View Full Version : Mahasti
RedWine
05-29-2005, 09:44 AM
MAHASTI, the Iranian Diva .
This Iranian Diva, launched her career at age 16, with her unique and emotional voice, long before the inventions of synthesizers and other electronic voice enhancers of the modern music age. She was sent as an ambassador of Iranian performing arts to various festivals all over the world, bridging artistic collaborations between nations. Besides her recordings of some of the most memorable, epic songs, of the Iranian culture and musical heritage of that mystical nation.
In 1979 Mahasti immigrated to California, USA. Her career was further enhanced with the collaboration of the entertainment industry of the Los Angeles, and the Iranian community in exile. She has recorded more than two hundred albums as solo and duet performances with various other Iranian singers. Her performances in the Royal Albert Hall of London, George Pompidou Arts Center of Paris, Shrine Auditorium of Hollywood and MGM Grand of Las Vegas are a few of the historical milestones of her achievements, and a testament to her popularity amongst her fans.
She has always been complemented for her aesthetic natural beauty, and her phenomenal complexion. Her love for her fans and devoted followers has made her decide, to share her secret to having and maintaining a healthy and glowing complexion at all ages.
The launch of a line of cosmetic products, with the necessary creams and rejuvenating concoctions is the efforts of proven knowledge and experience over many decades of research and development of the most essential elements and natural substances required to maintain a healthy and lasting youthful look.
Her hope is to satisfy all her fans, artistically and aesthetically, for many years to come, as her love for the people is eternal.
Her best Ahangs ...
* Havaaye Yaar
* Dalghak
* Cheraaghe Omar
* Sedaaye Paa Miaad
* Digar Cheh Mikhaahi
* Sedaayam Kon
* Del Azto Delgireh
* Ghame Donyaa
* Cheraagh
* Tars Az Jodaie
* Bestare Gham
* Eshge Baazigar
* Biaa Khooneh
* Sabro Taaghat
1 Gahasm
2 Man cheh konam?
3 Baazeecheh
4 Namiri Elaahi
5 Nemikhaamet
6 Ashki baraam namoondeh
7 Daryaa
8 Elaahi Bemooni
9 Morghe tokhm talaa
10 Dele menat kesh
11 Bache nasho ey dell
12 Vaay behaalet
13 Khooneh takooni
14 Jodaaie
* Ay bahaareh
* Benevis
* Del-e koochooloo
* Diruz va emruz
* Jomjomak
* Qomaar-e zendegi
* Raaz-e khelqat
* Vedaa dar oj
* Yaad-e aoo
Anonymous
06-01-2005, 02:02 AM
MAHASTI, the Iranian Diva .
Her hope is to satisfy all her fans, artistically and aesthetically, for many years to come, as her love for the people is eternal.
I dont think so, she is really selfish! When she came to the UK I waited all day to welcome her at the hotel and she was really nasty when she arrived! Yeah I understand that she was tired but she looked at me and my family very badly and refused to have a photo with my 12 year old brother. I heard her on an interview saying "I love my fans and I will always stop for them and have a photo because I would not be famous without my fans" exactly!! but that was a lie, she is very fake and selfish!!
Anonymous
06-01-2005, 07:36 AM
Oh yeah and the only reason that her new album is any good is because Shadmehr composed the music for it!!!
her best song is Dalghakkkkkkkkkkkkkkkkkk 8)
Nazanin
06-01-2005, 08:44 AM
Cop, too tablighe album jadidesh ye ahang azash mizaran, faghat chand min albate, kheili ghashange. Shenidi?
arre in ahange esmesh Zendegi hast ... kare shadmehr aghilie :)
Nazanin
06-01-2005, 11:40 AM
Are are, khodeshe. Kheili ghashange. Albumesh daroomad hatman migiramesh. Nemidoonam baghiye ahangash chetoriyan, vali migiramesh faghat bekhatere in yeki.
are in ahange ke kheili ghashange :) albumesho dige khoda danad :)
Anonymous
06-02-2005, 08:10 AM
Shadmehr aghili is the best!!!
Anonymous
06-02-2005, 03:33 PM
Behtarin song Mahasti hamoone ke ye seree khanande bahash
khoondan...mige: mahe hasti ye ma faghat to hastee
and then tike ha ye ahang ghadimiyasho baghiye mikhoonan
RedWine
04-22-2007, 02:00 AM
«افتخار» یا مهستی خواننده*ای که با رادیو و برنامه گلها پا به عرصه موسیقی گذاشت متولد سال ۱۳۲۵ و خواهر یکی از خواننده*های به نام ایران یعنی هایده است. این دو خواهر تقریبن سعی کردند در سایه دیگری قرار نگیرند و به هر حال یادمان*های بسیاری را در ترانه برای ایرانیان بر جای گذارده*اند. امروز هم هستند کسانی که «تنها با گل*ها»ی او را هنوز زیر لب زمزمه می*کنند. مهران خواننده جوانی که همراه او بود، این مصاحبه را برایم هماهنگ کرد. خیلی دوستانه رفتار کرد و دستم را در دست مهستی گذاشت.
یک تشکر خشک و خالی حداقل چیزی است که می*توان از او کرد. مهستی ساکن آمریکا است و بنابر دعوت کاباره تهران برای ۱۰ روز در دبی برنامه داشت. زمان بسیار کم بود، برای همین این گپ و گفت شد: مصاحبه کوتاهی با مهستی.
مهستی چند ساله که می*خونه؟
من الان چهل ساله که می خونم.
عمر بلندی برای یک خواننده است، نه؟
بله خیلی بلند، اما اونقدر عاشق صحنه و خوندن و مردم هستم که هیچ وقت احساس نمی کنم چهل ساله می*خونم.
البته از یک خانم نمی*شه پرسید چند سالتونه؟
نه سن من کاملن معلومه، من ۵۹ سال دارم.
خانم مهستی یادتون می*یاد اولین آهنگی که خوندید چی بود؟
آنکه دلم را برد و خدایا... گلهای ۴۲۰ .. من عاشق برنامه گل*ها بودم. کارمو با اون برنامه*ها شروع کردم.
جوون*ها الان گلها رو می*شناسن؟
جوونا خیلی خوب می*شناسن. جالبه بدونید این کار آخر من که با همکاری هنرمند عزیز آقای شادمهر بود آهنگ*های تیپ قدیم بود و خیلی ازش استقبال شد. خیلی از جوونا زنگ می*زنن و می*گن خانم مهستی ما عاشق آهنگ «ساقی» که در گلها خوندین هستیم یا اون آهنگ «بعد از تو در بستر غم » که تو گلها خونده بودید، نوارشو از کجا پیدا کنیم. این نشون می*ده که هنوز جوونا گلها رو گوش می*دن. مثل قدیمی*ها که دقیقن اونها رو مرور می*کنن.
شما ساکن دبی هستید؟
من ۱۰ روزه که اینجا هستم و چند روز دیگه بر می*گردم لس آنجلس.
اما اغلب برنامه*های کنسرت*تون رو اینجا برگزار می*کنید
بخاطر اینکه وقتی دبی می*یام احساس می*کنم هم وطن*هام می*تونن از نزدیک منو ببینن و احساس نزدیکی با اونها دارم، اونها بوی خاک ایران رو می*دن و احساس می*کنم تو وطنم هستم.
آخرین باری که ایران رو دیدید کی بود؟
بیست و هشت سال پیش.
دلتون تنگ نشده؟
اونجا خاکمه، وطنمه، مسلمه که شده...
تا به حال برای بازگشت به ایران تلاشی نکردید؟
هیچ وقت چون الان تو ایران جای من نیست.
کی فکر می*کنید می*تونید برگردید ایران؟
اصلن نمی*دونم.
چه خاطراتی رو از ایران با خودتون مرور می*کنید؟
ایران برای من همه*اش خاطره بوده، چه از بچگی و اون کوچه باغ*ها که می*رفتیم و شادی*ها که دیگه هیچ وقت به وجود نخواهد آمد و چه خاطره روز اولی که من کار هنری مو در رادیو شروع کردم. در استودیو هشت که با یک ارکستر شصت نفره، زنده برنامه اجرا کردم با شادروان آقای پرویز یاحقی و آقای معروفی
خانم مهستی غربت یعنی چی؟
برای من تعریفی نداره. باز هم خوشحالم که با هم وطن*ها در لس آنجلس زندگی می*کنم.
یه خاطره خوب توی این بیست و هفت سال؟
توی این بیست و هفت سال هیچ وقت خاطره خوبی نداشتم، اما بدترین رو چرا، از دست دادن خواهر عزیزم بود.
هیچ به جای هایده خوندید؟
هایده همیشه یادش برای من ماندنی است. اون برای خودش می*خوند و من برای خودم. اما برای من گرامیه و همیشه سعی می*کنم یادشو گرامی بدارم.
RedWine
06-26-2007, 01:08 PM
مهستي به دين مسيحيت پيوسته و مسيحي از دنيا رفت
گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان ،مهستي، خواننده مشهور ايراني كه از بيماري سرطان روده رنج مي برد، به سن ۶۱ سالگي درسانتا روزاي كاليفرنيا و با ايمان آوردن به عيسي مسيح در خداوند به خواب رفت .
مهستي كه نام اصلي اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال ۱۳۲۵ متولد شد. او كه خواهر ديگر خواننده محبوب ايراني هايده است، توسط پرويز ياحقي، آهنگساز پر آوازه ايراني، كشف ومعرفي شد.
مهستي كار خوانندگي را از برنامه گل هاي رنگارنگ و با آهنگ « آخه دلم را برده خدايا» كه ساخته پرويز ياحقي بود، شروع كرد.
در آغاز، مهستي با مشكلات زيادي از طرف خانواده اش براي شروع كارخوانندگي مواجه شد، با توجه به فشار خانواده مهستي تصميم گرفت كه با تصوير جديدي از زن خواننده ايراني پا به عرصه بگذارد. مهستي همواره خود را خواننده اي معرفي مي كرد كه به ارزش هاي خانوادگي احترام مي گذارد.
مهستي همزمان با انقلاب در ايران به بريتانيا و سپس به آمريكا مهاجرت كرد.
در سال ۲۰۰۵ ميلادي، به خاطر« يك عمر فعاليت هنري» از مهستي در مجلس باشكوهي در لس آنجلس تقدير به عمل آمد
در مارس ۲۰۰۷ مهستي اعلام كرد كه دچار سرطان روده شده و از آن پس تلاش كرد تا جامعه ايراني مقيم آمريكا را بيشتر با بيماري سرطان و نقش تمرين هاي فيزيكي در درمان اين بيماري آشنا كند.
مهستي در آخرين سالهاي عمرش به عيسي مسيح ايمان آورد و تعميد يافته بود .
http://img110.imageshack.us/img110/2301/mahasti33lj7.jpg (http://imageshack.us)
http://img110.imageshack.us/img110/6852/mahasti44qa2.jpg (http://imageshack.us)
http://img526.imageshack.us/img526/3639/mahasti55cf9.jpg (http://imageshack.us)
RedWine
06-27-2007, 02:33 AM
گفتگوی مهستی با نادره سالارپور در مورد بیماری خود
http://www.radiozamaneh.org/movie/mahasti.html
RedWine
06-27-2007, 03:29 AM
One of the most prominent and loved Iranian voices, Mahasti, has passed away on June 25th, 2007 in her home in Santa Rosa, California. Mahasti had been battling with colon cancer for four years and had hoped the news of her illness would raise cancer awareness to the Iranian community. She was in her last days as strong and hopeful as she had been all her life.
We celebrate her with the following photo gallery.
Mahasti was born Khadijeh Dadehbala in 1946 and was the younger sister of Hayedeh. She was a beautiful woman with long ravishing hair and exceptional eyes. Her voice tantalized an entire generation of Iranians and she was touted as one of Iran’s best voices, next to other famed legends like Googoosh, and Homeira.
Her hit song 'Sepideh Dam' was followed by many other albums and records.
Her top albums included Beeganeh, Havaye Yar, Ashofteh, Ghasam, Mowj, Mosafer, Nameh, Taghdir (with Golpa), To Bezan Ta Man Beraghsam, Asir, Avazak, Ziafat (with Asef and Sattar), Oje Seda (with Hayedeh), Saal (with Hayedeh and Moein), Hamishe Ashegh, Havaye Asheghi, Mehman (with Hayedeh), Hamishe Sabz, Deldadeh, Sarab e Eshgh, Gole Omid, Masti, Haghighat (with Sattar), Labkhand (with Shahram Solati), Booye Gandom (with Sattar), Bazm (with Sattar) and Az Khoda Khasteh. In 2005, she received a WAALM award for the Persian Female Pop-Classic Vocalist of Excellence for more than 35 years of dedication to music.
The beautiful Mahasti has left us with a tremendous legacy which we will continue to celebrate and pass on to generations of Iranians to come.
RedWine
06-27-2007, 08:03 AM
24 ساعت از زندگي مهستي
* براي مهستي هم مثل بعضي ديگر از خواننده ها و هنرپيشه ها خوردن صبحانه مفهومي ندارد و خوردن غذايش به عنوان ناهار و شام در هر 24 ساعت در ساعت هاي 3 بعداز ظهر و 12 شب خلاصه مي شود
*مهستي در يك رژيم غذايي هميشگي به سر مي برد .غذايش اكثرا استيك (گوشت كاملا پخته ) مي باشد و بعد انواع و اقسام سوپ سبزي ، غذاهاي مورد علاقه مهستي يكي قورمه سبزي است و ديگري لوبيا پلو .
*ساعت هشت بعدازظهر هرشب كه مي شود آرايشگر مخصوص مهستي به خانه او مي آيد تا مدل موهاي او را به نوعي كه با لباسش نيز هماهنگي داشته باشد آرايش كند و اين كار بيش از يكساعت و نيم طول مي كشد .
*همه دوستان او مي دانند كه براي ديدنش بايد بين ساعت هاي 4 بعداز ظهر تا هشت شب به خانه اش بروند ،او در تمام مدت 24 ساعت تنها اين چند ساعت را فرصت دارد تا به كارهايي مثل رسيدگي به كارهاي دخترش ، مادرش و ديدار دوستانش بگذراند .
* از پولي كه مهستي هرماه بابت آرايش موهايش مي پردازد كه بگذريم ،بايد بگوييم او هرماه پولي در حدود 40000 تومان بابت تهيه و دوخت لباس ميدهد .
*ساعت 10 شب كه مي شود مهستي خانه خود را ترك مي كند .مقصدش كاباره اي است كه در آن برنامه اجرا مي كند .برنامه شبانه مهستي فقط محدود به اجراي برنامه در كاباره نيست .رفتن به ميهمانيها و عروسي ها از جمله كارهاي اوست .
* مهستي مي گويد : من هنرم را خيلي دوست دارم و از طرفي من فكر مي كنم يك زن هم مي تواند خواننده خوبي باشد و هم زن خانه دار و شوهردار خوبي .
* مهستي در مورد جالبترين نامه اي كه بدستش رسيده مي گويد : چندي پيش نامه اي داشتم از يك چوپان كه حرفهاي دلش را به كس ديگري گفته بود واو برايش نوشته بود كه راديوي كوچكي خريده ام كه همه جا دنبال من است .حتي وقتي كه مشغول چراندن گوسفندها در صحرا هستم به اميد اينكه صداي تو رابشنوم ...خانم مهستي من شما را خيلي دوست دارم و...
* از خوانندگان مورد علاقه مهستي يكي محمودي خوانساري است و ديگري هايده و از هنرپيشگان ايراني مورد علاقه اش :بهروز وثوقي و پوري بنايي مي باشند .
* از برنامه هاي تلويزيوني طرفدار برنامه هاي موسيقي ايراني آن است و سريال ايراني تلخ و شيرين .
*تا بحال دوبار از مهستي خواسته اند كه در فيلم هاي سينمايي بازي كند ولي او جواب منفي داده است .
* لازم به ذكر است كه هنگام تهيه اين گزارش خانم مهستي 29 سال داشته است .
مجله اطلاعات هفتگي / شماره 1741 / خرداد 1354
منبع : خواندني ها از مجلات قديم
RedWine
06-27-2007, 09:30 AM
ياران و همكارانِ «آن* روزها» از مهستي مي*گويند.
حدود سه دهه از پيروزي انقلابي كه موسيقي ايران را دچار محدوديت*ها و ممنوعيت*هاي بيشماري ساخته مي*گذرد.
هايده، پوران، فرزين، ويگن، سوسن... و بامداد ديروز هم مهستي به دور از ايران درگذشت. ظاهراً تنها كشوري هستيم كه بسياري ازخوانندگان*مان اجازهء زندگي در بين مردم خودشان را ندارند و يكي پس از ديگري در غربت مي*ميرند.
مهستي خواننده*اي كه بيش از چهل سال براي ايرانيان خواند، بامداد دوشنبه، ۵ تير (۲۵ ژوئن) پس از چهار سال پيكار بي*نتيجه با بيماري سرطان درگذشت. مهستي ۶۱ سال داشت.
مهستي تا مدتها بيماري خود را پنهان كرده بود، ولي پس از شايعات زيادي كه در اينباره بر سر زبان*ها افتاد، در بهمن ماه سال گذشته همراه با پزشك*اش در چندين برنامه*ء تلويزيوني ظاهر شد. هم خودش و هم پزشك*اش بيماري را رايج در ميان بسياري از آمريكاييان و كم*اهميت جلوه دادند، ولي درنهايت هيچكدام از تلاش*ها براي درمان سرطان رودهء* پيشرفته*اش نتيجه*اي نداد. منوچهر بي*بي*يان بنيانگذار تلويزيون جام جم در لوس*آنجلس و مدير كمپاني موسيقي آپلون در ايران (ناشر آثار مهستي در سال*هاي پيش از انقلاب) از جزييات درگذشت اين هنرمند ايراني مي*گويد:
«چهار سال پيش به سرطان [روده]* مبتلا شد. تقريباً معالجه كرده بود. البته به او گفته بودند معالجه شده*ايد، ولي اگر واقعاً معالجه شده بود اين سرطان سرايت نمي*كرد به ريه و بعد هم بزند به مغز. ايشان بدون اينكه بداند اين بيماري دارد حركت مي*كند به ريه و جاهاي ديگر، چهل شب در دبي برنامه گذاشت. پس از چهل شب، يك*دفعه حالش بهم خورد. وقتي او را بردند به بيمارستاني در دبي، گفتند كه سرطان بسيار پيشرفته*اي دارد و نمي*تواند تكان بخورد. دخترش از اينجا حركت كرد و با چه مكافاتي او را به آمريكا آورد.
در آمريكا مراقب وضعيت جسمي*شان بودند، يا اينكه همچنان به فعاليت*شان ادامه مي*دادند؟
نه. اينجا وقتي كه مجدداً آزمايش* كردند فهميدند سرطان بسيار پيشرفته است و ديگر كاري از دست*شان برنمي*آيد. كساني كه سرطان پيشرفته دارند را هميشه به منزل مي*فرستند. ايشان هم به اين حد رسيده بود. من يك ماه و شايد ده روز پيش كه رفتم به خانه*اش قدري چاق شده بود. دراز كشيده بود و كمي هم نفس تنگي داشت. وقتي با او حرف مي*زدم بعضي چيزها را آره يا نه مي*گفت و بعضي*ها را هم كوتاه جواب مي*داد. من فكر كردم مي*گذراند و ممكن است حالش بهتر بشود. قرار شد وقتي بهتر شد دخترش، سحر به من زنگ بزند و من بيايم يك مصاحبه با او بكنم كه ديگر خدا نخواست.
به سال*هاي دور برمي*گرديم. فكر مي*كنم در اواخر يا اواسط دهه*ي ۱۳۴۰ بود كه شما همكاري*تان را با مهستي آغاز كرديد...
بله. حدوداً شايد ۱۴ سال پيش از انقلاب. آن زمان من با اكبر گلپايگاني كار مي*كردم. گلپايگاني روزي گفت: «دخترخانمي هست كه در سلماني كار مي*كند و صداي خيلي قشنگي دارد، خودش هم دختر خوشگل و برورو داري است. مي*تواند خوانندهء خوبي بشود.» گفتم، خب بيارش. در آن زمان پنجشنبه*ها برنامه*اي به نام «هنر براي مردم» پخش مي*شد كه خوانندگان در آن مي*خواندند و از راديو سراسري پخش مي*شد. مهستي در اين برنامه ترانه*اي خواند كه شعرش از هما ميرافشار بود، «دل ميگه دلبر مي*آيد» با موسيقي عماد رام. اين ترانه را كه خواند ديگر گل كرد.
فكر مي*كنم شما هم تقريباً به*طور همزمان با مهستي از ايران خارج شديد...
بله. من يك روز پيش از اينكه بختيار بر سر كار بيايد از ايران خارج شدم و مهستي هم حدوداً در همان زمان خارج شد. مهستي كارهاي بسيار قشنگ و ماندگاري دارد كه متاسفانه در غربت از آنها استفاده نشد و چند آهنگ كه اصلاً در سطح ايشان نبود خواند. كارهاي زيبايي دارد از اسدالله ملك، همايون خرم،* جهانبخش پازوكي و ... كه از اينها در خارج از كشور متاسفانه استفاده نشد. مي*دانم كه در آينده از آن كارهاي گذشته*اش استفاده خواهد شد.
منظورتان اين است كه كارها در آرشيوهاي ايران ماند؟
خير! من آن كارها را هم آوردم، مانند ترانهء «دگر چه خواهي». كارهاي بسيار زيبايي دارد كه در رديف اين كارهايي كه در آمريكا خواند نبود.
مهستي در يكي از گفت*وگوهايش با تلويزيون خود شما، «جام جم لوس*آنجلس»، اعلام كرد كه مدتي پس از اينكه به آمريكا آمد، همسرش در ايران تيرباران شد...
بله، پدر سحر. او در آبادان پمپ*بنزين داشت و بعد به*علت اينكه در دوره*ء جنگ رفت و آمد داشت به آن*ور، نمي*دانم چه [اتهامي] به او بستند و اعدامش كردند. ما فرداي آن، در تلويزيون يك برنامه داشتيم. مهستي و حسن شماعي زاده،* برنامه*اي دونفره داشتند براي اجراي ترانه*اي به نام «مي*ريم ايران دوباره» كه با گريه مي*خواند و يادگار همان دوره است. با وجود اينكه گفت، «اشكم را چه كار كنم؟» گفتيم قشنگي*اش به همين حالت است. ضبط كرديم و پخش شد.
فعاليت*هايتان در غربت چطور ادامه پيدا كرد با مهستي؟
اوايل با مهستي و هايده زياد كار كرديم،* مثلاً اگر ديده باشيد، يك برنامه در سيزده*بدر است كه تمام خوانندگان روي زمين نشسته*اند. يا زماني كه هما ميرافشار در ايران بود براي مهستي شعر فرستاد. اشعاري را كه او فرستاده بود، ما اينجا داديم آهنگ رويش گذاشتند. ولي اين اواخر ديگر همكاري به آن صورت نداشتيم، ولي دوستي*مان همان*طور صميمانه بود. به دليل اينكه من ديگر كار [نشر] نمي*كردم. گرفتار تلويزيون بودم. من مهستي را جاهايي مي*ديدم كه دوستان دور هم جمع بودند.
در گفتگوهاي مهستي با راديو و تلويزيون*هاي ايراني هميشه اين سوال از او پرسيده مي*شد كه آيا كارهايش با هايده جنبهء رقابتي داشته يا نه؟ و او هم هميشه منكر مي*شد و مي*گفت هركدام راه خودشان را مي*رفتند. ولي در بين مردم معمولاً شنيده مي*شد كه ميانهء خوبي ندارند. شما به*عنوان كسي كه با هردو رابطه*ء نزديكي به لحاظ كاري داشتيد و در جريان برنامه*هايشان بوديد،* در اينباره چه صحبتي داريد؟
خدا هردو را بيامرزد، ولي من حدود سه سال زودتر با مهستي كار مي*كردم. پس از سه*سال، معيني كرمانشاهي، هايده را آورد پيش من. آن زمان ما نمي*خواستيم مهستي بفهمد كه ما داريم با هايده همكاري مي*كنيم. البته حرفي هم نزده بود. اينها شايعات بود. بعداً ما آهنگي به هايده داديم خواند؛ همان «علي گويم، علي جويم» كه زماني اينجا خاكش مي*كردند هم همين «علي گويم» را پخش كردند. بعدها هر وقت كه ما با هايده مصاحبه كرديم، در خانهء مهستي بود. پس از انقلاب روابط اينها خيلي صميمانه بود و از مادرشان هم مهستي نگهداري مي*كرد. هايده دائماً خانهء مهستي بود. اوايل شايعاتي بود و ما قدري سعي كرديم مسئله را مسكوت بگذاريم. ولي بعد ديديم نه؛* هايده كه راه افتاد،* ايشان هيچ اعتراضي ندارد.
چيزي كه به خود مهستي، يك ماه و ده روز پيش گفتم،* الان به شما مي*گويم. به او گفتم: « كاش وقتي از ايران آمدي ديگر آهنگ*هاي جديد نمي*خواندي. همان كارهاي گذشته*ات را مي*كردي.» تنها حرفي كه مي*توانم بزنم همين است. اين را البته به بعضي از خوانندگان ديگر هم مي*گويم.* داريوش اين مسئله را حفظ كرد و دارد از گذشته مي*خواند و مردم هم تحويل*شان مي*گيرند. * چون همه چيز روي حساب و كتاب بوده، يعني تلفيقي بوده بين شعر، آهنگ و خواننده. در خارج از كشور ديگر رعايت نمي*شد.
با توجه به اينكه مهستي در خارج از ايران ديگر به آن آهنگسازان و ترانه*سرايان دسترسي نداشت،* فكر مي*كنيد چنين كاري ممكن بود؟
ببينيد، هم دسترسي داشت و هم دسترسي نداشت، ولي خود آن آهنگسازان و شاعران هم انقلاب آنقدر تكان*شان داده بود كه نمي*توانستند مانند گذشته كارهايي خلق كنند. اگر هم مي*توانستند يار مي*خواستند. آهنگساز بود، شاعرش نبود، شاعر بود آهنگسازش نبود! يا كسي كه تنظيم مي*كرد نبود. يك عده*اي در ايران مانده بودند و يك عده*اي آمده بودند در خارج از كشور. گيج بودند، هنوز نمي*توانستند كار بكنند.
در قلب جامعهء مهاجر ايراني هستيد، در لوس*آنجلس. چه واكنشي نشان دادند به درگذشت مهستي؟
همه ناراحت بودند. ما نمي*دانستيم امروز فوت مي*كند. ولي براي پنج*شنبه [به مدت سه ساعت] برايش برنامه*ي فوق*العاده گذاشته بوديم كه پيش از مرگش اين برنامه پخش بشود. يكباره ديديم كه دخترش تلفن كرد و گفت: مامان مُرد. من فكر مي*كنم او را بياورند در كنار هايده و مادرش در گورستان وست*وود* جايي*ست كه اليزابت تيلور و كلارك گيبل خوابيده*اند.
RedWine
06-27-2007, 09:30 AM
من تقريبا مدت ۴۳ـ ۴۲ سال با خانم مهستي همكاري داشتم، من آهنگسازي و ترانه*سرايي مي*كردم و ايشان هم كارهاي مرا به بهترين نحو اجرا مي*كردند. جوري اجرا مي*كردند كه به اثر جاودانگي مي*بخشيدند. ايشان از هر كس، از هر آهنگسازي،* حتا از هر ترانه*سرايي اثري را اجرا مي*كردند، مهر جاودانگي پاي آن اثر بود. سال*هاي بسيار، مردم با اين خاطره*ها زندگي كردند و سالهاي سال هم زندگي خواهند كرد.
جنس صداي مهستي فكر مي*كنيد چه تاثيري مي*گذاشت در كار ترانه*سازان يا ترانه*سراياني كه با او كار مي**كردند؟
صدايي بسيار لطيف داشت؛* رسا با آن به*اصطلاح تحريرهاي مخصوص خودش. اينگونه بگويم كه زماني الگو شده بود و كساني كه مراجعه مي*كردند مي*گفتند يك آهنگي بساز كه مانند فلان آهنگ خانم مهستي باشد تا ما اجرا كنيم. من هم به آنها تذكر مي*دادم كه صداي خانم مهستي يك صداي مخصوص به* مهستي*ست و شما بايد خودت يك شيوه تازه*اي داشته باشي نبايد تقليد كني.
تفاوتي حس مي*كنيد بين ترانه*هايي كه مهستي در سالهاي پيش از انقلاب اجرا مي*كرد و ترانه*هايي كه در سالهاي پس از انقلاب در آمريكا خواند؟
بله. فرق مي*كرد. بسته به محيطي*ست كه آدم در آن زندگي مي*كند و مردمي كه اطرافش زندگي مي*كنند. فضاي كار در ايران فرق مي*كرد. * موسيقي*ها سنگين*تر و ملايم*تر بودند. اينجا، حركت زندگي و تحرك بيشتر است. تپش زندگي بيشتر است و اثر مي*گذارد روي ضرب پايه*اي كه آدم انتخاب مي*كند براي ساختن آهنگ. اين است كه بله،* مي*توانم بگويم فرق آهنگهاي قديمي كه مهستي اجرا مي*كرد با حالا همين است؛ عمده در ضرب*پايه*اي*ست كه انتخاب مي**شد براي اينكه يك ملودي را سوار بكنند بر آن.
از بابت ارزش*هاي هنري كارها چطور؟
ارزشهاي هنري كارها هم خب نوسان دارد. در اينجا هم كارهاي خيلي خوبي شده است. الان ترانه*سرايان جوان پيدا شده*اند، آهنگسازان جواني كه كارهايشان بسيار بسيار زيباست و اصلا آدم نمي*تواند كتمان*شان بكند. حركتهاي قشنگي كرده*اند. اميدوارم كارهاي خوب و حساب*شده*اي تحويل گوش*هاي اجتماع بدهند.
RedWine
06-29-2007, 06:21 AM
Mahasti, the renowned Iranian singer whose popular music was whispered and hymmed by the youth and the elders alike in the streets and orchards of yesteryears in Iran, died after a long battle with cancer in Santa Rosa California on June 25, 2007. After she recently went public with her ailment, she endeavored to raise cancer related and preventive health awareness among her Persian/Iranian compatriots in the United States. She is survived by Sahar the only child from her first marriage with Kouros Nezamiyan, her grandchildren Natasha and Natalie, and her son-in-law Naser.
In the beginning, Mahasti's family was reluctant to allow her to pursue a career in entertainment because it was not an appreciated career for women in Iran at that time. However, Mahasti overcame this stigma providing Iran with a new image for women within the entertainment industry. Mahasti created an image of a 'gentle-woman' singer, a lady with great manners. Her enormous success in music opened the pathway for many other women, including her elder sister, Hayedeh, who started her work 5 years after Mahasti.
The two sisters had tremendous contributions to improving the image of female singers in Iran and in transitioning the Iranian music from where it was to where it is now. Mahasti's career was remarkable.
In 2005, she was awarded the Persian Female Pop-Classic Vocalist of Excellence by the World Academy of Arts, Literature and Media (formerly Persian Academy Awards) for over 35 years of top performance in Persian pop music. She had produced more than 35 music albums including Beeganeh, Havaye Yar, Ashofteh, Ghasam, Mowj, Mosafer, Nameh, Taghdir (with Golpa), To Bezan Ta Man Beraghsam, Asir, Hamishe Ashegh, Havaye Asheghi, Avazak, Ziafat (with Asef and Sattar), Oje Seda (with Hayedeh), Saal (with Hayedeh and Moein), Mehman (with Hayedeh), Hamishe Sabz, Deldadeh, Sarab e Eshgh, Gole Omid, Masti, Sepeedeh Dam, Haghighat (with Sattar), Labkhand (with Shahram Solati), Booye Gandom (with Sattar), Bazm (with Sattar) and Az Khoda Khasteh. In her albums she has worked with several other singers, including Hayedeh (her sister), Sattar, Akbar Golpaygani (Golpa), Iraj (Hossein Khajeh Amiri), Mahmoodi Khansari, Aref, Moein, Shahram Solati, Faramarz Asef, Homeyra, Hasan Shamaeizadeh, and Sadegh Nojooki.
Mahasti aka Khadijeh (Eftekhar) Dade-Bala, was born in 1946 (25 Aban 1325), the younger sister of another famous female singer, Hayedeh. Her voice was discovered by Maestro Parviz Yahaghi, the famous Iranian composer and violinist who passed away two months ago. She was one of the rare signers who 'started' her work in Golhaye Rangarang, the most prestigious music program on Iranian National Radio, in 1963 with the song 'Ankeh Delam Raa Bordeh Khodaya,' composed by Yahaghi and with lyrics from Bijan Taraghi. In the midst of the Iranian revolution, she first immigrated to the United Kingdom in 1978, followed by her permanent residency in the U.S. a few years thereafter.
The sudden passing- of the transplanted from Iran- of artists, scientists, physicians and entrepreneurs and as exemplified by Mahasti's departure, reminds the first generation Iranian-Americans of the rapid acceleration of time toward one's destiny. One might surmise such reality to be the most meritorious reason for each member of our community in the U.S. to decide what recourse to follow in reaching out to the broader needs of the society. This could encompass philanthropy, good Samaritans, volunteerism, endowment and donations, and altruism.
Such endeavors especially against the current politically charged backdrops, is far more urgent than ever. The collective community stride remains the staunch resolve to ensure that the personal and professional aspirations as well as the duly deserving stature of our Iranian-American Community, is indeed safeguarded. As the Persian maxim goes, Tan-ha yek name nik bemanando bas...
The unfortunate death of Mahasti seems to have fortuitously galvanized the Iranian-Americans in the United States. “We are once again introspecting to realize what we have endured in our lives,” a highly accomplished senior citizen university professor said. We should learn our lessons from galvanizing situations and think about what lies ahead of us and what plans we as Iranian-Americans, have provisioned.
The Voice of Iranian-Americans wishes to rally our efforts, thoughts and energy in a unified channel, which could in turn assist us as a community duly recognized in the United States. Let's us join our forces and have our voice heard as often as we are recognized.
Red wine jan oon mer30 az postrhaye ghashanget ,vali too in ghesmat lazem hast eshare konam ke zendeyad Mahasti hamishe mosalman boodand va inke
ishoon masihi shode boodand haghighat nadare .khodam dishab AZ TOO MAHVARE SHABAKEYE JAMEJAM,ITN ,VA TAPESH SHENIDAM.VALI BEHAR HAL KHODA RAHMATESH KONE.
donsaeid
06-29-2007, 04:42 PM
yani on aksa mahasti nist?
ehtemalan photo shope
chon emrooz baraye marasem khak separish akhoond ovorde boodand va
aval peikare an marhoom ro be masjed bordan
i heard the paster promised her "her health" and how jesus will be with her and she converted, but when she died couple months later her family got really mad and decided do the funeral with muslim traditions.
BUT I GUESS WE REALLY DON'T KNOW WHAT HAPPENED AND HER FAMILY KNOWS AND WILL DECIDE AND IT HAS NOTHING TO DO WITH US. GOD BLESS HER SOUL.
RedWine
06-30-2007, 07:42 AM
Red wine jan oon mer30 az postrhaye ghashanget ,vali too in ghesmat lazem hast eshare konam ke zendeyad Mahasti hamishe mosalman boodand va inke
ishoon masihi shode boodand haghighat nadare .khodam dishab AZ TOO MAHVARE SHABAKEYE JAMEJAM,ITN ,VA TAPESH SHENIDAM.VALI BEHAR HAL KHODA RAHMATESH KONE.
yani on aksa mahasti nist?
Shoma yek link original inja bezar ta bebinim keh harf-e shoma dorost hast ya nah !
RedWine
06-30-2007, 07:42 AM
مراسم تشييع جناره شادروان مهستي هنرمند فقيد ايراني روز جمعه 29 ژوئن امشب ساعت11 به وقت لس آنجلس در گورستان وست وود مورچري در لس آنجلس صورت مي گيرد.
در آستانه اين مراسم از جمله دو شبكه تلويزيوني فارسي تصميم گرفتند كه اين مراسم بسيار پر بيينده را بصورت مستقيم پخش كرده و چشمان ايرانيان سراسر جهان را به هنگام پخش اين مراسم به سوي شبكه تلويزيوني خود جلب نمايند. يكي شبكه تلويزيني طپش به مديريت عليرضا امير قاسمي و ديگري شبكه تلويزيون ايران به مديريت حميد شب خيز.
حميد شب خيز ظاهرا خوستار آن بوده است كه اين مراسم را بصورت مستقيم پخش كند و همه تلويزيونهاي ايراني ديگر علاقمند نيز اجازه پخش و رله آن را داشته باشند تا تعداد هر چه بيشتري از ايرانيان در نقاط مختلف جهان امكان تماشاي اين مراسم بصورت مستقيم را داشته باشند.
اما تلويزيون طپش كه مايل به پخش انحصاري اين مراسم پر بيينده از شبكه خود بود ناگهان مطرح نمود كه چنانچه حق انحصاري پخش اين مراسم به تلويزيون طپش داده شود اين تلويزيون مراسم خاكسپاري را به گفته عليرضا اميرقاسمي "بصورت اشرافي" برگزار خواهد نمود و همه مخارج آن را نيز پرداخت خواهد كرد. توضيحات پر آب و تاب عليرضا اميرقاسمي پيرامون برگزاري يك "تشييع جنازه اشرافي" مورد استقبال سحر قبازرد دختر مهستي قرار گرفت و او اجازه انحصاري پخش مستقيم مراسم خاك سپاري مادرش را به تلويزيون طپش داد. اين امرموجبات خشم شديد حميد شب خيز و تلويزيون تحت مديريت وي و همچنين ديگر تلويزيونهاي ماهواره اي ايراني را فراهم آورد.
تشييع جنازه "اشرافي"
عليرضا اميرقاسمي در رابطه با تشييع جنازه اي كه آن را "اشرافي" خواند توضيحاتي را نيز ارائه نمود. به گفته او از جمله قرار است تابوت مهستي برخلاف رسم "هرج و مرج آميزي" كه در ميان برخي ايرانيان مرسوم است و تابوت "لا اله الا الله" گويان توسط گروهي بر روي دست حمل مي شود, بمانند تشيع جنازه هاي رسمي اروپايي و آمريكايي بصورت "متمدنانه" بر شانه جوانان خوش قامتي كه لباسهاي متحدالشكل و دستكشهاي سفيد بر دست دارند حمل شود.
از ديگر خصوصيات برگزاري اين تشييع جنازه "اشرافي" از سوي تلويزيون طپش استفاده از چندين دستگاه اتوموبيل مجلل "ليموزين" است. به گفته امير قاسمي قرار است همه هنرمندان ايراني شركت كننده در مراسم خاكسپاري به جاي اينكه بصورت فردي و جداگانه با اتوموبيلهاي خود به محل بيايند در اين ليموزينها نشسته و به محل برگزاري مراسم منتقل شوند. تشخيص اينكه هنرمندان چه كساني هستنند و اينكه چه افرادي اجازه نشستن در "ليموزين هنرمندان" را خواهند داشت به نوبه خود به بحث هاي گسترده اي دامن زده است. اين نگراني مطرح شده است كه برخي هنرمندان كه رابطه خوبي با تلويزيون طپش ندارند مورد غضب قرار خواهند گرفت و در نتيجه از نشستن در "ليموزين هنرمندان" محروم خواهند شد. يكي از اين هنرمندان خانم گوگوش است كه رابطه اش بدنبال يك كشكمش مالي با تلويزيون تپش و مديران آن شديدا تيره است. به همين جهت گوگوش تسليت خود در رابطه با درگذشت مهستي را در تلويزيون رقيب (به مديريت حميد شب خيز) اعلام كرده و عملا از اين تلويزيون اعلام پشتيباني نموده است. اما با توجه به دخالت مستقيم تلويزيون طپش در اين مراسم هنوز مشخص نيست كه آيا گوگوش در آن شركت خواهد كرد يا خير. گوگوش اندكي قبل از درگذشت مهستي به ديدار وي رفته بود. شايعاتي نيز در مورد شركت شهبانو فرح پهلوي ملكه پيشين ايران در اين مراسم منتشر شده است. وي البته در مراسم خاكسپاري هايده شركت نداشت اما دسته گل بسيار بزرگي از طرف وي به اين مراسم ارسال شد.
پيكر شادروان مهستي قرار است در گورستان مشهور وست وود مورچري كه بسياري از بزرگان تاريخ هنر آمريكا و جهان از قبيل مرلين مونرو و جك لنون در آن مدفون هستند به خاك سپرده شود. خواهر وي زنده ياد هايده نيز در همين محل به خاك سپرده شده است.
عليرضا امير قاسمي مي گويد كه با توجه به جلب توجهي كه اين مراسم در ميان آمريكائيان بر مي انگيزد برگزاري آن بصورتي حرفه اي و منظم به معني حفظ حيثيت و شخصيت ايران و ايرانيان در جامعه ميزبان خواهد بود.
پخش مستقيم مراسم خاكسپاري از شبكه ماهواره اي طپش در شب جمعه (امشب)
مراسم خاك سپاري شادروان مهستي بصورت مستقيم و انحصاري از تلويزيون ماهواره اي طپش پخش مي شود. قرار است تيم فيلمبرداري اين تلويزيون از طريق دوربينهاي سيار فيلمبرداري كه بر روي اتومبيل نصب شده است اين مراسم را دنبال و پخش نمايد. پيكر شادروان مهستي از محل "بنياد ايمان" در لس آنجلس تشييع مي شود. قرار است در همين محل مراسم مذهبي و "نماز" مرسوم پيش از خاك سپاري نيز به مرحله اجرا درآيد. بجاي آوردن مراسم مذهبي اسلامي در اين مركز نيز به بحث هاي گسترده و انتقادات شديدي منتهي شده است. جهت اطلاع خوانندگان استكهلميان اشاره كنيم كه حساسيت ها در رابطه با "بنياد ايمان" درشهر لس آنجلس به مشابه حساسيت هاي موجود در رابطه با "مسجد امام علي" در شهر استكهلم است!
تابوت شادروان مهستي در پرچم سه رنگ شير و خورشيد نشان ايران پيچيده مي شود, موردي كه البته همه بر سر آن توافق دارند.
همكار استكهلميان در لس آنجلس كه اين گزارش را براي استكهلميان تهيه كرده است در پايان مطلب خود مي نويسد: اگر از مرگ شادروان مهستي اطلاعي نداشتيد و جنب و جوش برخي ايرانيان مقيم لس آنجلس را مي ديديد بي شك تصور مي كرديد كه يك مراسم عروسي در پيش است! برخي بانوان ايراني كه قرار است در اين مراسم شركت كنند از روزها پيش در تدارك تهيه لباس و كيف و كفش مناسب و "اشرافي" جهت شركت در آن هستند و وقت بسياري آرايشگاه هاي ايراني لس آنجلس كه اين بانوان جهت آرايش موي خود در آن وقت گرفته اند نيز پر شده است!
برخي سوداگران نيز از هم اينك در صدد ضبط فيلم مراسم و فروش آن به آن دسته از ايرانيان داخل و خارج از ايران هستند كه به هر دليلي امكان ديدن آن را ندارند. به اين ترتيب فيلم مراسم خاكس