Announcement
Collapse
No announcement yet.
William Shakespeare was an Iranian ?
Collapse
X
-
اين به تنهايي نشان ميدهد كه راسيسم ايراني تا چه حد ناخودآگاه و بدون تعقل است و اين پنهان بودن هميشگي، شايد ويژگي شرقي آن هم باشد. جالب اين است كه تاكنون هيچ رساله مدون و شناخته شدهاي درباره نژاد ايراني بر ساير نژادها نوشته نشده با اين حال اعتقاد به برتري ژن ايراني به گونهاي سينه به سينه و دهان به دهان در اين قوم حفظ شده و در ذهنيت ما جا باز كرده است. ما هيچ جا نخواندهايم كه ايرانيها، برترين ملت هستند، اما وقتي از دستاوردهاي ايرانيها در قارههاي دور مطلبي ميخوانيم، شيريني لبخندي در درونمان نقش ميبندد، سري تكان ميدهيم و با خود ميگوييم ميدانستم، ميدانستم كه من با همه جهان فرق ميكنم. اين جسارت تا آنجا پيش ميرود كه ما نويسندگان ادبيات جهان را دزدهاي بياخلاقي ميدانيم كه به گنجينه هزار و يك شب يا مثنوي ما تاختهاند و علت شهرت امروز آنها استعماري است كه در حق فرهنگ باستاني ما روا داشتهاند. نيكلسون، اِ. پوپ يا آنماري شيمل براي ما شرقشناسان علاقهمند به ايران نيستند كه زبان فارسي را آموختهاند كه ايراني شوند؛ آنها در چشم ما مهاجمان مقبرهاند كه فرهنگ دست نخورده ما را دستاويز شهرت خود ساختهاند كه ما اگر اين لطف را به آنها نميكرديم، بيچارهها چندان به چشم نميآمدند.
اما چگونه شد كه ما ديگر نتوانستيم حرفي براي جهان داشته باشيم. مسلماً تقصير ما نيست و اصلاً به كم كاري و تنبلي و آسودهطلبيمان مربوط نميشود. پا نفارسيسم يا آرياگرا بودن ما را به توهمهاي توطئهاي ميرساند كه به ما نشان ميدهد «آنها» نگذاشتند ما آن گونه كه شايسته آنيم در جهان بدرخشيم.
«اما هموطنان، ايرانيان، پارسيان، فرزندان آريايي كوروش و داريوش، جهان چيزي از تاريخ و هزاران سال پيش ما نميداند، چيزي از فرهنگ ايراني ما، چيزي از نخبگان و انديشمندان ما نشنيده است. ايران ما را كشوري گرم و سوزان ميداند... و باور ندارد كه در ايران هم باران و برف ميآيد. ]![ باور ندارد كه در ايران ماشين سواري به وفور يافت ميشود، چه برسد به اين كه بداند زانتيا و ماكسيما و پرشيا توليد ميشود ]
Comment