Announcement

Collapse
No announcement yet.

Peyvand Khorsandi (Iranian Comedian)

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Peyvand Khorsandi (Iranian Comedian)

    پیوند خرسندی، کمدین ایرانی که علاوه براجراهای زنده، داستان های کوتاه ونوشته های طنزش هم خواننده های فراوانی دارد، هفته گذشته درچندین شهرکالیفرنیای شمالی به اجرای برنامه پرداخت.
    پیوند، فرزند هادی خرسندی، طنزپرداز مشهور ایرانی است که برای اولین بار اجرای برنامه کمدی زنده به سبک امروزین آن را به جامعه ایرانی عرضه کرد. اگر چه برنامه های طنز پیش از این به اشکال دیگری درایران اجرا می شد. حال وهوای برنامه های او با آنچه هادی خرسندی اجرا می کند، متفاوت است اما شیرینی قطعات و ارتباطی که هردو با تماشاگر برقرارمی کنند، شباهت بسیاری به هم دارد.

    پیوند (وخواهرش شاپرک) خرسندی، مازیار جبرانی، امیدجلیلی ودیگر کمدین های ایرانی اندک اندک نسل جدیدی از ایرانی الاصل های ساکن کشورهای اروپایی و آمریکایی را تشکیل می دهند، که با طنز، به مسائل موجود درجامعه ای که زندگی می کنند وآدم هایی که با آنها ارتباط دارند،چشم می دوزند و پوچ بودن نگاه های کلیشه ای به مسافران خاورمیانه و ایران را در جامه طنزی شیرین، برای مخاطب غربی وایرانی های مهاجر، تصویرمی کنند.

    مدرک مزخرف است!

    پیوند خرسندی، 35 ساله ومتولد بیمارستان آبان تهران است. چهارساله بود که ازایران به انگلستان مهاجرت کرد وازآن زمان تا کنون دراین کشور زندگی می کند. دردانشگاه ولز، مدرک کارشناسی ارتباطات گرفته و عاشق نوشتن است. خودش درمورد مدرک گرفتن ازدانشگاه می گوید: "مدرک مزخرف است! با این حال، تجربه دانشگاه برایم جالب بود اما مدرک را نه می خواستم ونه به هیچ نوعی برایم اهمیت داشت. اما به دلیل فشاراجتماعی رفتم مدرک گرفتم. هرچند انشاهایم را چپ و راست از این واون کپی می کردم اما چیزبه خصوصی یاد نگرفتم."



  • #2
    منظورت از به فکر واداشتن برای این است که چنین تصویرهای ذهنی ای تغییرکند؟

    مردم اینقدر ساده نیستند که با دیدن یک برنامه نگاهشان عوض شود، اما نقش ما در رابطه با ایرانی ها این است که وقتی تماشاچی برمی گردد اعتماد به نفسش تقویت شده باشد. این اعتماد به نفس معنی اش این است که یادمان باشد همدیگر را داریم. ولی مردم اصولا اگر حرفتان راست و درست باشد ومزخرف نباشد می پذیرند، چون باهوشند.

    چطور به موضوعاتت می رسی؟ چون در برخی مطالبت ایران وحتی مسائل خیلی جدید مثل دستگیری معلم ها وزنان و احمد باطبی حضوردارند؟ چقدر با ایران درتماسی؟

    من یک دوستی داشتم که از سن هجده سالگی تا بیست وسه چهارسالگی با هم بودیم. معاشرت با او من را کمی ایرانی تر کرد. چون اون دیرتر ازمن به انگلیس آمده بود وانگلیسی زبان دومش بود.

    درمعاشرت با او با فرهنگ ودوستی ایرانی وچیزهای مثبت ومنفی آن آشناتر شدم. همیشه سعی می کنم یک سری اطلاعات وآگاهی نسبت به آنچه درایران می گذرد داشته باشم. اما خوب کم است. اگر می گویید کسی اندازه من هم نمی داند وضعش خیلی خراب است.. چون من چیززیادی نمی دانم. اما وقتی درمورد باطبی می نویسم، برای اینکه به خاطر بدشانسی روی جلد اکونومیست قرارگرفته وقدرت تصویر، باعث شده که جمهوری اسلامی به جوانی او تجاوزکند که این یک تراژدی است. به نظرم به اندازه کافی به این شخص به عنوان یک نماد توجه نداریم.

    تا چند سالگی با پدرت زندگی می کردی؟

    من دانشگاه که رفتم 22 سالم بود ازدانشگاه به بعد جدا شدم.

    با پدرت درخانه فارسی صحبت می کردید ؟

    وقتی که حرف می زدیم، آره! .... (می خندد!)اما کم حرف می زدیم. پدر وپسرکم حرف می زنند!

    پدرت جوک هاش را برایت تعریف می کرد؟

    سوژه هار ا تعریف نمی کرد....مگراینکه مسائل روز باشه ، مثلا یک مقاله نوشت درمورد جانی ورساچی که قبل ازاینکه بنویسد ازما یک کم پرسید... به صورت کلی سوژه های او غرق مسائل سیاسی ایران است که ماها اطلاعاتی نداریم.

    چقدر روی کلیشه های نادرست و مسائلی ازاین دست تاکید می کنی؟

    الان تصویرهای کلیشه ای وجود دارد وباید باهاش مبارزه کرد. آدم نمی تواند محل نگذارد، و قسمتی از کار است ولی روش زیاد تکیه نمی کنم چون باید اعتماد به نفسمان بالاتر ازاین حرفها باشد.

    من فقط فکر تماشاچی هستم وایرانی خارجی بودنش فرقی نمی کند واگر آدم بلد باشد حرفش را می زند، ایرانی یا خارجی باشدفرقی نمی کند. کسی که حرف می زند باید بلد باشد رابطه را برقرار کند. مردم و ایرانی ها به صورت کلی معمولا باهوش هستند.

    خط قرمز کجاست؟

    ازخط قرمزهای من، مزخرف نگفتن است. آدم باید سعی کند مزخرف نگوید واین خدمتی است که آدم به خودش باید بکند و پرت وپلا نگوید.

    این پرت وپلا معیارش چی است؟

    منظورم به عنوان نویسنده این است که آدم باید مفیدومختصربنویسد وحرفهایش را به صورت کوتاه بزند، پرت وپلا منظورم این است که اگر حرفی ندارد، نزند. مثلا درمورد مذهب باید مواظب باشد که یک حرفی نزند که مشکل درست بشود. البته بستگی به شخص دارد. این را باید با سانسور نکردن تنظیم کرد. اگرچه این حرفها به کارمن زیاد مربوط نیست....

    مردم دریکی دو صورت بهشون برمی خورد یکی اینکه نژاد پرست باشی و دیگه اینکه به ارزش های اساسی شون توهین کنی. به طور کلی آدم باید مواظب باشد....ولی مشخص است برای هرکسی چه چیزهایی تا کجا خطرناک است مثلا وقتی می گویی چرا درفیلم 300 همه ایرانی ها سیاه بودند؟ وقتی این حرف را می زنی باید مواظب باشی که چی می گویی. من به این حرف همان قدر اعتراض دارم که چرا نقش ایرانی ها را در فیلم انگلوساکسون ها بازی کردند.

    توخوب هم مطالب طنز می نویسی...برات کدوم راحت تراست، اجرای زنده ویا نوشتن،؟

    نوشتن! چون که وقتی شما اجرا هم می کنید آن نوشته است که اجرا را قوی می کند. بنابراین می توانم بگویم بدون شک نوشتن. برای هادی هم همین طور است نوشتن مهمترین ولذت بخش ترین قسمت قضیه است. اجرا کردن کار نسبتا آسانی است. شما می توانید نوشته یک نفر را بگیرید واجرا کنید...من همیشه علاقه ام به نوشتن زیاد است اجرا هم دوست دارم ، خیلی لذت بخش است ولی یک تفریح آنی است ....همان طوری که رابطه من با کمدی مثل رابط یک نفربا سقوط آزاد درآسمان است که لذت کامل است والبته همیشه خطر مرگ هم درآن وجود دارد.

    داستان کوتاه نویسی را چگونه می بینی ؟ نمی خوای روی آن متمرکزشوی؟ یاب ه نحوی داستان های کوتاهت را چاپ کنی؟

    شاید این کار را بکنم. من به آینده زیاد فکر نمی کنم همین جوری که هستم راضیم. شاید یک کتاب داستان کوتاه نوشتم.

    Comment

    Working...
    X