Announcement
Collapse
No announcement yet.
TORTURE In Islamic Republic Of Iran
Collapse
X
-
- شکنجه*های روحی:
۱-۲-۱- شکنجه*ی روحی زندانی در ارتباط با خانواده
- اجبار زندانی به زدن کابل به همسر، بستگان، دوستان نزدیک و...؛
- شکنجه* کردن اعضای خانواده* در مقابل دیدگان زندانی، شنیدن فریاد*های استغاثه آمیز و ملتمسانه*ی همسر، پدر و مادر، فرزند و... در زیر شکنجه
- تهدید به دستگیری اعضای خانواده (اعم از پدر و مادر، همسر و فرزند، خواهر و برادر)؛
- گروگان گرفتن اعضای خانواده؛
- گرسنگی دادن به طفل شیرخوار برای فشار آوردن روی مادر؛
- شکنجه* کردن مادر و پدر در مقابل دیدگان فرزند خردسال؛
- دادن اطلاعات نادرست در مورد سرنوشت اعضای خانواده (کشته شدن فرزند و یا اعضای خانواده و...)؛
- مصادره*ی اموال و در به در کردن خانواده و یا تهدید به انجام آن.
۱-۲-۲- خرد کردن شخصیت زندانی
- اجبار زندانی به در آوردن صدای حیوانات مانند عرعر کردن، پارس کردن، قارقار کردن و یا صداهای نامفهوم؛
- نشستن روی پشت زندانی و اجبار او به حرکت به شیوه*ی چهارپایان؛
- مسخره کردن زندانی با شیوه*های گوناگون؛
- اجبار زندانی به بر زبان راندن عبارت*های تحقیرآمیزی چون "گه خوردم"، "غلط کردم" و...؛
- اجبار زندانی به انتخاب نوع شکنجه مانند انتخاب نوع و اندازه*ی کابل مورد استفاده در شکنجه.
۱-۲-۳- اعدام مصنوعی و...
- قرار دادن زندانی در جوخه*ی اعدام و تیرباران افرادی که در کنار او قرار دارند.
- اجرای نمایشی مراسم دار زدن زندانی، (طناب به دور گردن زندانی انداخته شده و به آهستگی و با احتیاط وی را بالا می*کشند. پاها از روی زمین جدا شده و حالت خفگی به زندانی دست می*دهد. این عمل چندین بار تکرار می*شود)؛
- بردن زندانی به اتاق وصیت و اجبار او به نوشتن وصیت*نامه، نوشتن اسم زندانی با ماژیک روی پایش که یکی از مراحل قبل از اعدام است؛
- فراخواندن*های متوالی زندانی در شب به منظور آماده شدن برای اجرای حکم اعدام و منتظر نگاه داشتن وی؛
- تهدید به کشتن و دفن جنازه در محلی نامشخص به گونه*ای که کسی از سرنوشت زندانی آگاه نشود؛
- خواباندن چندین ساعته*ی زندانیان در گودال افراد و تهدید آنان به اعدام (تابستان ۶۰ اوین )؛
- تهدید به اعمال شکنجه*های وحشیانه و کشتن زیر شکنجه (با توجه به سوابق امر و تجربیات زندانی، تنها شکل تهدید نداشته است).
۱-۲-۴- اجبار زندانی به دیدن صحنه*های دلخراش
- بردن زندانی بر سر جنازه*ی افراد خانواده، دوستان و رهبران جریان*های سیاسی؛
- بردن زندانیان برای دیدن جنازه در بالای دار، سطل آشغال و...؛
- دار زدن زندانی در مقابل چشمان حیرت زده*ی دیگر زندانیان؛
- بردن زندانیان به صحنه*های اعدام و اجبار آن*ها به شرکت درجوخه*ی اعدام، زدن تیرخلاص، حمل جنازه، دادن شعار علیه قربانیان و...؛
- نشان دادن پیکر درهم شکسته شده*ی فرزند، همسر و بستگان به زندانیان؛
- اجبار زندانی به دیدن صحنه*ی دلخراش اعدام همسر، برادر و ...
۱-۲-۵- چشم*بند، سلول انفرادی و...
- استفاده از چشم*بند در مراحل دستگیری، بازجو یی و شکنجه که گاه تا ماه*های متوالی ادامه می*یابد؛
- نشاندن زندانی پشت در شعبه*ی بازجو یی، شکنجه*گاه و راهروها برای ساعت*ها و روزهای متوالی. گاه این مدت در کمیته مشترک تا ماه*ها ادامه می*یافت؛
- بیدار نگاه داشتن زندانی برای ساعت*ها و روزهای متوالی؛
- فراخواندن*های متوالی زندانی برای بازجو یی در شب؛
- استفاده از سلول انفرادی برای مدت*های متوالی؛
- اجبار زندانی به گوش کردن مصاحبه*های افراد درهم شکسته و گاه بحث با آن*ها؛
- بلاتکلیفی طولانی زیر حکم و یا زیر بازجو یی؛
- نداشتن ملاقات با بستگان درجه* یک.
۱-۲-۶- شکنجه و آزار و اذیت در دادگاه
- حضور در دادگاه با چشم*بند وعدم رویت حاکم*شر ع در غالب دادگاه*های سال*های ۶۰-۶۱؛
- تهدید زندانی به پذیرش کیفرخواست و یا ارجاع دوباره*ی پرونده به بازجو یی و اعمال دوباره*ی شکنجه روی او؛
- صدور حکم تعزیر و شکنجه به خاطر "دروغ*گویی" در دادگاه و یا عدم پذیرش کیفرخواست؛
- حضور بازجو در دادگاه و تهدید زندانی به پذیرش کیفرخواست؛
- ضرب و شتم زندانی در دادگاه توسط حاکم شرع ؛
- برقراری دادگاه در شعبه*ی بازجو یی و در کنار تخت شکنجه (بعد از ۵ مهر در شعبه*ی هفت)، برقراری دادگاه در بهداری و در کنار بدن*های زخمی و مجروح دیگر بیماران زندانی؛
- اعمال فشار روحی روی زنان زندانی از طریق طرح سؤال در مورد آماد*گی*شان برای ازدواج با پاسداران و افراد حزب*اللهی. سوءاستفاده**های زیادی به این ترتیب، به ویژه از زندانیان تواب* زن در کلیه*ی مراحل بازجو یی، دادگاه و دوران زندان به عمل آمده است؛
- اعمال فشار بر روی زندانیان متمول برای هبه* کردن(بخشش) بخشی از اموال*شان به دادستانی انقلاب و دولت؛
- تهدید به پذیرش مصاحبه و محکوم کردن گروه*های سیاسی؛
- صدور حکم شلاق در کنار محکومیت به زندان.
۲- شکنجه و رفتار وحشیانه پیش از اعدام، به هنگام اعدام و تداوم آن بعد از اعدام
در آیین*های مدرن اعدام تلاش می*شود عنصرنمایش و درد از اعدام گرفته شود و مرگ تنها تلاشی باشد برای گرفتن حیات و زندگی از قربانی.
مرگی که بیشتر از یک لحظه طول نکشد، از پیش با هیچ شکنجه*ای همراه نشود یا آسیبی بر جسد وارد نیاید، اعدامی که بیشتر به زندگی اصابت کند نه به بدن. دیگر از آن مرحله*های طولانی**ای که در آن*ها مرگ با وقفه*هایی حساب شده به تعویق می*افتاد و با ضربه*هایی متوالی تشدید می*شد،* خبری نبود.
در نظام قضایی جمهوری اسلامی از بدو تأسیس تا کنون، هیچ چیزی مانع از اجرای حکم اعدام نگردیده است، حتا بارداری و بیماری و... برعکس تلاش شده است تا هر چه زودتر حکم اعدام را در مورد قربانی اجرا کنند. چرا که اعدام حکم خداست و حکم خدا نباید روی زمین معطل بماند و در اسرع وقت باید اجرا شود. همچنین تمامی تلاش*ها به خرج داده می*شود تا حیات و زندگی را به جانکاه*ترین شکل از زندانی بستانند. اما این که چرا بعد از مرگی جانکاه نیز دست از سر جنازه*ی زندانی بر نمی*داشتند، بر* می*گشت به یک اعتقاد قدیمی که ریشه در دوران بربریت و قرون وسطا داشت که معتقد بودند "پس از مرگ نیز نباید از تعقیب مُشرك، دست بر داشت".
- زجرکش کردن زندانیان به شیوه*های مختلف؛
- شلیک در رحم و بیضه*ی زندانی؛
- تأخیر در زدن تیر خلاص به زندانی به منظور جان*کاه*تر کردن مرگ؛
- شلیک از کمر به پایین و رها کردن زندانی؛
- مرگ در زیر شکنجه و ضربات کابل؛
- زنده به گور کردن افراد(در شهرستان*ها اتفاق افتاده است)؛
- کشیدن خون قربانی قبل از اعدام که در سال*های اولیه دهه*ی۶۰ مرسوم بوده است؛
- تجاوز به زنان باکره قبل از اعدام؛
- محکوم کردن زندانی به تحمل ضربات شلاق پیش از اجرای حکم اعدام؛
- زندانیان محکوم به اعدام در مواردی از میان تونلی از پاسداران مسلح به کابل و زنجیر و... (دیوار مرگ) عبور داده می*شدند. پاسداران که به عدم بازگشت زندانیان محکوم به اعدام مطمئن بودند، ضربات مرگبار را بر سر و روی آنان وارد می**کردند. گاهی جوخه*های اعدام تنها پیکر بی*جان زندانیان را به رگبار می*بست.
- بردن زندانیان زیر اعدام و کسانی که عملیات نظامی داشتند بر سر قبرهای کشته*شدگان جنگ و کسانی که در عملیات*های مسلحانه*ی مجاهدین از بین رفته بودند. این عمل در شب*های جمعه با ضرب و شتم شدید زندانیان توسط خانواده*های تحریک شده*ی کشته*شدگان و اوباش حزب*اللهی در محل همراه بود؛
- خفه کردن به جای دار زدن؛
- به رگبار بستن زندانی روی برانکارد و پتو( هنگامی که زندانی به علت شدت جراحات وارده قادر به ایستادن نباشد)؛
- نگاه داشتن زندانی و انداختن طناب به دور گردنش در مواردی که وی به علت شدت جراحات وارده و یا فلج شدن قادر به ایستادن نباشد؛
- آویزان شدن از پای کسانی که به دار آویخته** شده*اند؛
- اعدام زنان باردار؛
- دار زدن با جراثقال و گرداندن جنازه در شهر؛
- قرار دادن جنازه در محل*های عمومی شهر مانند میدان*ها، پل*های معروف و دیگر مکان*های پر رفت و آمد.
۳- شکنجه*های معمول و رایج در طول دوران سپری کردن محکومیت
شکنجه در طول دوران زندان، نه لزوماً برای بدست آوردن اطلاعات (گاه به این منظور نیز انجام می*گرفت) بلکه با هدف شکستن هر شکلی از مقاومت در مقابل سیستم و ایجاد وحشت و اضطراب دائمی در میان زندانیان، اعمال می*شد تا از آن*ها افراد دست*آموزی بسازند که فرمان*های بازجو یان و شکنجه*گران را انجام داده و بوسه بر آستان آنان زده و پس از آزادی از زندان نیز از مبلغان "حقانیت و اصالت" رژیم در جامعه شوند.
۳-۱- نگاه* داشتن زندانیان در فضاهای کوچک
- جای دادن ده*ها زندانی در سلول*های مجرد با مساحت کمی بیش از ۴ متر مربع در قزل*حصا ر و عدم برخورداری از حداقل نور و هوا؛
- حبس چندین زندانی به شدت شکنجه شده در سلول*های انفرادی "۲۰۹" ؛
- حبس بین ۷۰ تا ۱۰۰ نفر در اتاق*هایی با مساحت حدودن ۳۶ متر مربع در اوین ؛
- حبس کردن زندانیان در محل*های بسیار کثیف و نمور و تاریک بدون کمترین امکانات اولیه(گاودانی قزل*حصا ر)؛
- حبس در سلول*های تاریک و بدون منفذ گوهردشت (تاریک*خانه) با حداقل جیره*ی غذایی و محرومیت استفاده از توالت. زندانی تنها یک بار در شبانه روز به توالت برده می*شد؛
- حبس کردن زندانی در سلول انفرادی بدون امکان مطالعه، هواخوری XE "هواخوری" و... برای ماه**ها و سال*ها که گاه سلول فاقد زیرانداز، موکت و پتوی کافی بود؛
- حبس کردن زندانی در سلول انفرادی همراه با جیره*ی کتک و انواع آزار و اذیت.*
۳-۲- بی*خوابی و سرپا نگاه داشتن
- سرپا نگاه داشتن زندانی با چشم*بند به مدت روزهای متوالی(گاه تا ده روز) و ترکیب آن با نشستن*های کوتاه مدت و ادامه*ی این سیکل تا شکستن اراده*ی زندانی؛
- سرپا نگاه داشتن زندانی با چشم*بند از شب تا صبح (زندانی باید پاهایش را به قدر شانه باز می**کرد) و اجبار او به انجام کارهای سنگین ساختمانی و... از صبح تا غروب و ادامه*ی این سیکل برای روزهای متوالی؛
- سرپا نگاه* داشتن زندانی از شب تا صبح در سرمای زمستان، در هوای آزاد و بدون لباس گرم؛
- اجبار زندانی به سرپا ایستادن و نخوابیدن در زیرهشت بند برای روزهای متوالی در حالی که دیگران شب*ها در طول راهروی بند و سلول*ها گوش تا گوش در کنار هم خوابیده بودند و زندانی با دیدن آن*ها مجبور به تحمل شرایط فوق*العاده وحشتناکی می*شد؛
- لگد زدن به در سلول*های انفرادی در نیمه*های شب؛
- بی*خوابی مزمن به خاطر نبود جای خواب، روشن بودن چراغ اتاق در شب و ...
۳-۳- قفس، واحد مسکونی
- نشاندن زندانی در جعبه با چشم بند برای ماه*های متوالی؛
- خواباندن زندانی بر روی تخت و بستن دست و پای وی به تخت، همراه با داشتن چشم*بند برای ماه*های متوالی؛
- واحد مسکونی: محل خاصی در زندان قزل*حصا ر ویژه*ی زنان مجاهد، در آن*جا زندانیان ترکیب وحشتناکی از سرپا ایستادن مداوم همراه با ضرب و شتم و تحقیر، اجبار به شکنجه*ی دوستان، بی*خوابی، زندگی با چشم*بند، حضور دائم بازجو در محل، فشارهای روحی مداوم، تحقیر و... را تحمل می*کردند؛
- حبس زندانی در محل*های نامتعارف مانند قرار دادن وی در کمد، توالت و ...
-
- انواع دیگری از شکنجه* و آزار و اذیت معمول در زندان*
- حمله و یورش پاسداران و مسئولان زندان به بندها و ضرب و شتم شدید زندانیان با کابل، زنجیر، چوب، مشت و لگد و...؛
- اتاق گاز: اتاقی بدون منفذ که در گرمای تابستان ده*ها نفر را به جرم ورزش دست*جمعی کردن، در آن انداخته و به خاطر تعرق بالا و نبود اکسیژن، افراد دچار تنگی نفس و غش می*شدند؛
- تونل: پاسداران در دو طرف به صف ایستاده و زندانی را که مجبور بود از میان آن*ها بگذرد، با کابل و مشت و لگد، مورد ضرب و شتم قرار می*دادند؛
- بیگاری کشیدن از زندانیان: مجبور کردن زندانیان به کارهای ساختمانی، حمل و نقل، تعمیرات، نظافت و... در زندان، مانند کندن کانال، تفکیک زباله، تخلیه*ی بار و بارگیری، تخلیه فاضلاب، آسفالت کردن محوطه و بندهای زندان، شستن راهرو*های زندان...؛
- ضرب و شتم شدید زندانیانی که در اعتصاب غذا به سر می*بردند و اجبار آن*ها به شکستن اعتصاب غذا؛
- ضرب و شتم شدید زندانی قبل از پخش غذا در سلول*های انفرادی گوهردشت ؛
- تنبیه دست*جمعی کلیه*ی افرادی که در سلول*های یک بند به سر*می*بردند به خاطر عدم معرفی کسی که در حال مورس زدن بوده است؛
- تزریق دارو در زیر پوست زندانی که منجر به زخم عمیق می*شد؛
- اجرای حکم شلاق در هر وعده برای زندانیان مارکسیستی که نماز نمی*خواندند (بعد از قتل*عام ۶۷)؛
- به بهداری نبردن بیماران و در اختیار قرار ندادن داروهای حیاتی به زندانی؛
- گرسنگی مفرط دادن به زندانیان؛
- سوءاستفاده*ی جنسی نگهبانان و پاسداران مرد از زندانیان کم سن و سال.
۴- شکنجه*های رایج در دوران تسلط بهزاد نظامی در قزل*حصا ر(هدف کسب اطلاعاتی که زندانی در دوران بازجو یی ارائه نداده است)
- شلاق زدن با کابل در حمام بند و در زیر دوش آب سرد در هوای سرد زمستان در شب*ها؛
- بیدار نگاه داشتن افراد بند و اجبار آن*ها به شنیدن و دیدن شکنجه*ی دوستانشان؛
-سوراخ کردن گوش؛
- زدن آمپول هوا؛
- زدن دستبند قپانی و آویزان کردن زندانیان...؛
- ضرب و شتم شدید زندانیان؛
- خواباندن زندانیان کف راهرو بند و دویدن از روی* آن*ها؛
- زدن موی سرزندانی و ریختن آن در توالت و اجبار او به خوردن آن؛
- اجبار زندانیان به زدن کابل به دوستانشان؛
- اجبار زندانیان به انجام اعمالی که آن*ها فرمان می*دادند و سپس تنبیه افراد به خاطر درست* انجام ندادن فرمان*ها و یا دقیق و صحیح انجام دادن* آن*ها!
۵- شکنجه*، آزار و اذیت و فشارهای روحی
۵-۱- اعمال روش*های تحقیرآمیز و ایجاد شرایط آزاردهنده* برای آزادی زندانیان
- عدم آزادی زندانیان پس از اتمام محکومیت و ابلاغ حکم جدید و یا ابلاغ حکم ثانویه مبنی بر این که تا اطلاع ثانوی(احراز توبه) در زندان می*مانید؛
- الزام به نوشتن انزجارنامه و شرکت در مصاحبه*های اجباری به منظور آزادی از زندان؛
- الزام افراد به گذاشتن وثیقه، ضامن و سند ملکی بعد از اتمام محکومیت برای آزادی از زندان.
۵-۲- فشار*های ایدئولوژیک
- اجبار به شرکت در کلاس*ها و برنامه*های فرهنگی، مذهبی، سیاسی و...؛
- اجبار به شرکت و تماشای مصاحبه*های اجباری که زندانیان مجبور به انجام آن*ها شده بودند؛
- اجبار به انجام مصاحبه، اعلام انزجار در جمع، همکاری با مسئولان زندان و... در طول دوران زندان(در مقاطع گوناگون)؛
- اجبار زندانی به خواندن سرود "خمینی ای امام" به هنگام رفتن به هواخوری ؛
- پخش نوارهای نوحه و زاری به صورت مداوم از بلندگوهای بند؛
- اجبار زندانی به نوشتن مقاله برای سالروز ورود خمینی و یا مراسم مشابه*(در صورت امتناع زندانی، وی را تنبیه می**کردند) قزل*حصا ر- بند۶؛
- مجازات زندانیان مجاهد به خاطر انجام فرایض دینی جمعی (مانند نماز و دعا) و بزرگداشت اعیاد مذهبی و اجبار زندانیان غیرمذهبی به خواندن نماز و انجام فرایض دینی؛
- ممنوعیت برگزاری جشن*های ملی مانند نوروز، شب یلدا و ...؛
- نگارش انواع و اقسام شعارها، سخنان خمینی ، بهشتی و دیگر رهبران رژیم به دیوارهای بند و محل*های آمد*و*شد زندانیان؛
- تعارف کردن شیرینی و نان*خامه*ای به زندانیان بعد از موفقیت در انجام جنایتی از سوی عوامل رژیم و اجبار زندانیان به شرکت در جشن*ها و سوگواری*های رژیم.
۵-۳- ایجاد فشار از سوی تواب*ها
- اجبار زندانیان به فرمان*برداری از تواب*ها و عناصر خود فروخته؛
- اجبار زندانی به زندگی در کنار تواب*ها و کسانی که در جنایت*های رژیم دست دارند؛
- کنترل دائم زندانیان از طریق تواب*ها و عناصر بریده و ارائه گزارش لحظه به لحظه از اقدامات زندانیان به بازجو "بازجو" یان و مقامات زندان.
۵-۴- ایجاد محدودیت در استفاده* از توالت و حمام
- اجبار زندانیان به استفاده از توالت در نزد دیگران در سلول*های انفرادی(به علت قرار داشتن توالت در سلول)؛
- عدم فرصت کافی برای استفاده از توالت و حمام(۲۰ دقیقه برای اتاقی ۸۰ تا ۱۰۰ نفره)؛
- اجازه ندادن به زندانی برای رفتن به توالت هنگام لزوم و نیاز فوری، مجبور شدن زندانی به رفع جاحت در حضور ده*ها نفر؛
- بستن شیر آب*گرم و سرد و یا قطع آب هنگامی که تعداد زیادی از زندانیان داروی نظافت استفاده* کرده بودند؛
- اجبار زندانی به استفاده از آب سرد برای استحمام.
۵-۵- فشار روحی شدید به واسطه*ی اعمال مقررات ضد کمونی (اشتراکی)
- ممنوعیت کمک به هم*سلول و هم*بند(تحت عنوان ممنوعیت زندگی کمونی و اشتراکی)؛
- ممنوعیت گفت*و*گو و تماس با افراد سلول؛
- ممنوعیت رفت*و*آمد به اتاق*ها و سلول*های دیگر؛
- اجبار زندانیان به عدم استفاده*ی اشتراکی از پوشاک، مواد غذایی، بهداشتی، و هر آن*چه که در تصور بیاید؛
- ممنوعیت تعارف کردن چیزی به دوستی
- اجبار زندانی به گرفتن اجازه* نامه از همسر و یا پدر و مادر برای کشیدن سیگار(قزل*حصا ر- بند ۶)؛
- ممنوعیت آموزش به دیگران؛
- ممنوعیت آموختن زبان خارجی و ...؛
- ممنوعیت انجام* کارهای دستی و هنری* و ...؛
- اجبار افراد به بایکوت کردن هم*اتاقی*شان. زندانیان حق نداشتند با زندانی بایکوت شده صحبت کنند؛
- حبس زندانی در روی تخت. زندانی اجازه*ی خارج شدن از تخت در طول روز و شب و نیز اجازه*ی گفت*وگو با کسی را نداشت. تنها هنگام رفتن به دستشویی می*توانست از تخت پایین بیاید؛
- ممنوعیت استفاده از قرآن، نهج*البلاغه، صحیفه سجادیه برای زندانیان مجاهد به ویژه در بند زنان در سال* ۶۲-۶۳.
۵-۶- آزار و اذیت روحی از طریق سیاست ادغام زندانیان و...
- ادغام زندانیان سیاسی و عادی و بعضاً خطرناک؛
- هم*سلول کردن زندانیان مسلول (سل ریوی، غدد لنفاوی، مغز استخوان) با زندانیان سالم در انفرادی گوهردشت که منجر به شیوع بیماری سل در زندان شد.
- اجبار به زندگی همراه با بیمارانی که از روان*پریشی شدید و مزمن رنج می*بردند؛
- اجبار مادران به نگهداری کودکان* خردسال*شان در زندان بدون داشتن کوچکترین امکانات بهداشتی، درمانی، رفاهی و...؛
- نگاهداری زندانی در سلول انفرادی به همراه زندانی روان پریش؛
- اجبار زندانی به کار در کارگاه زندان.
۵-۷- اقدامات آزار دهنده
- زدن موی سر زندانیان از ته و اجبار آن*ها به پوشیدن لباس زندان؛
- اجبار زندانیان به انجام کارهای برخلاف میل*شان که به منظور تحقیر کردن آنان صورت می*گرفت مانند تراشیدن سبیل؛
- اجبار زنان به سر کردن چادر سیاه؛
- اجبار زنان به رعایت حجاب در سلول انفرادی .
۵-۸- محرومیت از امکانات محدود زندان
- ممنوعیت ملاقات برای مدت*های طولانی؛
- عدم امکان ملاقات اعضای درجه یک خانواده* (برادر و خواهر). بعد از چندین سال اجازه داده شد که خواهر و برادر بالای ۳۵ سال، سالی یک بار به ملاقات بیایند؛
- عدم امکان نامه*نگاری مرتب با اعضای خانواده. در صورتی*که این امکان فراهم می*شد، تنها پنج خط آن*هم روی برگه*های ویژه*ی زندان مجاز شمرده می*شد؛
- قطع هواخوری برای ماه*های متوالی؛
- قطع سیگار، روزنامه*، تلویزیون و...؛
- حمله به بندها و تخریب وسایل دست*ساز زندانیان، اموال آنان و گاه همراه با جریمه*ی نقدی زندانیان.
۵-۹- تحقیر و توهین مداوم
- اجبار زندانیان مارکسیست و غیرمذهبی به انجام فرایض دینی مانند نماز، روزه و...؛
- تحقیر زندانیان غیرمذهبی و غیرمسلمان با نجس خواندن آن*ها و اعمال محدودیت**هایی در رابطه* با آن*ها مانند ممنوعیت شستن دیگ غذا و ظروفی که مورد استفاده عمومی قرار می*گیرند، ممنوعیت رفت و آمد به مسجد بند، ممنوعیت استفاده از توالت*های عمومی بند و...؛
- تحقیر و توهین به زندانیان مارکسیست و بهایی متأهل، مبنی بر این که ازدواجشان رسمی نبوده و دارای روابط نامشروع با همسرانشان بوده*اند. اجبار آنان به جاری کردن صیغه عقد توسط یک آخوند؛
- تحقیر زندانیان مجاهد و اجبار آن*ها به استفاده* از کلمه*ی "منافقین" به جای "مجاهدین" به هنگام پاسخ به پرسش در باره*ی اتهام.
۵-۱۰- نگاه داشتن تیغ بازجو یی و شکنجه و اعدام بر سر زندانی
- مفتوح بودن پرونده**ی زندانی و تهدید دائم او مبنی بر تجدید بازجویی، شکنجه و محاکمه؛
- تداوم شکنجه و بازجو یی در طول دوران زندان به منظور تجدید محاکمه و افزایش حکم؛
- انتقال زندانی به وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی و مجبور کردن وی به پرکردن فرم*ها و لیست*های مختلف.
۶- فشار روی زندانیان روان*پریش
- ضرب و شتم شدید زندانیان روان*پریش در یک پروسه*ی طولانی برای اطمینان یافتن نسبت به صحت بیماری* آن*ها؛
- نگاه*داری زندانیان روان*پریش در یک اتاق بدون پنجره (گوشه*ای از محوطه**ی* آموزشگاه در اوین ). بین* سالن*های ۱ و ۲ را دیوار کشیده و تبدیل به یک اتاق کوچک کرده بودند(اتاق ۳۸)؛
- نگاه* *داشتن زندانیان روان*پریش در وضعیتی به غایت اسفناک و وارد آوردن انواع فشارهای طاقت*فرسا و همراه با تجاوز و سوءاستفاده*ی جنسی به منظور اطمینان یافتن نسبت به صحت بیماری آن*ها؛
- نگاه داشتن زندانیان روان*پریش در کنار*هم در یک فرعی ویژه در گوهردشت بدون کوچکترین امکان درمانی و یا بهداشتی به منظور افزایش فشار روی آن*ها و اطمینان کسب کردن نسبت به صحت بیماری*آن*ها؛
- حبس طولانی مدت زندانیان روان*پریش در سلول انفرادی برای اطمینان یافتن نسبت به صحت بیماری آن*ها؛
- در اختیار قرار ندادن داروهای ویژه برای کنترل زندانیان روان*پریش.
۷- آزار و اذیت کودکان زندانی به خاطر والدینشان
- حضور کودکان در شکنجه*گاه به هنگام شکنجه*ی والدین و تحمل فشارهای بعدی ناشی از آن؛
- تنها شدن کودک در سلول انفرادی به هنگام شکنجه*ی والدین و شنیدن صدای آن*ها در زیر شکنجه ؛
- مشاهده*ی وضعیت ناگوار پدر و به ویژه مادر بعد از شکنجه؛
- حبس در سلول*های انفرادی در شرایط فاجعه*بار؛
- تلاش بازجو یان برای کسب اطلاعات از کودکان در مورد پدر و مادر و رابطه*هایشان با دیگران که به روش*های گوناگونی انجام می*شد؛
- محرومیت از داشتن شیرخشک، پوشاک مناسب، پوشک، داروهای مورد نیاز و ...؛
- رنج بردن از سو*ءتغذیه و عدم رعایت موازین بهداشتی در زندان؛
- محرومیت از تنفس آزاد، بازی، دیدن کودکان هم*سن و سال، داشتن اسباب*بازی و...؛
- محرومیت از دیدار با بستگان نزدیک.
-۸ فشار روی خانواده*های زندانیان و اعدام شدگان
Comment
-

Comment