بزرگترين چالش فعلی سينمای ايران را در چه زمينه ای می دانيد؟
رقابت با سينمای آمريکا مهمترين مساله سينمای ايران است و در مورد خيلی از کشورهای ديگر نيز اين مشکل وجود دارد. اين رقابت ديگر به صورت کامل يکسويه شده است و بازار داخلی سينما را بصورت کامل از دست داديم و ايرانيها ديگر تمايل چندانی برای ديدن فيلمهای ايرانی ندارند.
همچنين سانسور بی قاعده و سليقه ای هم مشکل ساز است و جلوی رقابت را می گيرد.

آيا فيلم شوکران شما تقليد از يک فيلم آمريکايی مشابه نيست؟"
اين کار اشکالی ندارد ولی فکر کنم کار از کار گذشته و ديگر اين قبيل کارها درمان درد سينمای ايران نيست. سانسور شديد و عرضه آخرين فيلمهای آمريکايی با زيرنويس فارسی بصورت قاچاق سينمای ايران را ضعيف کرده است و تقليد از سينمای کشورهای ديگر نمی تواند سينمای ايران را حتی به يک رونق حداقلی برساند. در حال حاضر بيشتر صحبت از مرگ سينمای ايران است و اين مرگ با کمک يارانه های دولتی پنهان نگاهداشته شده است.
در مورد فيلم شوکران هم فکر کنم منظور ايشان از فيلم آمريکايی فيلم "Fatal Attraction" است که شباهت به يک تراژدی آمريکايی دارد که تا کنون چند بار فيلهايی مشابه به آن ساخته شده است. من فيلم شوکران را تحت تاثير بد درآمدن نيمه دوم اين فيلم ساختم و حتی فکر می کنم که ساخت شوکران از "Fatal Attraction" بهتر است.
نظر شما در مورد موفقيت فيلمهای ايران در خارج از ايران چيست؟
فيلمهای ايرانی در خارج از ايران موفقيتهايی داشته اند. بخشی از اين موفقيت به اين دليل است که برخی از کارگردانان ما شناخت خوبی از جشنواره های خارجی پيدا کردند وبه آن پاسخ می دهند. يعنی چيزهايی می سازند که مورد پسند جشنواره خارجی و طرز تفکر غربی است.
البته به غير از چند فيلمساز اصيل که مشغول ساخت فيلمها به سبک خودشان هستند مانند مهرجويی يا کيارستمی و اگر فيلمهای آنها در جشنواره خارجی با استقبال روبرو شوند، باعث تحت تاثير قرار گرفتن وايجاد تغيير در سبک آنها نمی شود.
ولی بقيه فيلمسازان"سفارش" جشنواره های خارجی را می سازند. يعنی فيلمی را می سازند که انتظار تماشاگران جشنواره های اروپايی را بر آورده می کند و به نحوی آنها را فريب داده اند، آن هم به اين طريق که همان تصويری که آنها انتظار دارند از جامعه ايران را ببيند به آنها نمايش می دهند. ولی بعد از مدتی اين تصوير برای آنها تکراری و کليشه ای می شود و اين موجب پايين آمدن مقبوليت فيلمهايی ايرانی در سالهای اخير در جشنواره های خارجی شده است.
اگر در سينمای ايران سانسور وجود نداشت، سينمای ايران پيشرفت بيشتری نداشت؟
نه، گمان می کنم تلاس صنعت سينمای آمريکا برای بوجود آوردن انحصار در دنيا بلايی است گريبانگير تمامی سينماهای ملی در جهان، به حدی که حتی سينمای هند را هم دچار بحران کرده است. با در نظر گرفتن اين نکته، من معتقدم که حتی اگر تمامی سانسورها برداشته شود، سينمای ايران وضعيت بهتری از سينمای فرضا فرانسه پيدا نخواهد کرد. اين کشور دارای صنعت سينمای قوی بود که در رقابت با سينمای آمريکا موقعيت خود را از دست داده.
اگر در همان اوايل انقلاب بر سينمای ايران فشار وارد نمی شد، شايد امروز اين امکان وجود می داشت که صنعت سينمای ايران پا بگيرد و شايد می توانست رقابت کند. ولی آنقدر اين سينما ضعيف نگاه داشته شد که حتی با برداشتن سانسور در شرايط فعلی تاثير چندانی بر روی وضعيت آن اتفاق نخواهد افتاد.
با توجه به سانسور موجود در سينمای ايران تا چه حد در ساخت فيلم "فرزند صبح" (فيلم زندگی آيت الله خمينی) دست شما باز است؟ آيا اين فيلم منصفانه است يا ديکته شده است؟"
هيچ فشاری در زمينه ساخت اين فيلم بر روی من نبوده و شايد به دليل آن باشد که عشق و علاقه من به شخصيت امام خمينی يک چيز شناخته شده در مورد من از قديم است و فکر نمی کنم افرادی زيادی بتوانند ادعا کنند که بيشتر از من امام را دوست دارند. اين دوست داشتن يک سليقه شخصی است که هيج وقت از ابراز آن ابايی نداشتم. اين امر باعث شده که اعتماد و اطمينانی نسبت به من در ساخت اين فيلم به وجود بياد.
اين طرح از طرف موسسه نشر و حفظ آثار امام خمينی به من پيشنهاد شد. اين موسسه تحت مديريت سيد حسن خمينی نوه امام [خمينی] فعاليت می کند و شناخت و صلاح ديد ايشان هم تعيين کننده است. من به هيچ شخص ديگری جواب نداده ام و نخواهم داد. حتی ايشان هم تاکنون فکر نمی کنم که فيلم نامه اين فيلم را خوانده باشد و هيچ سفارشی هم در زمينه اين فيلم به من نکرده اند. می توانم بگويم که من يک وضعيت استثنايی دارم و داخل حکومت پارتی دارم!
من به خاطر اينکه از مديريت تلوزيون شروع کردم ، تمام کسانيکه تصميم گيرنده های مسايل فرهنگی و سينمايی در ايران هستند يا من را شخصی می شناسند و يا شاگرد و يا همکارن من بوده اند. اين يکجور مصونيتی برای من ايجاد کرده است ولی از آهنين بودن آن خبر ندارم.
در هفته های اخير به دليل انتخاب هديه تهرانی، بازيگر ايرانی، برای ايفای نقش مادر آيت الله خمينی در فيلم "فرزند صبح" از شما انتقاداتی شده، نظر شما نسبت به اين انتقادات چيست؟
همانطور که قبلا گفتم به هيچکس اجازه نداده ام که برای من هرگونه تعيين تکليفی در ساخت اين فيلم بکند. بعضی از افرادی که هيچ موقعيتی ندارند تا به حال سعی کرده اند در اين زمينه جو سازی کنند. من حتی جواب آنها را هم نداده ام، چون اين حرفها حتی ارزش پاسخ دادن را هم نداشته است.
پس از انتخابات مجلس فعلی که گفته بوديد که "مردم خودشان را لوس کردند که در رای*گيری شرکت نکردند"، از شما پرسيده است که " فکر می*کنيد که حق داريد به مردم توهين کنيد و حق آنان را برای شرکت نکردن در انتخابات (هر انتخاباتی) و رای ندادن را با تمسخر به زير سوال ببريد؟"
من قصدم تمسخر نبود و حرفم خيلی صريح و جدی بود. هنوزم فکر می کنم مردمی که از انتخابات دور ایستادن، تحت تاثير هر فضايی که بودند، يک باخت بزرگی کردند و فرصت شرکت در يک اصلاحات با قاعده را از دست دادند.
" شما در انتخابات رياست جمهوری سال ۸۴ از آقای کروبی حمايت کرديد. آيا به ايشان اعتقاد و اعتماد داريد؟ "
بله و اگر ايشان تصميم بگيرند که در انتخابات رياست جمهوری بعدی کانديدا شوند، من خوشحال می شوم که کار تبليغاتی ايشان را بر عهده بگیرم.
اشاره به توقيف شبکه تلويزيونی خصوصی صبا پيش از آغاز به کار از شما پرسيده که "آيا باز هم تصميم داريد شبکه خصوصی ماهواره ای را مديريت کنيد؟"
نه به هيچوجه چنين تصميمی ندارم. از همان ابتدا هم علاقه ای به چنين کاری نداشتم. تصميم به راه اندزای شبکه صبا به دليل موقعيت خاصی که پس از انتخابات رياست جمهوری ايران پيش آمد گرفته شد. ما احساس کرديم آن بخشی از اصلاح طلبانی که دورآقای کروبی جمع شده اند به يک رسانه خبری تلويزيونی احتياج دارند، برای برقراری ارتباط با کساني که هنوز به اصول حکومت جمهوری اسلامی و اصلاحات از داخل اعتقاد دارند و فکر می کنند که تلويزيون دولتی نقايصی دارد و مخصوصا از نظر خبررسانی زياد قابل اعتماد نيست.
فکر می کردم که اين کار ارزش زحمتش را دارد. هنوز هم فکر می کنم کساني که جلوی راه اندازی صبا را گرفتند اشتباه بزرگی را مرتکب شدند. راه افتادن صبا به نفع کل حکومت بود و باعث بوجود آمدن رقابت و در نهايت اصلاح تلويزيون دولتی هم می شد. زمانيکه جلوی راه اندازی صبا گرفته شد من به اين نتيجه رسيدم که تکليف از من ساقط شد.
--------------------------------------------------------------------------------
بهروز افخمی علاوه بر فيلمسازی، نمايندگی مجلس ايران در دوره ششم و مديريت در صدا و سيما را نيز بر عهده داشته است.
در روز چهارشنبه دهم مرداد برنامه تجليل از بهروز افخمی در تهران برگزار شد. اين مراسم توسط "موسسه توسعه تصوير شهر" برگزار شد. هدف این موسسه قدردانی از سینماگران ايرانی است.
بهروز افخمی فيلم *هايی همچون "عروس"، "روز فرشته"، " روز شيطان"، "جهان پهلوان تختی"، "شوکران" و "گاوخونی" به همراه مجموعه تلويزيونی " کوچک جنگلی" را ساخته است.
افخمی هم *اکنون مشغول توليد فيلم سينمايی "فرزند صبح" درباره زندگی آيت الله خمينی است.
وی همچنين مديريت تلويزيون صبا را بر عهده داشت. تلويزيون صبا قرار بود نخستين شبکه تلويزيونی خصوصی ماهواره ای فارسی زبانی باشد که رسماً متعلق به يکی از مقامات جمهوری اسلامی، مهدی کروبی، است. ولی فعاليت اين شبکه تلویزيونی پيش از آغاز، متوقف شد.
رقابت با سينمای آمريکا مهمترين مساله سينمای ايران است و در مورد خيلی از کشورهای ديگر نيز اين مشکل وجود دارد. اين رقابت ديگر به صورت کامل يکسويه شده است و بازار داخلی سينما را بصورت کامل از دست داديم و ايرانيها ديگر تمايل چندانی برای ديدن فيلمهای ايرانی ندارند.
همچنين سانسور بی قاعده و سليقه ای هم مشکل ساز است و جلوی رقابت را می گيرد.

آيا فيلم شوکران شما تقليد از يک فيلم آمريکايی مشابه نيست؟"
اين کار اشکالی ندارد ولی فکر کنم کار از کار گذشته و ديگر اين قبيل کارها درمان درد سينمای ايران نيست. سانسور شديد و عرضه آخرين فيلمهای آمريکايی با زيرنويس فارسی بصورت قاچاق سينمای ايران را ضعيف کرده است و تقليد از سينمای کشورهای ديگر نمی تواند سينمای ايران را حتی به يک رونق حداقلی برساند. در حال حاضر بيشتر صحبت از مرگ سينمای ايران است و اين مرگ با کمک يارانه های دولتی پنهان نگاهداشته شده است.
در مورد فيلم شوکران هم فکر کنم منظور ايشان از فيلم آمريکايی فيلم "Fatal Attraction" است که شباهت به يک تراژدی آمريکايی دارد که تا کنون چند بار فيلهايی مشابه به آن ساخته شده است. من فيلم شوکران را تحت تاثير بد درآمدن نيمه دوم اين فيلم ساختم و حتی فکر می کنم که ساخت شوکران از "Fatal Attraction" بهتر است.
نظر شما در مورد موفقيت فيلمهای ايران در خارج از ايران چيست؟
فيلمهای ايرانی در خارج از ايران موفقيتهايی داشته اند. بخشی از اين موفقيت به اين دليل است که برخی از کارگردانان ما شناخت خوبی از جشنواره های خارجی پيدا کردند وبه آن پاسخ می دهند. يعنی چيزهايی می سازند که مورد پسند جشنواره خارجی و طرز تفکر غربی است.
البته به غير از چند فيلمساز اصيل که مشغول ساخت فيلمها به سبک خودشان هستند مانند مهرجويی يا کيارستمی و اگر فيلمهای آنها در جشنواره خارجی با استقبال روبرو شوند، باعث تحت تاثير قرار گرفتن وايجاد تغيير در سبک آنها نمی شود.
ولی بقيه فيلمسازان"سفارش" جشنواره های خارجی را می سازند. يعنی فيلمی را می سازند که انتظار تماشاگران جشنواره های اروپايی را بر آورده می کند و به نحوی آنها را فريب داده اند، آن هم به اين طريق که همان تصويری که آنها انتظار دارند از جامعه ايران را ببيند به آنها نمايش می دهند. ولی بعد از مدتی اين تصوير برای آنها تکراری و کليشه ای می شود و اين موجب پايين آمدن مقبوليت فيلمهايی ايرانی در سالهای اخير در جشنواره های خارجی شده است.
اگر در سينمای ايران سانسور وجود نداشت، سينمای ايران پيشرفت بيشتری نداشت؟
نه، گمان می کنم تلاس صنعت سينمای آمريکا برای بوجود آوردن انحصار در دنيا بلايی است گريبانگير تمامی سينماهای ملی در جهان، به حدی که حتی سينمای هند را هم دچار بحران کرده است. با در نظر گرفتن اين نکته، من معتقدم که حتی اگر تمامی سانسورها برداشته شود، سينمای ايران وضعيت بهتری از سينمای فرضا فرانسه پيدا نخواهد کرد. اين کشور دارای صنعت سينمای قوی بود که در رقابت با سينمای آمريکا موقعيت خود را از دست داده.
اگر در همان اوايل انقلاب بر سينمای ايران فشار وارد نمی شد، شايد امروز اين امکان وجود می داشت که صنعت سينمای ايران پا بگيرد و شايد می توانست رقابت کند. ولی آنقدر اين سينما ضعيف نگاه داشته شد که حتی با برداشتن سانسور در شرايط فعلی تاثير چندانی بر روی وضعيت آن اتفاق نخواهد افتاد.
با توجه به سانسور موجود در سينمای ايران تا چه حد در ساخت فيلم "فرزند صبح" (فيلم زندگی آيت الله خمينی) دست شما باز است؟ آيا اين فيلم منصفانه است يا ديکته شده است؟"
هيچ فشاری در زمينه ساخت اين فيلم بر روی من نبوده و شايد به دليل آن باشد که عشق و علاقه من به شخصيت امام خمينی يک چيز شناخته شده در مورد من از قديم است و فکر نمی کنم افرادی زيادی بتوانند ادعا کنند که بيشتر از من امام را دوست دارند. اين دوست داشتن يک سليقه شخصی است که هيج وقت از ابراز آن ابايی نداشتم. اين امر باعث شده که اعتماد و اطمينانی نسبت به من در ساخت اين فيلم به وجود بياد.
اين طرح از طرف موسسه نشر و حفظ آثار امام خمينی به من پيشنهاد شد. اين موسسه تحت مديريت سيد حسن خمينی نوه امام [خمينی] فعاليت می کند و شناخت و صلاح ديد ايشان هم تعيين کننده است. من به هيچ شخص ديگری جواب نداده ام و نخواهم داد. حتی ايشان هم تاکنون فکر نمی کنم که فيلم نامه اين فيلم را خوانده باشد و هيچ سفارشی هم در زمينه اين فيلم به من نکرده اند. می توانم بگويم که من يک وضعيت استثنايی دارم و داخل حکومت پارتی دارم!
من به خاطر اينکه از مديريت تلوزيون شروع کردم ، تمام کسانيکه تصميم گيرنده های مسايل فرهنگی و سينمايی در ايران هستند يا من را شخصی می شناسند و يا شاگرد و يا همکارن من بوده اند. اين يکجور مصونيتی برای من ايجاد کرده است ولی از آهنين بودن آن خبر ندارم.
در هفته های اخير به دليل انتخاب هديه تهرانی، بازيگر ايرانی، برای ايفای نقش مادر آيت الله خمينی در فيلم "فرزند صبح" از شما انتقاداتی شده، نظر شما نسبت به اين انتقادات چيست؟
همانطور که قبلا گفتم به هيچکس اجازه نداده ام که برای من هرگونه تعيين تکليفی در ساخت اين فيلم بکند. بعضی از افرادی که هيچ موقعيتی ندارند تا به حال سعی کرده اند در اين زمينه جو سازی کنند. من حتی جواب آنها را هم نداده ام، چون اين حرفها حتی ارزش پاسخ دادن را هم نداشته است.
پس از انتخابات مجلس فعلی که گفته بوديد که "مردم خودشان را لوس کردند که در رای*گيری شرکت نکردند"، از شما پرسيده است که " فکر می*کنيد که حق داريد به مردم توهين کنيد و حق آنان را برای شرکت نکردن در انتخابات (هر انتخاباتی) و رای ندادن را با تمسخر به زير سوال ببريد؟"
من قصدم تمسخر نبود و حرفم خيلی صريح و جدی بود. هنوزم فکر می کنم مردمی که از انتخابات دور ایستادن، تحت تاثير هر فضايی که بودند، يک باخت بزرگی کردند و فرصت شرکت در يک اصلاحات با قاعده را از دست دادند.
" شما در انتخابات رياست جمهوری سال ۸۴ از آقای کروبی حمايت کرديد. آيا به ايشان اعتقاد و اعتماد داريد؟ "
بله و اگر ايشان تصميم بگيرند که در انتخابات رياست جمهوری بعدی کانديدا شوند، من خوشحال می شوم که کار تبليغاتی ايشان را بر عهده بگیرم.
اشاره به توقيف شبکه تلويزيونی خصوصی صبا پيش از آغاز به کار از شما پرسيده که "آيا باز هم تصميم داريد شبکه خصوصی ماهواره ای را مديريت کنيد؟"
نه به هيچوجه چنين تصميمی ندارم. از همان ابتدا هم علاقه ای به چنين کاری نداشتم. تصميم به راه اندزای شبکه صبا به دليل موقعيت خاصی که پس از انتخابات رياست جمهوری ايران پيش آمد گرفته شد. ما احساس کرديم آن بخشی از اصلاح طلبانی که دورآقای کروبی جمع شده اند به يک رسانه خبری تلويزيونی احتياج دارند، برای برقراری ارتباط با کساني که هنوز به اصول حکومت جمهوری اسلامی و اصلاحات از داخل اعتقاد دارند و فکر می کنند که تلويزيون دولتی نقايصی دارد و مخصوصا از نظر خبررسانی زياد قابل اعتماد نيست.
فکر می کردم که اين کار ارزش زحمتش را دارد. هنوز هم فکر می کنم کساني که جلوی راه اندازی صبا را گرفتند اشتباه بزرگی را مرتکب شدند. راه افتادن صبا به نفع کل حکومت بود و باعث بوجود آمدن رقابت و در نهايت اصلاح تلويزيون دولتی هم می شد. زمانيکه جلوی راه اندازی صبا گرفته شد من به اين نتيجه رسيدم که تکليف از من ساقط شد.
--------------------------------------------------------------------------------
بهروز افخمی علاوه بر فيلمسازی، نمايندگی مجلس ايران در دوره ششم و مديريت در صدا و سيما را نيز بر عهده داشته است.
در روز چهارشنبه دهم مرداد برنامه تجليل از بهروز افخمی در تهران برگزار شد. اين مراسم توسط "موسسه توسعه تصوير شهر" برگزار شد. هدف این موسسه قدردانی از سینماگران ايرانی است.
بهروز افخمی فيلم *هايی همچون "عروس"، "روز فرشته"، " روز شيطان"، "جهان پهلوان تختی"، "شوکران" و "گاوخونی" به همراه مجموعه تلويزيونی " کوچک جنگلی" را ساخته است.
افخمی هم *اکنون مشغول توليد فيلم سينمايی "فرزند صبح" درباره زندگی آيت الله خمينی است.
وی همچنين مديريت تلويزيون صبا را بر عهده داشت. تلويزيون صبا قرار بود نخستين شبکه تلويزيونی خصوصی ماهواره ای فارسی زبانی باشد که رسماً متعلق به يکی از مقامات جمهوری اسلامی، مهدی کروبی، است. ولی فعاليت اين شبکه تلویزيونی پيش از آغاز، متوقف شد.
