Announcement

Collapse
No announcement yet.

Tarbiat va jam'me

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Tarbiat va jam'me

    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2

    7. الگوهاى درهم تنيده كنش و كنش متقابل، گروه ها و جامعه ها را مى سازد.11

    دو نظريه مهم تعامل گرا كه در قلمرو جامعه شناسى آموزش و پرورش سودمندند عبارتند از: نظريه برچسب زدن و نظريه مبادله. اگر به كودكى به طور مكرر گفته شود كه كودن است و پيشرفتى نخواهد كرد، او ممكن است اين برچسب را به عنوان وجهى از خودانگارى خويش پذيرفته و همان گونه كه برچسب القا مى كند رفتار نمايد. شواهدى حاكى از آن است كه دانش آموزان بسته به انتظارات معلم، خوب يا بدرفتار مى كنند.12

    نظريه مبادله بر اين فرض استوار است كه كنش هاى متقابل ما، متضمن هزينه ها و پاداش هاست. كنش هاى متقابل، افراد گروه ها را به الزامات و تعهداتى مقيّد مى سازد; مثلاً وقتى دانش آموز مطالبى ياد مى گيرد و اين يادگيرى نوعى پاداش به معلم است، لذا اين رفتار احتمالاً ادامه مى يابد. استفاده از اين نوع نظريه هاى تعامل گرا، فهم پويايى هاى محيط آموزشى را تسهيل مى كند.

    نهادهاى اجتماعى

    هر جامعه اى از نهادهايى تشكيل شده است و مقصود از نهاد نظامى نسبتاً پايدار و سازمان يافته اى از الگوهاى اجتماعى است كه برخى رفتارهاى نظارت شده و يكسان را با هدف برآوردن نيازهاى اساسى جامعه در برمى گيرد. به طور معمول، پنج نهاد بنيادى را در همه جامعه ها مى توان باز شناخت كه عبارتند از: نهادهاى خانوادگى، تعليم و تربيت، دين، اقتصاد و سياست.14


    خصوصيات و ويژگى هاى كلى نهاد اجتماعى: بروس كوئن، شش ويژگى اساسى را براى نهاد اجتماعى برشمرده است:

    1ـ اولين هدف هر نهاد ارضاى نيازهاى اجتماعى معينى است.

    2ـ نهادها متضمّن ارزش هاى نهايى است كه اعضا در آن مشاركت دارند.

    3ـ نهادها به طور نسبى پايدارند تا حدى كه الگوهاى ثابت در درون نهادها به صورت بخشى از سنت فرهنگ مرسوم جامعه است.

    4ـ بنيان هاى اجتماعى نهادها آن چنان عام و گسترده است كه فعاليت هاى آن، جايگاه عمده اى را در پهنه جامعه به خود اختصاص مى دهد، به طورى كه هر تغيير چشمگير در نهاد احتمالاً، موجب تغيير در ديگر نهادها مى شود.

    5ـ هر چند همه نهادهاى جامعه به هم وابسته اند، اما هر يك از نهادها به تنهايى بر مبناى شبكه اى از هنجارها، ارزش ها و الگوهاى رفتارى مورد انتظار، در حدّ بسيار بالايى ساخت و سازمان يافته اند.

    6ـ آرمان هاى يك نهاد را معمولاً بخش عظيمى از اعضاى جامعه، چه در حال حاضر در آن مشاركت داشته باشند يا نداشته باشد، تشكيل مى دهند.15


    نهاد خانوادهكاركردهاى خانوادهخانواده و تعليم و تربيت
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      والدين در تلاش براى اجتماعى كردن كودك با شيوه ها و نهادهاى مشخص جامعه ظاهراً فراموش مى كنند كه آنچه براى خودشان نهادى شده است براى جوانان بسيار انتقاد برانگيز يا بيزاركننده است.23 براى گشودن چنين گره اى مى بايست والدين ارزش ها و نگرش ها و اعتقادات اصيل را با روش هاى جديد و نوين توأم نموده تا بتوانند نسل جديد را با آموزه هاى گذشته آشنا نمايند.

      در مكتب خانواده به سادگى مى توان مفاهيم و مناسك دينى را به فرزندان آموزش داد به گونه اى كه هنجارهاى دينى براى آنان درونى گردد. والدين از همان آغاز رشد كودك، با ارائه الگوى رفتارى مناسب و جذّاب به بهترين وجه مى توانند هنجارهاى دينى همانند نماز و عفاف و نيز صداقت، نظم، پشتكارى و... را به فرزندان خويش آموزش دهند; زيرا شعاير و مناسك نقش بسزايى در تربيت دينى دارند. ايورموريش مى گويد: از طريق اجراى شعاير است كه افراد در خانواده، در قبيله، در گروه و نژاد يا در كشور خود صاحب هويت مى شوند.24 وقتى كه والدين مجالس عزادارى سيد و سالار شهيدان حسين بن على(عليه السلام) را با آداب و رسوم ويژه برگزار مى نمايند. فرزندان و اعضاى خانواده با عمق وجدان خويش معانى و مفاهيم شعاير و مناسك را درونى مى سازند. با انجام چنين كارى است كه فرزند هويت دينى و مذهبى را كه در طى سال هاى متمادى در سنت هاى اجتماعى تنيده شده، توسط والدين به ارث مى برد تا خود او روزى محمل جريان برپايى مناسك و شعاير مذهبى باشد و آن را با همان ويژگى ها به نسل هاى بعدى تحويل دهد.

      نهاد اقتصاد

      اقتصاد يكى از بخش هاى مهم جامعه است، كه در مورد آن تعاريف متعددى ذكر شده است. ژان باتيست سه (Jean Baptiste sag) علم اقتصاد را علم قوانين حاكم بر ثروت و نشان دهنده طرق توليد و توزيع و مصرف ثروت دانسته است. پل ساموئلسن (Paul A. Samuelson) مى گويد: اقتصاد عبارت از بررسى روش هايى است كه بشر با وسيله يا بدون وسيله پول براى به كار بردن منافع كمياب توليد، به منظور توليد كالا و خدمات در طى زمان و نيز براى توزيع كالاها و خدمات بين افراد و گروه ها در جامعه به منظور مصرف در حال و آينده انتخاب مى كند.25


      اقتصاد و تعليم و تربيت

      نهاد سياست

      بى ترديد در هر جامعه اى نهاد سياسى وجود دارد تا آن را اداره نموده و نظم جامعه را تضمين نمايد. در يك تعريف كلى، نهاد سياست (حكومت) به فعاليت يا فرايند حكم راندن يعنى اعمال نظارت بر ديگران و واداشتن ديگران به رفتار و عمل به شيوه هاى معين و مقتضى اشاره دارد.28

      حكومت ها در طول تاريخ داراى اشكال و صور متفاوتى بوده اند، ولى بيش تر حكومت ها در سه دسته كلى جاى مى گيرند:

      الف) حكومت سلطنتى، كه تنها يك شخص بر مردم حكم روايى مى كند و تمام تصميمات مهم به يك شخص ختم مى گردد.

      ب) حكومت اليگارشى، كه گروه كوچكى از افراد داراى نفوذ بر مردم حكومت مى كنند.

      ج) حكومت مردم سالار، كه مردم نمايندگانى را براى اداره جامعه انتخاب مى نمايند.

      حكومت داراى كاركردهايى است كه به چهار مورد مهم آن اشاره مى گردد:

      1. حراست و دفاع از جامعه در برابر تهاجم خارجى;

      2. تأمين كالاهاى اساسى و خدمات براى اعضاى جامعه;

      3. حفظ نظم در جامعه;

      4. مجازات افرادى كه در جامعه مهم ترين هنجارها را نقض مى كنند.29


      نقش حكومت در تربيت

      در زمينه نقش دولت در فرايند تربيت، دو نظريه كلى مطرح است: برخى بر اين باورند كه چون كودك به پدر و مادر تعلق دارد، آنان حق دارند به هر صورتى كه خود مى خواهند او را تربيت نمايند، از اين رو، تربيت امرى خصوصى و خانوادگى تلقى مى گردد. روشن است كه در اين ديدگاه نقش دولت بسيار تقليل داده شده است.30

      ديدگاه ديگر آن است كه اساساً تربيت امرى اجتماعى است و دولت نمى تواند نسبت به آن برنامه ريزى و نظارت نداشته باشد; چرا كه اگر دولت در كيفيت تربيت فرد دخالتى نداشته باشد نمى توان از او انتظار داشت تا قانونمند و هنجارمند در جامعه رفتار نمايد و به قوانين و مقررات اجتماعى با علاقه تن در دهد. دوركيم (Durkheim) در اين خصوص مى گويد: وقتى تربيت وظيفه اى اساساً اجتماعى باشد دولت نمى تواند نسبت به آن بى اعتنا باشد، به عكس بايد هر آنچه مربوط به تربيت است تا حدى تابع عمل دولت باشد.31

      دوركيم معتقد است كه دولت مى بايست اصول بنيادى را براى تربيت استخراج نمايد و آموزشگاه ها را به تعليم آن ها وادار سازد و در اين زمينه هر چه عاقلانه تر و به دور از پرخاشگرى و خشونت عمل كند بهتر است. اين اصول عبارتند از: احترام به عقل، علم، افكار و احساساتى كه پايه اخلاق مردم سالار را تشكيل مى دهند.32

      از اين رو، دولت مى بايست بر طبق نيازهاى جامعه و بر اساس ارزش ها و فرهنگ مردم اقدام به يك سياست گذارى كلان در امر آموزش و تربيت نمايد و براى اجراى اين مهم از كارشناسان و فرهيختگان دعوت به همكارى نمايد تا ضمن ترسيم اهداف واقعى، وسايل رسيدن به آن ها را تشريح و تبيين نمايند.

      مردم تأثير بسيار شگرفى از روحيات و نگرش هاى حاكمان خود مى پذيرند. در اين زمينه ملّاى رومى چنين آورده است:


      خوى شاهان در رعيت جا كند چون اخضر خاك را اخضر كند
      شرّ چون حوضى دان حشم چون لوله ها آب از لوله رود در كوله ها
      چون كه آب جمله از حوضى است پاك هر يكى آبى دهد خوش ذوقناك
      ور در آن حوض آب شور است و پليد هر يكى لوله همان آرد پديد33


      وظايف حكومت در تعليم و تربيت

      الف. حكومت مى بايست با فراهم آوردن فضاى آموزشى مناسب، همگان را براى تعليم و تربيت تشويق نمايد.

      ب. از سوى ديگر، تهيه متون آموزشى متناسب با نيازهاى زمان كه بتواند با روش هاى نوين، جوانان و نوجوانان را علاوه بر آشنايى با آخرين دستاوردهاى علمى جهان، روحيات اخلاقى و مذهبى را در آنان پرورش دهد، از وظايف حكومت هاست.

      ج. نهاد سياسى بايد به روش هاى سريع انتقال علوم و معارف عنايت كافى داشته باشد. امروزه استفاده از رايانه ها و آموزش هاى سمعى و بصرى در اين زمينه تأثير فراوانى در يادگيرى دارد.

      د. برنامه ريزى آموزشى در هر كشورى بايد متناسب با فرهنگ و ميراث اجتماعى آن مرز و بوم انجام گيرد. بر اين اساس، در كشورى كه دين در تمام ابعاد جامعه تأثيرگذار است، نبايد علوم و دانش هايى كه با جهت گيرى هاى سكولار نوشته و تدوين شده آموزش داده شود; چرا كه اين شيوه آموزشى با فرهنگ رايج مردم در تضاد و ناسازگارى است.

      هـ.. حكومت مى بايست، معلّمان و مربيان جامعه را از نظر وضعيت معيشتى در سطح مناسبى قرار دهد تا آنان با فراغت خاطر وظيفه مهم تعليم و تربيت را با كيفيت مناسب انجام دهند.


      دين
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4

        دين و تربيت

        ارتباط دين و تربيت از ديرباز مورد توجه بوده است و پيوسته آن دو همكارى هاى متقابلى داشته اند، اما پس از عصر نوزايى كه انسان بيش تر به علم روى آورد به دين و نقش آن كم توجهى شد.

        در مورد ارتباط دين و تربيت، ديدگاه هاى گوناگونى ارائه شده است: برخى با جدايى كامل دين از تربيت و عدم كارايى و ثمر بخشى آن در اين حوزه، هرگونه تأثيرپذيرى نظام تعليم و تربيت از دين را امرى كهنه، قديمى، خرافى و متعلق به عصر كودكى بشر و مخالف با عقل و علم مى دانند. آن ها چنين ادعا مى كنند كه امروزه بشر با تمّسك به پيشرفت هاى عقل و شناخت دقيق تر خود، ظرفيت مناسب ترى براى برنامه ريزى و پيشبرد امور مربوط به خويش دارد. در مقابل، برخى ديگر لزوم اعطاى نقشى مناسب به دين و قبول تأثيرگذارى آن در نظام تعليم و تربيت را پذيرفته اند، اما نحوه و ميزان تأثيرگذارى و حضور دين در گستره تربيت انسان وابسته به نوع نگاه آن ها به انسان و دين است.39

        امروزه نظريه دوم مقبوليت بيش ترى دارد; زيرا به طور محسوس آموزه هاى دينى در نظام تعليم و تربيت انسان هاى متديّن بسيار تأثيرگذار است. به عنوان مثال، بسيارى از آموزه هاى دين اسلام جنبه تربيتى دارد و وجود مقدس پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ائمه طاهرين(عليهم السلام)بهترين الگوهاى تربيتى مسلمانان مى باشند.


        نقش تاريخى دين در تربيت انسان ها

        در تاريخ اعصار قديم هندوستان (دوره وديك و آيين بودايى) مذهب اساس تربيت بوده است. در خلال اين دوران ها مطالعه و تدريس كتاب هاى مذهبى به عنوان هدف اصلى محسوب مى شده، مؤسسّات آموزشى همان مؤسّسات مذهبى بودند و رابطه بسيار قوى بين مذهب و تربيت برقرار بوده است. در كشورهاى اروپايى نيز در اين دوره (قرون وسطى) تربيت به ميزان قابل ملاحظه اى تحت تأثير و نفوذ مذهب قرار داشت، كودكان در اين كشورها در صومعه ها و كليساها آموزش مى ديدند.40 با ورود اسلام در سرزمين حجاز، دين منشأ تحولات بسيارى در تربيت شد، اسلام مسلمانان را به فراگيرى علوم تشويق نمود و مكارم اخلاقى را گسترش داد. امروزه نيز بشر در زمينه حيات فردى و اجتماعى خود (شيوه زندگى، تنظيم روابط خانوادگى و...) به آموزه هاى دينى نياز دارد.

        چالش هاى تربيت دينى

        فرهنگ و تعليم و تربيت

        نسبيّت فرهنگى

        داورى درباره معنى و ارزش هر عنصر فرهنگى را بايد در خصوص زمينه فرهنگى آن انجام داد. شايد يك عنصر فرهنگى كه براى ثبات يك جامعه زيان بار است براى ثبات جامعه ديگر ضرورى و حياتى باشد، ارزش هر رسم بسته به سهمى است كه در فرهنگ مربوط به خود دارد.43


        تأخّر و واپسماندگى فرهنگى

        هر فرهنگى از عناصر مادى و غير مادى تشكيل شده است. معمولاً تغيير و دگرگونى در حيطه مادى فرهنگى سريع تر رُخ مى دهد، در حالى كه ارزش ها، باورها و هنجارها ديرتر تغيير مى يابد و مقاومت از خود نشان مى دهد، در اين صورت، تأخّر فرهنگى اتفاق مى افتد. البته گاهى برخى ابعاد جامعه توسعه مى يابد و ابعاد ديگر آن مورد غفلت قرار مى گيرد، در اين صورت نيز تأخّر فرهنگى رخ مى دهد.


        فرهنگ پذيرى

        گاه اتفاق مى افتد كه يك عنصر فرهنگى از فرهنگ ديگر گرفته مى شود، اين جريان و فرايند فرهنگ پذيرى ناميده مى شود. در چنين وضعيتى فرهنگ هايى كه با يكديگر تماس مستقيم دارند هر دو دچار دگرگونى مى گردند. در عين حال، اين دگرگونى ممكن است در يك فرهنگ بسيار عميق تر از فرهنگ ديگر باشد.44


        رابطه فرهنگ و تعليم و تربيت
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        Working...
        X