خواهر رفت کجای داور؟
                            .
                            .
                            تو گلی مثل گلای قشنگه قالی . تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبای ایرانی ......اصلا تو خود فرش پاتریسی .........همون که یه تختش کمه
                            .

                            پیامگیر موبایل قزوینی : الان دستم بنده ببم جان. اگه پسری پیغام بذار . اگه دختری برو وگرنه می یام داداشتو........
                            .
                            .
                            قدرت دید خانوم ها: یک تار مو را روی کت شوهرشان می بینند اما یک تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمی بینند
                            .
                            .
                            .
                            يه روز رشتيه با يه تركه با يه امريكاي با يه آباداني با يه مكزيكي با من تصميم گرفتيم تو رو سر کار بزاريم که گذاشتيم .

                            Comment


                            • #15
                              ملا نصر الد ین و دوستش

                              روزی ملا نصر ا لد ین با یکی از د وستش از جا ئی عبور میکر دند وبرای رفع خستگی کنار رود خانه ای نشستند د ر همین میان بادی با صد ای بلنــد از د وستش خارج شــد فــوراً د وستش سنگی برد اشت و د ر جایی که نشسته بــــود محکم کـــوبید ـ ملا نصر الد ین گفت صدا را از بین بـــردی حالا د ر فــکر از بین بــرد ن بوی هم باش ـ

                              از غلام حسین چی کم د اری

                              معلم به حسین گفت ـ تو چــرا این قــد ر تنبل استی مگــر از غلام حسین که همیشه شاگرد اول است چی کـــم د اری ؟ حسن گفت ـ خوب این که معلو م است یک غلام را ـ

                              حاضر جــوابی

                              شخصی میگفت ـ به خانه یکی از د وستان رفته بود م ـ بچه ای د اشت چهار ساله از او پرسید م تو دختر استی یا پسر ؟ ناگهان د ید م که پطلو نش را پائین کشیـــــد ـ

                              گرفتن ریش شیطان

                              شخصی شیطان را د رخواب د ید ریش او را محکم گــرفته و چند سیلی بروی زد ه و گفت ـ ای ملعون برای فریب د اد ن مــرد م ریش خود را د راز کــرد ه ای ؟ من تورا به جــزای خود میرسانم ـ

                              این بگفت و خواست سیلی د یگری بزند که ناگهان از خواب بید ار شد و ریش خـــود را د ر دست خویش د یـــد و خجل شــد ـ

                              فیل و مورچه

                              روزی یک مورچه با یک فیل ازد واج کــرد چند ماه گذشت یکروز فیل و مورچه با هم اختلا ف پید ا کــر د ند ـ فیل خواست پایش را روی مورچه بگذاردکه ناگهان مورچه فریا د زد ـ اگــر به من رحــم نمی کنی به بچــه فیل د اخــــل شکمم رحـــــم کـــن ـ

                              تربیت سگ

                              یک روز د و آد م لاف زن به هم می رسنــد ـ

                              اولی ـــ من سگ خانه ام را طــوری تــربیت کــرد ه ام که وقتی میخوا هد وارد اطاق شود د ر میزنــد ـ

                              د ومــی ـــ این که چیــــزی نیست سگ خــا نه مــا کلید د ارد ـ

                              شکر کــرد ن

                              شخصی الا غش را کم کرد ه ود و گــرد شهر مگشت و شکر میکرد ـ گفتند چرا شکر میکنی ؟

                              گفت ـ برای اینکه اگر من روی خر ام نشسته بود م امروز چهار مین روز گم شد ن من و الاغم می بود ـ

                              گد ا وثروتمند

                              گــد ائی د ر خانه یکــی از ثروتمند ان که غلامانی د اشت رفت وچیزی خواست او شنید که صاحب خانه میگو ید ـ

                              ای مبارک به قنبر بگو به جوهر بگوید و جوهر به یاقوت بگوید و یاقوت به سائل بگوید که خد ا بد هد ـ

                              گد اچون چنین شنید د ست خود را بلند کــرد و گفت ـ

                              خــدایا به جبرائیل بگو به اسرافیل و میکا ئیل بگــوید تا اوهم به عزرائیل بگوید که جان این ثروتمند بخیل را بگــیرد ـ

                              فقیر و ثروتمند

                              فقیر به ثروتمند ـ سلا م علیکم کجاتشریف میبرید ؟

                              ثروتمند گفت ـ قد م میزنم تا اشتها پید ا کنم ـ شما کجا میروید ؟

                              فقیر گفت من اشتها د ارم قد م میزنم تا خوراکی پید ا کنم ـ

                              آرزو سخت

                              از یک آد م سختی پر سید ن ـ تو د ر دنیا چی آرزو د اری ؟

                              او جواب د اد ـ آرزو د ارم کل شوم تا د یگر پول سلما نی ند هم ـ

                              صفر

                              ما د رــ احمد جا ن اگر گفتی چی فرقی میا ن د ما سنج و پار چه ای امتحان است ؟

                              احمـــد ــ هیچ ما در جان چون هــر کد ام که صفر نشان بد هند تن آد م میلر زد ـ

                              سیب

                              باغبا ن ـــ ای بچه بالا ی د رخت چی کــار میکنی ؟

                              بچــه ـــ خیلی معذ رت میخواهم یکی از سیب ها از د رخت افتا ده بود آمد م تا آن را سر جا یش بگــذ ارم ـ

                              د ر شیشه

                              د اکتر ــــ چــرا د وا ها یتان را نمی خــور ید ؟

                              مر یض ــــ آخــر چیکار کنم د اکتر ؟ روی شیشه د وا نوشته است مواضب باشید د ر شیشه همیشه بسته با شد ـ

                              آ دم قحطی

                              روزی مرد ی خند ان د وستش را د ید ـ دوستش از او پرسید چرا می خنــــد ی ؟

                              مــر د گفت ــــ امروز که از خا نه بیرون می آمد م د ختر چها ر ساله ام از من پول خواست گفتم ند ارم ـ او خیلی عصبا نی شد ه وپیش ما د ر ش رفت وگفت ـــ آ د م قحطی بود که تو زن این گـــد ا شد ی ـ

                              ا صلا ح ســـر

                              روزی د وتا د وست باهم صحبت میکر د ند ـ اولی گفت ــ من هیچ وقت پول سلمانی نمید هم ـ

                              د ومی با تعجب گفت ـ به نظر من چنین چیزی غیر ممکن است ـ

                              اولی با خند ه گفت ـ تعجب ند ارد ـ هـــر وقت موی های سرم بلند میشود با زنم جنگ میکنم آن وقت او همه موهای سرم را میکند ـ



                              بــوق ز د ن

                              روزی یک زن با بچه اش سوار تاکسی شد ن کـــرایه تاکسی بیست افغانی بود زن به تاکسی وان بیست وپنج روپیه د اد درایور تاکسی گفت ــ پنج افغانی زیاد دادی ـ زن گفت فرق نمیکنه از پنج افغانی برای بچه ام بوق بــزن ـ

                              د اکتــر با انصاف

                              نرس با عجله پیش د اکتر جــراح رفت و گفت ـــ آقای د اکـــتر مریضی که د یــروز عملیات کــرد ید قیچی و پنس داخل شکمش ماند ه است ـ

                              داکتــر ـــ زود باش تا نمــرد ه پول قیچی و پنس را از او بگـــیر ـ

                              د رس تاریخ

                              معلم تاریخ از شاگــردی کــه د و سال در صنف چهارم بخـــاطر مضمون تاریخ ناکام مانــد ه بود پـــر سید ــ احمـــد شاه بابا چــی کـــر د ؟

                              شاگــر د جــواب د اد ــ هیچی ـ مـــرا د و سال ناکام کـــر د ـ

                              ســـایه شاه

                              د رویشی زیـــر ســایه الاغش استراحت مــیکرد ـ شاه از آنجا می گذشت درویش را د ر حــال استــراحت د یـــد ـ

                              به د رویش گفت ــ ای مـــرد این جا چی میکنی ؟

                              د رویــش گفت ــ عـمـــر شاه دراز باد ــ زیـــر سایه شما زنــــد گی مــی کنم ـ

                              خــــاک بــازی

                              پیر زن ـ آقای داکتــر ـ برای پسرم خیلی پر یشانم او بیشتر وقتش را د ر کوچه به خــاک بازی می گــذ ر انــد ـ

                              د اکــتر خانم این نگرانی نـــد ارد چون بیشتر بچه ها چنین کار را انجام مید هند ـ

                              پیر زن ـــ بله زیاد نگران نیستم زن ا و از این کــار ناراحت میشود ـ

                              مســابقه فــوتبال

                              سر معلم ـــ چرا اینقد ر دیــر به مکتب آمد ی ؟

                              شاگــرد ــ من یک مسابقه فوتبال خواب مید یدم ـ چون بازی به وقت اضافی کشیده شد ناچار شد م خواب بمانم تا نتیجه آن مـعــلوم شــود ـ

                              چپه اش کــن

                              روزی فیلی روی سوراخ مورچه ها ایستاد ه بــود ـ مــورچه ها عصبانی شــد ند و روی فیل ریختند ـ فیل تکانی خــورد و همه آنهــا را روی زمین ریخت به غیر از یک مورچه ـ همه مورچه ها یکصد ا فریاد زد ند ـــ مــورچه خفه اش کن ــ گــرد اش را بگیر و چپه اش کــن ـ

                              د فــاع از خــود

                              روزی قاضی به یک زنــد انی قــوی هیکل گفت ـــ آ قا شما متهم به قتــل هستید ـ آیــا از خــود تان د فــاع می کنیــد ـ

                              متهم گفت ـــ بله ـــ دستبند مـــرا باز کنید تا ببینید چطــور از خـــود م د فـــاع می کنــم ـ

                              نـــگاه

                              شاگرد ی طــوری به قیافه معلم خیــره شد ه بود کــه معلم نا راحت شد و پــرسید ـــ چـــرا اینطور نــگاه می کنـــی ؟

                              شاگــر د گفت ـــ هیچی ـــ می خواستم ببینم که روی د یــگر شما کجاست ــ چــون د اخل مکتب می گــویند شما آد م دو رویی هستــید ـ

                              صفــر بــی ارزش

                              شا گــردی کــه د ر امتحان نمــره 10 گرفته بــود از معلم پــر سید ـــ مغلم صاحب صفــر ارزش د ارد ؟

                              معلم گفت نـــی ـ

                              شاگـــر د گفت ــــ پس لطفاً یک صفــر بی ارزش جلــوی این 10 بگذاریــد ـ

                              ر ئیس جمهــور

                              پــد ر ــــ پسرم بــرو از پسر همسایه که همسن تو است و شاگرد اول صنف شد ه یاد بگیــر ـ

                              پســر ـــ پدر جان شما که همسن رئیس جمهور هستید پس چـــرا ر ئیس جمهور نشد ید ـ

                              شــورت

                              فیلی د ر حوض ای شنا میکــرد ـ موشی از راه رسید و گفت ــ بیا بالا به تــو کار د ارم ـ فیل از حوض بالا شد

                              موش گفت ــ دیگر با تو کار ند ارم ـ

                              فیل با کنجکاوی پــرسید ـــ برای چی مــرا صد ا کــرد ی ؟

                              مــوش گفت ــ خــواستم ببینم شورت مـــرا تو پو شید ه ای ـ

                              د وستــی حیــوانات

                              روزی فیلی زخمی شد او را عمل جــراحی کــرد ند پس از عملیات وقتی د اکتر از اطاق بیرون آمـــد با تعجب د یــد که مــورچه ای جلوی د ر قــد م میزند جلــو رفت و پــر سید ـــ اینجا چـــی مــی خــوا هــی ؟

                              مــورچه گفت ــ د اکتـــر جان آمــد ه ام تا اگـــر لا زم شد بــرای فیل خــون بــــــد هـــم ـ

                              د ستــور پزشک

                              د اکتـــر ـــ این همــه قا شق د اخل شکم شما جــه کار میکنــد ؟

                              مـــر یض ـــ دفعــه پیش کـــه مراجعه کـــرد ه بودم خــود تان گفتیــد روزی یک قا شق بخورم ـ

                              د عـــای د انش آمــوز

                              پسر ی د رخــانه راه میرفت و پشت سر هم میگفت خــد ایا ـــــ لند ن را پایتختفـــرانسه کــن ـ

                              مــــاد رش گفت ـــ پسرجان این حــرف ها جیست که میزنی مگر عقلت را از د ست د اد ی ؟

                              پســر گفت ـــ آ خــر امــروز د ر پارچه ای امتحان خود نوشته ام که لنـــد ن پایتخت فــرانسه است ـ

                              Comment

                              Working...
                              X