
گزارش خبري از ماجراي افشين قطبي
29 سال دوري از وطن و قصد ورود با گذرنامه آمريكايي
افشين قطبي كه مي*خواست پس از 29 سال به ايران بازگردد، اين فرصت را پيدا نكرد تا همراه كره جنوبي، برابر تيم فوتبال وطنش صف*آرايي كند.
"از مدتي پيش براي گرفتن رواديد از طريق فدراسيون فوتبال كره اقدام كرده بود؛ اما رواديد من صادر نشد. بسيار دوست داشتم به كشورم باز گردم؛ اما اين اتفاق رخ نداد. اكنون مجبور هستم در دوبي بازي را از تلويزيون تماشا كنم و تنها در انتظار معجزه باشم. از اين بابت بسيار متاسفم."
جملات بالا متعلق به افشين قطبي، مربي تيم كره جنوبي است؛ مردي كه قصد داشت پس از 29 سال، وطنش را از نزديك ببيند؛ اما نه از سر دلتنگي بلكه چون هدايت حريف را بر عهده داشت. او مي*خواست، وطن را پس از 29 سال ببيند؛ اما به عنوان هدايتگر كره جنوبي كه براي پيروزي قدم به خاك اين سرزمين گذاشته بود. چنين اتفاقي روي نداد تا او از جعبه* جادويي، شاهد مبارزه يارانش برابر ايران باشد.
* از الكترونيك تا فوتبال
پسرك كوچك*اندام تهراني، فوتبال را از محله*هاي بهار شروع كرد؛ اما اين، عمر چنداني نداشت چراكه در سال 1356 بود كه اين سرزمين را به سوي جنوب كاليفرنيا ترك كرد؛ در حاليكه عاشق فوتبال حجازي و پروين بود. قطبي در ديار يانكي*ها در رشته الكترونيك و از دانشگاه UCLA فارق التحصيل شد؛ اما راه ديگري را در پيش گرفت.
او به فوتبال هم پرداخت تا آنكه بالاترين مدرك*ها را كسب كرد. او در سال 1981 در تيم فوتبال دانشگاه توپ زد تا آنكه از سال 1984 تا 1988، هدايت تيم بانوانش را به او سپردند.
اولين گام حرفه*اي افشين قطبي، حضور در تيم ملي آمريكا در جام جهاني 1998 فرانسه بود. او كنار اين تيم به عنوان مشاور فني حضور يافت و برابر ايران، آنچه تيم وطنش نام مي*برد، قرار گرفت. ديداري كه در آن دوره، حس "شادي و نگراني" عجيبي درباره*اش داشت. "شديدا احساساتي بودم. به كشور و مردم عشق مي*ورزم ... در قلبم هميشه ايرانيم؛ فارغ از اينكه در كجا زندگي مي*كنم. به عنوان يك مربي حرفه*اي، آن روز روي نيمكت مخالف بودم. بورا (ميلوتينوويچ) به طور تئوري به من ياد داده بود يك مربي بين المللي با چنين روزهايي مواجه مي*شود؛ اما عملي با تئوري قابل مقايسه نيست." افشين قطبي وقتي حميد استيلي گل اول ايران را به ثمر رساند و اشك شوق ريخت، به صحنه فقط خيره شد و هيچ نكرد: "نمي*دانستم از جا بپرم و شادي كنم يا به عنوان مربي كه تيمش گل خورده، از ناراحتي گريه كنم. آن روز ملت ايران به بازيكنان تيمشان قوت قلبي دادند كه شبيه آن كمتر پيدا مي*شود." براي او چنين رفتارهايي عجيب بود؛ اما براي ما عادي چراكه فرهنگ اين ديار را مي*دانستيم؛ البته مربي ايراني الاصل كره پس از 29 سال دوري، همچنان مايل به ديدن وطنش است.
* آغاز سفر
افشين قطبي سپس آكادمي فوتبال AGSS را در كاليفرنيا راه اندازي كرد؛ اما عمرش تا سال 2001 بود چراكه در اين سال به كره جنوبي رفت تا به عنوان آناليزور (تحليلگر) كنار گاس هيدينك نشيند و به بزرگترين افتخار زندگي*اش دست يابد؛ چهارمي در جام جهاني 2002. وي البته در سمت مشاور فني در تيم*هايي چون آژاكس آمستردام، گالكسي ايالات متحده، اميا آريا ژاپن، KFA كره جنوبي و فدراسيون فوتبال چين فعاليت كرد تا دوران جديدي را تجربه كند.
قطبي در سال 2002 به عنوان كمك مربي در تيم سامپسون بلووينگز (قهرمان ليگ كره جنوبي) فعاليت كرد. او در سال 2004 به آمريكا بازگشت تا همين سمت را در لس آنجلس گالكسي بر عهده گيرد.
مربي ايراني الاصل بار ديگر به شرق آسيا بازگشت؛* اما اين بار در سمت مربي تيم ملي كره كه تا امروز ادامه داشته است. از اين روزها بود كه قطبي در رسانه*هاي ايراني مطرح و نامش در آنها درج شد؛ در صورتيكه تا پيش از آن، كمتر فوتبال دوست وطني او را مي*شناخت.
بيشترين تاثير بر وي را بورا ميلوتينوويچ داشته است. كو آدريانز (سرمربي سابق پورتو) و گاس هيدينك (سرمربي كره جنوبي در سال 2002) نيز در پرورش فكري قطبي تاثير ويژه*اي داشته*اند.
* بازگشت به وطن
ديدار تيم*هاي فوتبال ايران و كره جنوبي در 24 آذر 85 فرصتي بود تا افشين قطبي، كودك 13 ساله ديروز و مرد 40 و اندي ساله امروز به وطنش بازگردد؛ اتفاقي كه هرگز روي نداد تا همچنان در انتظار باقي بماند. اما چه شد كه نتوانست پس از 29 سال پاي در اين سرزمين بگذرد.
لي وون جايي، سخنگوي اتحاديه فوتبال كره جنوبي درباره عدم صدور رواديد براي افشين قطبي مي*گويد: "سفارت ايران در سئول به ما اطلاع داد كه رواديد قطبي صادر نشده است؛ بدون اينكه دليل خاصي را براي آن ارائه كند. آنها گفتند راهي غير از رعايت قانون كشور (براي صدور رواديد) ندارند. شايد او به دليل تابعيت آمريكا از رواديد محروم شد؛ اگرچه در ايران به دنيا آمده است."
البته ماجرا به همين اظهارات ختم نشد؛ حتي پيم وربيك (سرمربي هلندي كره) نيز سخناني احساسي به زبان آورد: "بسيار نااميد شده*ام. همه نااميد شديم. اين شرايط پيچيده، گيج كننده و نامتعارف است. اين براي نخستين بار است كه مربي تيم ملي كشوري را براي يك بازي به كشور ديگر راه نمي*دهند." اين شرايط چه بود كه وربيك از آن سخن مي*گويد؛ اما بيشتر توضيح نمي*دهد. به راستي، موضوع به اين پيچيدگي بود؟
افشين قطبي نيز به نوعي، سخنان پيشين را تكرار مي*كند؛ اما در كليات باقي مي*ماند و وارد جزئيات نمي*شود. وي عنوان مي*كند: "از مدتي پيش براي گرفتن رواديد از طريق فدراسيون كره اقدام كرده بوديم؛ اما رواديدم صادر نشد. بسيار دوست داشتم به كشورم بازگردم؛ اما اين اتفاق رخ نداد. از اين بابت بسيار متاسفم." قطبي در حالي از بازگشتش پس از 29 سال سخن مي*گويد كه اين جملات ابهاماتي را ايجاد مي*كند؛ ولي آيا مدارك اين مربي كافي بود؟
بازگشت اين ايراني مقيم ايالات متحده در حالي به تعويق افتاد كه دلايل اصلي آن در ماجراجويي رسانه*اي گم شد. حميدرضا آصفي، معاون پارلماني و كنسولگري وزارت امور خارجه مي*گويد: "قطبي داراي گذرنامه آمريكايي بوده و ترك تابعيت ايران نيز نكرده است. او شناسنامه ايراني ندارد و به عنوان يك ايراني خواهان ورود به ايران با گذرنامه*ي امريكايي است." اين همان اتفاقي بود كه براساس قوانين وزارت امور خارجه، امكان پذير نبود چراكه كليه اتباع ايراني تنها مجازند با گذرنامه ايراني وارد شوند. البته پيش از اعزام تيم فوتبال كره به تهران، از سوي سفارت ايران در سئول جلساتي با قطبي برگزار شد كه وي در پايان مسئولان سفارت را به "سنگ اندازي و كار سياسي" متهم مي*كند. اگرچه قطبي با تاخيري چند روزه گذر نامه*ي ايراني*اش را از طريق پدرش به سفارت ايراني در دوبي مي*رساند؛ اما ديگر زمان كافي براي پيمودن راه*هاي قانوني باقي نبود چراكه اين مراحل، حداقل هفت روز زمان نياز داشت و مدارك، در كمتر از اين آماده شد بود.
* شايد وقتي ديگر
ديدار 24 آذر به پايان رسيده. ايران به نتيجه 2 بر صفر در ورزشگاه آزادي تهران بر كره جنوبي غلبه كرد تا به عنوان صدرنشين از گروهش صعود كند و خود را مهياي مرحله نهايي سازد؛ اما افشين قطبي پس از 29 سال هم نتوانست به ايران باز گردد تا وطنش را از نزديك ببيند. او هنوز هم تصوير تهران در سال 56 را برابرش دارد؛ تصويري سياه و سپيد، با خط*هايي كه مي*آيند و مي*روند. او نيامد تا شاهد صف*آرايي يارانش برابر تيم كشورش باشد؛ اگرچه مي*توانست به ارائه مداركش در زمان مقرر، مانع از وقوع اين اتفاق شود.
افشين قطبي به ايران نرسيد تا همچنان ميان پاردوكس "اشك و لبخند" به سر برد. مسافر سه قاره سياره خاكي، همچنان سفر مي*كند و به دنبال وطن. راستي، چرا او در 29 سال اخير به ايران نيامده است؟ چشم*هاي قطبي در ديدار برابر ايران نيز خيره ماند. او هنوز هم نمي*داند بايد از جا بپرد و شادي كند يا براي گل خورده ناراحت باشد و گريه كند.
گزارش از محمد جماعت
29 سال دوري از وطن و قصد ورود با گذرنامه آمريكايي
افشين قطبي كه مي*خواست پس از 29 سال به ايران بازگردد، اين فرصت را پيدا نكرد تا همراه كره جنوبي، برابر تيم فوتبال وطنش صف*آرايي كند.
"از مدتي پيش براي گرفتن رواديد از طريق فدراسيون فوتبال كره اقدام كرده بود؛ اما رواديد من صادر نشد. بسيار دوست داشتم به كشورم باز گردم؛ اما اين اتفاق رخ نداد. اكنون مجبور هستم در دوبي بازي را از تلويزيون تماشا كنم و تنها در انتظار معجزه باشم. از اين بابت بسيار متاسفم."
جملات بالا متعلق به افشين قطبي، مربي تيم كره جنوبي است؛ مردي كه قصد داشت پس از 29 سال، وطنش را از نزديك ببيند؛ اما نه از سر دلتنگي بلكه چون هدايت حريف را بر عهده داشت. او مي*خواست، وطن را پس از 29 سال ببيند؛ اما به عنوان هدايتگر كره جنوبي كه براي پيروزي قدم به خاك اين سرزمين گذاشته بود. چنين اتفاقي روي نداد تا او از جعبه* جادويي، شاهد مبارزه يارانش برابر ايران باشد.
* از الكترونيك تا فوتبال
پسرك كوچك*اندام تهراني، فوتبال را از محله*هاي بهار شروع كرد؛ اما اين، عمر چنداني نداشت چراكه در سال 1356 بود كه اين سرزمين را به سوي جنوب كاليفرنيا ترك كرد؛ در حاليكه عاشق فوتبال حجازي و پروين بود. قطبي در ديار يانكي*ها در رشته الكترونيك و از دانشگاه UCLA فارق التحصيل شد؛ اما راه ديگري را در پيش گرفت.
او به فوتبال هم پرداخت تا آنكه بالاترين مدرك*ها را كسب كرد. او در سال 1981 در تيم فوتبال دانشگاه توپ زد تا آنكه از سال 1984 تا 1988، هدايت تيم بانوانش را به او سپردند.
اولين گام حرفه*اي افشين قطبي، حضور در تيم ملي آمريكا در جام جهاني 1998 فرانسه بود. او كنار اين تيم به عنوان مشاور فني حضور يافت و برابر ايران، آنچه تيم وطنش نام مي*برد، قرار گرفت. ديداري كه در آن دوره، حس "شادي و نگراني" عجيبي درباره*اش داشت. "شديدا احساساتي بودم. به كشور و مردم عشق مي*ورزم ... در قلبم هميشه ايرانيم؛ فارغ از اينكه در كجا زندگي مي*كنم. به عنوان يك مربي حرفه*اي، آن روز روي نيمكت مخالف بودم. بورا (ميلوتينوويچ) به طور تئوري به من ياد داده بود يك مربي بين المللي با چنين روزهايي مواجه مي*شود؛ اما عملي با تئوري قابل مقايسه نيست." افشين قطبي وقتي حميد استيلي گل اول ايران را به ثمر رساند و اشك شوق ريخت، به صحنه فقط خيره شد و هيچ نكرد: "نمي*دانستم از جا بپرم و شادي كنم يا به عنوان مربي كه تيمش گل خورده، از ناراحتي گريه كنم. آن روز ملت ايران به بازيكنان تيمشان قوت قلبي دادند كه شبيه آن كمتر پيدا مي*شود." براي او چنين رفتارهايي عجيب بود؛ اما براي ما عادي چراكه فرهنگ اين ديار را مي*دانستيم؛ البته مربي ايراني الاصل كره پس از 29 سال دوري، همچنان مايل به ديدن وطنش است.
* آغاز سفر
افشين قطبي سپس آكادمي فوتبال AGSS را در كاليفرنيا راه اندازي كرد؛ اما عمرش تا سال 2001 بود چراكه در اين سال به كره جنوبي رفت تا به عنوان آناليزور (تحليلگر) كنار گاس هيدينك نشيند و به بزرگترين افتخار زندگي*اش دست يابد؛ چهارمي در جام جهاني 2002. وي البته در سمت مشاور فني در تيم*هايي چون آژاكس آمستردام، گالكسي ايالات متحده، اميا آريا ژاپن، KFA كره جنوبي و فدراسيون فوتبال چين فعاليت كرد تا دوران جديدي را تجربه كند.
قطبي در سال 2002 به عنوان كمك مربي در تيم سامپسون بلووينگز (قهرمان ليگ كره جنوبي) فعاليت كرد. او در سال 2004 به آمريكا بازگشت تا همين سمت را در لس آنجلس گالكسي بر عهده گيرد.
مربي ايراني الاصل بار ديگر به شرق آسيا بازگشت؛* اما اين بار در سمت مربي تيم ملي كره كه تا امروز ادامه داشته است. از اين روزها بود كه قطبي در رسانه*هاي ايراني مطرح و نامش در آنها درج شد؛ در صورتيكه تا پيش از آن، كمتر فوتبال دوست وطني او را مي*شناخت.
بيشترين تاثير بر وي را بورا ميلوتينوويچ داشته است. كو آدريانز (سرمربي سابق پورتو) و گاس هيدينك (سرمربي كره جنوبي در سال 2002) نيز در پرورش فكري قطبي تاثير ويژه*اي داشته*اند.
* بازگشت به وطن
ديدار تيم*هاي فوتبال ايران و كره جنوبي در 24 آذر 85 فرصتي بود تا افشين قطبي، كودك 13 ساله ديروز و مرد 40 و اندي ساله امروز به وطنش بازگردد؛ اتفاقي كه هرگز روي نداد تا همچنان در انتظار باقي بماند. اما چه شد كه نتوانست پس از 29 سال پاي در اين سرزمين بگذرد.
لي وون جايي، سخنگوي اتحاديه فوتبال كره جنوبي درباره عدم صدور رواديد براي افشين قطبي مي*گويد: "سفارت ايران در سئول به ما اطلاع داد كه رواديد قطبي صادر نشده است؛ بدون اينكه دليل خاصي را براي آن ارائه كند. آنها گفتند راهي غير از رعايت قانون كشور (براي صدور رواديد) ندارند. شايد او به دليل تابعيت آمريكا از رواديد محروم شد؛ اگرچه در ايران به دنيا آمده است."
البته ماجرا به همين اظهارات ختم نشد؛ حتي پيم وربيك (سرمربي هلندي كره) نيز سخناني احساسي به زبان آورد: "بسيار نااميد شده*ام. همه نااميد شديم. اين شرايط پيچيده، گيج كننده و نامتعارف است. اين براي نخستين بار است كه مربي تيم ملي كشوري را براي يك بازي به كشور ديگر راه نمي*دهند." اين شرايط چه بود كه وربيك از آن سخن مي*گويد؛ اما بيشتر توضيح نمي*دهد. به راستي، موضوع به اين پيچيدگي بود؟
افشين قطبي نيز به نوعي، سخنان پيشين را تكرار مي*كند؛ اما در كليات باقي مي*ماند و وارد جزئيات نمي*شود. وي عنوان مي*كند: "از مدتي پيش براي گرفتن رواديد از طريق فدراسيون كره اقدام كرده بوديم؛ اما رواديدم صادر نشد. بسيار دوست داشتم به كشورم بازگردم؛ اما اين اتفاق رخ نداد. از اين بابت بسيار متاسفم." قطبي در حالي از بازگشتش پس از 29 سال سخن مي*گويد كه اين جملات ابهاماتي را ايجاد مي*كند؛ ولي آيا مدارك اين مربي كافي بود؟
بازگشت اين ايراني مقيم ايالات متحده در حالي به تعويق افتاد كه دلايل اصلي آن در ماجراجويي رسانه*اي گم شد. حميدرضا آصفي، معاون پارلماني و كنسولگري وزارت امور خارجه مي*گويد: "قطبي داراي گذرنامه آمريكايي بوده و ترك تابعيت ايران نيز نكرده است. او شناسنامه ايراني ندارد و به عنوان يك ايراني خواهان ورود به ايران با گذرنامه*ي امريكايي است." اين همان اتفاقي بود كه براساس قوانين وزارت امور خارجه، امكان پذير نبود چراكه كليه اتباع ايراني تنها مجازند با گذرنامه ايراني وارد شوند. البته پيش از اعزام تيم فوتبال كره به تهران، از سوي سفارت ايران در سئول جلساتي با قطبي برگزار شد كه وي در پايان مسئولان سفارت را به "سنگ اندازي و كار سياسي" متهم مي*كند. اگرچه قطبي با تاخيري چند روزه گذر نامه*ي ايراني*اش را از طريق پدرش به سفارت ايراني در دوبي مي*رساند؛ اما ديگر زمان كافي براي پيمودن راه*هاي قانوني باقي نبود چراكه اين مراحل، حداقل هفت روز زمان نياز داشت و مدارك، در كمتر از اين آماده شد بود.
* شايد وقتي ديگر
ديدار 24 آذر به پايان رسيده. ايران به نتيجه 2 بر صفر در ورزشگاه آزادي تهران بر كره جنوبي غلبه كرد تا به عنوان صدرنشين از گروهش صعود كند و خود را مهياي مرحله نهايي سازد؛ اما افشين قطبي پس از 29 سال هم نتوانست به ايران باز گردد تا وطنش را از نزديك ببيند. او هنوز هم تصوير تهران در سال 56 را برابرش دارد؛ تصويري سياه و سپيد، با خط*هايي كه مي*آيند و مي*روند. او نيامد تا شاهد صف*آرايي يارانش برابر تيم كشورش باشد؛ اگرچه مي*توانست به ارائه مداركش در زمان مقرر، مانع از وقوع اين اتفاق شود.
افشين قطبي به ايران نرسيد تا همچنان ميان پاردوكس "اشك و لبخند" به سر برد. مسافر سه قاره سياره خاكي، همچنان سفر مي*كند و به دنبال وطن. راستي، چرا او در 29 سال اخير به ايران نيامده است؟ چشم*هاي قطبي در ديدار برابر ايران نيز خيره ماند. او هنوز هم نمي*داند بايد از جا بپرد و شادي كند يا براي گل خورده ناراحت باشد و گريه كند.
گزارش از محمد جماعت




Comment