دروغهايي كه اينترنت به من آموخت
Hoax يا Hoaxes به اخبار و مطالب و عكسهاي فريبنده ميگويند كه بيشتر جهت شوخي يا تحريف واقعيتي ايجاد شده و منتشر شده باشند. هَوكس را ميتوان ?دست انداختن? نيز معني كرد كه از Hocus Pocus يا تردستي گرفته شده است.*
موضوع هر هوكس نيز بستگي به هدف سازندهي آن دارد. شوخيهاي معروفي نظير پايان دنيا يا نمايش مشهور راديويي اورسون ولز بر اساس كتاب جنگ دنياهاي اچ.جي.ولز كه اورسون ولز در نقش خبرنگاري با جديت صحنهي حملهي مريخيها را تعريف كرده و چند شهر آمريكا را در هراس فرو برد از نمونه هوكسهاي راديويي در قرن گذشته هستند. دروغهاي آوريل و دروغهاي نوروزي را نيز با اين كه لو رفتهاند اگر ماهرانه و باورپذير طراحي شوند شايد بتوان در زمرهي هوكسها قرار داد مانند شوخي نوروزي روزنامه شرق در مورد كج شدن برج ميلاد.
معمولاً لينك يك خبر يا تصويري خاص به نسبت اهميت خبري آن يا منافع براي توزيعكننده آن، از درجات خاصي از توجه برخوردار است. بسياري از افراد نيز اخبار و برنامههاي تلويزيوني را بيش از هر رسانهي ديگر باور ميكنند و بعضي افراد نيز اينترنت را با همان قياس رواني و ذهني نوعي ?تلويزيون? ميپندارند و در نتيجه باور اخبار و عكسهاي هوكس كه معمولاً به صورت حرفهاي تهيه ميشود براي آنان سادهتر ميشود.
در اين زمينه صدها مورد ريز و درشت را ميتوان مثال زد كه به دليل رويكردهاي رنگارنگ سياسي در اكثر رسانههاي ايراني، پيش از اين كه جنبهي هوكسي و تفريحي داشته باشند سرچشمه گرفته از شايعه و يا منافع خاص سياسي هستند. شايد به آنها بتوان نام ?ترفندهاي هدفمند? نام نهاد.
در رسانههاي ديگر اين به ندرت اتفاق ميافتد نظير شوخي فردي كه خبر دستگيري كيانوش استقرارزاده در روستاي برره توسط ماموران جمهوري اسلامي را تلفني به مجريان برخي شبكههاي ماهوارهاي فارسي گفته بود و مدتي موجب مزاح شده بود يا خبر غيرواقعي حل معماهاي اينشتاين توسط دختري ايراني كه ابتدا توسط تلويزيون ايران و بعد در رسانههاي ديگر منعكس شد و مثالهايي از اين قبيل. اما در اينترنت اين موضوع به دليل تراكم اطلاعات و نيز مسائل خاص فني و تكنيكي نظير استفاده از جلوههاي فتوشاپ و نرمافزارهاي گرافيكي بيشتر اتفاق ميافتد و شايد به دليل توسعهنيافتگي اينترنت در ايران مقداري براي عامه باورپذيرتر باشد.
اهميت شناخت عكسها و پيامهاي فريبآميز اين است كه مديران رسانهها و سايتهاي خبري به علت آسيبپذيري در اين مورد و گسترش سريع شايعات اينترنتي به دليل ذات تكنولوژيكي آن، پيش از هر چيز از صحت و سقم رويدادها و عكسها كاملاً اطمينان حاصل كنند و اعتبار و اصالت اخبار خود را با دقت بيشتري كنترل كرده و بر خروجي مطالب خود نظارت دقيقتري داشته باشند. به همين لحاظ و بر اساس تجارب به دست آمده شايد لازم باشد يك مدير يا مسؤول خبر يك سايت خبري علاوه بر قواعد خبرنويسي و نگارش و معلومات عمومي بالا در زمينههاي متعدد و ساير رشتههاي مرتبط با رسانه، با نرمافزارهاي گرافيكي نظير فتوشاپ و افكتها و فيلترها و با انواع فونتها و سياقهاي آن و ديگر مسائل فني وب و كامپيوتر به خوبي آشنا باشد.
اين تنها نمونههايي از هوكسهاست كه در مدتهاي اخير در سايتهاي مختلف منعكس شده است و منشاء آنها اينترنت است و نه رسانههاي ديگر. لينك تمام اخبار و منابع در اين زمينه موجود است كه هر كدام از چه منبعي آمده و يا كدام سايت خبري آن را درج كرده كه بسياري از كاربران ثابت اينترنتي ميدانند. شايد براي وبلاگها و سايتهاي شخصي اين خطاها اهميتي نداشته باشد اما براي رسانههاي خبري و سايت خبرگزاريها نوعي آسيب و تهديد به شمار ميآيد:
■ پاسارگاد زير آب رفت
با انعكاس خبر عمليات ساخت سد سيوند در منطقه تنگهبلاغي و نزديك بناهاي تاريخي استان فارس و نزديك شدن زمان آبگيري آن، موضعگيريهاي بسياري از سوي معترضين در سايتها و شبكههاي مختلف ماهوارهاي انجام پذيرفت و تومارهاي بسياري نيز در اعتراض به اين عمل نوشته شد. در روزهاي اخير رندي تصاوير دستكاري شدهي فوق را با ذكر اين خبر كه پاسارگاد و مقبره كوروش زير آب رفته است در اينترنت منتشر نمود كه ادامهي ماجرا را ميتوان حدس زد! در اين خبر كه توسط گروهي اينترنتي با عنوان ايران عشق تكثير شده آمده است:
?اكنون خبري داريم كه دل هر ايراني عاشق و وطن دوستي را خشمگين و برافروخته ميسازد! چندي پيش سد سيوند در حال آبگيري بود كه با اين كار پاسارگاد، آرامگاه كوروش كبير، اين بزرگمرد آريايي به زير آب ميرود. و اكنون اين اتفاق افتاده است. سد آبگيري شده و آرامگاه كوروش كبير و بخش بزرگي از پاسارگاد در حال فرو رفتن به زير آب است?. منبع اصلي عکسها که توسط یکی از گروه زرد یاهو انتشار یافته است
توضيح اين كه سد سيوند تا اين لحظه هنوز به مرحلهي آبگيري نرسيده است! هر دو يعني هم متن و هم عكسها در اين خبر فريبآميز هستند.
■ كج شدن برج ميلاد
اگر چه اين قضيهي برج ميلاد در آستانه نوروز 74 منشاء مطبوعاتي دارد اما در اينترنت نيز به دليل انعكاس آن در سايت روزنامه شرق در همان ساعتهاي اوليه به ويژه از سوي برخي سايتها و وبلاگهاي خارج از كشور كه از قضيهي شوخي نوروزي شرق اطلاع نداشتند و به محتواي طنزآميز آن دقت نكرده بودند با واكنشهاي بعضاً تند سياسي عليه بيكفايتي مسؤولين نظام ايران مواجه شد! چون چند روزي نيز به نوروز مانده بود، اين شبهه براي افراد بيشتر به وجود ميآمد كه خبر واقعي است. اتكاي مطلق به اينترنت و در واقع روزنهي شيشهاي مانيتور به عنوان تنها منبع خبرگيري نيز از آسيبهاي جدي يك رسانه به شمار ميرود.
■ نامههاي عمر و يزدگرد
نامههاي موسوم به نامههاي عمر و يزدگرد سوم كه در مدتهاي اخير بارها در سايتهاي مختلف و با ورژنهاي نوشتاري مختلف نيز بارها دست به دست و ايميل به ايميل! گشته از آن نوع هوكسهاي مشهور مدتهاي اخير به شمار ميرود. غير از جعلي بودن متن نامهها كه اينجا به آن اشاره شده، به طور كلي وجود چنين نامههاي در موزهي لندن هرگز تاييد نشده است.
■ تصوير برخورد موشك حزبالله به ناو اسرائيلي
در پي وقوع جنگ اخير اسرائيل و لبنان سايتهاي مختلف خبري مشتاق درج هر نوع اخبار تازه از درگيريها بودند. در اين التهاب رسانهاي، سايت ?انجمن دفاع از مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين? كه سايت فارسي و رسمي حزبالله لبنان به شمار ميرود عکسي را با عنوان صحنه برخورد موشكهاي حزبالله به ناوچه اسرائيلي منتشر كرد كه در آن لحظات به دليل التهابات جنگ باورپذير مينمود و در دهها سايت و حتي برخي نشريات اين عكس منتشر شد.
فقط كمتر كسي در آن روزها از خود سوال كرد اين عكس كه از زاويهي يك هليكوپتر (هليكوپتر چه كسي؟ حزبالله!؟) گرفته شده با آن شكار لحظهي تر و تميز از لحظهي انفجار توسط چه كسي گرفته شده و اگر هم توسط خود نيروهاي نظامي اسرائيل يا خبرنگاران آن گرفته شده چگونه با اين سرعت به دست اين سايت رسيده است؟
مدتي بعد مشخص ميشود كه عكس مربوط به سال 1998 و از يك سايت استراليايي در زمينه صنايع دفاعي با عنوان Defense Industry Daily برداشته شده است. منبع اصلي عكس
در اين مطلب، خبر صحيح بوده و عكس نابجا و يا در حيطهي جنگ رواني و تبليغاتي استفاده شده و با وجود كشف منبع اين عكس، سايت مذكور همان مطلب را تا اين تاريخ و با همان تيتر حفظ كرده است.(تصحيح ميشود: دقيقاً همين امروز آن عكس را از گزارشهاي تصويري بدون هيچ توضيحي برداشتند. کش گوگل ). اشاره مجدد: روز بعد کش گوگل تازه شده و ديگر نمايش داده نميشود. کساني که اين مطلب را همان روز اول خوانده باشند آن را مشاهده کردهاند. عجب قايم ?موشک?بازي شد!؟
■ تهران شهر ماهوارهها
مدتي اين عكس نيز به عنوان عكسي از تهران كه پشتبامهاي آن را انبوهي از ديشهاي ماهواره پوشانده در سايتها و حتي برخي مطبوعات ديده ميشد. در نگاه اول به خاطر بافت ساختمانها به نظر ميرسد واقعاً تهران باشد اما عكس ظاهراً تصوير شهري در لبنان است.
خود عكس واقعي است. خبر غيرواقعي ضميمه و تيتر آن اين گونه القا كرده كه اينجا زاويهاي از تهران است.
■ اينترنت در ايران براي هميشه قطع ميشود!
چند سال پيش يك نفر (فرض كنيد نويسنده همين مطلب!) مطلب طنزي نوشت با عنوان: ?اينترنت در ايران براي هميشه قطع ميشود!? در اين مطلب به مصاحبهاي خيالي با دكتر معتمدي وزير سابق ارتباطات اشاره شده كه در آن به طنز عنوان شده بود به خاطر بعضي آسيبها اينترنت را در ايران قطع كرده و تمامي سرويسدهندهها را جمع ميكنيم. چند روز بعد يكي از سايتها با حذف جمله آخر كه بر خيالي بودن اين مصاحبه تاكيد كرده عين همان مطلب را با اين تيتر منتشر نمود: ?جمهوري اسلامي طرحي را براي بستن تمامي مراکز خدماتي اينترنتي در دستور کار قرار داده است?! پس از آن برخي سايتهاي ديگر خبري و سياسي اين مطلب را با آب و تاب بيشتر منعكس كرده و تحليلهايي نيز در اين رابطه ارائه دادند .
در اينجا هوكس و خدعهاي در كار نبوده بلكه يك مطلب طنز موجب شده تا اين گمان واقعي بودن ايجاد شود و نشر آن توسط يك پايگاه خبري و استفادهي سياسي از آن، جنبهي طنزآميز بودنش را از بين برده و جدي نمايش داده است.
● ماكياوليسم خبري
شايد بعضي از اينها در طبقهي هوكسها قرار نگيرند و همان ترفند يا خدعهي هدفمند يا جنگ رواني مد نظر سازندگان آنها باشد. يعني نوعي منافع خاص تبليغي و سياسي حتي براي ديگران به وجود آورد. برخي شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان كليپهايي با مضامين سياسي پخش ميكنند كه در آن از تصاوير مشهور اعدام باند موسوم به كركسها كه علاوه بر قتل و تجاوز خانوادههاي بسياري را داغدار كرده بودند با عنوان اعدام آزاديخواهان و مبارزان ايران استفاده ميكنند كه به طور مطلق عملي اشتباه است. يا عكس مشهور صحنه اعدام افرادي كه به كودكي تجاوز كرده بوده و تحت عناويني نظير حمايت از همجنسگرايان در مورد آن تبليغ ميشود و روي اين گونه عكسها و اخبار كه واقعيت آن چيز ديگري است مانور داده ميشود.
اينجا اين واقعيت وجود دارد كه مخاطبيني كه در داخل ايران از اصل ماجرا خبر دارند نسبت به پيام آن رسانه حداقل در ذهنشان بازخورد منفي نشان ميدهند و خودبهخود نوعي بياعتمادي به آن رسانه در ذهنشان نقش ميبندد حتي اگر آن را عنوان نكنند و حتي اگر موافق نظريات و سياستهاي آنان باشند. اين در كوتاهمدت آنان را به سمت رسانههاي رقيب خواهد كشاند. رسانههاي مختلف به ويژه سايتهاي خبري اينترنتي گاهي به دام اين ?سياهچالههاي اينترنتي? ميافتند و سايتي اطلاعرساني كه هر خبري را تنها به دليل مطابقت با منافع خود منعكس ميكند استعداد بيشتري براي افتادن به اين سياهچالهها و پايين آمدن اعتبار دارد.
سوال اين است كه ما تا چه حد مجازيم كه از ناآگاهي انبوه مخاطبين خود استفاده كنيم و بعد تكليف اين نقيضه يا پارادوكس كه مخاطب را با اخبار جعلي درگير ميكنيم و بعد كشف ميشود كه ماجرا در اصل چيز ديگري بوده و انواع و اقسام بهتانها نيز به افراد بسته ميشود، چگونه جبران ميشود و آيا ?هدف وسيله را توجيه ميكند? ميتواند جاي سلامت خبري و انعكاس بيطرفانه و واقعي اخبار را بگيرد يا خير؟ پاسخ به اين سوال را كارشناسان رسانههاي مختلف و خود مديران اين رسانهها بايد بدهند.
Hoax يا Hoaxes به اخبار و مطالب و عكسهاي فريبنده ميگويند كه بيشتر جهت شوخي يا تحريف واقعيتي ايجاد شده و منتشر شده باشند. هَوكس را ميتوان ?دست انداختن? نيز معني كرد كه از Hocus Pocus يا تردستي گرفته شده است.*
موضوع هر هوكس نيز بستگي به هدف سازندهي آن دارد. شوخيهاي معروفي نظير پايان دنيا يا نمايش مشهور راديويي اورسون ولز بر اساس كتاب جنگ دنياهاي اچ.جي.ولز كه اورسون ولز در نقش خبرنگاري با جديت صحنهي حملهي مريخيها را تعريف كرده و چند شهر آمريكا را در هراس فرو برد از نمونه هوكسهاي راديويي در قرن گذشته هستند. دروغهاي آوريل و دروغهاي نوروزي را نيز با اين كه لو رفتهاند اگر ماهرانه و باورپذير طراحي شوند شايد بتوان در زمرهي هوكسها قرار داد مانند شوخي نوروزي روزنامه شرق در مورد كج شدن برج ميلاد.
معمولاً لينك يك خبر يا تصويري خاص به نسبت اهميت خبري آن يا منافع براي توزيعكننده آن، از درجات خاصي از توجه برخوردار است. بسياري از افراد نيز اخبار و برنامههاي تلويزيوني را بيش از هر رسانهي ديگر باور ميكنند و بعضي افراد نيز اينترنت را با همان قياس رواني و ذهني نوعي ?تلويزيون? ميپندارند و در نتيجه باور اخبار و عكسهاي هوكس كه معمولاً به صورت حرفهاي تهيه ميشود براي آنان سادهتر ميشود.
در اين زمينه صدها مورد ريز و درشت را ميتوان مثال زد كه به دليل رويكردهاي رنگارنگ سياسي در اكثر رسانههاي ايراني، پيش از اين كه جنبهي هوكسي و تفريحي داشته باشند سرچشمه گرفته از شايعه و يا منافع خاص سياسي هستند. شايد به آنها بتوان نام ?ترفندهاي هدفمند? نام نهاد.
در رسانههاي ديگر اين به ندرت اتفاق ميافتد نظير شوخي فردي كه خبر دستگيري كيانوش استقرارزاده در روستاي برره توسط ماموران جمهوري اسلامي را تلفني به مجريان برخي شبكههاي ماهوارهاي فارسي گفته بود و مدتي موجب مزاح شده بود يا خبر غيرواقعي حل معماهاي اينشتاين توسط دختري ايراني كه ابتدا توسط تلويزيون ايران و بعد در رسانههاي ديگر منعكس شد و مثالهايي از اين قبيل. اما در اينترنت اين موضوع به دليل تراكم اطلاعات و نيز مسائل خاص فني و تكنيكي نظير استفاده از جلوههاي فتوشاپ و نرمافزارهاي گرافيكي بيشتر اتفاق ميافتد و شايد به دليل توسعهنيافتگي اينترنت در ايران مقداري براي عامه باورپذيرتر باشد.
اهميت شناخت عكسها و پيامهاي فريبآميز اين است كه مديران رسانهها و سايتهاي خبري به علت آسيبپذيري در اين مورد و گسترش سريع شايعات اينترنتي به دليل ذات تكنولوژيكي آن، پيش از هر چيز از صحت و سقم رويدادها و عكسها كاملاً اطمينان حاصل كنند و اعتبار و اصالت اخبار خود را با دقت بيشتري كنترل كرده و بر خروجي مطالب خود نظارت دقيقتري داشته باشند. به همين لحاظ و بر اساس تجارب به دست آمده شايد لازم باشد يك مدير يا مسؤول خبر يك سايت خبري علاوه بر قواعد خبرنويسي و نگارش و معلومات عمومي بالا در زمينههاي متعدد و ساير رشتههاي مرتبط با رسانه، با نرمافزارهاي گرافيكي نظير فتوشاپ و افكتها و فيلترها و با انواع فونتها و سياقهاي آن و ديگر مسائل فني وب و كامپيوتر به خوبي آشنا باشد.
اين تنها نمونههايي از هوكسهاست كه در مدتهاي اخير در سايتهاي مختلف منعكس شده است و منشاء آنها اينترنت است و نه رسانههاي ديگر. لينك تمام اخبار و منابع در اين زمينه موجود است كه هر كدام از چه منبعي آمده و يا كدام سايت خبري آن را درج كرده كه بسياري از كاربران ثابت اينترنتي ميدانند. شايد براي وبلاگها و سايتهاي شخصي اين خطاها اهميتي نداشته باشد اما براي رسانههاي خبري و سايت خبرگزاريها نوعي آسيب و تهديد به شمار ميآيد:
■ پاسارگاد زير آب رفت
با انعكاس خبر عمليات ساخت سد سيوند در منطقه تنگهبلاغي و نزديك بناهاي تاريخي استان فارس و نزديك شدن زمان آبگيري آن، موضعگيريهاي بسياري از سوي معترضين در سايتها و شبكههاي مختلف ماهوارهاي انجام پذيرفت و تومارهاي بسياري نيز در اعتراض به اين عمل نوشته شد. در روزهاي اخير رندي تصاوير دستكاري شدهي فوق را با ذكر اين خبر كه پاسارگاد و مقبره كوروش زير آب رفته است در اينترنت منتشر نمود كه ادامهي ماجرا را ميتوان حدس زد! در اين خبر كه توسط گروهي اينترنتي با عنوان ايران عشق تكثير شده آمده است:
?اكنون خبري داريم كه دل هر ايراني عاشق و وطن دوستي را خشمگين و برافروخته ميسازد! چندي پيش سد سيوند در حال آبگيري بود كه با اين كار پاسارگاد، آرامگاه كوروش كبير، اين بزرگمرد آريايي به زير آب ميرود. و اكنون اين اتفاق افتاده است. سد آبگيري شده و آرامگاه كوروش كبير و بخش بزرگي از پاسارگاد در حال فرو رفتن به زير آب است?. منبع اصلي عکسها که توسط یکی از گروه زرد یاهو انتشار یافته است
توضيح اين كه سد سيوند تا اين لحظه هنوز به مرحلهي آبگيري نرسيده است! هر دو يعني هم متن و هم عكسها در اين خبر فريبآميز هستند.
■ كج شدن برج ميلاد
اگر چه اين قضيهي برج ميلاد در آستانه نوروز 74 منشاء مطبوعاتي دارد اما در اينترنت نيز به دليل انعكاس آن در سايت روزنامه شرق در همان ساعتهاي اوليه به ويژه از سوي برخي سايتها و وبلاگهاي خارج از كشور كه از قضيهي شوخي نوروزي شرق اطلاع نداشتند و به محتواي طنزآميز آن دقت نكرده بودند با واكنشهاي بعضاً تند سياسي عليه بيكفايتي مسؤولين نظام ايران مواجه شد! چون چند روزي نيز به نوروز مانده بود، اين شبهه براي افراد بيشتر به وجود ميآمد كه خبر واقعي است. اتكاي مطلق به اينترنت و در واقع روزنهي شيشهاي مانيتور به عنوان تنها منبع خبرگيري نيز از آسيبهاي جدي يك رسانه به شمار ميرود.
■ نامههاي عمر و يزدگرد
نامههاي موسوم به نامههاي عمر و يزدگرد سوم كه در مدتهاي اخير بارها در سايتهاي مختلف و با ورژنهاي نوشتاري مختلف نيز بارها دست به دست و ايميل به ايميل! گشته از آن نوع هوكسهاي مشهور مدتهاي اخير به شمار ميرود. غير از جعلي بودن متن نامهها كه اينجا به آن اشاره شده، به طور كلي وجود چنين نامههاي در موزهي لندن هرگز تاييد نشده است.
■ تصوير برخورد موشك حزبالله به ناو اسرائيلي
در پي وقوع جنگ اخير اسرائيل و لبنان سايتهاي مختلف خبري مشتاق درج هر نوع اخبار تازه از درگيريها بودند. در اين التهاب رسانهاي، سايت ?انجمن دفاع از مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين? كه سايت فارسي و رسمي حزبالله لبنان به شمار ميرود عکسي را با عنوان صحنه برخورد موشكهاي حزبالله به ناوچه اسرائيلي منتشر كرد كه در آن لحظات به دليل التهابات جنگ باورپذير مينمود و در دهها سايت و حتي برخي نشريات اين عكس منتشر شد.
فقط كمتر كسي در آن روزها از خود سوال كرد اين عكس كه از زاويهي يك هليكوپتر (هليكوپتر چه كسي؟ حزبالله!؟) گرفته شده با آن شكار لحظهي تر و تميز از لحظهي انفجار توسط چه كسي گرفته شده و اگر هم توسط خود نيروهاي نظامي اسرائيل يا خبرنگاران آن گرفته شده چگونه با اين سرعت به دست اين سايت رسيده است؟
مدتي بعد مشخص ميشود كه عكس مربوط به سال 1998 و از يك سايت استراليايي در زمينه صنايع دفاعي با عنوان Defense Industry Daily برداشته شده است. منبع اصلي عكس
در اين مطلب، خبر صحيح بوده و عكس نابجا و يا در حيطهي جنگ رواني و تبليغاتي استفاده شده و با وجود كشف منبع اين عكس، سايت مذكور همان مطلب را تا اين تاريخ و با همان تيتر حفظ كرده است.(تصحيح ميشود: دقيقاً همين امروز آن عكس را از گزارشهاي تصويري بدون هيچ توضيحي برداشتند. کش گوگل ). اشاره مجدد: روز بعد کش گوگل تازه شده و ديگر نمايش داده نميشود. کساني که اين مطلب را همان روز اول خوانده باشند آن را مشاهده کردهاند. عجب قايم ?موشک?بازي شد!؟
■ تهران شهر ماهوارهها
مدتي اين عكس نيز به عنوان عكسي از تهران كه پشتبامهاي آن را انبوهي از ديشهاي ماهواره پوشانده در سايتها و حتي برخي مطبوعات ديده ميشد. در نگاه اول به خاطر بافت ساختمانها به نظر ميرسد واقعاً تهران باشد اما عكس ظاهراً تصوير شهري در لبنان است.
خود عكس واقعي است. خبر غيرواقعي ضميمه و تيتر آن اين گونه القا كرده كه اينجا زاويهاي از تهران است.
■ اينترنت در ايران براي هميشه قطع ميشود!
چند سال پيش يك نفر (فرض كنيد نويسنده همين مطلب!) مطلب طنزي نوشت با عنوان: ?اينترنت در ايران براي هميشه قطع ميشود!? در اين مطلب به مصاحبهاي خيالي با دكتر معتمدي وزير سابق ارتباطات اشاره شده كه در آن به طنز عنوان شده بود به خاطر بعضي آسيبها اينترنت را در ايران قطع كرده و تمامي سرويسدهندهها را جمع ميكنيم. چند روز بعد يكي از سايتها با حذف جمله آخر كه بر خيالي بودن اين مصاحبه تاكيد كرده عين همان مطلب را با اين تيتر منتشر نمود: ?جمهوري اسلامي طرحي را براي بستن تمامي مراکز خدماتي اينترنتي در دستور کار قرار داده است?! پس از آن برخي سايتهاي ديگر خبري و سياسي اين مطلب را با آب و تاب بيشتر منعكس كرده و تحليلهايي نيز در اين رابطه ارائه دادند .
در اينجا هوكس و خدعهاي در كار نبوده بلكه يك مطلب طنز موجب شده تا اين گمان واقعي بودن ايجاد شود و نشر آن توسط يك پايگاه خبري و استفادهي سياسي از آن، جنبهي طنزآميز بودنش را از بين برده و جدي نمايش داده است.
● ماكياوليسم خبري
شايد بعضي از اينها در طبقهي هوكسها قرار نگيرند و همان ترفند يا خدعهي هدفمند يا جنگ رواني مد نظر سازندگان آنها باشد. يعني نوعي منافع خاص تبليغي و سياسي حتي براي ديگران به وجود آورد. برخي شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان كليپهايي با مضامين سياسي پخش ميكنند كه در آن از تصاوير مشهور اعدام باند موسوم به كركسها كه علاوه بر قتل و تجاوز خانوادههاي بسياري را داغدار كرده بودند با عنوان اعدام آزاديخواهان و مبارزان ايران استفاده ميكنند كه به طور مطلق عملي اشتباه است. يا عكس مشهور صحنه اعدام افرادي كه به كودكي تجاوز كرده بوده و تحت عناويني نظير حمايت از همجنسگرايان در مورد آن تبليغ ميشود و روي اين گونه عكسها و اخبار كه واقعيت آن چيز ديگري است مانور داده ميشود.
اينجا اين واقعيت وجود دارد كه مخاطبيني كه در داخل ايران از اصل ماجرا خبر دارند نسبت به پيام آن رسانه حداقل در ذهنشان بازخورد منفي نشان ميدهند و خودبهخود نوعي بياعتمادي به آن رسانه در ذهنشان نقش ميبندد حتي اگر آن را عنوان نكنند و حتي اگر موافق نظريات و سياستهاي آنان باشند. اين در كوتاهمدت آنان را به سمت رسانههاي رقيب خواهد كشاند. رسانههاي مختلف به ويژه سايتهاي خبري اينترنتي گاهي به دام اين ?سياهچالههاي اينترنتي? ميافتند و سايتي اطلاعرساني كه هر خبري را تنها به دليل مطابقت با منافع خود منعكس ميكند استعداد بيشتري براي افتادن به اين سياهچالهها و پايين آمدن اعتبار دارد.
سوال اين است كه ما تا چه حد مجازيم كه از ناآگاهي انبوه مخاطبين خود استفاده كنيم و بعد تكليف اين نقيضه يا پارادوكس كه مخاطب را با اخبار جعلي درگير ميكنيم و بعد كشف ميشود كه ماجرا در اصل چيز ديگري بوده و انواع و اقسام بهتانها نيز به افراد بسته ميشود، چگونه جبران ميشود و آيا ?هدف وسيله را توجيه ميكند? ميتواند جاي سلامت خبري و انعكاس بيطرفانه و واقعي اخبار را بگيرد يا خير؟ پاسخ به اين سوال را كارشناسان رسانههاي مختلف و خود مديران اين رسانهها بايد بدهند.



Comment