PDA

View Full Version : Mashrouteh Va Bahaeiat


RedWine
09-08-2007, 04:13 AM
مقدّمه
سالهای آغازین قرن بیستم میلادی شاهد سقوط طالع بخت و اقبال بسیاری از حکومتهای خودکامه سلطنتی بود. می توان از نیکلای دوّم تزار روسیه، سلطان عبدالحمید عثمانی و محمّد علی شاه قاجار به عنوان نمونه هایی از پادشاهان خودکامه ای نام برد که حکومتهای بلامنازعشان در آن سالها سقوط نمود. امپراتوری عثمانی جای خود را به جمهوری ترکیه داد و فرمانرویایی مطلق و خود کامه تزار روسیه با ایجاد مجلس دوما در سال ۱۹۰۵ محدود گشت و متعاقب آن با انقلاب بلشویکها بسال ۱۹۱۷ منقرض شد. در ایران که از هر دو کشور فوق عقب مانده تر بود جنبش مشروطه منجر به فرمان مشروطیت از جانب مظفرالدّین شاه در سال ۱۹۰۶ و تصویب اوّلین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورا در ایران گردید. محمّد علی شاه که چندی بعد از صدور فرمان مشروطیت بر تخت سلطنت نشست تلاش نمود تا استبداد را مجدّداً بر قرار سازد. اقدامات وی در کوتاه مدّت موجب انحلال مجلس شوری و برقراری موقّت استبداد صغیر گشت و نهایتاً موجب خلع وی از سلطنت و تبعید او از ایران گشت.

در طی دوران مورد بحث جامعه بهائی ایران با حداقل نیم میلیون پیرو بزرگترین اقلیّت مذهبی ایران بود.(۳) جامعه بهائی با مطرح کردن مباحثی نظیر ضرورت وجود مجالس مشورت و اهمیّت انتخاب عموم و لزوم دستگاه قضائی و حکومت قانون نقش مهم و سازنده ای را در تبلور پیش زمینه فکری مشروطیت ایفا کرد. باید در خاطر داشت که جنبش مشروطه در ایران عاقبت شکست خورد. شکست مشروطه را می توان نتیجه دو اولتیماتم و حمله متعاقب روسیه به ایران و کودتای نائب السّلطنه ناصر الملک به سال ۱۹۱۱ دانست. ولی علّت عمده شکست جنبش مشروطه را باید در از هم گسیختگی و فرو پاشی نهادهای اساسی جامعه ایران جستجو نمود. در طی دوره عهد و میثاق که مصادف با سلطنت مظفرالدّین شاه، محمّد علی شاه و احمد شاه قاجار بود جامعه بهایی دو نقش عمده در پیش رو داشت و در آن واحد در دو جهت حرکت می نمود. در وهله نخست هدف اصلی این جامعه ایجاد وحدت و وفاق بین جامعه متشتّت ایران بود.

مطالعه رهنمودهای موجود در آثار و مکاتیب نازل از کلک مرکز میثاق در آن سالها بر محقّقان بی طرف و منصف آشکار می سازد که هدف نهائی آن حضرت ترمیم از هم گسیختگی و فروپاشی جامعه ایران بوده است. در وهله دوّم چون زیربنا و ارتباط نزدیک فکری بین امر بهائی و جنبش مشروطه تبدیل به بهانه ای در دست مخالفان مشروطه گردید حضرت عبدالبهاء مبادرت به اتّخاذ برخوردی نمودند که این حربه را بی اثر سازد. بنابراین احبّاء را اکیداً از فعّالیت و جبهه گیری سیاسی منع کردند. بررسی آثار عبدالبهاء در آن دوره به وضوح نشان میدهد که عدم دخالت مستقیم در کشمکشهای سیاسی زمان به جهت کمک به نهضت مشروطیت و پیشگیری از سرکوب آن در پیش گرفته شده بود.

در حالی که انقلاب مشروطه ایران در سالهای اخیر به طور علمی و دانشگاهی مورد نقد و بررسی مبسوط دانشمندان قرار گرفته است لکن رابطه دیانت بهائی و انقلاب مشروطه ایران تا حد زیادی مجهول مانده است. دیدگاههای بهایی در مورد جنبش مشروطه به اشتباه ساده انگاشته شده و یا به یک یا دو جنبه محدود گشته است. نمونه واضح نوع اوّل ساده اندیشی را می توان در آثار ادوارد براون یافت. او که مهم ترین مستشرق اروپائی آن دوران به شمار میرود معتقد بود که بهائیان به دستور حضرت عبدالبهاء موضعی انفعالی در پیش گرفته بودند.(۴) به عقیده براون بهائیان فاقد برنامه ای جامع و همه شمول برای اطلاحات در ایران بودند.

البتّه در دلسوزی و علاقه براون نسبت به مشروطیّت شکّی نیست ولی جای سؤال است که چرا این مستشرق بزرگ توجّه لازم و کافی به زیر بنای آشکار فکری انقلاب مشروطه و منعکس شده در آیینه آثار بهائی و اشخاص شناخته شده و برجسته بهائی را در نهضت مشروطه نشان نداده است؟ کم توجّهی پرفسور براون به عناصر فعّالی نظیر شاهزاده قاجار ابوالحسن میرزا شیخ الرّئیس و شاعره و نگارنده ارزنده بهائی خانم عصمت طهرانی (تخلّص طائره) و جناب علیقلی خان نبیل الدّوله کاردار ایران در واشنگتن (که نقشی بسیار حسّاس و حیاتی در اصلاحات بنیادی ایران ایفا نمود) بیانگر این حقیقت است که مورّخان غربی و هم عصر وقائع مشروطه نیز عاری از تعصّب و اغراض شخصی نبوده اند.

برداشت ساده انگارانه دوّم را احمد کسروی عرضه کرده است. او بر این عقیده است که بهائیان متمایل به روسیه و طرفدار استبداد می باشند.(۵) البتّه بر کسانی که آراء کسروی را بررسی نموده اند روشن است که ایشان در تأیید فرض بالا هیچ دلیل و شاهد تاریخی در رسائل تاریخی خود ارائه نداده اند. مطالعه دو کتاب جامع نامبرده تاریخ مشروطیت و تاریخ هجده ساله آذربایجان خود نشان دهنده شواهد محکم و قاطعی در رد نظر فوق است. به عنوان نمونه احمد کسروی می نگارد که از حربه های طرفداران استبداد این بود که الواحی از جانب حضرت عبدالبهاء در حمایت از مشروطه و بدگوئی به اسلام جعل می کردند و مردم را بر ضد مشروطه خواهان و بهائیان می شوراندند.(۶) جای بسی تأسّف است که به دلیل مقبولیت و پذیرش دو نقطه نظر فوق، دیدگاههای دیانت بهایی در مورد مشروطیّت عموماً مسکوت مانده است و در حالی که بهائیان از حداقل چهار دهه پیش از انقلاب مشروطه مروّج ایجاد حکومت پارلمانی و انتخابات در ایران بودند ولی موضع و گفتمان آیین بهائی مورد توجّه صاحبان اندیشه قرار نگرفته است.

دانشمندان و تاریخ نگاران، نهضت مشروطه و پی آمدهای آنرا از روزنه های سیاسی و نظری (Theory) خود مورد نقد و بررسی قرار داده اند. لذا طیف نظرگاههای صاحب نظران بسیار گسترده است. ادوارد براون مشروطیت را چون انقلاب شکوهمند انگلستان(Glorious Revolution) به سال ۱۶۸۸ و انقلاب آمریکا به سال ۱۷۷۶ بخشی از یک فرآیند آزادی جو و دموکراتیک می انگارد. تاریخ نگاران مارکسیست مانند لنین و طبری و فشاهی، انقلاب مشروطه را انقلابی طبقاتی و پیش زمینۀ یک دگرگونی طبقاتی دانسته اند. دانشمندان معاصر نیز به سهم خود دیدگاههای نظری نوینی را در رسائل و کتب خود ارائه کرده اند که بر غنای بینش کنونی ما افزوده است. از جمله این دانشمندان خانمها منگل بیات (Mangol Bayat)(۷) و ژانت آفاری (Janet Afary)(۸) هستند. در مطالعات ایشان نقش بابیان(ازلی ها) و بهائیان در رویدادهای عصر مشروطیت به طوری منظم تر و کامل تر مورد نقد و پژوهش قرار داده شده است. دکتر منگل بیات توجّه ویژه ای به فعّالیت های بابی ها نشان داده است. البتّه ایشان نقش مهم و عمده ای برای اندیشهء بهائی چه در تدارک پیش زمینه فکری نهضت مشروطه و چه در برخورد با وقائع روزمرّه مشروطیت در نظر نگرفته ولی با وجود این نظریه ها و فرضیه های خانم بیات شایان توجّه بسزائی است. تحقیقات دکتر ژانت آفاری نقش دیانت بهائی را به طور جدّی تری عرضه نموده و اقدامات برخی از احبّای شناخته شده عصر مشروطیت مانند شاهزاده قاجار ابوالحسن میرزا شیخ الرئیس و شاعره بهائی خانم عصمت طهرانی (طائره) را به عنوان فعّال مورد پژوهش قرار داده است. دکتر آفاری پیچیدگی های بحث و بررسی نهضت مشروطه را بدرستی ارائه کرده.

از جمله نهادها و روابط چند جانبه اجتماعی که ژانت آفاری تحت مطالعه قرار داده می توان از کنش و واکنش میان روشنفکران و تجّار و علما و استبداد طلبان و تلاش زنان صاحب اندیشه برای ترقّی و کوشش امپریالیسم برای استیلای بر ایران نام برد. تحقیقات بیات، آفاری و دیگران نشان داده است که پژوهش پیرامون انقلاب مشروطه و موشکافی برخورد این برداشت های اجتماعی بسیار پیچیده و غامض است و مستلزم بررسی های دقیق تاریخی و اجتماعی و اقتصادی است ولی پژوهشی که به طور عمقی و اساسی نقش دیانت بهائی و بهائیان را در تحلیلش محک نزند نمی تواند پژوهشی جامع و همه شمول باشد. پژوهشهای ارزنده تاریخ شناسان معاصر بحث و گفتار پیرامون رابطه نهضت مشروطه و آئین بهائی را از حواشی به سوی مرکز نقل مکان داده است.

با وجود این هنوز تاریخ نگاران آنطور که باید و شاید همه جوانب مربوط به تأثیر متقابل مشروطیت و دیانت بهائی را مورد موشکافی قرار نداده اند.(۹) ناگفته پیداست که توجّه بیشتر مورّخان معطوف و متمرکز به فعّالیت های ازلی ها بود. باید پرسید که چگونه است که با وجود اینکه در آثار موجود ازل، اشاره ای به مجلس و انتخابات مشروطیت نمی یابیم فعّالیت های ازلی ها توجّه مورّخان معطوف را جلب کرده ولی ادوارد براون و کسروی و آدمیّت و اکثر قریب به اتّفاق محقّقان توجّهی بسزا به بیانات آشکار موجود در آثار بهاءالله و عبدالبهاء در مورد فکر آزادی خواهی و اندیشه تجدّد ایران نشان نداده اند؟ ضعف تحلیل بزرگ دیگری که در نوشتار تاریخ نگاران معاصر پدیدار است همانا نادیده گرفتن بعد تاریخ راستای (خط و مسیر) حرکت جامعه بهائی در آن سالها است. عبدالبهاء در عصر مشروطیت هدف غائی جامعه بهائی را برقراری وحدت و همبستگی بین دولت و ملّت (مجلس) قرار داده بودند و عاقبت هم همان عدم الفت و همبستگی دولت و ملّت به شکست نهضت مشروطه انجامید.

دلائل فروپاشی انسجام جامعه ایران را در عهد قاجار در قسمتهای بعد این مقاله تحت بررسی قرار خواهیم داد. حد اعلای تنشهای درونی جامعه ایران را می توان در واگرائی(جدائی) دولت و ملّت یافت. علّت این واگرائی را باید در تمایل روزافزون ملّت و مجلس به تندروی و محافظه کاری بیش از پیش دولت و تجّار و علما دانست. گفته شد که نگرشهای متداول بر انقلاب مشروطه هنوز نتوانسته است تصویر و تحلیل جامعی از آن ارائه دهد. یک کاستی مهم نگرش های موجود اینست که مورّخان جریان مشروطیت را جریانی همگن و یکنواخت فرض کرده اند ولی این فرض پایه و اساس محکم تاریخ ندارد. بلکه جریان مشروطیت را باید به عنوان جریانی غیر همگن بررسی نمود که در آن بازیگران مختلف و متعدّدی در راستاهای اهداف خود در حرکت بودند. علما و تجّار که هر دو از بازیگران بزرگ مشروطیت به شمار می روند در جهت کسب قدرت و ثبات مقام اجتماعی خود گام بر میداشتند. برخی از محرّکان و عمّال شناخته شده مثل تقی زاده تا حد زیادی تحت نفوذ مکاتب تندروی سوسیال دموکرات قرا گرفته و ازلی ها هم از سوی دیگر در پی کسب نفوذ سیاسی بودند.

شکافهای سیاسی عمیق تر از آن بود که در این مختصر بنحو درست خلاصه شوند. مثلاً خود علما به حداقل دو گروه تقسیم میشوند. گروهی که هوادار استبداد شدند و برآورده شدن اهداف خود را در آن جناح جستند و گروهی هوادار جناحهای محافظه کار انقلابی شدند و تثبیت موضع قدرت خود را در تشکیل مجلس و تضعیف دولت جستند. در این میان نمی توان نقش دولتهای روس و انگلستان و فشار بسیار آنان بر جامعه متشتّت ایران و تحمیل امپریالیسم را نادیده انگاشت. بر حضرت عبدالبهاء مسلّم بود که هیچ تحوّل بنیادی و زیر بنائی در جامعه از هم گسیخته ایران متحقّق نخواهد شد. لذا در الواح متعدّدی که مربوط به انقلاب ایران و عصر مشروطیّت است آن حضرت به دفعات بر ضرورت الفت و همبستگی دولت و ملّت صحّه گذاشته آنرا پیش نیاز موفقیّت مشروطه دانسته اند. ولی افسوس که مورّخان و محقّقان عصر مشروطیت عمق بینش حضرت عبدالبهاء و راهگشائی های ایشان و سعی و تلاش بهائیان در این راستا را نادیده گرفته اند. سعی این مقاله در پر کردن خلاء ناشی از ضعفهای نظری فوق و مطرح کردن ابعاد تازه ای در گفتارهای مربوط به مشروطیت است.

RedWine
09-08-2007, 04:15 AM
پیشینه تاریخی

مظفرالدّین شاه قاجار پس از مدّتی مخالفت تحت فشار قشرهای مختلف مردم ایران به سال ۱۹۰۶ فرمان مشروطه را صادر نمود و پس از مدّت کمی مجلس شوری انتخاب و مشغول به کار گردید. مظفرالدّین شاه قاجار که شدیداً بیمار بود کمی پس از صدور فرمان مشروطه در گذشت و محمّد علی میرزای ولی عهد بر تخت نشست. از ابتدا تنش ها و کشمکش هائی میان مجلس و شخص شاه و دولت وی موجود بود که در طی چند ماه اوّل سلطنت محمّد علی شاه شدّت گرفت و منجر به سوء قصد به جان شاه و ترور صدر اعظم و گرایشهای تند سیاسی انجمنها(۱۰) و برخی از نمایندگان محمّد علی شاه قاجار به سوی جناح های مخافظه کار سوق داده شد و تحت نفوذ بیش از پیش شیخ فضل الله نوری و هواداران استبداد قرار گرفت. از شواهد و مدارک دست اوّل معاصر می توان استنتاج کرد که گر چه محمّد علی شاه از ابتدا تمایل به استبداد داشت ولی سوق داده شدن نهائی وی به جناح استبداد نتیجه تندگرائی مردم و رادیکالیسم انجمنها و برخی صاحبان اندیشه بود. در آخر تنشها و تشنّجات به جائی رسید که محمّد علی شاه به سال ۱۹۰۸ با کمک نیروهای قزاق و به پشتوانه دولت روس کودتا کرد و مجلس ملغی شد و دوره استبداد صغیر آغاز گشت. در طی استبداد صغیر محمّد علی شاه و دولت او به تدریج با مقاومت قوای طرفدار مشروطه در مناطق مختلف کشور مواجه شدند و نیروهای حامی مجلس نهایتاً طهران را فتح کرده و حکومت مشروطه را بار دگر در سال ۱۹۰۹ برقرار نمودند.

مجلس دوّم بلافاصله انتخاب و دائر شد. پس از انتخاب مجلس دوّم بود که تنشهای نهفته در کشمکشهای اجتماعی و باورهای ایدئولوژیک از حالت نهان خارج شده و هویدا گشتند. گروهی از رجال و هواداران آنان حزب دموکرات را تأسیس نموده و از لحاظ سیاسی خط مشی تندروتری از نوع اصلاحات ارضی و سوادآموزی همگانی را دنبال کردند. مرام نامه حزب دموکرات مشخّصاً مبنی بر مکتب سوسیالیسم بود.(۱۱) و گروهی در راستای محافظه کارتر حرکت نموده کوشش کردند که ثبات طبقاتی جامعه ایران را حفظ کنند و گر چه این دسته باسم اعتدالیون عامیون شناخته می شدند ولی اهداف آنها بیشتر واکنش گرا و در جهت مقابله با حزب دموکرات بود.

جالب توجّه است که در این دوره شمار فراوانی از رجال هوادار مجلس و مشروطه از جمله سیّد عبدالله بهبهانی موضع خود را عوض کرده و به اعتدالیون ملحق شدند. تنشها و کشمکشهای دو گروه در مجلس دوّم ادامه داشت و موازنه قدرت گاهی به نفع اعتدالیون و گاهی به نفع دموکراتها می بود. دولت که در تحت نفوذ نائب السلطنه ناصر الملک بود هم جزو جناح محافظه کار به حساب می آمد. از جمله وقایع حسّاس و مهم آن دوره ترور سیاسی سیّد عبدالله بهبهانی توسّط جناح تندرو بود که نمودار فروپاشی نظام نوین بود. متعاقب ترور سیّد عبدالله بهبهانی، تقی زاده رهبر دموکرات را چون گمان می رفت دستی در آن داشته باشد به بهانه فساد عقیده از مجلس اخراج و از کشور تبعید کردند. رفته رفته در مجلس حزب دموکرات با کمی اعتدال در مرام نامه خود و ائتلاف با سران بختیاری قدرت افزونی حاصل کرد و در جهت اصلاحات گامهائی برداشته شد که بنیادی ترین آنها استخدام مورگان شوستر به عنوان رئیس خزانه داری کشور بود.

در مورد شوستر در قسمتهای بعد به طور مفصّل بحث خواهد شد ولی در اینجا فرصت را مغتنم شمرده و متذکّر می شود که چهار ماهی که مورگان شوستر مسؤول خزانه بود نظم و انضباط خاصی در امور مالی و نظامی کشور پیدا شد که در تاریخ ایران بی سابقه بود اصلاحات وی به حدّی اساسی و زیر بنائی بود که دولتین روس و انگلستان ناچار به دخالت مستقیم شدند و عاقبت دولت روس پس از اعلام دو اولتیماتم برای اخراج مورگان شوستر و ردّ آنها از طرف مجلس شوریٰ، نواحی شمال ایران را تا قزوین اشغال نظامی نمود و در هنگامی که روسها آماده اشغال طهران بودند و ملّت برای مقاومت مسلّحانه آماده می شدند ناصر الملک که نیابت سلطنت را داشت پس از تبانی با دولت روس طی کودتائی مجلس را منحل و ملغی ساخت.

ناگفته نماند که کودتای ناصرالملک و انحلال مجلس و اخراج شوستر را می توان انتهای تبلور و شکوفائی نهضت مشروطه دانست و بار دگر مشخّص شد که دول استعماری با بهره گرفتن از شکافهای اجتماعی ایران و دخالت مستقیم نظامی و اقتصادی در امور داخلی اش، هر حرکت سازنده را از راستای نهادی آن منحرف نموده و یا آنرا سرکوب می کنند.
واقعه شوستر و اصلاحات اساسی وی که عاقبت الامر منجر به شکست انقلاب مشروطه شد از چند جهت حائز اهمیّت به سزائی برای مطالعه نقش بهائیان و بینش آنان است. یکم آنکه جلب توجّه و مصاحبه و انتخاب و استخدام و دعوت شوستر به ایران به همّت و انگیزه و پشتکار علی قلی خان که در آن موقع کاردار(شارژ دفر) سفارت ایران در واشنگتن بود انجام گرفت که دلالت بر کفایت و صلاحیت و نگرش سیاسی ایشان دارد چه که هم دولت ایران و هم دولتین روس و انگلستان با استخدام و دعوت شوستر به ایران مخالف بودند. دولت ایران تمایل به دریافت کمک و مشاوره از آلمان داشت و دولتین روس و انگلستان هم اساساً با دخالت مستشاری که حامی و حافظ منافع کشورهای زیر سلطه باشد مخالفت تام داشتند. بر خوانندگان محترم پوشیده نیست که علی قلی خان نبیل الدّوله شخصی بهائی و مؤمن بود که در طول عمرش خدمات فراوانی بامر مبارک انجام داده است. نقش حسّاس و مثبت نبیل الدّوله در خدمت به وطن و مسأله اصلاحات در ایران نمونه ای واضح از نگرش و موضع دیانت بهائی در عصر مشروطیت است. دوّم آنکه دخالت دولتین کبیر در ایران و شکست انقلاب مشروطیت به وضوح به درستی گفتمان حضرت عبدالبهاء صحه می نهد. مگر نه اینطور بود که اواز بدو مشروطیت مدام متذکّر می شدند که تنها راه نجات کشور و انقلاب، همگرائی و اتّحاد دولت و ملّت است و مگر انذارات دائمی عبدالبهاء مؤکد نبود که در صورت ادامه واگرائی دولت و ملّت کار ناچار به مداخله دول خارجی می انجامد؟ شواهد تاریخی این دو فرض در قسمتهای بعدی به خوانندگان ارائه می گردد.

تئوری سیاسی و نظام حکومتی از دیدگاه آئین بهائی
در دهه هفتاد از قرن نوزده میلادی دو واژه مشروطیت و مشروطه در نوشته های برخی از مصلحین اجتماعی ایران چون ملکم خان و میرزا یوسف خان مستشار الدّوله به کار برده میشد ولی این واژه ها وام گرفته از روشن فکران متجدّد عثمانی بود و مفهوم و چهارچوب استفاده آنها در آن زمان همانا مشروعیّت و مشروعه میبود بدون آنکه فلسفه سیاسی نوینی را ارائه دهد.(۱۲) بررسی آثار حضرت بهاءالله نشان میدهد که از چند دهه قبل از آنکه در ایران موج بیداری و مشروطه خواهی شماری از روشن فکران را فرا گیرد آن حضرت بدون خوف و واهمه فرضیه ها و نظریه های سیاسی نوینی را مطرح نمودند. به جرأت می توان گفت که آراء و باورهای سیاسی موجود در آثار حضرت بهاء الله و حضرت عبدالبهاء از دوره ادرنه به بعد نمونه های واضحی از ارائه تئوری آزادی خواهی و حکومت مردم بر مردم و نظام مشروطه است. البته خوانندگان قطعاً با نصوص مربوطه آشنائی کامل دارند ولی به سزاست که برخی از آن افکار متعالی در چهارچوب روند بیداری ایرانیان بررسی گردد.

پوشیده نیست که بهاءالله در لوح خطاب به ملکه لندن(ویکتوریا) به طور علنی و مستقیم نظام حکومتی مشروطه ای را که بر مبنای شور و مشورت نمایندگان مردم در امور کشورداری برقرار شده باشد تأیید نموده اند. در این لوح شریف که در اواخر دهه ششم قرن نوزده و افزون از چهل سال قبل از مشروطه نازل شده خطاب به ملکه لندن می فرمایند:
و سمعنا أنک أودعت زمام المشاوره بأیادی الجمهور نعم ما عملت لأن بها تستحکم اصول ابنیه الامور و تطمئن قلوب من فی ظلک من کل وضیع و شریف ولکن ینبغی لهم أن یکونوا امناء بین العباد و یرون انفسهم وکلاء لمن علی الارض کلها.(۱۳)
معنی نص فوق روشن است و تأکید خطاب مبارک بر تأیید نظامی است که در آن جمهور مردم به توسّط نمایندگان برگزیده خود مداخله و حق مشورت در امور کشورداری داشته باشند. مسلّم است که چنین بینشی در فراهم نمودن پیش زمینه فکری آزادی خواهی چهل سال قبل از مشروطه قطعاً مؤثّر می بوده.

به علاوه خطاب فوق عمق و وسعت نظر بهاء الله را آشکار می سازد. چه که در دورانی که توجّه روشن فکران اروپائی متمرکز بر مدار خودگرائی و استعمار و استثمار باقی کشورها و خواباندن تنشهای درون مرزی طبقات اجتماعی بوده چشم انداز بهاء الله بهبود وضع تمام ابناء بشر بوده و نمایندگان دو مجلس انگلستان را موظّف بر آن مهم می دانند. مضافاً در رساله مدنیّه که عبدالبهاء در استقبال از کوششهای کوتاه مدّت و ناموفّق ناصرالدّین شاه در اوائل دهه ۱۸۷۰ برای ترقّی و بهبود نظام دولتی برشته تحریر آوردند بینش حضرت عبدالبهاء پیرامون مسأله تجدّد ایران به نحو دیگری مشاهده میشود. البتّه رساله مدنیّه حضرت عبدالبهاء بسال ۱۸۷۵ میلادی نگاشته شده است و این رساله مهمّ مورد بحث و مطالعه اهل نظر و پژوهندگان گرامی قرار گرفته و بنده نگارنده خوانندگان محترم را به بررسی های صاحب نظران و دانشمندان دعوت می کنم و به ذکر دو نکته جزئی اکتفا می کنم. اوّل آنکه رساله مدنیّه بدالبهاء را باید در واقع واکنشی به رفرمها و تحوّلات و اصلاحات حکومتی موقتی دانست که ناصرالدّین شاه قاجار با انتصاب میرزا حسین خان مشیر الدّوله سپهسالار به عنوان صدر اعظم در پی فراهم سازی آن بود. در سال ۱۸۷۱ شاه مجلس مخصوصی را به نحو انتصابی به نام دارالشورای کبری بنیاد نهاد که چند سالی دائر بود و در حدود ۱۸۷۵ عملاً ساقط شد.(۱۴) دوّم آنکه در این رساله کلیدی شاید برای بار اوّل در تاریخ ایران حضرت عبدالبهاء شاه را "پدر" مردم خواندند و با خطاب شاه با عنوان پدر، موضوع روابط و ضوابط متقابل شاه و ملّت را در چهار چوب روابط خانوادگی مطرح نمودند که متأسّفانه اهمیّت این طرح نوین در نوشتجات دانشمندان بهائی تا بحال مسکوت مانده است.(۱۵) رساله مدنیه حاوی نکات مهمّی است که اساس و پایه سیاسی _ اجتماعی یک جامعه متعالی را در بر دارد. حضرت عبدالبهاء دستگاه حکومتی نوینی را برای ایران در این کتاب عرضه نموده اند که مجلسی قانون گذار و منتخب مردم و لزوم انتخاب عمومی و تجزیه و تفکیک دو قوه دولت از هم دگر را شامل میشود. بجاست که بعضی نمونه های بارز را از خلال رساله مدنیّه تحت مطالعه قرار دهیم. اندیشهء روشن و آزادی گرای عبدالبهاء از خلال این نوشتجات آشکار است:

RedWine
09-08-2007, 04:17 AM
"و به نظر این عبد چنان می آید که اگر انتخاب اعضای موقته در ممالک محروسه منوط برضایت و انتخاب جمهور باشد احسن است. چه که اعضای منتخبه از این جهت قدری در امور عدل و داد را مراعات می نمایند که مبادا صیت و شهرتشان مذموم گردد و از درجه حسن توجه اهالی ساقط شوند" (۱۶)

و مشخّص است که در آن برهه از زمان نه از مجلس (بمفهوم پارلمان) نشانی بود و نه از انتخابات و نه از دخالت جمهور ملّت در قوّه تشریعیّه (قوّه مقنّنه) خوانندگان واقفند که در نظام قاجار اساساً قوّه ای به نام قوّه مقنّنه موجود نبود. لذا دستورالعمل عبدالبهاء در رساله مدنیّه را می توان نظریه ای نوین در آئین کشورداری قلمداد کرد که در دهه هشتم قرن نوزدهم می رفت تا فصلی تازه در بیداری ایرانیان باز کند. افسوس که برآورد درستی از نفوذ سیاسی و اثراتش از توان علمی نگارنده خارج است و الزاماً باید چشم بر پژوهشهای مورّخان پرتوانتری دوخت. فقط لازم میداند که ویژگی منحصر به فرد نظامی را که حضرت عبدالبهاء ارائه نموده اند ولو به طور مختصر مطرح نمائیم. با عرضه نمودن مسأله انتخابات و اهمیّت نهادن "برضایت و انتخاب جمهور" روشن است که آن حضرت مقصودشان سپردن زمام امور بدست مردم بوده است. از مختصات نظامهای مبتنی بر انتخابات مردمی و همگانی همانا سپردن قوّه مقنّنه در تحت نفوذ و سلطه عموم مردم است. حضرت عبدالبهاء می فرمایند: "تشکیل مجالس و تأسیس محافل مشورت اساس متین و بنیان رزین عالم سیاست است"(۱۷) از دگر ویژگی های مهمّ نظام های انتخاباتی وارد نمودن موازنه تعادل (Checks and balances) نسبی در بین قوای دولتی می باشد. واضح و مبرهن است که برتری بزرگ حکومتهای چند قوّه ای در همان موازنه و تعادل قوا (فرضاً بین قوّه مقنّنه و قوّه مجریّه) مشهود است.(۱۸) واضح است که نظام پیشنهادی حضرت عبدالبهاء از جهت اساس نظری نظامی بسیار مترقی و پیشرفته بوده که اساس و زمام قدرت را در دست مردم می گذاشته و انتخابات و حق رأی دادن و احقاق حق نمودن را محدود به طبقات پر قدرت و با نفوذ اجتماع نمی دانسته. (۱۹) البتّه در این مختصر اعماق آن رساله ژرف را نمی توان جست و ناچار خوانندگان را به آثار قلمی دیگر دانشمندان و پژوهشگران بهائی ارجاع می دهد.(۲۰)

بر اهل نظر پوشیده نیست که در منازعات و کشمکشهای عهد مشروطه آیه ای از کتاب مستطاب اقدس در دست هواداران ارتجاع و استبداد به عنوان حربه برای تحریک اذهان عموم بر ضد مشروطه مورد سوء استفاده قرار گرفت. حضرت عبدالبهاء در چند نوشته متذکّر شده اند و شواهد دست اوّل عینی هم نشان میدهد که دشمنان مشروطه از قبیل شیخ فضل الله نوری و سیّد علی یزدی آیه کتاب مستطاب اقدس درباره حکومت جمهور ناس بر طهران را از منبر قرائت می کردند و با ارائه مشروطه به عنوان جنبشی اساساً بهائی، عوام را بر ضد آن تحریک می نمودند.(۲۱) این بیان بهاءالله در کتاب اقدس خطاب به ارض طاء (طهران) حدود چهل سال پیش از مشروطیت نگاشته شده است:

سوف تنقلب فیک الامور و یحکم علیک جمهور النّاس انّ ربّک لهو العلیم المحیط.(۲۲)

و البتّه مضمون بیان به فارسی می رساند که ای ارض طاء (طهران) بزودی در تو انقلاب و تحوّلی صورت خواهد گرفت و مردم بر تو حکومت خواهند نمود و به درستی که خداوندگار تو دانا و پر احاطه است. در اشارتی بدین آیه کتاب اقدس است که هیکل مبارک در لوح دنیا که در بحبوحه جنبش تنباکو و واقعه رژی نازل شده می فرمایند: (۲۳)

"در کتاب اقدس در ذکر ارض طاء نازل شده آنچه که سبب انتباه عالمیان است. ظالمهای عالم حقوق امم را غصب نموده اند و به تمام قدرت و قوّت به مشتبهات نفوس خود مشغول بوده و هستند ...

یا حزب الله! بشنوید آنچه را که اصغای آن سبب آزادی و آسودگی و راحت و علو و سمو کل است. از برای ایران قانون و اصولی لازم و واجب. ولکن شایسته آنکه حسب الاراده سلطان ایده الله و حضرات علمای اعلام و امرای عظام واقع شود باید به اطّلاع ایشان مقری معین گردد و حضرات در آن مقر جمع شوند و به حبل مشورت تمسّک نمایند و آنچه را سبب و علّت امنیّت و نعمت و ثروت و اطمینان عباد است معیِن فرمایند و اجرا دارند. چه اگر به غیر این ترتیب واقع شود علّت اختلاف و ضوضاء گردد ... حال آنچه در لندره امّت انگلیز بان متمسّک خوب به نظر می آید. چه که بنور سلطنت و مشورت هر دو مزین است" (۲۴)

بررسی و تعمّق در اندیشهء معاصر می رساند که علی رغم بارقه هائی از روشنفکری، عصر نهضت تنباکو از چنین اندیشه ای والا عاری است. هدف غائی بازیگران این نهضت همانا تضعیف سلطنت و تحت الشّعاع قرار دادن شخص پادشاه و امین السلطان بوده و نه برقراری آزادی در ایران و اصلاح مملکت از طرق وضع قانون و اصول برای اداره دولت. طرح بهاءالله هدفش پیشگیری از "اختلاف و ضوضاء" ئی بود که به شکست مشروطه انجامید چه که همین دوگانگی و تنش بود که در دو دهه بعد موجب از هم پاشیدگی و جدائی بیش از پیش بین دولت و ملّت شد. گفتمان جامعه بهائی و رهنمودهای حضرت عبدالبهاء در رابطه با نهضت مشروطه نیز در همین راستا میبود و میکوشید از این واگرائی پیشگیری نموده و بین نهادهای جامعه ایران الفت لازم را برقرار کند.

فروپاشی ساختار جامعه ایران در عصر مشروطیت
واضح است که انقلاب مشروطیّت در نهایت شکست خورد. علل این شکست و عدم موفّقیت در چهار چوب راستای حرکت و رسالت جامعه بهائی ایران نیازمند تحقیق و پژوهش است. دولت مرکزی ایران در نیمه اوّل عهد قاجار بسیار ضعیف و فاقد تشکیلات مرتّب و وزارتخانه ها&#