PDA

View Full Version : Tajik Music


RedWine
08-28-2007, 05:44 AM
جانی بيک مراد، از ستاره های موسيقی پاپ تاجيکستان، فرزند هنرمند بنام تاجيک جوره بيک مراد است و از اوان طفوليت با دنيای ساز و آواز آشنا بوده است.

جانی بيک خوشحال است که برادران ارشدش پيش دستی نکردند و فرصت پيروی از شغل پدری را به او واگذاشتند.

جانی بيک مراد نخستين بار در شش سالگی روی صحنه رفت و آواز خواند. وی در بزم ها و محافل شادی پدرش را همراهی می کرد و رفته رفته به هنر آوازخوانی بيش از پيش علاقمند شد. اما گرايش او، بر خلاف پدرش، بيشتر به موسيقی مدرن بود و همين تمايل او را در سن شانزده سالگی به گروه هنری تازه تاسيس "بالا" کشاند.

جانی بيک می گويد: "مرا به اين گروه دعوت کردند و ما، بچه های اين گروه، برای پديد آوردن سبک تازه در موسيقی مدرن تاجيکی تلاش کرديم. مسلما، موسيقی مدرن برای جامعه تاجيکستان پديده تازه ای نبود و قبل از ما هم گروه های بسياری به موسيقی غربی تمايل داشتند و موسيقی مدرن تاجيکی را تدريجا شکل می دادند."

گروه "بالا" در تاجيکستان مطرح شد و چند آلبوم منتشر کرد. جانی بيک دعوت يک گروه هنری ديگر موسوم به "وزير" را پذيرفت به آن ملحق شد. اما اکنون جانی بيک ترجيح می دهد کنسرت های خود را تنها بگذارد و آوازخوانی مستقل باشد.

جانی بيک پس از برگزاری يکی از نخستين کنسرت های مستقلش گفت: "من نخستين آلبومم را هم که تنها نام من روی آن نوشته شده، منتشر کردم." جانی بيک اين آلبوم را حاصل زحمات زياد و همخوانی و تک خوانی در اجرای حدود ١٥٠ آهنگ می داند.

با گوش دادن به شماری از آهنگ های قديمی و جديد جانی بيک، می توان سير تکامل هنر آوازخوانی او را مشاهده کرد، چون آهنگ های او يکدست نيست و در واقع، بيانگر جستجو های جانی بيک برای پيدا کردن جايگاه و سبک و سليقه خود است.

جانی بيک مراد در رسيدن خود به اين جايگاه، نقش گروه های هنری "بالا" و "وزير" را ناديده نمی گيرد، اما ديگران نقش جوره بيک مراد، پدر او را در کارنامه هنری اش برجسته تر می دانند.

خود جانی بيک هم در اين مورد شکی ندارد، اما می گويد، تقاضا و ذايقه هنری جامعه باعث شده که او در گستره موسيقی راهی ديگر را برگزيند که از راه پدرش متفاوت است.

موسيقی پاپ تاجيکی به طور فزاينده جايگاه موسيقی سنتی و مردمی را تنگ تر می کند و هنرمندان جوان به ناچار خود را سوار بر اين موج نوين می يابند. جانی بيک می گويد که نمی خواهد پيرو غيرفعال موج نوين باشد و تلاش می کند با در هم آميختن سبک هنری پدرش با رويه های تازه در موسيقی، شيوه خودويژه ای را پديد آورد.

جوره بيک مراد، هنرمند سرشناس تاجيک، بيش از ٤٠ سال است که از عمده ترين چهره های معاصر موسيقی سنتی تاجيکی به شمار می آيد.

با اين که او فارغ التحصيل دانشکده تربيت معلم شهر خجند است، اما از آغاز آينده درخشان خود را در صحنه هنر ديد و همان جا ماندگار شد.

از هنر او به انحای مختلف تقدير شده و شايد هيچ يک از هنرمندان تاجيک نتوانسته است پلکان افتخار را به سرعت و رفعت جوره بيک مراد بالا برود.

در زمان شوروی عنوان "هنرمند مردمی اتحاد شوروی" ندرتا به آوازخوانان غيرروس اعطا می شد. اما جوره بيک مراد از زمره همان افراد نادر غير روسی بود که اين عنوان را دريافت کرد.

وی در طول چهل سال فعاليت هنری اش جوايز بسياری برده است، از جايزه های مسابقات دوشنبه و مسکو و آزمون بين المللی هنرمندان جوان گرفته، تا جوايز دولتی کمال خجندی و ابوعبدالله رودکی در تاجيکستان.

وی به بيش از ٢٥ کشور جهان سفر های هنری انجام داده و شماری از آن کشور ها هم او را سزاوار جوايز خود دانسته اند. کتاب نت آهنگ های جوره بيک مراد تحت عنوان "صد سرود جوره بيک" منتشر شده است که اين هم در تاجيکستان از رويداد های نادر محسوب می شود.

در دوران شوروی در همه ١٥ جمهوری اتحاديه کنسرت گذاشته و به زبان مردمان آن سرزمين ها آواز خوانده است. اما دانايان موسيقی در تاجيکستان جوره بيک مراد را بيشتر از همه به خاطر خدماتش در زمينه موسيقی سنتی تاجيکی موسوم به "شش مقام" می ستايند.

خود استاد جوره بيک، با اين که در گذشته آهنگ های مردمی و پاپ هم خوانده است، به علاقه و پايبندی خود به شش مقام می بالد و می گويد:

"شش مقام موسيقی سنتی تاجيکان است که از دورنای تاريخ اين ملت، از ميان سختی و تندباد ها گذشته و بطور معجزه آسايی به روزگار ما رسيده است. تاريخ دقيق پيدايش آن برای ما روشن نيست. دوستداران اين موسيقی می گويند که شايد اصالت آن با شکوه هنر باربد مروزی پيوند بخورد."

"در جهان اندک ملتی را می توان پيدا کرد که به اندازه تاجيکان صاحب ساز های متنوع موسيقی باشد. همين تنوع سازها باعث شد که دستگاه های "شش مقام" ايجاد شود و شعرا هم با استفاده از زبان گهربار پارسی برای آن کلامی دلنشين بنويسند. شش مقام ما پانصد سال پيش دو برابر بوده، يعنی "دوازده مقام" بوده و در سده ١٥ ميلادی به "شش مقام" تقليل يافته است."

"نمايندگان برجسته ادب و موسيقی تاجيک، چون حسين سيد احمدی غژّکی، علی تنبوری، شادی سمرقندی، درويشعلی چنگی، غلام شادی، عبدالله نواحی، کوکبی بخارايی و عبد الرحمان جامی چه از لحاظ نظری و چه از لحاظ کاربردی در رواج اين نوع موسيقی سهم بارزی داشته اند."

جوره بيک مراد ساختار شش مقام را اين گونه توضيح می دهد:

"شش مقام، همان گونه که از عنوانش بر می آيد، از شش مقام يا دستگاه مرکب است: مقام های بزرک، راست، نوا، دوگاه، سه گاه و عراق. هر کدام از اين مقام ها بخش های مختلفی دارد."

"بعضا برای اجرای يک بخش کوچک اندرونی يک هنرمند مجبور است تا سی دقيقه بدون تنفس آواز بخواند. متن سرودهای شش مقام از آثار شعرای کلاسيک، از رودکی گرفته تا نقيب خان طغرل گلچين شده است."

"به نظر من، شش مقام هم جنبه غيبی دارد و آهنگ های آن از قدرت و جذابيت اذان برخوردار است که از فراسوی ذهن و هستی در وجود هنرمندان نازل شده است. هنرمند حتما بايد به مضمون آهنگ و متن آن وارد باشد و از طريق اتصال ناگسستنی اين دو عنصر صدا برآرد. اين سه عنصر، يعنی آهنگ و متن و آواز، به اتفاق هم در صورت اجرا و گزينش درست اعجاز اين موسيقی عرشی را بازتاب می دهد."

RedWine
06-06-2008, 02:45 AM
شامگاه ٣١ ماه مه ٢٠٠٨ در لندن نخستين کنسرت شبنم ثريا و جانی*بيک مراد، ستاره*های موسيقی پاپ تاجيکستان، برگزار شد. اين دو را نجيم نوابی، آوازخوان افغانستانی همراهی می کرد. کنسرت لندن از جمله برنامه*های تور دور اروپا و آمريکای اين سه آوازخوان است که شرکت*های دف و ستاره سازمان داده*اند.
شبنم، جانی بيک و نجيم پس از اين کنسرت روانه آلمان شدند، تا در چند شهر آن*جا، از جمله مونيخ، هامبورگ و فرانکفورت هنرنمايی کنند.
پيش از آغاز کنسرت لندن همراه با روزنامه*نگاران ديگر با شبنم ثريا و جانی*بيک مراد گفتگوی مفصلی انجام داديم که فشرده آن را اين*جا می*آورم.

با شبنم ثريا و جانی*بيک مراد، پیش از اجرای کنسرت
داريوش: پیش از هر جیز خوش آمدید، جانی بيک و شبنم عزیز. باعث افتخار است که شما را در لندن می*بینیم. فکر می*کنم اين یکی از سازمان یافته*ترین تورهای آوازخوان*های تاجیک است که در اروپا و آمریکا برگزار می*شود. شما از کشورهای مختلف دیدن خواهید کرد و و حالا هم از دانمارک وارد لندن شديد. چطور به اینجا رسیدید؟ یعنی این برنامه*ریزی را چه کسی انجام داد و کی تصمیم گرفت که شما را بیاورد به اروپا و آمریکا؟
جانی*بيک: تهيه*کننده اين برنامه در اروپا و آمریکا فواد ندی است. این چیزها را با کمپانی جی ام تشکيل کرد و من و شبنم جان امروز در خدمت تمام خلق افغان و تاجيک هستيم.
داريوش: شبنم، شما* هرگز فکر کردید که برای چه در میان شنوندگان خودتان در افغانستان این قدر محبوبیت دارید؟
شبنم: راستی، من باور نداشتم که این*قدر محبوبیت دارم و این*قدر دوست می*دارند. تا روزی که من در کنسرت ديدم، *بسیار مهربان بودند و به همین خاطر برای من هیچوقت فراموش نمی*شود. انشاء*الله در یاد من می*ماند همیشه. ممکن است به خاطر اين*که سرودهای افغانی و تاجيکی را بسيار آميخته می*کنيم. يا شايد... نمی*دانم ... من فکر می*کنم که بين ما هیچ مشکلی وجود ندارد، چون*که ما هم سرحد (هم*مرز) هستيم، هم*زبان هستیم.
داريوش: آهنگ*های تازه*ای دارید که اجرا بکنید؟
جانی*بيک: البته، در اين*جا آهنگ*های نو می*شود. با همراه شبنم جان آلبوم نوی را در ازبکستان تهیه کردیم و بعد از تور آمریکا و اروپا دیسک ما آماده می*شود در تمام دنیا که دیسک ما يکجايه (مشترک) *می*شود، شبنم و جانی بيک. به فکر من، به شنوندگان بايد خوش آید.

جانی*بيک مراد: ما ازدواج نکرده*ایم. ما با هم همکار هستیم
داريوش: خیلی از دوستان افغانستانی من در لندن، سوال می*کردند و همچنین در یوتیوب می*دیدم بعضی*ها می*پرسند که شبنم و جانی بيک با هم ازدواج کرده*اند. شايد به*خاطر اين*که شما را با هم می*دیدند برنامه اجرا می*کنید. می*شود در این باره خودتان پاسخ بدهید؟
جانی*بيک: نه، ما ازدواج نکرده*ایم. ما همکاری می*کنیم و یک سال است که همکاری می*کنیم و من بیشتر خرسندم که با شبنم همکاری دارم.
شبنم: من هم همچنین. بسیار خرسند هستم که یک آوازخوان مشهور تاجیکستان همراه من است، جانی*بيک*جان. من فکر می*کنم که کار ما تا به آخر است. ما بايد هنر تاجيکستان را نشان دهيم.
جانی*بيک: چون ما می خواهيم نوی*گری (بدعت) کنیم. وقتی شبنم جان تنها بود، من هم تنها کار می*کردم. ليکن وقتی با هم شدیم بیشتر نوی*گری کردیم. مثلا این تورهای ما در اروپا و آمریکا و کلیپ*های نوی که ما باز جور می*کنیم و انشاء*الله، ما برنامه*های بسيار خوب داریم.
شبنم: نوی*گری ها حالا در پيش است.
جانی*بيک: اين سرودها را بيشتر با هم انتخاب می*کنيم. من با شبنم جان. در انتخاب آنها پرویز جان که پراديوسر ما و برادر من هستند، کمک می*کند. و همين*طور، مادر شبنم*جان، پدر من...
داريوش: دو خانواده هنرمند.
جانی*بيک: بله. اگر به بيشتر افراد خوش آيد، همان سرودها را تهيه می*کنيم.
داريوش: در تارنمايی با نام جديد ميديا (جديدآنلاين) گزارشی پخش کرده بودند درباره جوره*بيک مراد و جانی*بيک مراد؛ پدر و پسر هنرمد. و این دو نفر را با هم مقایسه کردند و برای آن*ها جالب بود که چطور یک نفر بیشتر آهنگ*های مردمی و سنتی می*خواند و فرزندش الآن از ستاره*های موسیقی پاپ است در تاجیکستان. به این سوال یک مقدار روشن*تر پاسخ بدهید که برای چه راه پدر را و شما راه مادر را پیگیری نکردید، بلکه راه تازه*ای را پیدا کردید؟ چه نیازی بود؟
جانی*بيک: فکر می*کنم، هر انسان باید نوی*گری کند. پدر ما یک راه را رفتند و ما دیگر راه را و فرزندهای ما راه های دیگر را انتخاب می*کنند. هر چه نوی*گری بيشتر باشد، بهتر است و برای مردم هم خوش*تر می*آید. برای همین پدر و مادر ما مخالف ما نيستند و نمی*گویند که شما راه خطا را انتخاب کرده ايد. این راه را ما انتخاب کردیم و این راه ما را به مقصد خوب می*برد.

شبنم: هنرمند نباید تقلید کند
احسان زروان (از بی بی سی): فکر می*کنم که این آهنگ*هایی که شما امروز می*خوانید، این*ها تا اندازه*ای از هنر موسیقی پاپ فارسی تاثیر گرفته و به نظر شما، کدام یک از هنرمندان افغانستان و ایران برای شما ملاک يک نوع تقليد است؟
شبنم: فکر می*کنم که هنرمند نباید تقلید کند. وقتی که از کسی دیگر تقلید کردی، آن صنعت کار، صنعت کار نمی*شود. باید که هر آدمیزادی باید راه خودش را داشته باشد.
جانی*بيک: ما بسیار احترام می*کنیم آوازخوان*های ایرانی و افغانی و همه*شان را ولیکن تقلید نمی کنیم.
داريوش: شبنم و جانی وی رفتند تنفس. می*خواهم با کیومرث صحبت بکنم که یکی از حضار تالار است و چهره*های بنام تارنمای یوتیوب. بسياری از نماهنگ های تاجيکی را همين کيومرث است که در يوتيوب منتشر می*کند. حالا امروز آمدی چه چیز را ببینی؟ همه را که می*شناسی. کلش اشنا بود نه؟
کيومرث: همه*اش آشنا بود و همه*اش را نزديک از بر ياد دارم. شبنم را در دوشنبه هم دیدم. مگر خواستم من با همسرم گلشن شبنم را با تاجیک*های افغانستان، یکجا همه تاجیک*ها، چه از تاجیکستان و چه از افغانستان و خراسان، همه با هم بنشینیم و ببینیمش.
داريوش: بعد از نیمه اولش را اینکه دیدی، چه نظری داری؟
کيومرث: نگر من درباره هر دو تای*شان خوب است. جانی*بيک هم بسیار زیبا خواند و دست*افشانی و پاافشانی دختران و پسران در این*جا با شبنم و با جانی*بيک در خور ستایش بود و از نگر من بسیار زیبا بود.