Announcement

Collapse
No announcement yet.

M Ahmadinejad

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #31
    looooooooooooooool

    Comment


    • #32
      عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم از تعيين برخى از اعضاى كابينه جديد با توسل به استخاره خبر داد.

      به گزارش خبرنگار پارلمانى" ايلنا"، شكرالله عطارزاده، نماينده بوشهر در جمع خبرنگاران پارلمانى در خصوص ليست كابينه دولت احمدى نژاد گفت: آقايان دانشيار ،‌‏خوش چهره و سعيدلو گزينه‌‏هاى مطرح براى وزارت نفت بودند اما آخرين گزينه كه شب گذشته مطرح شدآقاى خوش‌‏چهره است كه اگر "استخاره" آقاى احمدي‌‏نژاد در مورد وزارت آقاى خوش چهره "خوب" در بيايد ايشان وزير نفت خواهد شد.
      عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم در خصوص ارتباط ميان استخاره و انتخاب اعضاى كابينه احمدى نژاد، تصريح كرد: هنگامى كه انسان در انجام كارى مي‌‏ماند و در بلاتكليفى به سر مى برد، بين دو گزينه خوب استخاره مي‌‏كند تا در نهايت يكى را انتخاب كند.
      نماينده بوشهر افزود: با توجه به اهميتى كه آقاى احمدي‌‏نژادبه تحقق وعده‌‏هاى انتخاباتي‌‏اش مي‌‏دهد، تصميم دارد خودش فرماندهى اين وزارتخانه را برعهده داشته باشد، بنابراين فردى را مى خو‏اهد كه گوش بگير حرفهايش باشد و براساس سياست هاى ايشان اقدام كند.
      نايب رييس كميسيون انرژى مجلس همچنين درخصوص سعيدلو گزينه مطرح براى وزارت نفت گفت: با توجه به اينكه آقاى سعيدلو با يك سرى اما و اگرهاى نمايندگان مبنى بر عدم تحقق برنامه‌‏هاى رييس جمهورى مواجه شد، ايشان براى اين سمت كنار گذاشته شدند.
      عطارزاده در ادامه در خصوص گزينه مطرح براى وزارت كشور تصريح كرد: هيات هفت نفره‌‏اى كه از سوى جامعه روحانيت مبارز و آقاى مهدوى كنى با آقاى احمدى نژاد ملاقات و رايزنى كرده‌‏اند، سيدرضا تقوى را به عنوان وزير كشور معرفى كرده‌‏اند.
      عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم تصريح كرد: استدلال جامعه روحانيت مبارز اين است كه با توجه به اينكه احكام 550 ائمه جمعه سراسر كشور را آقاى "تقوى" امضا كرده است و قاعدتا در استان‌‏ها بايد يك اتحاد نظر بين ائمه جمعه و استانداران باشد بر اين اساس تقوى گزينه مناسبى است.
      وى افزود: به نظر مي‌‏رسد احمدي‌‏نژاد بر روى اين گزينه تامل بيشترى كند.
      عطارزاده همچنين ادامه داد: با توجه به برخى مشكلاتى كه در خصوص روحانى بودن وزير كشور مطرح مي‌‏شود، ديدگاه روحانيت بر انتخاب يك فرد روحانى براى وزارت كشور است.
      عطارزاده گفت: اگر يك روحانى مورد قبول مقام معظم رهبرى در راس وزارت كشور قرار گيرد احتمال دارد ايشان جانشينى فرمانده نيروى انتظامى را به يك روحانى مورد قبول تفويض كنند.

      Comment


      • #33
        No Comment !

        Comment


        • #34
          اسامي وزراي پيشنهادي دكتر احمدي نژاد اعلام شد

          يك منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار سايت خبري تحليلي خدمت(www.khedmat***

          Comment


          • #35
            Iran lawmakers veto four proposed cabinet ministers

            TEHRAN (Reuters) - Iran's parliament on Wednesday rocked President Mahmoud Ahmadinejad's fledgling government by rejecting four of his cabinet nominees, including the proposed new oil minister for OPEC's second-largest crude producer.

            The parliamentary confidence vote was a rude awakening for Ahmadinejad, a religious conservative who took office earlier this month promising to root out corruption and redistribute the Islamic state's vast oil wealth to the poor.

            The vote suggested Ahmadinejad would not always enjoy a smooth ride from parliament and pointed to rifts developing in the conservative camp which has driven reformists from all branches of power in the last three years.

            Oil Ministry nominee Ali Saeedlou, a close Ahmadinejad ally who lawmakers said lacked oil industry experience, garnered just 101 votes from the 284 lawmakers present, well short of the simple majority required.

            Lawmakers, the majority of whom are conservatives like Ahmadinejad, endorsed 17 of the president's ministerial picks, putting well-known hardliners in charge of the ministries of intelligence, interior and culture.

            Foreign Ministry nominee Manouchehr Mottaki was among those endorsed. An experienced former diplomat, Mottaki has said Iran must press ahead with its nuclear program while maintaining negotiations with the West.

            Along with Saeedlou, the nominees to head the ministries of higher education, cooperatives and social welfare failed to get sufficient votes.

            BETTER CANDIDATES EXPECTED

            Parliament Speaker Gholamali Haddadadel said Ahmadinejad had three months to propose alternative nominees.

            "Parliament had expected more important and better candidates to be assigned for these posts," he told reporters.

            The rejection of Saeedlou was a particular blow to Ahmadinejad, who has pledged to root out corrupt "mafias" inside the oil ministry and to "put the country's oil wealth on people's tables."

            Ahmadinejad defended Saeedlou, who served as his financial deputy when he was mayor of Tehran until June.

            "He's a caring, hard-working, serious and strong manager," Ahmadinejad told lawmakers before the vote, highlighting Saeedlou's degree in geology.

            Over four days of debates examining each nominee, lawmakers picked holes in the track records of several proposed ministers.

            Ahmadinejad said he had deliberately chosen to "break the traditional circle of old managers" who had run the country under previous governments.

            "With this coordinated team I will be able to implement my commitments to the people," he said.

            Speaking against Saeedlou, lawmaker Teimourali Askari said: "The country has suffered a lot of damage through lack of experience."

            Earlier, conservative lawmaker Emad Afrough had spoken out strongly against proposed Interior Minister Mostafa Pourmohammadi, who was deputy intelligence minister during the mid-1990s.

            "You must realize that when someone comes from such a ministry ... our reaction is to shudder with fear," he said, pointing to alleged human rights abuses, including the murder of dissidents, by Intelligence Ministry agents in the 1990s.

            Pourmohammadi was, nevertheless, approved and will form part of what analysts say will be a hardline core of ministers dealing with domestic politics and foreign affairs.

            Comment


            • #36
              Ahmadinejad's private party for Iranian-Americans in New York

              بالاخره چشمم به جمال و قد و بالای احمدی‌نژاد روشن شد. دیشب به لطف یکی از بچه‌های باحال اینجا که اصلا هم همدیگر را ندیده بودیم، به اسم مرتضی (که مثل خودم بر خلاف اسمش اصلا هم حزب‌الهی نیست)، در آخرین ساعت‌ها یک دعوت‌نامه گرفتم و رفتم به مراسم که در هتل هیلتون منهتن در خیابان ۵۳ و ششم برگزار می‌شد.

              راستش چون قبلش نتوانستم بروم خانه لباسم را عوض کنم، مجبور شدم با احمقانه‌ترین لباس دنیا (شلوار کاپری خاکی، کفش صندل و تی‌شرت خاکستری با طرح بیوک‌های قدیمی آمریکایی کار دادابیس) بروم به مراسم. ولی خب، خیلی‌ها شاید فکر کردند که من دارم یک جور اعتراض متمدنانه به احمدی‌نژاد می‌کنم. اگر این جور است، اشکالی ندارد. ته دلم نمی‌خواستم احترام زیادی برای کسی که با تقلب کاخ ریاست‌جمهوری را اشغال کرده قایل شوم. ولی خب، اگر وقت داشتم حتما کفش و شلوارم را عوض می‌کردم و یک کت نخی هم روی همان تی‌شرت می‌پوشیدم.

              خانم‌ها باید با روسری می‌آمدند که زیاد جالب نبود. طبیعتا نوشیدنی الکلی هم در سالن پیدا نمی‌شد. ولی در عوض احمدی‌نژاد یک کت و شلوار والنتیوی خاکستری با راه‌های همرنگ ولی کمی‌روشن‌تر پوشیده بود، با یک پیراهن آبی اسمانی و کراوات زرشکی مرده که خیلی به رنگ چشم‌هایش می‌آمد. (واقعا یک لحظه باور کردید ها! ولی این تنها دروغ این مطلب بود.)

              میزهای سالن مثل عروسی‌های ایران چیده شده بود. با این فرق که زنانه و مردانه جدا نبود. داشتم با خودم فکر می‌کردم که مثلا احمدی‌نژاد داماد است و لاریجانی هم عروس. سمت چپ سالن میهمان‌های دامادند و سمت راست میهمان‌های عروس. بعد عروس و داماد دست همدیگر را می‌گیرند و سر میزها می‌آیند و شاباش می‌دهند و مردم هم «داماد رو ببوس» می‌خوانند و زوج خوش‌بخت هم به خوبی و خوشی به خانه‌ی بخت می‌روند.

              تقریبا هم همین‌طور شد. اول آقای داماد آمد و احمقانه‌ترین صخنرانی دنیا را برای یک مشت ایرانی تحصیل‌کرده و آدم‌حسابی ایراد کرد. چیزی توی این مایه‌ها که ایرانی‌ها بهترین، باهوش‌ترین، مهربان‌ترین، زرنگ‌ترین و باسوادترین ملت دنیا هستند. بعد هم ادامه داد که کدام ملت دنیا است که حافظ و سعدی دااشته باشد؟ کدام ملت دنیا است که بوعلی سینا و خوارزمی و اینها داشته باشد؟

              خیلی حرف‌هایش مردم را تحت تاثیر قرار داد. بخصوص یک آقایی بود کنار میز ما که هر وقت داماد چیز می‌گفت چنان ذوق می‌کرد و هیجان‌زده می‌شد و کف می‌زد که انگار مادر داماد است. (البته شاید هم باشد، ما چه می‌دانیم.) خلاصه اینکه تقریبا می‌شود حرف‌های دکتر احمدی‌نژاد را این طوری خلاصه کرد که ایران بهترین کشور دنیا است، چون هیچ کشور دیگری نیست که شهری مثل تهران داشته باشد. خیلی سخنرانی علمی و دقیقی بود و همه‌ی شک‌ها را درباره‌ی داماد و تحصیلات عالیه‌ی او برطرف کرد.

              بعد عروس آمد صحبت کند. چرا حالا لاریجانی عروس بود؟ چون اولا بور است، خوش‌قیافه‌تر و تودلبروتر است، و از همه مهم‌تر اینکه حواسش هست که میهماناش کیستند و چطور باید برای‌شان حرف بزند. او آمد درباره‌ی مساله‌ی اتمی حرف بزند. انگار که احمدی‌نژاد نمی‌ةوانست یا نبایست خودش را داخل این مساله کند. لاریجانی به زور سعی می‌کرد که بگوید برنامه‌ی اتمی برای مردم ایران شبیه به ملی شدن نفت است و مردم «مخالفت» اروپایی‌ها را با دستیابی ایران به انرژی اتمی از جنس کارشکنی انگلیسی‌ها با ملی شدن نفت در زمان مصدق می‌دانستند.

              اینجا بود که خانمی از ته سالن بلند گفت که اگر این همه به ملی شدن نفت افتحار می‌کنید، پس چرا حتی یک کوچه به نام مصدق در تمام ایران نیست؟ شجاعتش تحسین‌برانگیز بود. بعد لاریجانی مجبور شد بگوید که مصدق در قلب ما جا دارد. بعد هم یادش آمد که هر وقت می‌گوید میم باید یک کاف هم به آن اضافه کند. بعد گفت هم مصدق و هم کاشانی در آن نقش داشتند. همان‌جور که کتاب‌های تاریخ در ایران می‌خواهند به بچه‌ها نشان بدهند. درست مثل یک عروس و داماد دیگر که عاشق همدیگر بودند و بدون کمک همدیگر نمی‌توانستند نفت را ملی کنند و از چنگ انگلیسی‌ها دربیاورند. حالا مهم نیست که آیت الله کاشانی در شب کودتا، بنا برا اسناد رسمی سیا، ده هزار دلار پول نقد از برادر کیم روزولت گرفته بود که ساکت بماند و بگذارد راحت کودتا کنند.

              لاریجاانی از ما می‌خواست که درباره‌ی خواست ایران برای دست‌یابی به انرژی اتمی مردم داخل را تشویق کنیم. حتی می‌خواست به قول خودش «جنگ نرم‌افزاری» راه بیندازیم مثل آن که درباره‌ی خلیج فارس راه انداختیم و با آن نشنال جیوگرافیک را به تسلیم وا داشتیم. یادم رفت بعدا که او را پایین تریبون دیدم و چاق‌سلامتی کردیم (بالاخره او بعد از دکتر معین نامزد محبوب من برای ریاست جمهوری این دوره بود) بگویم که جنگ نرم‌افزاری اگر می‌خواهید بکنید پس چرا همه‌ی وبلاگ‌های ما را که همان ماجرای اعتراض خلیج‌فارس را راه انداختیم فیلتر کرده‌اید؟

              ولی در عوض دو سوال دیگر از او پرسیدم. البته بعد از اینکه با او دست دادم (چه دست نرم و ظریفی داشت) و با لبخند و خوش‌رویی سلام و علیک کردیم و گفتم که در ایران نشد ببینمتان و او هم گفت که مطالب شما را گاهی برایم می‌آورند می‌خوانم. (فکر کنم فقط آنهایی را که به نفع‌شان است می‌برند بخواند. وگرنه شاید این‌قدر گرم تحویل نمی‌گرفت.)

              با بدجنسی پرسیدم که اصلا چرا نمی‌خواهید بمب اتمی داشته باشید؟ مگر نمی‌بینید که آمریکا اصلا کاری به کره شمالی ندارد، ولی در عوض چپ و راست و بالا و پایین ایران را اشغال کرده و اگر وضع عراق درست شود، تهدیدش بی‌شک برای ایران جدی‌تر هم می‌شود. چرا وقتی پاکستان، افراطی‌ترین کشور مسلمان دنیا و همسایه‌ی ایران بمب اتمی دارد، ما برای دفاع از مرزها و مردممان نداشته باشیم؟ گفت که ما هنوز سر انرژی هسته‌ای‌اش این همه مشکل با دنیا داریم، چه رسد به اینکه بمب اتمی هم بخواهیم درست کنیم. جواب خوبی نبود.

              ولی من سوال دومم را پرسیدم: شما تضمین دنیا را درباره‌ی اینکه سوخت اتمی نیروگاه‌هایتان را تا سی سال تامین می‌کند قبول ندارید، ولی چطور انتظار دارید که دنیا فتوای آقای خامنه‌ای را به عنوان تضمین شما برای اینکه بمب اتمی نسازید، بپذیرد؟ همان‌موقع یکی دیگر شروع به حرف زدن کرد و من جواب آقای لاریجانی را متوجه نشدم.

              داشتم فکر می‌کردم که بروم و با احمدی‌نژاد هم حرفی بزنم موقع شام یا نه. ولی هر چه فکر کردم نتوانستم خودم را راضی کنم که حرفی به او بزنم. البته واقعا هم با کسی که قرار است نماینده‌ی مصباح یزدی در کاخ ریاست جمهوری باشد چه حرفی می‌توان زد؟ لااقل اگر خود مصباح بود یک حرفی.

              جواد ظریف که، بدون شوخی، محبوب‌‌ترین دیپلمات ایرانی میان خارجی‌ها و ایرانی‌های خارج است قبل از احمدی‌نژاد کوتاه خوش‌آمدی گفت و کنار رفت. بیچاره خیلی باید زجر بکشد این روزها که باید احمدی‌نژاد را میزبانی کند. فکرش را بکنید:‌«نه، این خانم فقط دامنش کوتاه است، فاحشه نیست.» یا مثلا «متاسفم، این گوشت خوک بود که اشتباهی خوردید.» یا اینکه «جوان‌های آمریکایی در کتاب‌هایشان چیزی درباره‌ی امام عصر نمی‌خوانند.» و حتی «نه، قاشق آن یکی است. به این می‌گویند چنگال.» و از همه مهمتر «بله، ادر این مغازه همه چیز را تقریبا به قیمت یک دلار می‌فروشند.» و شاید هم «نه، این اسباب‌بازی لرزنده‌ی قرمزرنگ مال خانم‌ها است، نه بچه‌ها!»

              بعدتر با آقای دولتی، معلم ده سال پیشم در دبیرستان نیکان ملاقات کردم. کسی که زمانی روی من خیلی اثر داشت و به نظرم باهوش‌ترین آدمی بود که هرگز در کل آن مدرسه‌ی نیکان معلمی کرده است. تقریبا فرقی نکرده بود، همان‌قدر تیز و بی‌تعارف و بامزه. مجبور شده بود مجری مراسم باشد، ولی کراوات زده بود تا کسی فکر نکند از آدم‌های احمدی‌نژاد است. هرچند که رنگ کراوات و کت و پیراهنش تقریبا عین هم بود و به سختی دیده می‌شد. دیدنش پس از ده سال اتفاق خوبی بود

              خانم آقای ظریف را هم بالاخره دیدم. این بار در مانتو و روسری رنگی. جوان‌تر از هفت، هشت سال پیش شده بود که برایشان وب‌سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر را در شرکت طراحی وب‌مان، فرابر، می‌ساختیم. شاید چون دخترش تازه عروسی کرده بود. شاید هم از دیدن جمال رییس تازه‌ی شوهرش، آقای دکتر احمدی‌نژاد، جوان‌تر شده بود. البته خود آقای ظریف را هم بالاخره از نزدیک دیدم و توسط خانمش به او معرفی شدم. «بله، آقای درخشان و وبلاگ و این حرفها دیگر.» خوشبختانه یا متاسفانه در جریان بود. پس لابد دیده که من در وبلاگم از خانمش تلفن می‌خواستم. ای بابا! دیدم با یک چشمش می‌خندید و با چشم دیگرش می‌گفت «ببین، اگر یک بار دیگر از زن من شماره بخواهی مجبورت می‌کنم با احمدی‌نژاد به خرید بروی!»

              در آخر جلسه یک دفعه یک سری از جوان‌های حزب‌الهی که سر یک میز آن وسط سالن نشسته بودند و نمی‌دانم از کجا آمده بودند (می‌گویند از دفتر حفاظت منافع در واشنگتن دی.سی) شروع کردند به شعار دادن در حمایت از احمدی‌نژاد و رهبر انقلاب. فکر کنم برای استفاده‌ی تلویزیون جمهوری اسلامی بود.

              By. H. Derakhshan
              Last edited by Rasputin; 11-18-2005, 01:03 PM.

              Comment


              • #37
                LOOOL ajaaaabbb

                Comment


                • #38
                  very interesting
                  Emroz fardayest ke deroz galeash mikardim.

                  Comment


                  • #39
                    kheili ba hal boob

                    Comment


                    • #40
                      Man az in mardike ahmadinejad motenaferam
                      خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

                      Comment


                      • #41
                        inke martike ke aslan pasdar terrorist hast. arzesh sohbat kardan nadare va faghat bayad efshash kard

                        Comment


                        • #42
                          damn siamak versione vase mane bisavad nist? man nemitunam farsi font bekhoonam buuuu

                          Comment


                          • #43
                            Originally posted by Michellica
                            damn siamak versione vase mane bisavad nist? man nemitunam farsi font bekhoonam buuuu
                            Yek chizaei hast keh bayad beh zabane Parsi basheh Mona jan ! man ta unja keh betoonam az english va ya parsi-latin estefadeh mikonam !

                            Comment


                            • #44
                              buuu bayad beshinam pas gashang yad begiram bekhoonam..injoory nemishe continue kard!poor mona bisavadddd lol meghsi amoo sia anyway :*

                              Comment


                              • #45
                                Has Ahmadi nejad a private party New York?


                                notice: I don't understand persian language

                                Comment

                                Working...
                                X