Announcement

Collapse
No announcement yet.

Loghat Nameh Javanan-e Irani

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Loghat Nameh Javanan-e Irani

    لغت*نامه جوانانه
    باور كنيد براي خودش دنيايي است. هر طوري خلاصه*اش كرديم، باز هم زياد آمد. ناچار شديم به قدر جايي كه داريم، بي*رحمانه بعضي اصطلاحات را قيچي كنيم. در نهايت، ايني شد كه مي*بينيد.


    آويزون: به كسي گفته مي*شود كه به كسي وابسته است ؛ انگل
    اسگل: خل، مشنگ، كسي كه رفتارهايش مسخره است
    اوشكول: غربتي، گيج، معادل پپه برو جلو بوق بزن: زياد ادعا نكن، زياد حرف نزن
    چلغوز: عقب*مانده، گيج
    چمنتيم: مخفف چاكرتيم، نوكرتيم، مخلصتيم
    خيالي نيست: مهم نيست، مسأله*اي نيست
    جيك*ثانيه: زود، سريع
    دودره: كلك زدن، حقه*بازي، كلاه گذاشتن ، سر كار گذاشتن كسي
    ديفار: ديوار
    سيريش: سمج
    سوتي دادن: ضايع كردن، خراب كردن، انجام دادن كاري بر خلاف قاعده معقول
    سيابازي: حقه بازي، شارلاتان بازي
    شاسكول: مسخره، خل
    شاسي بلند: قد بلند
    قات* زدن: قاتي كردن، جوش آوردن، آشفته و عصباني شدن
    قزميت: آدم عقب افتاده
    آخرشه، تهشه، ِاندشه: پايان، نهايت، در كار مورد نظر خبره و تمام بودن
    آلبالو: تقريبا معناي خاصي ندارد و براي ضايع كردن طرف مقابل به كار برده مي*شود
    آنتي حال زدن: ضد حال زدن، حال طرف را در شرايط خاص گرفتن
    آواكس: خبرچين
    آينه بغل اتوبوس: به گوش*هاي پهن و ايستاده و بزرگ گفته مي*شود
    آي كيو: باهوش، زرنگ يا براي مسخره*كردن هوش طرف به كار مي*رود
    اتو كشيده: آدم شق و رق
    اجمالتيم: كوچك شده شما هستيم
    اخرابتيم: خرابتيم
    ارجينال: اصيل، منحصر به فرد
    اشتب: مخفف اشتباه
    افتض: مخفف افتضاح
    افقي شدن: مردن
    اوت: پرت
    با اتيكت: با شخصيت
    باتري قلمي: لاغر، مردني
    باحال: بامعرفت، بامرام
    با دنده سنگين رفتن: عجله نداشتن، آرام و با طمانينه راه رفتن
    بچه راكفلر: بچه پولدار
    بچه مثبت: آدم سر به راه
    بچه پاستوريزه: بسيار تميز و مرتب
    بر و بچ: مخفف بر و بچه*ها
    پسي: پسر
    دخي: دختر
    بيلبورد: نهايت تابلو شدن
    پاچه*خوار: چاپلوس
    پارازيت: اختلال، مزاحمت
    تگري، شكوفه: حالت تهوع، بالا آوردن
    پايه: اهلش هست، همراهي مي*كند
    پيچ پليسي : كشيدن ترمز و دور زدن ماشين
    تابلو: انگشت*نما، مشهور
    تريپ: قيافه، سبك، شيوه
    تي*تيش: به كساني گفته مي*شود كه خيلي وسواس دارند و در هر كاري خيلي حساس هستند
    جوات: بي*كلاس
    جير جيرك: پرحرف
    چراغ خاموش: مخفيانه
    حسش نيست: حوصله*اش را ندارم
    خالي*بند: دروغگو
    خبرگزاري: سخن*چين
    خفن: بي*نقص، خوب و تحسين* برانگيز يا براي هر نوع اغراق به كار مي*رود
    دور سه فرمان: كسي كه خيلي مشكل دارد؛ بسيار قاتي
    كره: خيلي باحال
    رادار: جاسوس
    سه: مايه شرمندگي
    شيرين*عسل: چاپلوس، بادمجان دور قاب*چين
    سيرابي: توهيني قديمي از دوره برادران آب*منگل
    بر و بكس (يا فقط بكس): همان بر و بچ
    نمور (نموره): جزئي، كوچك، كمي
    نك و نال: ناله و زنجموره
    بريدن: كم آوردن، ناتوان شدن
    فك زدن: خيلي حرف زدن، ايضا چانه زدن
    فنچ، فنچول: دختر كم*سن و سال
    هاگير واگير: گير و دار، شلوغي و پلوغي
    قزل قورت: گرسنگي شديد
    شله زرد: شل و وارفته
    صفا سيتي: كنايه از لذت بردن زياد
    قه ثانيه: فورا
    كل*كل كردن: لجبازي كردن
    گرخيدن: ترسيدن
    گير سه پيچ: سماجت بسيار
    كف و خون بالا آورد (قاتي كرد): خيلي تعجب كرد، خيلي هيجان*زده
    آمپر چسبوند: عصباني شد
    مگسي شد: عصباني شد
    ريليف (ريليفش كن): آماده (آماده*اش كن)
    آنتن: آدم*فروش، خبرچين
    يول: گيج، مراجعه كنيد به شاسكول
    شلخك: همين*جوري، اله بختكي
    خَز: آخر جوات، بي*كلاس بالاي شهري
    خز و خيل (خز و پيل): خز و دوستان اجتماع چند خز
    زاخار: مزاحم، چيز ضعيف و بي*كلاس
    تريپ مرگ: بسيار بدحال و ايضا بسيار باحال
    خط خطي*ام: اعصابم خرد است
    سيستم: هر چيز الكترونيكي كه به هر وسيله*اي سوار مي*شود
    تابيل: نوعي تابلو، ضايع بودن
    زابيل: تابلو بودن ضايع
    خالتور: موسيقي جوات
    زابلو: تلفيقي از تابيل و زابيل با اشاره به ريشه كلمه
    بينيم با: بگير بنشين سر جايت، بي*خيال بابا، اين*طورها هم نيست
    آژير باش: حواست جمع باشد
    كيشميشي: درهم و برهم، قاتي
    بزنگ، بتلف: تماس بگير، تلفن كن
    تيليف: شماره تلفن، تلفن


  • #2
    sia kheili sirishi jone dadash chamanetim cheragh khamosh berim pich polisi pache pastorizeye sirish
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      OMG god bless you now i can understand what ppl are talkin about when i go to iran...although th eones i havent heard i cant pronouce, ey kash phonetical ham dasht! mer30 azizam :x
      "moondan o sookhtan o sakhtan, hame yadegaar e eshghe, entegham az to gereftan, kar e man nist, kar e eshghe"

      Comment


      • #4
        bahal bud

        Comment


        • #5
          باد بزن جیگر: غیبت، پشت سر دیگران حرف زدن که باعث خنک شدن دل برخی، از جمله غیبت کننده می شود.

          بادمجون واکس کن: علاف، بیکاره، کسی که کارهای بیهوده انجام می دهد

          پارس خودرو: سگی که راه می رود و پارس می کند

          پاناسونیک: دختر ناز و خوش اندام

          تخم ادیسون: لامپ برق

          حسین صافکار: صدام حسین که شهرها را با خاک یکسان می کرد

          خر به خراسان بردن: زیره به کرمان بردن

          خفن: عالی، ترسناک، بی نقص، خوب و تحسین برانگیز، جالب و دیدنی

          خفن بازار: محلی که تیپ خیلی خفن دارد، محلی که اجناس خفنی در آنجا زیاد یافت می شود

          خلافی داشتن: شکم بزرگ داشتن (خلافی مخصوص ساختمانهایی است که برخلاف قوانین شهرداری ساخته شده و مقداری از خیابان یا پیاده رو را تصاحب کرده باشد)

          خیار شور: آدم بی مزه

          دستمالیسم: فرهنگ چاپلوسی

          رفتم تو سایتش: تو نخ کسی رفتن

          سازمان سنجش: کسی که زیاد سوال می کند

          سازمان گوشت: آدم چاق و چله

          سفرة الفقرا: روزنامه

          سکه رایج بلاد اسلامی: صلوات، چیزی که همه توان آن را دارند

          سوار درخت انگور: مست، کسی که شراب زیادی خورده و تلو تلو می خورد

          سوپر قلعه: آخر دهاتی بودن

          سوراخ جورابتیم: نهایت مخلصی و فروتنی در برابر دوست

          سه دروغ بزرگ: دانشگاه آزاد اسلامی

          سیامک سنجرانی: سیم و سنجاق، اسباب تریاک کشی در زندان

          فضانورد: معتاد به قرص، معتاد به حشیش که خیالات خام دارد

          فلفل سبز: سرباز نیروی انتظامی (به خاطر رنگ لباس)

          کاکتوس: مامور نیروی انتظامی

          کمپوت هلو: ماشین پر از دختر

          Comment


          • #6
            bahal bud

            Comment

            Working...
            X