Announcement
Collapse
No announcement yet.
Indonesia ex-leader Suharto dies
Collapse
X
-
ليست تکان دهنده است، نه از نظر ارقام که فقط ناظر بر اتهام های رسمی از اختلاس هاست و ابعاد واقعی فساد را نشان نميدهد، بلکه به خاطر اينکه نزديک به اتفاق اين حاکمان فاسد، يعنی همه به جز يک نفر، ميلسويچ که با صندوق بين المللی پول کشمکش هايی داشت، همان عواملی بودند که ,هدف, و ,استراتژی, قدرت های بزرگ سياسی و اقتصادی را به اجرا گذاشتند. بيشتر آنها به عنوان سمبول، نماينده يا کارگزار ,دمکراسی غربی و جهان آزاد, به مردم معرفی شدند. بسياری از آنها رسما ماموريت داشتند جنبش های دموکراتيک، سکولار، ملی گراو ترقيخواه را قلع قمع کنند و بسياری از آنها سر اين نيروها را به سيخ کشيدند و به حاميان خود تقديم کردند تا مثلا فيليپين پايگاه نظامی آمريکا و کلنی جديدی بماند که بزرگ ترين صادرات اقتصادی اش کلفت و نيروی کارارزان بعلاوه ی جهادی هاست .. تاساندينيست ها به زير کشيده شده و ملاکان و دلالان سابق شرکت های بين المللی به قدرت بازگردند، فوجی موری که اکنون به خاطر نقض حقوق بشر در دادگاه محکوم شده است، فقط به خاطر کشتار چريک های توپومارو مورد تمجيد قرار نگرفت، وقتی هم که ,شوک فوجی, را به دستور صندوق بين المللی پول به اجرا گذاشت به عنوان يک قهرمان برای او هورا کشيدند. او در دادگاه پر بيراه نمی گفت وقتی به عنوان قهرمان ,مبارزه با تروريسم و تورم, بر سر دادگاه فرياد می کشيد. پاولو لازارنکو شريک دزدی های خانم يوليو تيموشنکو Yulia Tymoshenko از برنامه ريزان ,انقلاب نارنجی, اوکرائين و نخست وزير کنونی آن است. آندو نيمی از منافع خصوصی کردن صنعت و تجارت را در جيب خود ريختند و آمريکا نام يکی و روسيه نام ديگری را به عنوان سارق و قاچاقچی پول به اف بی آی و پليس اينترپل دادند.
وقتی اين افراد فاسد با يک برنامه سياسی و اقتصادی مبتنی بر غارتگري، به عنوان نماينده دمکراسی معرفی ميشوند، چه جای حيرت اگر بنيادگرايان مرتجع نيز خود را نماينده عدالت بخوانند. و وقتی که راه پيشروی به سوی دمکراسی و آينده ای روشن نيز با کشتارها و سرکوب ها به سنگلاخ تبديل شده، جای حيرت نيست که دعوت بنيادگرايان به پسروی و بازگشت به اعماق تاريخ، مقبوليت پيدا کند.
بنيادگرايان هم از توبره خوردند، هم از آخور و قدرت های بزرگ بين المللی و سرمايه داران هم توبره آنها را در مسير راه با سر نيروهای ترقيخواه و سکولار پر کردند، هم آخور آنها را با حمايت از ديکتاتورها و پوپوليست های فاسد و انباشتن جامعه ازفلاکت و رياکاری و بی حقی عمومی پر نگه داشتند.
مافيای برکلی و سناريوی شيلی
درست همان زمان که سوهارتو طرح فاشيستی ,نظم نوين, خود را پيش می برد و دستگاه های دولت از راس تا فرمانداری ها و شهرداری ها را تحت کنترل نظاميان آدمکش قرارداده و احزاب و پارلمان و اتحاديه ها و روزنامه های مستقل را تعطيل کرده و کشتارهای خونين را به راه انداخته بود، يک گروه از اقتصاد دانان آمريکايی معروف به مافيای برکلی ,Berkeley Mafia, به اندونزی وارد شدند.آنها يک ,بسته اقتصادی, همراه داشتند که دو دهه بعد از کفر ابليس هم مشهور تر شد و به کمک شبکه های جهانی قدرت و ثروت که از دانشگاه ها تا رسانه ها را تحت کنترل خود در آوردند به عنوان ,عقل سليم, به خورد مردم داده شد: نئوليبراليسم.
سناريويی که در اندونزی به اجرا در آمد نه فقط به لحاظ مضمون اقتصادی و طرح های تعديل ساختاری و خصوصی کردن ها و غيره، بلکه حتی در شکل هم دقيقا به شيلی شباهت داشت: کودتا توسط فردی نزديک به سوکارنو و حمايت مخفی از نظاميان بالارتبه در ارتش طراحی شد. از مدت ها قبل و از دهه 50 با کمک سازمان سيا تدارک وسيعی برای برآمد اين نيرو صورت گرفته بود. فتح سياسی از طريق سرکوب برق آسا ولی همه جانبه پيش رفت و در وحله نخست در هم شکستن اتحاديه ها و هر نوع ساختار قادر به حمايت از منافع ملی و قادر به مقاومت در برابر سرمايه را هدف گرفت. فتح اقتصادی تحت مديريت متمرکز ,مافيای اقتصاددانان, پيش رفت که به صورت مستشاران دوران استعماری عمل ميکردند. برخی از تحليل گران حتی نوشته اند حزب کمونيست اندونزی که به لحاظ بزرگی سومين حزب کمونيست جهان بود و در داخل کشور به لحاظ نيرو حداقل همرديف حزب حاکم و احزاب اسلامی بود، هرچند متمايل به چين محسوب ميشد اما مثل حزب سوسياليت شيلی گرايش به اروکمونيسم داشت و تلاش ميکرد از طريق پارلمانی به قدرت برسد.
نئوليبراليسم در حاليکه ,آزادی, را به عنوان شعار خود انتخاب کرده است، عموما با محدود کردن دمکراسی و در موارد اخص مثل اندونزی و شيلی با فاشيسم سياسی راه خود را گشود.
نتايج برنامه اقتصادی که به کمک اين جنايت تاريخی در اندونزی پياده شد چه بود؟ فساد حيرت انگيز خاندان سوهارتو که تا هم روز کش و قوس های قانونی مربوط به آن ادامه دارد، بهتر از ,شاخص های رشد,ی که به خاطر آن سوهارتو مورد تمجيد قرار گرفت، واقعيت اين برنامه را به نمايش ميگذارد. به چند رقم توجه کنيد که VLTCHEK به دست داده است، توجه کنيد:
ثروت سوهارتو و خانواده اش را بيش از 45 ميليارد دلار تخمين ميزنند که بيش از مجموع بودجه بانک جهانی و سازمان ملل است. خانواده سوهارتو در اندونزی 36000 کيلومتر مربع املاک دارند که 100000 متر مربع بهترين زمين های جاکارتا و 40 درصد زمين های تيمور شرقی جزو آن است. گفته ميشود طی 32 سال ديکتاتوری سوهارتو بيش از 73 ميليارد دلار از طريق خانواده اش بالا کشيده شد. اختلاس شخصی سوهارتو ازاموال عمومی که در گزارش سازمان بين المللی شفافيت ذکر شده 35- 15 ميليارد دلاراست. همه اينها در حالی است که حقوق رسمی سوهارتو در آخرين سال حکومتش فقط ماهی 1764 دلار آمريکا بود!
برخی از کسانيکه که با مافيای برکلی همکاری ميکردند اسناد و شواهدی منتشر کرده اند که نشان ميدهد چگونه اين اختلاس ها در بطن برنامه تعديل و خصوصی کردن و همراه آن آغاز شد و پيش رفت. اما مافيای حاميان سوهارتو در خارج و داخل کشور اين پرونده ها را هم ماستمالی کرده و ميکنند، زيرا بعد از خيزش يک جنبش گسترده عليه سوهارتو به سرعت او را از قدرت بيرون کشيدند،اما نخبگانی که اين حکومت سياه را اداره ميکردند پشت دولت جديد که با اصلاحاتی روی کار آمد موقعيت خود را حفظ کردند. VLTCHEK مثال جالبی به دست ميدهد. ,دادگاه عالی, اندونزی مجله تايم را به پرداخت 106 ميليون دلار خسارت به ديکتاتور محکوم کرد زيرا اين نشريه در مقاله ای در سال 1999 نوشته بود سوهارتو و خانواده اش در طول دوران ديکتاتوری ميليون ها دلار ثروت اندوخته اند. دولت اندونزی پيشنهاد های سازمان های بين المللی برای کمک به اين دولت در شناسايی اموال سوهارتو و بستن حساب های او در خارج و اعاده پول ها به خزانه دولت اندونزی را رد کرد و اين پيشنهادها هرگز در رسانه های عمومی انعکاس نيافت. دولت کنونی حتی پرونده اختلاس از خزانه دولت را به بهانه , وضع جسمانی نامناسب, بست. همه اينها در حالی است که مقامات برجسته داخل و خارج برای ادای احترام به ديکتاتور به بستر مرگ او می شتابند.
در حاليکه ديکتاتور آخرين نفس های خود را می کشد، زخم های ملت اندونزی هم چنان باز است. هنگام وقوع جنايت درهای داخل کشور را به بيرون و چشم خارج از کشور را بر شبه جزيره ی غرق در خون را بستند. بعد از سقوط ديکتاتور مردم درون کشور را به بهانه جلوگيری از اشاعه , ويروس , تباه کننده گذشته به فراموشی ميخوانند و در خارج به حافظه کوتاه رسانه های ,معتبر, برای فراموش کردن تاريخ متوسل ميشوند. اما تاريخ آن پيکر فاسدی نيست که بر روی تختی در جارکارتا آخرين نفس های خود را ميکشد تا بتوان آن را به گور سپرد و با لعنی از شر او و يادش خلاص شد. تاريخ زخم ديده بدون نشاندن متهمانش به روی صندلی عدالت و روشن شدن حقيقت درمان نمی شود.
تاريخ خونين اندونزی در عفونتی که از اعماق زخم های بازش ميجوشد خود را نشان ميدهد: در فسادی که سراسر ساختار اين کشور را فراگرفته، در مداخله فساد آور قدرت های جهانی که سياستمداران فاسد يک بازو و , اسلام معتدل, بازوی ديگر آن را تشکيل ميدهد، در گسترش جنبش های واپسگرايی که زمانی به بهانه ,بی خدا کشی, راه را برای ديکتاتور داخلی و مافيای برکلی گشودند و حالا به بهانه مبارزه با همانها به صحنه سياست، و جنايت، بازگشته اند.
گويا همراه با نفس های آخر ديکتاتور، ميليون ها انسانی که در آرزوی دست يابی به مدنيت و دمکراسی و عدالت در اعماق اين تاريخ به خون غلطيدند، يک لحظه از گور برميخزند و با نگرانی به اين صحنه مينگرد. راه ريشه کردن بنيادگرايی و ديکتاتوری و فساد دولتي، پيشنهادهای تکنيکی گروه بحران بين المللی نيست، بازگشت وجدان های آگاه و آزادی است که در آن سال های خونين به دست ائتلاف دو طرف جنگ با ترور به گور سپرده شد.
-
Indonesian ex-leader Suharto, 86, has died after suffering multiple organ failure for the second time this month.
He died at 1310 (0610 GMT) after slipping into a coma, doctors said.
During his 32-years in power, the economy thrived, but thousands were killed in the provinces of Papua and Aceh and in East Timor invaded in 1975.
Suharto left office in 1998 amid mass protests over corruption and the human rights abuses, but did not stand trial on health grounds.
No-one has been punished for the killings.
Father of development?
"Indonesia's second President Haji Muhammad Suharto has passed away at about 1310," senior police officer Major Dicky Sondani told reporters at the Pertamina Hospital in Jakarta.
RISE AND FALL OF SUHARTO
Born in Java, June 1921
Comes to power in 1965 after alleged Communist coup attempt
Formally replaces Sukarno as president in March 1967
Modernisation programmes in the 70s and 80s raise living standards
East Timor invaded in late 1975
Asian economic crisis of the 1990s hits Indonesian economy
Spiralling prices and discontent force him to resign in May 1998
Judges rule he is unfit to stand trial for corruption in 2000
Transparency International says he tops the world all-time corruption table in March 2004
Suharto's obituary
Suharto's lasting legacy
Battle with charges
All six of his children were at the hospital.
Soldiers and police had to force back crowds of Suharto supporters to allow the ambulance with his body to leave the hospital on his way to his home in central Jakarta, before it is taken to Solo in central Java for the funeral.
The government has announced a week of national mourning.
President Susilo Bambang Yudhoyono led a televised prayer.
"I invite all the people of Indonesia to pray that may the deceased's good deeds and dedication to the nation be accepted by Allah the almighty," he said.
"Mr Suharto has done a great service to the nation."
Suharto was rushed to hospital on 4 January suffering from various heart, lung and kidney problems.
He had been living quietly in Jakarta since being overthrown during the 1997-1998 Asian financial crisis. He had been in and out of the hospital several times.
Although he was accused of embezzling huge sums from state funds during his three decades in power, his lawyers always successfully pleaded that his failing health meant he should not stand trial.
Suharto's rule was marked by rapid economic growth and political stability. Some Indonesians fondly call him the "father of development".
But many often found it difficult to pin down what they felt about the man who had towered over their lives for so long, says the BBC's Jonathan Head.
We ask that if he had any faults, please forgive them
Suharto's daughter
Send us your comments
They certainly feared him, our correspondent says.
After all, the bloodshed which accompanied his rise to power, after a mysterious coup attempt in 1965 which he blamed on Indonesia's then-powerful Communist Party, was on a scale matched only in Cambodia in this region, he says.
Within the space of a few months at least half a million people were slaughtered in anti-communist pogroms that, at the very least, Suharto and the military tacitly encouraged says our correspondent.
The trauma of that period scars Indonesia to this day, and was a key tool in Suharto's armoury.
After his death was announced, Suharto's eldest daughter, Siti Hariyanti "Tutut" Rukmana, told reporters: "We ask that if he had any faults, please forgive them... may he be absolved of all his mistakes."
Comment
-
سوهارتو، رهبر سابق اندونزی درگذشت
سوهارتو چندین بار در بیمارستان بستری شده بود و از یک ماه گذشته، در اغما بود
مقامات در جاکارتا پایتخت اندونزی از درگذشت ژنرال سوهارتو، رهبر پیشین این کشور، در سن هشتاد و شش سالگی خبر دادند.
آقای سوهارتو، که برای مدت زیادی از مشکلات دستگاه تنفسی، قلب و کلیه رنج می برد، در اوایل ماه جاری میلادی، برای چندمین بار به بیمارستان منتقل شد.
ژنرال دیکی سوندانی، از افسران ارشد پلیس جاکارتا، روز یکشنبه به خبرنگارن گفت: "حاجی محمد سوهارتو، دومین رئیس جمهور اندونزی، در ساعت یک و ده دقیقه (به وقت محلی) درگذشت".
در هنگام مرگ آقای سوهارتو، تمامی شش فرزندش، در بیمارستان حضور داشتند.
ژنرال سوهارتو، در سال 1998 میلادی، پس از یک رشته تظاهرات گسترده در اعتراض به وجود فساد اداری و نقش حقوق بشر در دولتش، از قدرت کناره گرفت.
آقای سوهارتو، برای یک دوره طولانی، (از ماه مارس سال 1965 تا ماه مه 1998 میلادی) رهبری اندونزی، پرجمعیت ترین کشور اسلامی را به عهده داشت.
در طول بیش از سه دهه حکومت آقای سوهارتو بر اندونزی، اقتصاد این کشور، پیشرفت قابل ملاحظه ای داشت، اما هزاران تن در استان های پاپوا و آچه این کشور کشته شدند و تیمور شرقی، به اشغال اندونزی درآمد.
'مشت آهنین'
ژنرال سوهارتو، برای سه دهه بر اندونزی حکومت کرد
ژنرال محمد سوهارتو، زاده ماه ژوئن سال 1921 میلادی، در استان جاوه اندونزی بود.
او در جریان حوادث پس از کودتایی بی نتیجه در سال 1965 در اندونزی بر سر کار آمد و به مدت سی و سه سال، این مجمع الجزایر را با "مشتی آهنین" رهبری کرد.
طرفداران وی معتقدند اندونزی در طی این مدت از فقر به ثروت نسبی دست یافت و ژنرال سوهارتو، این کشور را به قدرتی در آسیا تبدیل کرد. اما رشد اقتصادی به قیمت سرکوب و نادیده گرفتن تقاضا برای اصلاحات سیاسی تمام شد.
تحت رهبری ژنرال سوهارتو، در سال 1975 تیمور شرقی اشغال شد که پس از آن آقای سوهارتو به نقض حقوق بشر در این ناحیه متهم شد.
بحران اقتصادی آسیا در دهه 90 میلادی و افزایش فشار اقتصادی، باعث برکناری سوهارتو در سال 1998 شد.
از آن زمان وضعیت جسمی او به شدت بدتر شد و از جمله چند بار سکته کرد.
همین مسئله باعث شد روند رسیدگی به یک پرونده جنایی مربوط به فساد که در سال 2006 علیه او مطرح شده بود، متوقف شود.
Comment
-
شرح حال سوهارتو، رهبر سابق اندونزی
سوهارتو در سن هشتاد و سه سالگی درگذشت
در جريان جنگ دوم جهانی، اندونزی که مستعمره هلند بود به تصرف ژاپن در آمد و محمد سوهارتو، که در ارتش مستعمراتی هلند خدمت می کرد، در استخدام نيروهای هوادار ژاپن در آمد.
پس از شکست ژاپن در جنگ دوم جهانی، جنبش استقلال طلبی اندونزی آغاز شد و سوهارتو با درجه افسری به ارتش استقلال طلب اندونزی پيوست و پس از کسب استقلال و آغاز زمامداری احمد سوکارنو، عضو ارتش ملی اين کشور شد.
اما نام محمد سوهارتو، برای اولین بار بطور جدی در اواسط دهه 60 میلادی، مطرح شد.
در آن دوران سوکارتو، رئیس جمهور کشور، وضعیت جسمانی مناسبی نداشت. کشور در چند دسته*گیهای سیاسی بسر می برد و اقتصاد کشور نیز با مشکلاتی همراه بود.
در دوران مشکلات سیاسی اواسط دهه 60 در اندونزی، ژنرال سوهارتو با استفاده از ارتش آنچه را که تلاش برای کودتای کمونیستی در کشور خوانده شد، سرکوب کرد.
در جریانات بعد از این واقعه گفته می شود تعداد زیادی کشته شدند.
در سال 1967 آقای سوهارتو به عنوان رئیس جمهور موقت اندونزی نامیده شد و یکسال بعد بطور رسمی به عنوان رئیس جمهور منتخب کشور برگزیده شد.
او سیاست ثبات و رشد را دنبال کرد.
آقای سوهارتو در 1970 به هلند که زمانی اندونزی مستعمره آن بشمار می رفت سفر کرد. سفری که گفته می شود تلاشی از سوی آقای سوهارتو بود تا نشان دهد که وضعیت در اندونزی رو به بهبود است تا کشور بتواند سرمایه و همکاری خارجی را جذب کند.
اما در سال 1975 و زمانی که اندونزی به تیمور شرقی که زمانی مستعمره پرتغال بود، حمله کرد، سیاستهای آقای سوهارتو مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
الحاق تیمور شرقی به عنوان یکی از ایالتهای اندونزی هیچگاه از سوی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته نشد.
اواسط دهه 90 میلادی کشور شاهد سرکوبی مطبوعات آزاد بود. در سال 1996 مگاواتی سوکارنو، دختر سوکارنو، از رهبری حزب مخالف دموکرات اندونزی برکنار شد. شاخه ای از این حزب که از حمایت دولت بر خوردار بود، عامل اصلی این برکناری بود.
سوهارتو (راست) با فشار بر سوکارنو توانست قدرت را در دست بگيرد
تظاهرات ضد دولتی حدود یکماه در کشور ادامه داشت و نیروهای پلیس اندونزی موفق شدند که مقر حزب دموکرات اندونزی را به کنترل خود در آورند.
بسیاری بر این باورند که سیاستهای آقای سوهارتو تغییر کرد و فضای سیاستهای اعمال شده از سوی وی انحصارگرانایه تر شد.
در اواخر دهه 90 میلادی که بازارهای اقتصادی در آسیا دچار مشکلات شدید شد، ارزش پول اندونزی نیز بشدت سقوط کرد و آقای سوهارتو مجبور شد تا اصلاحات اقتصادی شدیدی را انجام دهد و در همین رابطه با صندوق بین المللی پول برای کمکی به ارزش بیش از 40 میلیارد دلار
به توافق رسید.
نارضایتیهای سیاسی و در خواست استعفای آقای سوهارتو، از تبعات این مشکلات اقتصادی بود.
در مارس سال 1998 آقای سوهارتو برای چندمین بار به قدرت رسید. اما مشکلات برای دولت همچنان ادامه داشت.
کوتاه زمانی بعد و هنگامی که جاکارتا، پایتخت، دستخوش آشوب و خشونت بود، آقای سوهارتو قدرت را به یوسف حبیبی، معاون خود، واگذار کرد.
در این زمان اتهامات فساد مالی علیه آقای سوهارتو و خانواده وی مطرح شد.
در اواخر سال 1999 در زمان ریاست جمهوری عبدالرحمان وحید، تحقیقات دولتی برای بررسی این قضیه از سوی دولت از سر گرفته شد.
در مه سال 2000 میلادی آقای سوهارتو دربازداشت خانگی قرار گرفت؛ و در اوت همان سال رسما متهم به فساد مالی شد.
تاریخ دادگاه آقای سوهارتو برای اخر ماه اوت تعیین شد. اما قای سوهارتو در آن حضور نیافت.
دادگاهی در اندونزی بعدا گفت که آقای سوهارتو به علت بیماری قادر به حضور در دادگاه نیست.
آقای سوهارتو تمام اتهامات وارد شده به خود را رد کرده است.
آقای سوهارتو به هنگام مرگ 86 سن داشت.
Comment

Comment