زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
لا لا لا لا نخواب دنيا خسيسه واسه کم آدمي خوب مي نويسه يکي لباش تو خوابم غرق خندست يکي چشماش تو خواب هم خيس خيسه
شهد ناب از شما نمي خواهم به سرابم ره گمان نزنيد سر آب از شما نمي خواهم زشت و زيباي چهره ام ، خوش باد من نقاب از شما نمي خواهم اي ز اسبم فكنده ، نا اصلان همركاب از شما نمي خواهم من نپرسيدم از شما چيزي پس جواب از شما نمي خواهم جان بيدار من نياشوبيد جاي خواب از شما نمي خواهم شعله را در چراغ من نكشيد آفتاب از شما نمي خواهم
مییون آتش و باد خشکی دریا رو گشتم سهم من از شب شاید همان ستاره ای باشد که همیشه پنهان است ... به قول قاصدکها ستاره ی من همان است که پیدا نیست
برای افزودن کلمهای همیشه فرصت باقیست، ولی پس گرفتن آن هرگز امکان ندارد ...
يادته يه روزي بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟ گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ... گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي
ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟
روزي که قلبهايي که در کنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن .دلهايي که محرم هم بودن محرم دل کس ديگري بشن
روزي که قلبهايي که در کنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن .دلهايي که محرم هم بودن محرم دل کس ديگري بشن


Comment