فمينيسم ( 1 ) Feminism
آمارهاي تقريبي نشان مي دهد كه يك سوم نيروي كار انساني و هفتاد درصد فقرا و دو سوم بي سوادان و كم سوادان دنيا را زنان تشكيل مي دهند ؛ اما تنها يك درصد مالكيت ها و ده درصد مديريت ها در اختيار آنان مي باشد و بيشترين درصد قربانيان خشونت را در اختيار دارند .
اين آمارها و ساير موارد مشابه حاكي از اين است كه جنبش هاي زنان و بخصوص فعاليت هاي بين المللي فمينيست ها در طي ساليان ناكام مانده است .
به نظر عده اي ، فمينيست نتيجه يك اعتراض طبيعي عليه افكار و نظرات تحقير كننده و ضد زن افلاطون و ارسطو مي باشد كه در جوامع مختلف زمينه تحقير فرهنگي ، عرفي ، اخلاقي ، قانوني و جنسي زنان را فراهم آورده و نسل به نسل بدون هيچ اعتراض جدي پذيرفته شده و تا انقلاب فرانسه كه اولين جرقه قابل ملاحظه ايجاد آن زده شد ، ادامه داشته است .
اما عده اي ديگر اين روند را قديمي تر مي دانند ؛ در روم باستان زنان از حقوق اجتماعی برخوردار نبودند و از ارث محروم بودند. پس از مرگ شوهر ، زن نيز مانند ساير اشياء به ورثه منتقل می شد. با آنکه روميان در عرصه قوانين و حقوق پيشرفت کرده بودند ، افکار عامه نسبت به زنان، متمايل به خشونت و سخت گيری بود . بيشترين دوران تهاجم به كرامت زن وحقوق مادي و معـنوي او در غرب بعد از رنسانس بود . دوراني كه از آن به مرگ مدني زن ياد مي شود . در اين دوران زنان خلاق در عرصه هنر ،علم وادبيات مجبور بودند كه آثارشان را با نامهاي مردانه امضاء كنند . با سقوط امپراطوری روم، فضای اجتماعی به تدريج تحت تأثير آموزه های مسيحيت قرارگرفت. قرون وسطی دوران راحت باش برای زن اروپايی قديم بود چرا كه در قرن های ششم و هفتم ميلادی که با گسترش تعاليم مسيحيت همراه بود، زنان حتی در ديرها و کليساها به اندازه مردان سهم داشتند و به رياست برخی ديرها هم نائل می شدند. در حقيقت می توان گفت مسيحيت نگاهی کرامت گونه به زن داشت به طوری که توانست نگاه جاهليت قبل از مسيحيت را نسبت به زن تغيير دهد. چرا كه اين دين بر پايه زنی بزرگ به نام مريم بنا نهاده شده بود. در قرن دهم و يازدهم ميلادی زنان آرام آرام وارد مسائل سياسی حكومتی و قضايي شدند ، اين دوره مقارن بود با ورود و نفوذ اسلام به اروپا که ره آورد آن افزايش حرمت حقـوق زن در جامعه و فرهنگ اروپا میباشد ؛ به هر حال نظريات مختلفي در اين زمينه وجود دارد كه از حوصله اين بحث خارج است .
واژه فمينيسم در سال 1837 ميلادي به زبان فرانسه وارد شد . Femmeبه معني موجود انساني با جنسيت مؤنث است و ريشه لاتين (Femmena ) دارد . Ism هم نشانه وجود مكتب فكري است . فمينيسم ( Feminism) يك مفهوم واحد ندارد اما در بين تعريف هاي متعدد و متنوع آن خصلت هاي مشتركي وجود دارد ؛ از جمله اينكه اساس همه اين مفاهيم و تعاريف توضيح شايستگي هاي زنان و موقعيت فرودست زنان در جامعه و تبعيضي است كه زنان به دليل جنس خود با آن روبرو مي شوند و يا كاهش تبعيض عليه زنان و غلبه بر آن و همچنين تغيير در نظم اجتماعي واقتصادي و سياسي و فرهنگي به نفع زنان .
المپ دوگوژ نويسنده فرانسوی در 1789 ميلادي در اعلاميه حقوق زن و شهروندزناندر سال 1792 ميلادي ( 3 سال بعد از انقلاب كبير فرانسه ) نخستين مقاله رسمي فمينيستي ( بيانيه 300 صفحه اي ) با عنوان دادخواستي براي زنان توسط مري ولستون كرافت ( متولد ۲۷ آوریل ۱۷۵۹ ميلادي در ناحیه اسپیتال فیلد در حومه لندن - درگذشت ۱۰ سپتامبر ۱۷۹۷ ميلادي) در انگلستان منتشر شد . البته انگيزه وي از اين تأليف ، كتاب معروف اِميل اثر ژان ژاك روسو بود . روسو در اين كتاب منتقد همه بي عدالتي هاي جامعه بود و فقط يك چيز را عين عدالت مي دانست و آن مسئله زنان و موقعيت آنان در جوامع بود . كرافت از تمايز طبيعي روسو بيزار بود و بر توانايي عام هر دو جنس براي فكر و عمل عقلاني اصرار داشت . اين تاريخ را مي توان آغاز موج اول فمينيسم ناميد .




Comment