Announcement

Collapse
No announcement yet.

Shenel Ghermezi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Shenel Ghermezi

    يکي بود يکي نبود .
    غير از خداي مهربون هيچ کس نبود .
    يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت :
    عزيزم چند روزه مادربزرگت موبايلش و جواب نميده هرچي
    SMS
    هم براش ميزنم باز جواب نميده،
    online
    هم نشده چند روزه ، نگرانشم .
    چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر،ببين حالش چطوره .
    شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي .
    مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري ، يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه .
    شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه ، باشه ميرم فقظ خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
    مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان، مي خوان ازت خاستگاري کنن واسه پسرشون .
    شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد ، يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و مي خوام .
    شنل قرمزي با پژوي ??? آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
    بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه .
    شنل*: حنا کجا ميري ؟؟؟
    حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن .
    شنل : اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه !!
    حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي درآوردي بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن .
    شنل : حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست ؟؟؟
    حنا : آره با لوک خوش شانس ميان .
    شنل : برو دختره ....
    ( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
    شنل قرمزي يه
    Take Off
    ميکنه و به راهش ادامه ميده .
    پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!!
    ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن ،ميره جلو سوارش ميکنه .
    شنل : تو که دختر خوبي بودي نل !!!!!
    نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
    شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
    نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
    اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون زندگي هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
    شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
    نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي .
    جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
    شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!! !!
    نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن .
    دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه .
    شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن *؟؟؟؟
    نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيول شد .بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن .بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه .شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگي و ....خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن .
    ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيم اخه اين چه زندگي شده
Working...
X