PDA

View Full Version : Daryoush & Mansour In Texas 2007


RedWine
09-15-2007, 05:44 AM
http://bbcpersian7.com/behzad/images/2426.jpg


شنبه هفته قبل، منصور و داريوش با هم تو هيوستون يه برنامه داشتن. خب اين برنامه از چند نظر خيلى خاص بود! منصور بعد از چندين سال اومده بود تگزاس (اين 1!)... منصور و داريوش يه جورايى مكمل هم هستن و با هم چندين بار برنامه داشتن و به خاطر سبك كاريشون ميتونن هر سليقه اى رو به سالن بكشونن (اينم 2!)... مهمتر از همه اينكه منصور بود! (اين 3!) اين خودش از هزار دليل مهمتره! اما دلايل ديگه اى هم داشت كه اين كنسرت چيز خاصى بود كه لابلاى زرهايى كه ميزنم، ميگم!

منصور مثه هميشه تو اين يك سال اخير، برنامه شو با آهنگ “وقتى نيستى” شروع كرد. صداش كه مثه هميشه حرف نداشت ولى كلى هم اوايل كار حرس خورد سر مشكلات كوچيك فنى رو صحنه و تنظيم نبودن درست صداها. خلاصه كار به جايى رسيد كه وسط اجراى منصور، التون فرخ آهى خودش رفت بالا و همه چى رو رديف كرد (البته دو بار رفت بالا! احتمالا دفعه اول مشكل كامل رفع نشد!)

يه مشكل ديگه هم اين بود كه ميكروفون منصور سيم داشت! اين يعنى مصيبت چون اون سيم خيلى جلوى حركتشو ميگرفت و يه جورايى دست و پاشو تنگ كرده بود، ولى بازم از جنب و جوشش كم نشد! (منصور كاملا بر عكس ابى هست كه انگار ميكروفون سيم دار دوست داره كه سيمش رو با اون يكى دستش بگيره!)

http://bbcpersian7.com/behzad/images/2419.jpg

اما چيزى كه اون شب رو براى من خاص كرد، اين بود كه بعد از 3 ماه كه از آخرين دفعه كه منصور رو تو ميامى ديده بودم و كلى ازش انرژى گرفته بودم ميگذشت و بعد از 3 ماه بالاخره اون شب ديدمش و DVD “منصور در ميامى” رو كه از طرف فن كلاب منصور براش ساخته بودم رو بهش دادم!

اينم يه تيكه از اجراى منصور، البته صداش هست، از اون قسمتى كه ترانه عزيز دلمى رو بدون موزيك و با همراهى جمعيت اجرا كرد

بعد از اجراى پر انرژى يك ساعت و نيمه منصور، و تقريبا يه ربع استراحت، داريوش رو صحنه اومد و فضا به كلى تغير كرد. راستش من خيلى داريوشى نيستم، ولى خب كيه كه با آهنگاى داريوش خاطره نداشته باشه يا اصلا بهش حس نده!؟ به قول دوستم كه باهام بود (چون با دوستم و همسرش رفتيم كه از يه شهر ديگه نزديك هيوستون اومده بودن)، ميگفت من شعراى آهنگاى داريوش رو از خودش بهتر بلدم

يه چيز جالب ديگه اون شب اين بود كه اون شب هفتمين سالگرد ترك اعتياد داريوش بود. داريوش كه حالا داره همراه بنياد “آينه” با اعتياد ميجنگه. وقتى ترانه “زندونى” رو خوند، بعدش گفت كه وقتى جوون بوده و اين آهنگ رو خونده (چون اين ترانه مال 36-35 سال پيشه!) فكر ميكرده منظور از زندان فقط اون ديوار ها و حبس شدن هست... اما بعد فهميده كه آدم خودش هم ميتونه براى خودش زندان بسازه و توش اسير بشه... مثه همين اعتياد. اتفاقا به مناسبت همين سالگرد، داريوش يه كيك با شمع عدد هفت هم فوت كرد!

http://bbcpersian7.com/behzad/images/2422.jpg

اتفاقا اون شب يه دونده ايرونى كه داشت دور آمريكا ميدويد، تو هيوستون بود و با همون لباساى دوندگى كه ميبينين اومد رو استيج! فكر كنم اسمش مهدى بلوچ (مطمئن نيستما) بود.

دوباره ميسازمت وطن، اگر چه با خشت جان خويش

و بالاخره برنامه اون شب هم با آهنگ “دوباره ميسازمت وطن” داريوش تموم شد. واقعا شب خوب و پر خاطره اى بود. جاى همتون خالى! براى چند ساعت هم كه شده، داف دزدى نكردم!!!