Announcement

Collapse
No announcement yet.

Beautiful and Ugly

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Beautiful and Ugly

    زشت و زيبا



    زشتي موضوعي است كه عمدتا زيبايي شناسان آن را ناديده گرفته*اند بي*شك اين ناديده گرفتن ريشه هاي بسياري دارد. در اين جا قصد من تنها كاوش در يكي از ريشه*هاست، يعني احساس ناراحتي ما در هنگامي است كه مي گوييم افراد زشتند.


    زشتي موضوعي است كه عمدتا زيبايي شناسان آن را ناديده گرفته*اند بي*شك اين ناديده گرفتن ريشه هاي بسياري دارد. در اين جا قصد من تنها كاوش در يكي از ريشه*هاست، يعني احساس ناراحتي ما در هنگامي است كه مي گوييم افراد زشتند.
    ما تقريبا به راحتي در مورد خطا*هاي اخلاقي افراد مثلا دورويي رهبران سياسي يا نقصان*هاي رواني همسايگان، بستگان و همكاران*مان سخن مي*گوييم. چه چيزي است كه هنگام زشت خواندن يك فرد ما را اين* قدر ناآرام مي*كند.

    به نظر من به زشتي بايد به چند دليل توجه كنيم. اولا ما طبيعتا نمي*خواهيم به خودمان به عنوان چيزي زشت فكر كنيم، به خصوص با صيغه حال. اين انديشه كه ديگران ممكن است ما را زشت بينگارند، ما را آشفته و نگران مي*كند، به خصوص در فرهنگي مانند فرهنگ كنوني ما كه موفقيت، احترام و عشق بسيار به ظاهر جسمي وابسته شده است.

    به همين ترتيب ما عموما از انتساب زشتي به ديگران هم پرهيز مي*كنيم. زشت خواندن فرد زشت غيردموكراتيك و بي*رحمانه تلقي مي*شود؛غيردموكراتيك از اين لحاظ كه حتي با برداشت پلوراليستي از زيبايي نيز برخي افراد قافيه را خواهند باخت. زشت*بودن بداقبالي است، اما امري است مسلم.

    تصديق زشتي يك فرد بي*رحمانه است، زيرا چه اين قضاوت اشتباه باشد (مثلا در مورد بيزاري پائولا از خودش در رمان "آبي* ترين چشم" اثر توني موريسون) يا صحيح (مثلا در مورد هيولاي فرانكنشتاين)، زشت خواندن يك فرد ممكن است به همان اندازه دروغگو يا شياد خواندن آن فرد يا حتي بيشتر از آن آسيب*رسان باشد.

    به نظر مي* رسد كه زشت*بودن برخلاف دروغ گفتن يا فريبكاري، معذوريت*هاي معدودي داشته باشد، وضعيتي كه به طور تناقض*آميزي در حال حاضر با دسترسي آسان به شيوه*هاي مختلف زيبا كردن خود و برداشته شدن مانع [انحصار زيبايي به] قيافه*هاي خوب استاندارد بدتر شده است. با اين حال بسياري از ما از منتسب كردن زشتي به انسان*ها اكراه داريم.

    اين ناراحتي كه توصيف كردم با سنت طولاني فكري كه زيبايي را به خير و زشتي را به شر مربوط مي كند، تشديد مي*شود. در حالي كه صفي طولاني از شريران با جذابيت جسمي از ورونسكي[در رمان آناكارنينا] تا رت باتلر[در فيلم بر باد رفته] بر كذب اين ارتباط گواهي مي*دهند،سنت روايي به همان اندازه مستحكمي بر صدق اين رابطه شهادت مي*دهد كه از زشتي به عنوان شاخصي از منش بد، اگر نه شرارت تمام*عيار، استفاده مي*كند(مثلا مادرخوانده*ها و خواهرخوانده*هاي زشت داستان*هاي پريان برادران گريم ).

    از طرف ديگر زشتي و وازنش (نامنصفانه) اجتماعي كه برمي*انگيزد ممكن است افراد خوب را به افراد شرير بدل كند، همان طور كه قصه هيولاي مخلوق فرانكنشتاين و بسياري روايت*هاي ديگر حاكي از آن هستند.نكته اين است كه در مجموع چهره زشت اغلب با شكلي از شر اخلاقي مربوط مي*شود.

    سنت*هاي پزشكي و علمي موضع متفاوتي را اتخاذ مي*كنند و زشتي را نه به خطاي اخلاقي بلكه به نقصان جسمي به خصوص شكل*هايي از بيماري مربوط مي*كنند. به اين نحو فرد زشت به عنوان يادآوري از پيري خودمان، آسيب*پذيري*مان در برابر بيماري، معلوليت و مرگ تلقي مي*شود.

    بالاخره رابطه*اي ميان زيبايي و شادي (يا موفقيت) وجود دارد. پاسخ ارسطو به اين پرسش كه آيا فرد زشت مي تواند حقيقتا شاد باشد،" نه "است، گرچه دلايل او در اين مورد بيش از حد پيچيده است كه در اين*جا به آن بپردازيم.

    يقينا مي*توانيم با اين نظر موافق نباشيم (ادبيات اين وعده را مي دهد كه" دلبر" به دام عشق"ديو" گرفتار خواهد آمد؛ گرچه بايد توجه داشت كه در داستان*هايي پياپي معلوم مي*شود كه "ديو" در خفا، شاهزاده**اي خوش*قيافه است). بررسي*هاي تجربي اخير در مورد همبستگي محكم ميان قيافه خوب و موفقيت در محل كار يا بازار ازدواج، آينده*اي حتي بدتر از اين را براي افراد زشت پيش*بيني مي*كند.

    پس در هر سه نوع اين ملاحظات، زشتي با شكلي از شر همانند مي*شود، اما اين منفي*بيني مطرح*شده جنبه*اي خارجي دارد.

    در مورد اول موضوع واقعي قضاوت منفي ما خود زشتي نيست، بلكه منش اخلاقي بدي است كه (به اشتباه) به آن مربوط مي كنيم. در مورد دوم هم موضوع واقعي داوري منفي ما خود زشتي نيست، بلكه رابطه ادعايي ميان آن و فقدان سياست يا آسيب*پذيري انسان است. به همين ترتيب در سومين مورد موضوع واقعي قضاوت منفي، بداقبالي است كه تصور مي شود با بدقيافگي همراه باشد.

    در هر يك از اين موارد ما دلايل خوبي در دست داريم كه به قضاوت*هاي مطرح شده به خاطر ارتباط آن*ها با برنامه*هاي سياسي و اجتماعي ناخوشايند مشكوك باشيم. هرچه دقيق*تر نگاه مي*كنيم، نامناسب بودن يا نامنصفانه بودن اين ارزش منفي پيوند داده شده به زشتي بيشتر آشكار مي*شود و همچنين دلايل اين كه چرا اين موضوع مورد بحث قرار نمي*گيرد، روشن*تر مي*شود.

    اما آيا بايد اين گونه باشد؟ آيا وضعيت فرد زشت با ارجاع به مُد و پيشداوري*ها كاملا قابل تبيين است؟ يا اين در خود زشتي چيزي بد وجود دارد؟ هنگامي كه ما زشتي را از رابطه*اش با نظرات در مورد اخلاق، سلامت و شادي جدا مي كنيم، آيا چيزي از بدي آن باقي مي*ماند؟ يا نهايتا اين تحليل در مورد زشتي آن است كه معلوم شود هيچ كس زشت نيست؟ آيا اين نظر پذيرش نوعي حذف*گرايي (eliminitavism) درباره زشتي نيست؟

    تحليل حذف*گرايانه زشتي با حذف*گرايي در مورد نژاد متناظر است. براساس اين تحليل، معلوم مي*شود كه هيچ كس زشت نيست، زيرا چيزي به عنوان زشتي آنچنان كه ما گمان مي*كنيم وجود ندارد (بلكه تنها مثلا نوعي زن* گريزي، تبعيض نژادي، تبعيض سني و عدم تحمل نسبت به تفاوت*ها به صورتي پوشيده موجود است). معياري اصيل، يعني داراي اعتبار بين*الاذهاني، براي زيبايي موجود نيست. روشن است كه در اينجا تنشي وجود دارد ميان تمايل به پذيرش موضعي حذف*گرايانه كه طرحي را كه بعضي افراد را زشت مي انگارد رد مي*كند و عدم تمايل به پذيرش اين طرح كه برخي افراد واقعا زشتند.

    شايد قضاوت*ها در مورد افراد زشت در صورتي كه ما بتوانيم از پيش*بيني كردن زشتي افراد اجتناب كنيم، باعث مشكلات كمتري شود، اما در فرهنگي كه مسحور وجود امكانات تغيير شكل دادن جسمي براي زيبايي است، مشكل بتوان از اين نتيجه* گيري اجتناب كرد كه نه تعداد معدودي از ما، بلكه اغلب ما زشتيم؛ در حالي كه ممكن است بپذيريم كه نبايد افراد را زشت "خطاب كرد" ، اين امر كه اصرار داشته باشيم نبايد ديگران را زشت "دانست"، قضيه جداگانه*اي است.

    به طور خلاصه مقصود من از اين اظهارات، توجه دادن به اين امكان است كه ايده زشتي، به خصوص قضاوت**هاي زيبايي*شناختي در مورد افراد زشت بررسي بيشتري را مي* طلبد. گمان مي*كنم كه كسي با چنين طرحي مخالفتي نداشته باشد. حركت در اين مسير واضحا به تجديد حيات علاقه به مفهوم زيبايي و كار در زمينه تلاقي زيبايي* شناسي و مطالعات نژادي، مطالعات در مورد معلوليت*ها، نظريه فمينيستي و تاريخ جراحي زيبايي مي* انجامد.

    موضوع شايد بحث **برانگيزتر اين ايده است كه زشت هم نياز به بررسي خاص خودش دارد. آنچه كه من در بالا به آن اشاره كرده*ام، اين است كه ظاهرا (برخي) قضاوت ها در مورد زشتي وجود دارد. اما در اين جا مقصودم مقوله*اي از قضاوت است كه زشتي ذاتي را به موضوعش نسبت مي دهد؛ خصوصياتي كه به خودي خود، مستقل از انگاره* هايي كه در مورد نبود سلامت، بدي منش يا بداقبالي وجود دارد، واضحا ناخوشايندند.

    چيزي كه من را به اين مدعا مي*كشاند اين است: بسياري از فمينيست*ها و ساير منتقدان فرهنگي معتقدند كه برخي از خصوصيات ظاهري بدني (مثلا ابروهاي پيوسته يا بيني يهودي...) به شكلي كاذب زشت دانسته مي*شوند. عقيده آن*ها اين است كه چنين قضاوت*هاي منفي اشتباهند يا ممكن است اشتباه باشند.

    اگر نظر اين افراد درست باشد، آنگاه براي آن كه بگوييم چنين قضاوت*هايي اشتباهند، مجبوريم كه نظري در مورد آنچه كه قضاوت صحيح در مورد زشتي دانسته مي*شود، ارائه دهيم. به عبارت ديگر به استانداردهايي نياز داريم كه اسنادهاي ذاتي زشتي را از اسنادهاي خارجي آن تميز دهد و براي اين كار ما به تحليل فلسفي زشتي نيازمنديم.

    به بيان ديگر پاسخ به اين پرسش كه چگونه زشتي به خودي خود درك مي*شود، و يقينا چنين پرسشي به زيبايي*شناسي مربوط مي*شود. البته طرح چنين تحليلي زيبايي*شناسان را در معرض اعتراضات سياسي يا اجتماعي معيني قرار مي*دهد.

    بسياري از همان دلايلي كه سخن گفتن از زشتي را بر پايه تبعيض نژادي يا جنسي (مستتر در آن) قابل اعتراض مي*كند، ممكن است به اين گرايش در زيبايي*شناسان منجر شود كه امكان زشتي ذاتي را انكار كنند. اين اكراه به خصوص در جايي كه به انسان*ها مربوط مي*شود، طبيعي و شايسته است. اما اين گرايش بايد با اشتياق براي تصديق اين امر تعديل شود كه اضطرابات اجتماعي در مورد بداقبالي شخصي، بي*عدالتي و ديرپايي كشش ما به زيبايي جزئي معنادار از زندگي و نيز هنر را تشكيل مي*دهد. شايد زمان آن باشد كه "زشت" مستوجب همان ميزان توجهي شود كه معمولا معطوف خويشاوند مطبوع*ترش "زيبا" مي*شود.

    *مري دورو (Mary Devereaux)، دكتراي فلسفه دارد و متخصص اخلاق زيستي و زيبايي*شناسي است.او مدير "رشته* سمينارهاي اخلاق زيستي-پزشكي" در دانشگاه كاليفرنيا، سن*ديه*گو
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    merci very sharing ..

    Comment


    • #3
      khondish? what do you mean about this article?

      ejtema va definition of ugly and beautiful?

      what is ugly or beautiful for you?
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        zesht va ziba?
        man donia ro be 4 ghesmat mikonam
        1=adamhaie ziba daroon va biroon
        in adam ha ghalbe bozorgi daran va zendegi khodeshoon ro vaghfe digaran mikonand va zibaie birooni khod ra madioone khoda midanand
        2=zaher ziba baten zesht
        mesle gharch ha hastand.zaheri faribande darand vali bateneshan sammi ast.adam haie maghroor.bazigar ya model mishavand vali be shohrat dast nemiaband
        3=zahere zesht batene ziba
        adam haie ehsasati va fogholade mehraban.gahi oghat be nazare baazi ha zesht be nazar miresand vali zibaii baten be zaher shade an ha tasire mosbat migozarad va zendegie khoobi darand
        4=adam haie baten va zaher zesht
        adam haii ke hasood hastand va az digaran fahat zeshti haieshan ra mibinand.kamtar mikhandand va zeshti darooneshan rooz be rooz bar zeshtie zaherieshan tasire bishtari migozarad va hame az oo motenafer mishavand

        Comment

        Working...
        X