Announcement

Collapse
No announcement yet.

Islamic World and Radicalism

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Islamic World and Radicalism

    جهان اسلام و راديكاليزم افراطي



    در اين تحقيق، ضمن اشاره به شاخص*ها و روش*هاي خشونت گرايان اسلامي ،* سعي شده است ،*به اين پرسش كه عمليات استشهادي با كدام معرفت و با كدامين فرجام خواهي صورت مي گيرد،*پاسخ داده شود. سپس به بررسي ريشه*هاي خشونت گرايي در جهان اسلام و نمونه*هاي خشونت گرايي و راديكاليزم و در مقابل رفتارهاي اتحاد گرايانه مي*پردازيم.


    در اين تحقيق، ضمن اشاره به شاخص*ها و روش*هاي خشونت گرايان اسلامي ،* سعي شده است ،*به اين پرسش كه عمليات استشهادي با كدام معرفت و با كدامين فرجام خواهي صورت مي گيرد،*پاسخ داده شود. سپس به بررسي ريشه*هاي خشونت گرايي در جهان اسلام و نمونه*هاي خشونت گرايي و راديكاليزم و در مقابل رفتارهاي اتحاد گرايانه مي*پردازيم.
    شهيد در لغت ،*به معني گواه كشته در راه خدا و كسي كه چيزي از او پوشيده نيست ، آمده است(1)
    واژه*هاي شهيد ،*شاهد ،*شهادت و مشهود در انسان بيانگر نوعي خاص از ديانت ،* رويت كردن،* حضور و آگاهي يافتن است. ( 2)* در اصطلاح اين واژه بر افرادي اطلاق مي*شود كه در راه خدمت به دين و دفاع از آن،* جان خود را فدا كنند؛ (3) اما واژه عمليات "* استشهادي "* در واقع طلب شهادت و عملي آگاهانه در راه خدمت به دين و دفاع از آن است؛* ولي طلب شهادت و طلب مرگ ،* بر اساس تعصب كور ،*دو مقوله كاملا متفاوت*اند ،*زيرا در طلب شهادت به غير از باور و اعتقاد شخصي،* نصوص و متون ديني معتبر نيز بايد عمل را تأييد كنند؛*ولي طلب مرگ بر اساس تعصب جرم انديشانه ،*تنها باور و اعتقاد شخصي را به همراه دارد؛ ولي هيچ گونه تائيدي از قرآن و سيره و سنت رسول الله در آن يافت نمي*شود؛* در واقع يكي شجاعت و ديگري حماقت است؛ اما عمل به تعصب*هاي جزم انديشانه و كور ،* كينه نهفته و ناداني نفرت انگيز ،*جمود و تحجر و پيروي از آباء و اجداد،* بي پيشتوانه عقلي ،*خلاف نص صريح قرآن و سنت رسول*الله است ،*زيرا در قرآن خطاب به پيامبر اكرم (*ص)* آمده است "* قل يا اهل الكتاب تعالو الي كلمه سوا بيننا و بينكم "* (4)* اي اهل كتاب بياييد سخني را پيروي كنيم كه ميان ما و شما يكسان است .
    در حقيقت ،*فراخواني و دعوت به سوي اصول مشترك ماند اصل توحيد در نظر است. هم چنين در قرآن آمده است :* "* ولا يجر منك شنئان قوم علي الا تعدلو "* (5)*:* د رمقابل دشمن حتما بايد عدالت را رعايت كنيد؛ در غير اين صورت از عدالت ساق مي*شويد . همچين در قرآن بر سنت نبوي و مسئله اخلاق و رفتار پيامبر (*ص) تأكيد شده است؛* مانند "* انك لعلي خلق عظيم"* (6) در سيره اخلاقي سياسي پيامبر (ص)*احترام به ديگران هر چند در عقيده با او مخالف باشند ،* نكته*اي مهم و با اهميت است ؛*ولي متاسفانه تندروي و اتخاذ خط مشي راديكاليزم افراطي در جهان اسلام ،*نوعي خروج از دستورات اسلام و رايش به انديشه*هاي جاهلي و ترويج گرايش قبيل وارگي است.
    در عمليات انتحاري مقبل در جامعه ديني خدمت به دين و دفاع از آن با آگاهي و معرفت ملاك است ؛* ولي چگونه افكار منجمد و متحجرانه كلمه حقي را مي*گويند و اراده باطل مي كنند. (7) دعوت باطلي در دنيا معاصر است كه بر آن لباس حق پوشانده آند اين همان دعوت خوارج است كه حضرت علي (ع) را تكفير كرد و سرانجام به جنابت*هاي متعدد دست يازيد . البته پس از ماجراي 11 سپتامبر 2001 به لحاظ رويارويي با نيروهاي استكباري ،* روش تندروي و راديكاليزم افراطي محبوبيتي كاذبانه يافت و شايد هم يكي از اهداف و نقشه*ةاي استكبار جهاني حمايت ظاهري از اين رويكرد افراطي در ميان مسلمين است تا بتواند به اهدف شوم خود در ايجاد تفرقه دست يابد. به هر حال تند روي و رايدكاليزم چه مورد حمايت استكبار جهاني باشد و چه نباشد ،*در جهان اسلام منفور و مذموم است . شواهد تاريخي و تجربي دنياي معاصر نيز نشان دهنده مطورد بودن اين رويكرد است.

    پيدايش خوارج سياسي در دوره حضرت علي (ع) ،* پيدايش فرقه وهابيت در دوره*هاي جديد القاعده و طالبان و نيروهاي خود سرا در ايران همگي حاكي از فراز و نشيب*هاي اين تفكر در جهان اسلام است در بررسي ريشه*هاي اين جريان مي*توان گفت : تند روي و راديكاليزم ،*محصول عوامل زير است"*
    1. برداشت*هاي شخصي فاقد معرفت و شناخت صحيحي از اسلام
    2. عدم تأسي به اصول و قواعد مسلم قرآني
    3. عدم تأسي به سيره و سنت رسول*الله
    4. اهداف و نقشه*هاي استكبار جهاني در ايجاد تفرقه
    5. به لحاظ روان شناختي و تيپولوژي سخت عاطفي و احساساتي و فاقد تعامل با ايده*هاي متفاوت و گوناگون

    شاخص *ها و ديدگاه*هاي خشونت گرايان اسلامي

    1. گرايش به اسلام گرايي سلفي و سنت*هاي وهابي

    بيشتر طرفداران خشونت در جهان اسلام از يك رگه بنياد گرايانه سلفي و خود ستيزي برخوردارند.
    آنان در تحليل مسائل اجتماعي . سياسي ،* قشري نگر و تحجر بوده و خشونت را داراي بار ذاتي و مطلق مي*دانند و از يك سيستم كاملا بسته ،*به قضاوت در مسائل مي*نشينند معمولا پيروان اين نظام جزم انديشانه ،*گيرنده*هاي فكري و عقيدتي خود را بر ساير سيگنال*هاي دانش سياسي اسلام بسته نگه داشته و از تفسيرهاي شخصي و سليقه*اي بهره مي*برند . خشونت گرايان اسلامي سنت*هاي وهابيت جمود گرايي منحرف را اتخاذ كرده اند تا در تبار شناسي خود به سابقه تاريخي استناد كنند و نيز از تهمت بي*هويتي رهايي يابند غافل از اينكه خود ستيزي آنان ،* علت از بين رفتن خودشان خواهد بو و همين دليلي بر بي هويتي آنان است ،*زيرا تجويز مطلق خشونت به معناي جايز دانستن خشونت در جهت نفي خشونت نيز هست و چيزي كه نافي خود باشد اساسا باطل و نادرست است . (

    2. رويكرد به منطق راديكالي و افراطي جريان جهادي

    عليرغم اينكه در اسلام ،* جماد امري پسنديده و مقبول است ؛* ولي خروج از اعتدال و روي آوردن به افراط و تفريط ،*امري مذموم است . خشونت بايد مطابق با عدالت باشد و از مرزهاي آن تجاوز نكند (9)
    اسلام شدت عمل را تنها به ميزان ضرورت مجاز دانسته است. در فقه سالامي قاعده "* الاسهل فالا سهل "* به ما مي*گويد:* زماني كه مراحل ساده و آراي ساز و كار و كار سازتر است،* نبايد به سراغ مراحل شديد تر رفت ؛ يعني اسلام شدت عمل را تنها به ميزان ضرورت مجاز مي داند (10)* در حالي كه يكي از ويژگي*هاي خشونت گرايان اسلامي ،*شدت عمل به عنوان يك هدف و ارزش است.

    3. پيرو كنش هاي اجتماعي عاطفي – ارزشي

    اگر بر اساس يك تقسيم بندي ،*كنش*هاي اجتماعي را به كنش*هاي ستني كنش*هاي عاطفي و كنش*هاي عقلاني تقسيم كنيم(11) در گروهك*هاي خشونت گراي اسلامي ،*كنش*ةاي عاطفي نمود بيشتري دارد. كنش*هاي عاطفي كنش*هايي هستند كه بر ارادت شخصي به رهبراني چون اسامه بن لادن و نخبگان آن استوار است و سلطه*اي كاريزمايي در گروه*هاي تروريستي و خشونت گرا ايجاد كرده است. كه در تمامي رده**هاي گروهك*هاي خشونت گرا مشاهده مي*شود رهبران كريزماي القاعده و ساير گروه*هاي تروريستي ، در پاسخ به "*مسئله معنايابي "* در تقابل بين فرهنگ اسلامي و غرب در دنياي مدرن ،*رشد و نمو يافتند و در نتيجه كنش*هاي طرفداران خشونت گرايي اسلامي ،*خالي از وجه معنا،*ارزش و جهت گيري نيست . عقايد ميليشاي القاعده به هر صورت داراي برداشت ،*نيرو و تاريخ دروني خاص خويش است در اين ميان نخبگان القاعده و گروه*هاي خشونت گرا ،*چون تعاريف جعلي جديدي از جهان معاصر و انسان عرضه مي كنند هرگاه پيرواني بيابند كه به تعريف عرضه شده ، متعهد باشند يك جنبش اجتماعي و لو منحرف پديد مي*ايد كه به نظام اعتقادي واحدي معتقد بوده و معمولا در شرايط تهي شدن زندگي از معنا در زمينه*اي از نارضايتي نسبت به محيط پيرامون پديد مي*آيد و اين نخبگان دست به بسيج پيروان مي*زنند. ميان پيروان و نخبگان خشونت گرا ارادت از نوع كنش عاطفي ارزش است وجه مهم انديشه كاريزما در آثار و تجديد سنت است (13) كه در القاعده و ساير گروه*هاي خشونت گرا ،* *اسلام گرايي سلفي ،*با بار ارزشي منفي در ضمير آنان پنهان است.

    4. پيرو اصالت پراگماتيسم اسلامي و عمل گرايي شتاب*زده

    طرفداران راديكال افراطي ،*عمل را شرط لازم هدف مي*دانند و از مشرب تجربه گرايي بهره مي*گيرند(13) نخبگان گروه*هاي خشونت گرا معتقدند كه فكر و انديشه بايد با مقاصد سود و نفع همراه باشد. تا نتايجي كه مورد نظر است ،*تحقق يابد؛*به اين وسيله حقيقت را از راه عمل مورد كاوش شناخت قرار مي*دهند . با عنايت به اينكه عنصر اصلي حقيقت براي آنان " فايده" است به اين ترتيب ،*روشن مي*شود كه چگونه حل مشكلات اجتماعي سياسي ،*جانشين دستيابي به حقيقت مي*شود . نخبگان القاعده مانند تفكر ماكياول ،*براي رسيدن به مقصود و هدف تمام راه*هاي غير مشروع را پيشنهاد مي كنند و در اين رابطه ،*از تاريخ دليل و شاهد مي*آورند ؛* ولي هيچ گونه دليل موجهي براي مشروع بودن عقايد و اندرزهاي خود ندارند.

    5. ايجاد يك غيريت سياسي ستيزه جو ،*با بهره*وري از حربه تكفير

    خشونت گرايان اسلامي راديكال ،*به دليل پيروي از قشري گري و سطحي نگري در مسائل اجتماعي ، سياسي ،*دائما در باز توليد تعريف خود غيريت سازي مي*كنند و پس از غيريت سازي خصمانه وجه سياسي براي آن مي*تراشند و از رابطه تضاد و تقابل كه نوعي بينش و منش وجه حذف فيزيكي است ، استفاده مي*برند . براي آنان فرقي نمي*كند كه در غيريت سازي نيروهاي اشغالگر ، بيگانه باشد يا مردم مسلمان شيعه عراق يا اهل سنت مخالف خشونت گرايي ، در قوه مخيله آنان ،*حربه تكفير با بهانه*اي واهي ،*تنها ابزاري كاربردي براي حذف رقيب است . حريف عقيدتي ،*فرهنگي خود را به يك حريف سياسي ستيزه جو تبديل مي*كند تا بتوانند در حفظ آرمانها و ارزش*هاي منفي خود كه پنداري بيش نيست ،*جان و حيثيت خود را فدا كنند .

    6. پردازنده و تئوريزه كننده گفتان خشونت

    خشونت گرايان اسلامي با توجه به اينكه از هيچ عقبه فكري معقولي برخوردار نيستند و فاقد تئوري زيست اجتماعي ،*سياسي منسجم هستند ،*اخيرا در ترورهاي كور خود ، براي توجيه اهداف و ارزش*هاي منفي خود ،*اقدام به تئوري سازي (14) بر مبناي فكري سطحي و بي عمق كرده*اند ؛*آنان با الهام از شخصيت كاريز ماتيك نخبگان خود و نقش عنصر احساسات و عواطف روحي ، رواني و تحصيلات اكادميك و حوزه*اي ،*در مدارجي بالاتر پشتيبان خود ،* تئوري ترور و خشونت را در چارچوب پراگماتيسم اسلامي ،*رويكرهاي داروينيسم اجتماعي يعني «الحق لمن غلب » كه از خصم خود فرهنگ غربي گزينش كرده*اند ،*با لعاب و روكش اسلام گراي سلفي در كاربرد واژه*هاي شهيد ،*جهاد با كفار و مشركين به صورت گفتمان خشونت در ميان جواناني كه اكثرا احساساتي و عاطفه گرا هستند ،*كاربردي كرده*اند.

    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    Working...
    X