دوست داشتن از عشق برتر است ...
دوست داشتن ازازعشق برتراست ..عشق يك جوشش كوراست و پيوندى
ازسرنابينايى .اما دوست داشتن پيوندى خودآگاه و ازروى بصيرت روشن و زلال ..
عشق، بيشترازغريزه آب مى خورد و هرچه ازغريزه سرزند بى ارزش است و
دوست داشتن از روح طلوع مى كند و تا هرجا كه يك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيزهمگام آن اوج مى يابد .
عشق درغالب دل ها ، درشكل ها و رنگ هاى تقريبا مشابهى ، متجلى مي شود وداراى صفات و حالات و مظاهرمشتركى است، اما
دوست داشتن درهرروحى جلوه اى خاص خويش دارد و از روح رنگ مى گيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هركدام رنگى وارتفاعى و بعدى و طعم وعطرى ويژه ى خويش دارد ،
مىمیم توان گفت كه به شماره ى هرروحى ، دوست داشتنى هست .
عشق با شناسنامه بى ارتباط نيست و گذر فصل ها و عبورسال ها برآن اثرمى گذارد ، اما
دوست داشتن در وراى سن و زمان ومزاج زندگى مى كند و برآشيانه ى بلندش
روز و روزگار را دستي نيست ...
: ست سال بر سن معشوقتان بر روى ابيفزاييد ، آنگاه تا ثير مستقيم را حساستان
عشق ، درهررنگى وسطحي ، با زيبايى محسوس ، درنهان يا آشكار، رابطه دارد . چنانكه مطالعه كنيد! اما
دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب زيبايى هاي روح كه زيبايى محسوس راااا بگونه اى ديگر مي بيند
عشق طوفانى و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت.
دوست داشتن ازازعشق برتراست ..عشق يك جوشش كوراست و پيوندى
ازسرنابينايى .اما دوست داشتن پيوندى خودآگاه و ازروى بصيرت روشن و زلال ..
عشق، بيشترازغريزه آب مى خورد و هرچه ازغريزه سرزند بى ارزش است و
دوست داشتن از روح طلوع مى كند و تا هرجا كه يك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيزهمگام آن اوج مى يابد .
عشق درغالب دل ها ، درشكل ها و رنگ هاى تقريبا مشابهى ، متجلى مي شود وداراى صفات و حالات و مظاهرمشتركى است، اما
دوست داشتن درهرروحى جلوه اى خاص خويش دارد و از روح رنگ مى گيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هركدام رنگى وارتفاعى و بعدى و طعم وعطرى ويژه ى خويش دارد ،
مىمیم توان گفت كه به شماره ى هرروحى ، دوست داشتنى هست .
عشق با شناسنامه بى ارتباط نيست و گذر فصل ها و عبورسال ها برآن اثرمى گذارد ، اما
دوست داشتن در وراى سن و زمان ومزاج زندگى مى كند و برآشيانه ى بلندش
روز و روزگار را دستي نيست ...
: ست سال بر سن معشوقتان بر روى ابيفزاييد ، آنگاه تا ثير مستقيم را حساستان
عشق ، درهررنگى وسطحي ، با زيبايى محسوس ، درنهان يا آشكار، رابطه دارد . چنانكه مطالعه كنيد! اما
دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب زيبايى هاي روح كه زيبايى محسوس راااا بگونه اى ديگر مي بيند
عشق طوفانى و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت.

