View Full Version : َAyatollah Lankarani ,Senior Iranian Cleric Dies After Illness
RedWine
06-16-2007, 10:57 AM
آيت الله فاضل لنکرانی درگذشت
آیت الله محمد فاضل لنکرانی از مراجع تقلید شيعه در قم در سن 76 سالگی درگذشت.
آيت الله فاضل لنکرانی از مدتها پيش بيمار بوده و برای معالجه به يکی از بيمارستانهای لندن مراجعه کرده بوده، برخی گزارشها حاکی از اين است که وی در لندن درگذشته و بنابر برخی ديگر از گزارشها، آيت الله لنکرانی دو روز پيش از درگذشت به ايران بازگشته و در منزل شخصی اش در قم درگذشته است.
http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2004/04/20040425145734040425_lankarani203.jpg
آيت الله لنکرانی از جمله چند روحانی بلندپايه ای بود که علاوه بر جايگاه مذهبی، در تشکيلات جمهوری اسلامی نيز صاحب مقام بودند و معرفی کننده او به عنوان مرجع تقليد نيز، جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم بودند که از تشکلهای عمده سياسی جناح محافظه کار ايران به شمار می روند.
وی پيش از مرجعيت، مدير شورای مديريت حوزه علميه قم بود، اين شورا که چند سال پس از روی کارآمدن حکومت جمهوری اسلامی در ايران برپا شد، نظام سنتی حوزه های علميه را تغيير داد و با از ميان بردن استقلال مدارس علميه، آنها را از نظارت مستقيم مراجع و علما خارج ساخت و تحت مديريت و برنامه ريزی واحدی قرار داد.
در انتخابات دومين دوره مجلس خبرگان رهبری ايران در سال 1990 (1369) که شکاف ميان جناحهای سياسی رقيب در ايران را بيش از پيش علنی ساخت، آيت الله فاضل لنکرانی به عنوان يکی از علمای برجسته تعيين شده بود که بايد صلاحيت فقهی داوطلبان را برای نامزدی اين مجلس تعيين می کردند.
روند تعيين صلاحيت داوطلبان در آن زمان اعتراض فراوان برانگيخت و مانع از ورود روحانيونی به مجلس خبرگان شد که بعدها در جناح اصلاح طلب ايران جای گرفتند.
آيت الله فاضل لنکرانی، خود زاده شهر قم بود اما پدرش، اهل لنکران، واقع در جمهوری آذربايجان کنونی بود و به همين دليل، آيت الله لنکرانی پس از احراز مرجعيت و با پيروی از سنت مراجع شيعه که معمولاً در سرزمين پدری خود از مقلدان و پيروان بيشتری برخوردار بودند، توجه خاصی نسبت به جمهوری آذربايجان داشت که اکثريت مردم آن شيعه مذهبند.
وی چند ماه پيش فتوای قتل دو روزنامه نگار در اين جمهوری را صادر کرده بود که با انتشار مقاله ای در نشريه خود، دين و پيامبر اسلام را مورد انتقاد قرار داده و اعتراضاتی در اين جمهوری و همچنين در ايران برانگيختند تا آنجا که دادگاهی در باکو نيز اين دو روزنامه نگار را به مجازات زندان محکوم کرد.
آيت الله لنکرانی در حوزه علميه قم نزد آيت الله بروجردی، مرجع بزرگ وقت شيعه و همچنين آيت الله خمينی تحصيل کرده و آن گونه که در زمان حيات خود گفته بوده، از دوران نوجوانی دوست و همدرس سيدمصطفی، فرزند ارشد آيت الله خمينی بوده است.
آيت الله لنکرانی در حرکتهای اعتراضی آيت الله خمينی عليه حکومت وقت ايران، از هواداران وی و فعالان اين حرکت بوده و پس از آنکه چند بار بازداشت و بازجويی شد، چهار ماه به شهر سنی نشين بندرلنگه در جنوب ايران و دو سال و نيم به مناطق کويری استان يزد تبعيد گرديد.
وی پس از انقلاب به تدريس در حوزه علميه قم پرداخت و در سالهای اخير نيز مؤسسه ای پژوهشی با عنوان مرکز فقهی ائمه اطهار در قم تأسيس کرده بود.
از آيت الله فاضل لنکرانی دو کتاب فقهی نهاية التقرير و تفصيل الشريعه به چاپ رسيده است.
RedWine
06-16-2007, 10:59 AM
Grand ayatollah Mohammad Fazel Lankarani has passed away due to a serious sickness at his home in the holy city of Qom .
Ayatollah Lankarani who was one of the leading clerics in Iran and the Muslim world Passed away on Saturday morning at the age of 76. He was previously hospitalized in Tehran due to his bad health conditions.
Ayatollah Lankarani was one of the forerunners of the Islamic Republic in its anti-imperialist policies and he had been teaching at many Islamic seminaries and schools for years.
He condemned the US occupational forces in Iraq for the bombing of the holy shrines of Shia Imams in Samara just days before his demise.
Grand Ayatollah Mohammad Fazel-Lankarani, one of Shia Iran's most senior clerics, died today after a period of illness, official media reported, without giving details on the cause of death.
Born in 1931 in the religious city of Qom, he was a supporter of the founder of the Islamic Republic, the late Ayatollah Ruhollah Khomeini, in the struggle against the US-backed shah.
His official website says he was jailed several times before the shah's 1979 overthrow and also spent time in exile inside Iran. After the revolution, he was a member of the 86-member Assembly of Experts, a clerical body which supervises and can even dismiss Iran's supreme leader.
In 1998, Iranian media said he and two other senior Iranian clerics called on Islamic followers to kill author Salman Rushdie under a death edict which the Iranian government the previous week had disavowed under a deal with Britain.
They said the "fatwa", or religious ruling, issued by Khomeini in 1989 for Rushdie's alleged blasphemy of Islam in the novel "The Satanic Verses", was irrevocable and it was the duty of Muslims worldwide to carry it out. Khomeini died in 1989.
donsaeid
06-16-2007, 06:30 PM
به مناسبت هتك حرمت حرمين عسگريين صادر شده بود
آخرين پيام آيت الله فاضل لنكراني پيش از رحلت
حضرت آيت الله فاضل لنكراني پيش از رحلت، آخرين پيام خود را در بستر بيماري به مناسبت هتك حرمت مجدد حرمين سامرا صادر كرده بود.
متن كامل اين پيام بدين شرح است.
بسم الله الرحمن الرحيم
دست كثيف تحجر و استعمار بار ديگر مصيبت بزرگي را رقم زد و مسلمانان و شيعيان را عزادار ساخت. اهانت و تخريب حرمين عسكريين عليهما السلام، كه براي دومين بار در فاصله كوتاهي صورت گرفت، حاكي از عمق دشمني مخالفين اسلام است؛ ترديدي نيست كه اين عمل با طراحي آمريكا و سائر اشغالگران و با تحريك صهيونيزم بوده است.
براي همه آگاهان روشن است كه وهابيت، كه به اتفاق همه گروههاي مسلمين، از اسلام خارجند و مولود كفر و يهود مي*باشد، هيچ فلسفه وجودي به جز مخالفت با اسلام و قرآن و ايجاد تفرقه ميان مسلمين ندارد. اين گروه نه تنها به دنبال هدم مظاهر مقدس شيعه، بلكه در صدد از بين بردن همه آثار و مقدسات اسلامي، از جمله مرقد نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم است؛ و روزي قرآن و كعبه مقدسه را نشانه خواهند رفت.
مع الاسف در حادثه قبل، دنياي اسلام واكنش اساسي نشان نداد و اگر دولتهاي اسلامي و علماي گروههاي مختلف از خود عكس العمل جدي نشان مي*دادند، امروز اين مشركان خبيث با مظاهر توحيد چنين برخورد نمي*كردند. بايد همه مسلمانان و شيعيان ضمن حفظ وحدت و آرامش چاره*اي اساسي براي حذف اين مولود نامشروع يعني وهابيت بنمايند.
همه مي*دانند ائمه طاهرين سلام الله عليهم اجمعين الگوي كامل توحيد در ميان انسانها و بشريتند و احترام به قبور آنان ريسماني است محكم، براي تقرب به حق تبارك و تعالي و از مصاديق روشن «و من يعظم شعائر الله» است.
آمريكا روزي عده*اي جاهل و عالم*نما را مأمور تكفير شيعه كرد و امروز به وسيله همان گروه دست به تخريب اماكن مقدسه زده است و به دنبال ايجاد جنگهاي داخلي در كشورهاي اسلامي است و اين امري است كه هوشياري بيشتري را براي مسلمانان مي*طلبد. دشمنان اسلام و اهل بيت مطمئن باشند اين حوادث، مسلمانان واقعي را در تعظيم و تكريم نسبت به اهل بيت مصمّم*تر خواهد ساخت. ما از دولت محترم عراق مجدّانه خواستاريم كه براي حفظ عتبات مقدسه اقدامي قاطع داشته باشد و از اين مراكز كه قلوب همه مسلمانان به آن توجه دارد، محافظت و مراقبت نمايد.
اين*جانب اين حادثه دلخراش را به محضر مقدس ولي الله الاعظم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تسليت عرض مي*نمايم، و براي همه عاشقان و دلدادگان اهل*بيت صبر و اجر از خداوند متعال مسئلت مي*نمايم.
محمد فاضل لنكراني
23/3/1386
27 جمادي الاول 18428
13 ژوئن 2007
donsaeid
06-16-2007, 06:33 PM
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/1_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/2_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/3_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/4_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/5_8603260525_L600.jpg
donsaeid
06-16-2007, 06:34 PM
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/6_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/7_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/8_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/9_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/10_8603260525_L600.jpg
donsaeid
06-16-2007, 06:34 PM
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/11_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/12_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/13_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/14_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/15_8603260525_L600.jpg
donsaeid
06-16-2007, 06:35 PM
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/16_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/17_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/21_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/23_8603260525_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603260525/20_8603260525_L600.jpg
donsaeid
06-16-2007, 06:40 PM
enshallah ishon ba masoomin mahshor beshavand va az khodavand baraye khanevade va yarane vafadare ishon taghazaye sabr mikonam.
آيت الله فاضل لنکرانی، خود زاده شهر قم بود اما پدرش، اهل لنکران، واقع در جمهوری آذربايجان کنونی بود
lankaran ghesmati az ostane talesh dar keshvare azarbaijan hast ke man shakhsan 2-3 bar raftam onja :)
donsaeid
06-16-2007, 06:42 PM
آخرين پيام آيت الله فاضل لنكراني به مناسبت هتك حرمت حرمين سامرا
http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8603%5CImageNews%5C860326%5C40_860326_L 600.jpg
donsaeid
06-16-2007, 06:45 PM
تسليت هاشمي رفسنجاني به مناسبت رحلت آيت الله فاضل لنكراني
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام رحلت آيت الله فاضل لنكراني را تسليت گفت:
به نقل از دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام متن پيام هاشمي رفسنجاني به اين شرح است:
بسم*الله الرحمن الرحيم
انالله و انا اليه راجعون
رحلت جانگداز حضرت آيت*الله العظمي حاج شيخ محمد فاضل لنكراني، عالم جليل*القدر و مرجع بزرگ تقليد موجب تاثر و تالم خاطر گرديد.
اين عالم رباني كه از خاندان روحاني و در خانواده علم و تقوي و روحانيت متولد شد، با هوش و استعداد خدادادي به سرعت مدارج بالاي حوزوي را طي كرد و به عالي*ترين درجه اجتهاد نائل گشت. طلاب و شاگردان زيادي از محضر درس اين عالم جليل القدر كسب فيض نمودند و آثار و بركات عمر شريف ايشان در تاريخ تشيع ماندگار خواهد بود.
مرحوم حضرت آيت*الله العظمي فاضل لنكراني در دوران مبارزه عليه طاغوت و مظاهر ستم يكي از پيشتازان بودند و به پيروي از مبارزات امام راحل بارها توسط عمال رژيم شاهنشاهي دستگير، بازجويي، زندان و شكنجه شد و رنج و مشقت تبعيد را نيز در نقاط بد آب و هوا به جان خريد.
اينجانب رحلت غمبار و مصيبت فقدان جانكاه اين عالم و روحاني گرانسنگ عالم تشيع را به حضرت ولي عصر (عج)، رهبر معظم انقلاب، حوزه*هاي علميه بويژه قم، مراجع عظام و آحاد مردم تسليت مي*گويم و از درگاه خداوند متعال براي آن عالم جليل*القدر رحمت واسعه و براي بازماندگان محترم بويژه فرزندان برومندش صبر و اجر مسئلت مي*كنم.
اكبر هاشمي رفسنجاني
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام
donsaeid
06-16-2007, 06:46 PM
زندگينامه فقيه عاليقدر آيت الله العظمي فاضل لنكراني
آيت الله فاضل لنكراني از مراجع تقليد امروز به ملكوت اعلي پيوست به همين مناسبت براي پاسداشت اين عالم ديني بخش*هايي از زندگي اين فقيد در زير مي*آيد.
مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى كه از نام آورترين مردان علم و ايمان و عمل و از مراجع تقليد جهان تشيع محسوب مي شد، در سال 1310 ديده به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت آيت الله فاضل لنكرانى نه تنها يك روحانى جليل القدر، كه اساساً از محترم ترين بزرگان و اساتيد حوزه علميه قم به شمار مى رفت.
آن بزرگ مرد كه از مهاجران قفقاز بود و سال ها در مشهد مقدس و حوزه علميه زنجان به تحصيل و تدريس اشتغال داشت، يك سال بعد از آن كه حوزه علميه قم به دست تواناى حضرت آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى رحمة الله عليه تأسيس شد وارد قم و حوزه علميه مقدسه آن گرديد. در همان اوان با يكى از خاندان هاى اصيل وصلت كرد و از اين وصلت، فرزندانى نيكوتبار به وجود آمدند و بدينسان، استاد عزيز ما، حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى، كه چهارمين فرزند آن خاندان و تنها فرزند روحانى پدر به شمار مى رود در خانواده علم و تقوى و روحانيت تولد يافت.
استاد از همان سال هاى كودكى، سخت تحت تأثير جاذبه معنويت پدر قرار گرفته و دلباخته راه او شد و در آن عوالم پاك و بى آلايش كودكى تصميم گرفت راه و روش زندگى پدر را سرمشق خود قرار دهد و به عالم روحانيت بپيوندد.
پس به محض آنكه دوره شش ساله تحصيل ابتدايى را به پايان برد، با آنكه در رشته تحصيلات جديد رشد و توفيق بسيار به دست آورده و هوش و استعداد فراوان بروز داده بود، يكباره از ادامه تحصيل در مدارس جديد چشم پوشيده به جامعه طلاب علوم دينى پيوست.
در آن زمان درست 13 سال از عمرش مى گذشت، اما يك دنيا شور و علاقه به راهى كه در پيش گرفته بود، در دلش شعله مى كشيد. علاوه بر تمام جاذبه هايى كه دنياى ساده و بى آلايش و در عين حال سرشار از عمق و معنويت طلبگى برايش به همراه داشت، عامل ديگرى نيز كه دست سرنوشت در كنارش قرار داد و باعث شد تا نوجوان پرشور، راه خود را با عشق و علاقه بيشترى ادامه دهد، آن بود كه يكى از دوستان بسيار عزيز دوران تحصيلات ابتدايى كه با او سابقه دوستى و ارتباط معنوى و عاطفى داشت ـ مرحوم آيت الله حاج سيّد مصطفى خمينى فرزند ارشد امام راحل(قدس سره) در اينجا نيز درست در كنار او قرار گرفت و آنها به عنوان دو رفيق شفيق و دو همراه و همقدم وفادار، اين راه صعب و طولانى و در عين حال شيرين و دل انگيز را با هم ادامه دادند. به قول خود استاد: «وجود اين دوست عزيز در شدت علاقه ما به راهى كه در پيش گرفته بوديم، نقش مهمى داشت. و از همان اوان به كمك يكديگر و به عنوان دو هم مباحثه مشغول تحصيل شديم.»
از آنجا كه عشق، راهنماى استاد، و شور و علاقه، چراغ راهش بود، تحصيلات دينى او با سرعتى بسيار پيش مى رفت، به طورى كه دوره هاى ادبيات و سطوح را كه معمولا طلّاب ديگر در مدت 8 يا 9 سال به پايان مى بردند، وى تنها در مدت 6 سال سپرى كرد; از اين رو هنگامى كه درست 19 سال از سنين عمر را پشت سر نهاده بود، وارد آخرين مرحله تحصيلات حوزه اى يعنى درس خارج گرديد.
وقتى اين جوان 19 ساله در درس خارج، آن هم درس خارج مرحوم آيت الله العظمى بروجردى كه بسيار سنگين و در سطح بالايى بود، شركت مى كرد، مى توان گفت كه جوان ترين شاگرد آن جلسات بود; از اين رو قيافه جوان او در ميان سايرين سخت جلب توجه مى كرد، به طورى كه چه بسا كسانى هم بودند كه به خاطر همين سن و سال كم، تصور مى كردند شايد او اصلا قادر به درك و فهم مطالب مطروحه در آن جلسات نباشد. اما چنين تصوّرى نمى توانست جز يك برداشت پوچ و واهى چيز ديگرى باشد; به ويژه آنكه استاد عزيز امروز و طلبه جوان و پرشور آن روز، هر درسى را كه در محضر آيت الله بروجردى مطرح مى شد، همان روز به زبان عربى مى نوشت و اين نشان مى داد كه نه تنها درس را درك كرده است بلكه به مفاهيم آن تسلط و احاطه هم پيدا نموده است، به طورى كه چندى بعد، روزى كه مرحوم آيت الله بروجردى در منزل پدرى استاد، همان نوشته ها را ملاحظه كرده بودند، خطاب به پدر بزرگوار آيت الله فاضل فرموده بودند: «هيچ فكر نمى كردم كه وى اين سن و سال اندك بتواند به اين خوبى به تمام رموز و خصوصيات درس ها آشنا بشود و خصوصاً آنها را در قالب عباراتى جالب توجه از نظر تفهيم و تفهّم و آن هم به زبان عربى به رشته تحرير در آورد.»
در همان سال ها بود كه امام راحل و رهبر كبير انقلاب اسلامى، تدريس يك دوره علم اصول را آغاز كردند و شيفتگان فراوانى گرد شمع وجود ايشان جمع شدند تا از محضر فيض ايشان توشه برگيرند. يكى از از پرشورترين آن افراد حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى بود. استاد، آن روزها ضمن شركت در درس مرحوم آيت الله بروجردى، در جلسات فيض بخش درس امام راحل نيز شركت مى كرد، و بدين سان يك دوره اصول كامل از مباحث الفاظ و مباحث عقليه را در محضر امام راحل فرا گرفت كه حدود هفت سال به طول انجاميد.
همچنين امام راحل، در كنار درس اصول، يك دوره درس فقه هم از كتاب طهارت آغاز كرده بودند كه از همان نخستين روز، استاد در آن جلسات نيز شركت مى جست و درس فقه امام راحل را نيز با دقت و هوشيارى و تيزبينى خاص خود ضبط و ثبت مى كرد، به طورى كه حاصل اين نوشته ها به چند جلد كتاب بالغ مى شد.
بدين گونه استاد كه عمر پرثمرش را در راه تحصيل علم و تدريس آموخته و اندوخته هاى خود گذرانيده بود، در سال هاى جوانى حدود 11 سال در درس مرحوم آيت الله بروجردى و حدود 9 سال نيز مجموعاً در درس هاى فقه و اصول امام خمينى(قدس سره)شركت داشت و از آن خرمن هاى پرفيض، دامن دامن توشه بر مى چيد...
از اينها گذشته، استاد كه عشق آموزش علم تمام زندگى اش را سرشار كرده بود، در كنار درس هاى فقه و اصول، چند سال از عمر پرثمرش را نيز در درس هاى فلسفه و حكمت گذرانيد. در اين رشته استاد او، بزرگ مرد تفسير، استاد كم نظير، مرحوم علاّمه طباطبايى بود كه وى در محضر پربارش طىّ سال ها، قسمتى از مباحث منظومه سبزوارى و سپس كتاب اسفار ملاّ صدراى شيرازى را تعليم گرفت. البته در كنار همه اينها در مباحث ديگرى چون بحث هاى مسائل عقيدتى و نيز مباحثى در درس اخلاق شركت مى كرد و از استادان ديگرى هم به طور پراكنده بهره گيرى و كسب فيض مى نمود.
استاد بر اساس هوش سرشار و كم نظيرى كه داشت بسيار زود و به سرعت به درجه اجتهاد رسيد. پس از آن همه تحصيل علوم معارف اسلامى، بويژه پس از 11 سال تعلّم مداوم در محضر درس آيت الله بروجردى و 9 سال شركت عاشقانه در محضر دانشمند پرور و مكتب انسان ساز درس هاى امام خمينى(رحمه الله) وقتى هنوز جوانى 30 ساله بود ديگر به تقليد نياز نداشت; از اين رو اگر در زمان حيات آيت الله بروجردى و سال هاى مرجعيت آن بزرگوار به تقليد از ايشان مى پرداخت، پس از وفات آن پيشواى جهان تشيّع، ديگر به استنباط خود متّكى شد و غوامض امور و رموز مسائل دينى و مذهبى را به اجتهاد خويش از پيش پاى برداشت.
نكته اى ديگر كه در زندگى استاد جلب توجه مى كند، اين است كه از نخستين سال هاى جوانى، همواره تحصيل و تدريس به موازات يكديگر در زندگى اش جريان داشته است: وى در سال هاى دوم يا سوم تحصيل يعنى در حدود 15 - 16 سالگى، ضمن آن كه خود به عنوان شاگردى مشتاق و جوينده در محضر درس بزرگان حاضر مى شد، در عين حال به موازات آن به عنوان مدرّسى پرشور و پوينده، جلسات درس تشكيل مى داد و به تعليم گروه هايى از طالبان علم مى پرداخت.
جلسات درس استاد، از همان آغاز، جلساتى گرم و شوق انگيز بود و عده بسيارى از رهروان طريق علم و ايمان، در آن جلسات شركت مى كردند، و جالب آنكه غالباً در اين جلسات، كسانى سراپاگوش به درس هايش دل مى سپردند كه همگى از لحاظ سن و سال بزرگتر از استاد خود بودند; استادى بسيار جوان كه وقتى در برابر شاگردانش ظاهر مى شد، براى تماشاگرى كه از دور شاهد صحنه بود، باور كردنى به نظر نمى رسيد كه اين دانشمند جوان، آن همه افراد سالمندتر از خود را تعليم مى دهد و از گوهرهاى نهفته در سينه شعله ور و سوزان خويش به آنان بهره مى رساند.
در آن سال هاى 15 - 16 سالگى عدّه شاگردانش غالباً به 70 - 80 نفر مى رسيد و هنگامى كه به 19 سالگى رسيد، ديگر جلسات درسش آن قدر گسترش يافته بود كه بيشتر اوقات صدها نفر در محضر درس وى حاضر مى شدند، تا جايى كه وقتى به تدريس كفاية الاصول (آخرين كتاب سطح عالى و دشوارترين كتاب آن دوره) مى پرداخت) قريب 600 - 700 نفر پاى درسش مى نشستند و چون مطالب آن جلسات بر روى نوار ضبط مى شد، هنوز هم آن نوارها مورد مراجعه طلّاب جوان و كفايه خوان است و بالاخره هم اكنون قريب 25 سال است كه استاد به تدريس خارج اشتغال دارد و گروه كثيرى از فضلا كه غالباً مردانى عالم و آگاه و داراى تحقيقات و تأليفاتى هستند و به نوبه خود به تدريس عدّه زيادى اشتغال دارند، در جلسات درس خارج استاد شركت مى كنند و از چشمه جوشان علوم و فضايل وى سيراب مى گردند.
donsaeid
06-16-2007, 06:47 PM
*مبارزات سياسى مرحوم فاضل لنكراني
يكى از مهمترين فرازهاى زندگى استاد، زندگى سياسى و مبارزاتى ايشان است. از همان زمانى كه امام خمينى(رحمه الله) مبارزه وسيع و عميق مذهبى سياسى خود را آغاز كردند و عليه ظلم و فساد و كفر و استكبار قيام نمودند، استاد نيز به پيروى از معلم كبير خويش قدم در اين راه نهاد و مبارزات سياسى خود را شروع كرد. استاد كه از شاگردان پرشور امام و از معتقدان بى تزلزل و سرسخت ايشان بود، از همان ابتدا قدم به قدم به دنبال امام، راه مى سپرد. اين مبارزات، هم به صورت فردى و هم به عنوان عضوى از اعضاى جامعه مدرسين حوزه علميه كه در آن زمان فعاليت چشمگير و پرثمرى داشت صورت مى گرفت، و به همين جهت، از همان آغاز، مسأله اتّحاد و اتّفاق و يكپارچگى و وحدت كلمه يعنى همان چيز كه رمز مهم پيروزى انقلاب اسلامى به شمار مى رفت در مبارزات استاد، نقش اساسى و تعيين كننده اى داشت.
در ارتباط با همين فعّاليّت ها و مبارزات بود كه بارها از طرف رژيم سفّاك حاكم دستگير شد; بارها به بازجويى هاى بيدادگرانه فراخوانده شد; بارها طعم زندان و شكنجه دژخيمان ساواك را چشيد و سرانجام نيز به بد آب و هواترين نقاط كشور تبعيد شد. نخستين تبعيدگاه وى بندر لنگه بود كه اوج گرماى تابستان به آنجا فرستاده شد. استاد حدود چهار ماه را در آن منطقه نفس بُر، در گرماى سوزان و شرجى خفقان آور آن سپرى كرد; چهار ماهى كه به قول خود استاد، مى توان گفت به اندازه تحمل 40 سال رنج و ناراحتى و مرارت بود. سپس استاد را به منطقه كويرى يزد تبعيد كردند و دو سال و نيم نيز از عمر شريف وى در اقامت اجبارى آنجا سپرى شد. در اين دو سال و نيم، چنان سختى ها و مصايبى را از سرگذراند كه عبارت «غير قابل توصيف» نيز براى آن كم است.
امّا استاد از اين دوره تبعيد نيز به نيكوترين وجه استفاده كرد; يعنى علاوه بر تحقيقات علمى و تأليفات و نگارش هاى با ارزشى كه در آن خلوت رنج آلود داشت، كار برخوردهاى پرثمرى ترتيب داده و با روشنگرى و بيدار سازى مردم، آنان را در مسير مبارزات امام راحل قرار مى دادند، به طورى كه در روزهاى اوج انقلاب، مردم يزد از جمله پيشتازترين مبارزات شهيد پرورى بودند كه با مشت خالى به جنگ توپ و تانك و گلوله رفتند و با نثار صدها شهيد، دلاورانه در اين راه ايستادگى كردند و گام هاى بلند و مؤثّرى در راه پيروزى انقلاب برداشتند.
سرانجام دوره تبعيد تمام شد، همان طور كه دوره ظلم و كفر و استكبار هم تمام شد. فسق و فجور و خفقان رفت و پاكى و آرامش و آزادى آمد. ظلمات كفر ناپديد شد و آفتاب درخشان و هستى بخش اسلام از پشت ابرها بيرون آمد و تابيدن گرفت; آفتابى كه مى رود تا سراسر عالم را در طيف رنگارنگ روشنايى دلپذيرش، رنگ و جلوه اى ديگر دهد.
امّا چه ما كه امروز از نور و گرماى اين آفتاب عالمتاب برخورداريم، و چه آنهايى كه در آينده اى نه چندان دور شكوه اين درخشش را درخواهند يافت، هرگز نبايد فراموش كنيم كه مردانى چون استاد، در كنار زدن آن ابرهاى تيره از مقابل آفتاب حقيقت نقش بزرگى داشتند.
*حمايت همه جانبه از امام خمينى(قدس سره) در مقاطع مختلف تاريخ
استاد از ابتداى نهضت امام خمينى(رحمه الله) تا مراحل مختلف شكل گيرى انقلاب اسلامى ايران به رهبرىآن بزرگ مرد تاريخ معاصر در همه جا و همه حال از امام راحل حمايت بى دريغ داشته اند و هيچ گاه رهبر و مقتداى خود را فراموش نكرده اند و هر آنچه را كه در توان داشته اند خالصانه و مخلصانه در اختيارشان قرار داده اند.
گفتنى است حمايت از امام خمينى(قدس سره) در دوران پس از انقلاب اسلامى امرى آسان و كارى سهل و افتخارآميز بوده است. هنر آن بود و هنر آن است كه امام و راه امام قبل از انفجار نور مورد حمايت قرار گيرد.
آرى، روزهاى سخت و نفس بر دوران خفقان پهلوى كه بيشترين ياران نهضت را به ستوه و انزوا و ضعف و زبونى مى كشانيد نه تنها در آيت الله فاضل ترديد و ضعف و انزوا پديد نياورده بود، بلكه با تمام قوا در سنگردارى از نهضت و پيشواى آن ثابت، استوار و پيشقدم بوده است.
در اين مقال، يكى از فرازهاى تاريخ نهضت را جهت اثبات ادعاى خود ذيلا يادآور مى شويم.
*تصديق و تثبيت مرجعيت امام خمينى(قدس سره)
گواهى مرجعيت عام براى حضرت امام خمينى(رحمه الله) در مقطعى از تاريخ نهضت اسلامى كه هنوز افق هاى روشن در برابر ديدگان نگران امت اسلامى قرار نداشت و هنوز مشخص نبود كه نهايتاً كاروان به راه افتاده از آرزوهاى دير و دور به منزل خواهد رسيد يا نه همگامى با افت و خيزهاى نهضت، درايت و شجاعت ويژه اى را مى طلبيد كه مى توانستى فقط در مردان مرد سراغ بگيرى. تلاش اين بزرگمردان اگر چه از ژرف انديشى آنان حكايت داشت و از اعتماد اعتقادى مايه مى گرفت كه به راه و به روش خود پيدا كرده بودند، اما به هر حال چون در فضايى از سايه و روشن ابهام و ترديد صورت مى پذيرفت حقاً در خور تأمل مى نمود، از جمله هنگامى كه رژيم شاه عزم خود را جزم كرده بود تا به حذف فيزيكى حضرت امام(رحمه الله) نهال نهضت دينى را از ريشه قطع كند.
گروهى از عالمان دين شجاعانه راه را بر اين عزم شوم بستند و ضمن انتشار اعلاميه ها و فتاوى گوناگونى نظر فقهى خويش را به اطلاع امم اسلامى و نيز به حاكمان عصر رسانيدند.
اينك براى آمادگى و روشن شدن ذهن خواننده ناگزير از تدارك سابقه اى است كه به كوتاهى توضيح مى دهد.
كارگردانان اردوى طاغوت در سايه طوفانى كه از قيام 15 خرداد برخاسته بود در نظر داشتند كه از هر چيزى در خصوص حذف رهبرى قيام فروگذار ننمايند اعم از حبس و تبعيد و حصر و تحديد، اما در همان حال بيم آن داشتند كه اگر در عمليات قلع و قمع ظالمانه خود با ديوار مرجعيت عامه برخوردى داشته باشند مشكلات بيشترى در پيش رو خواهند داشت چه اينكه در آن مقطع تاريخى سنت و سيرت اجتماعى بر مصونيت مراجع قرار داشت، و هيچكس به خود اجازه نمى داد متون آنان و يا حق سؤال و جواب از آنان را داشته باشد، ولى رژيم سفاك به خيال خودش تصور مى كرد به دليل فاصله كوتاه رحلت آية الله العظمى بروجردى با واقعه 15 خرداد هنوز مرجعيت تثبيت نشده، به هر حال زمينه آن سان كه شايد مهيا نبود تا عوامل رژيم در برخورد با رهبرى قيام شكوه و عظمت شأن مرجع را ملموساً درك نمايند و درست در همين گير و دار عده اى از اساتيد و فضلاى حوزه علميه قم دست به يك نظر خواهى زدند تا عقيده استادان بزرگ حوزه و فضلاى عصر را در باب مرجعيت عامه آيت الله امام خمينى جويا شوند؟ بايد دانست كه در آن برهه از تاريخ هر گونه اظهار نظر مثبتى نسبت به رهبرى قيام حمايت از وى تلقى مى شد و اظهار نظر كننده را بى ترديد به اردوى مخالفان شاه سوق مى داد، تا چه رسد به اين كه او را مرجع مسلم و زعيم بى منازع شيعه نيز به حساب آورند، ليكن استاد آيت الله فاضل لنكرانى جزء اولين كسانى بودند كه به نظر خواهى محصلان حوزه پاسخ مثبت دادند و نظر خود را در خصوص مرجعيت امام(رحمه الله) با اين عبارت اعلام داشتند:
«صلاحيت علمى و تقوايى حضرت مستطاب آيت الله العظمى آقاى خمينى مدظله العالى براى مقام شامخ مرجعيت تقليد و حفاظت از حوزه اسلامى و حمايت مسلمين محرز و بدون ترديد است.»
و در نهايت مجموعه اين اعلام نظرها وقتى در سطح وسيعى انتشار يافت باعث گرديد كه تيغ آخته حكام جور اگر چه بالا رفته بود، اما فرود نيامد و اگر آمد بنياد بيداد خود را نشانه گرفت لاغير.
*احراز مقام مرجعيت
براى آنان كه احياناً با مسير دور و دشوار سفر از طلبگى تا مرجعيت آشنايى زيادى ندارند بايد توضيح داده شود كه پيمودن اين وادى صعب و سخت يعنى سفر از سنگ به لعل يعنى گذر از قطره به دريا يعنى عبور از حضيض بدايت به اوج نهايت، يعنى رنجى عظيم را بر تن خويش هموار كردن، پس مرجعيّت آخرين مرحله و بلندترين قلّه توفيقات حوزوى است.
از گروه انبوه پيمايندگان طريق تحقيق و طلب، كه على القاعده مى بايست از عهده گسستن هفتاد و هفت زنجير دست و پاگير طلبگى به درآيند، عاقبت الامر با تمامى جهد و جهادى كه مصروف رسيدن مى نمايند، اين سيمرغ بخت آحاد انگشت شمارى است كه در برابر آينه قاف قرار مى گيرد، و مرجعيت يعنى نيل به قلّه قاف پژوهش و دانش.
با چنين درآمدى اينك به نقل بيانيه جامعه روحانيت مى پردازيم كه در آن استاد آيت الله فاضل در شمار ديگر اعاظم به عنوان مرجع اعلام و معرفى مى شوند و چون متن بيانيه در واقع روشنگرى زواياى تاريك كار را نيز متعهد شده است ضرورتى نخواهد داشت كه چيزى بر آن همه بيفزاييم:
تاريخ، تمدن و تعالى را در عرصه زندگى امت اسلامى، مديون و مرهون تلاش هاى والا و همت هاى بالاى مردانى مى داند كه از مسند «انديشه» و «بصيرت» ميراث فرهنگى و معرفتى خوش را به عنوان دستمايه اى گرانبها گرامى داشتند و علاوه بر پاسدارى و حفظ آن، به كارگيرى توانايى ها و سرمايه گذارى هاى بسيار در تقويت و توسعه ميراث معنوى خود، نقش مؤثرى را ايفاء كرد.
معماران علوم الهى در هر دوره اى با نيازمندى هاى نو پيدا و عرصه پرسش هاى نو آشنا، انديشه هاى خويش را در معرض تضارب آراء قرار داده و عرصه فكر و فرهنگ معارف دينى را بالنده تر ساخته و با ابتكار و ابدا