Announcement
Collapse
No announcement yet.
Political Student
Collapse
X
-
دوم . ضرورت سياسي بودن دانشجو
در مورد سياسي بودن دانشجو و اينكه آيا لازم است ، دانشجو علاوه بر فعاليت هاي علمي و پژوهشي خويش ، مشاركت سياسي داشته باشد ؛ سه تفكر وجود دارد:
1. عده اي مخالف سياسي بودن دانشجو و هر گونه فعاليت سياسي او هستند و به فرموده مقام معظم رهبري ، " در محيط دانشگاه ، بعضي ها حوصله حركت ندارند ؛ مي گويند بگذار كارها را بكنيم ، درسمان را بخوانيم ، زودتر اين ورق پاره را بگيريم و مثلا دنبال كاري برويم ... اينها مشمول ... بيداري ، خيزش و حركتي كه عنوان دانشجويي دارد ، نيستند .
2. برخي دانشجوي سياسي پيرو و كاملا فاقد درك و بينش سياسي مي خواهند تا به عنوان ابزاري ، افكار آنها را در سطح دانشگاه تبيلغ كند و به اصطلاح به عنوان " توپخانه و مهمات سياسي " عمل كند . ترويج كنندگان چنين تفكري ، عموما جريان هاي سياسي ، احزاب و باندهايي هستند كه تنها در پي كسب قدرت ، به هر وسيله بوده ، با استفاده از جايگاه مهم دانشگاه و موقعيت حساس دانشجويان ، اهداف نامشروع و غيرقانوني خود را حتي با ناديده گرفتن امنيت و منافع ملي ، در جهت تضعيف نظام اسلامي و مردمي كشورمان تعقيب مي كنند .
3. دسته سوم با رويكردي واقع بينانه ، به جايگاه دانشگاه و دانشجو و نقش مهم آن در ساختارهاي اساسي كشور ، بر ارتقاي سطح بينش و تحليل سياسي دانشجويان ، حفظ استقلال و مشاركت سياسي مناسب با نقش و كاركردهاي دانشجويي ، تأكيد و اهتمام دارند.
مهم ترين دلايل
در يك جمع بندي ، مهم ترين دلايل ضرورت سياسي بودن و لزوم مشاركت سياسي دانشجو عبارت است از :
يكم . آموزه هاي اسلامي
در نگاه ديني و با مراجعه به نصوص و مباني اسلامي ، مشاركت سياسي و حساسيت به امور جامعه ، به عنوان يك حق ، وظيفه و تكليف همگاني ، مورد اهتمام آموزه هاي ديني مبين اسلام است كه در
آموزه هاي متعددي نظير مقام خليفة الهي انسان ، بيعت با حاكم ، امر به معروف و نهي از منكر ، عنصر مشورت ، پاسخ گويي واليان و حاكمان به مردم و نظارت بر قدرت سياسي و ... ، تبيين گرديده است .
بر اساس جهان بيني اسلامي و آيه شريفه " اني جاعل في الارض خليفه " ؛ انسان ، جانشين خدا در زمين و موجودي آزاد و خودمختار است و اين آزادي و اختيار ، آن گاه كه با آگاهي و قدرت قرين گردد ، مسئوليت را به بار مي آورد . از اين منظر انسان در برابر خدا ، خود ، انسان هاي ديگر و طبيعت مسئول است . شهيد صدر در تفسير آيه فوق مي نويسد : خلافت انسان در قرآن ، در حقيقت شالوده حكومت انسان بر هستي است و حكومت ميان مردم ، همه از ريشه همان خلافت سرچشمه مي گيرد : " حق حاكميت ملي " نيز به عنوان خليفة الله بودن انسان ها مي تواند مشروع و قانوني باشد .
اين مسئوليت از سويي موجب مي شود كه انسان در قبال سرنوشت ، كمال و سعادت خويش احساس وظيفه كند و از سويي ديگر ، چون به تعامل و تأثير و تأثر خود با اجتماع واقف است ، خود را نسبت به اجتماع مسئول بداند . پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايد : " الا كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته " ؛ شما همه ناظر و راهبر و نسبت به يكديگر مسئول هستيد . علامه محمدتقي جعفري ، آموزه ديني شورا و مشورت را نشانه جايگاه خاص مردم در تعيين سرنوشت شان
مي داند. برخي مفسران نيز ، نقش اراده و اختيار انسان را در تعيين سرنوشت سياسي خويش فراتر از بحث شورا ، به كليه مباحث اجتماعي قرآن و فقه سياسي تسري مي دهند .
از سوي ديگر ، مشروعيت حكومت ديني امري الهي بوده ، به قبول و نفي مردم بستگي ندارد ؛ اما در عين حال ، مقبوليت حكومت كه از رهگذر رضايت عمومي و مشاركت همگاني در قالب بيعت مردم با رهبر جامعه محقق مي شود ، همواره مورد اهتمام پيشوايان ديني بوده و در فقه سياسي اسلام مورد توجه و بحث قرار گرفته است . چنان كه حضرت علي (ع) هنگام بيعت مردم با وي ، حق حاكميت و تعيين حاكم را از حقوق اختصاصي و مسلم مردم عنوان كرده و مي فرمايد :
" اي مردم ! تعيين حاكم جزء حقوق شماست و كسي نمي تواند بر مسند حكومت بنشيند ، مگر آنكه شما او را انتخاب كنيد . من به عنوان حاكم ، تنها امين و كليددار شما هستم " . حضرت امام (ره) نيز تصريح مي كند : " از حقوق اوليه هر ملتي است كه بايد سرنوشت و تعيين شكل و نوع حكومت خود را در دست داشته باشد " .
بالاخره اينكه از مهم ترين حقوق دولت بر مردم و از وظايف سياسي افراد در جامعه ، مسئوليت نظارت و نصيحت زمامداران و حكومت اسلامي است .
بنابراين ، از منظر ديني و با مراجعه به نصوص و مباني اسلامي ، مشاركت سياسي فعال و حساسيت نسبت به سرنوشت خود و جامعه ، نه تنها يك حق ، بلكه يك تكليف حتمي ، ضروري و " ارزشي مطلوب " براي دانشجويان و عموم جامعه است .
دوم .حقوق اساسي
اصول متعدد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، مشاركت سياسي آحاد مردم را به رسميت شناخته و راهكارهاي تحقق آن در نظر گرفته شده است . چنان كه در اصل پنجاه و ششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي خوانيم : " حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او ، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است . هيچ كس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند ، يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد مي آيد ، اعمال مي كنند " . در اصل ششم نيز آمده است : " در جمهوري اسلامي ايران ، امور كشور بايد ، به اتكاي آراي عمومي اداره شود ؛ از راه انتخابات ، رئيس جمهور ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي شوراها و نظاير اينها يا از راه همه پرسي " اصل بيست و ششم قانون اساسي نيز اين گونه مقرر مي دارد: " احزاب ، جمعيت ها ، انجمن هاي سياسي و صنفي و انجمن هاي اسلامي يا اقليت هاي ديني شناخته شده آزادند ، مشروط به اينكه اصول استقلال ، آزادي ، وحدت ملي ، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نكنند . هيچ كس را نمي توان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكي از آنها مجبور ساخت " .
سوم . كاركردهاي اجتماعي
تبيين كاركردهاي دانشگاه ، به عنوان يكي از مهم ترين بخشهاي ساختار فرهنگي كشور و نقشي كه دانشجو در اين زمينه به عهده دارد ؛ به خوبي مبين ضرورت مشاركت سياسي دانشجويان است ؛ از ديدگاه انديشمندان علوم اجتماعي و سياسي كه به تبيين و بررسي ساختارهاي نظام اجتماعي ، كاركرد و روابط آنها با يكديگر پرداخته اند ، و به نظريه " ساختارگرا كاركردي " مشهور است ؛ دانشگاه كاركرد و نقش مؤثري بر ساير ساختارهاي جامعه دارد . چنان كه تالكوت پارسونز ، با ترسيم يك نظام سلسله مراتبي سيبرنتيك معتقد است كه كار ويژه نظام فرهنگي ، كنترل و نظارت از طريق توليد دانش و اطلاعات است كه با ايفاي نقش فرهنگي مطلوب خويش ، نظام سياسي را جهت دهي و هدايت كرده و براي نظام اقتصادي نيز قابليت هاي لازم را تأمين و نيروي انساني مورد لزوم را تربيت كند و ظرفيت انطباق نظام را با محيط افزايش دهد و براي نظام اجتماعي نيز الگو و راهنماي عمل خواهد بود ؛ به عبارت ديگر ، كاركرد نظام اجتماعي ، حفظ انسجام و ثبات يك جامعه است و كاركرد نظام سياسي تحقق اهداف تعهدآور يك نظام است و نظام اقتصادي ، به دنبال انطباق نظام با محيط اطراف است و دانشگاه محلي است كه ظرفيت انطباق با محيط ، اعم از فيزيكي و اجتماعي را افزايش داده ، موجبات تسلط و كنترل بر آن ، به منظور رفع نيازهاي انساني را فراهم مي سازد . همچنين نقش مهمي در اهداف سياسي و استراتژي نظام سياسي و تأمين الگوي ثبات اجتماعي را بر عهده دارد .
بر اين اساس ، دانشگاه جزيره اي مستقل از جامعه نيست و ضمن تأثيرپذيري از نظام سياسي ، توانايي مهمي در تأثيرگذاري بخش هاي مختلف آن دارد . زماني تحصيل كرده يك محيط علمي قادر خواهد بود ، براي سامان دادن به مديريت نظام اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و ... ، كارايي علمي مطلوب و مؤثري داشته باشد كه همگام با كسب دانش هاي روز ، نسبت به موضوعات اساسي كشور و نحوه مديريت آن ، حساسيت لازم را داشته باشد و از نزديك با مشكلات و مسايل اجتماعي جامعه خود نيز آشنا شود و عملا مشكلات را شناسايي كند و راه رسيدن به اين مقصود ، حضور و مشاركت فعال دانشجويان در دل اجتماع است و در صورت آگاهي از مناسبات فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و به تبع آن احساس مسئوليت براي هدايت جامعه و انسان است كه در نهايت يافتن راه درمان دردها با استمداد از آموخته ها و تجربيات نظري و علمي براي دانشجو ميسر مي شود .
از سوي ديگر ، يكي از كاركردهاي دانشجويان ، ايفاي نقش الگو براي هم سن و سالان خويش بوده و از توانايي قابل توجهي در تأثيرگذاري بر اطرافيان و خانواده هاي خود برخور دارند ؛ مهم تر آنكه بسياري دانش آموختگان دانشگاه ، وارد بازار كار ، عرصه اجرايي و مديريتي كشور خواهند شد ؛ از اين رو ، نوع رفتار و جهت گيري هيا آنان در قبال مسائل سياسي كشور ، از اهميت به سزايي برخوردار است .نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور

Comment