PDA

View Full Version : Akbar Hashemi Rafsanjani


RedWine
06-27-2005, 08:42 PM
Akbar Hashemi-Rafsanjani, who could win the presidency for a third term in a run-off election on 24 June, has been a dominant figure in Iranian politics since the 1980s.

Described as a "pragmatic conservative", he is part of the religious establishment, but also open to a broader range of views.

"This country must be managed in a non-partisan way," he said before the election, adding that in his earlier terms as president (1989-97) he chose ministers on merit.


On the nuclear issue, he says Iran is ready to negotiate, but "not to accept bullying and imposition". And he has warned Washington that its "threats" are futile.


"Iran is not the place for acts of adventurism," he says. "We advise you to enter through the gate of peace."


In 2002, Mr Rafsanjani was appointed head of the powerful Expediency Council, which arbitrates in disputes between the Majlis - Iran's parliament - and the Guardian Council, which can block legislation.

Khomeini follower

Born in 1934 in south-eastern Iran to a family of farmers, he studied theology in the holy city of Qom with Ayatollah Khomeini, whose close follower he became. He was imprisoned several times under the Shah.


Mr Rafsanjani was Majlis speaker from 1980-89. In the last year of the 1980-88 war with Iraq, Ayatollah Khomeini appointed him acting commander-in-chief of the armed forces.


He is seen as the main mover behind Iran's acceptance of the UN Security Council resolution which ended the war.


As president, Mr Rafsanjani sought to encourage a rapprochement with the West and re-establish Iran as a regional power. His influence in Lebanon helped to bring about the release of Western hostages there in the early 1990s.


Domestically, he has sought to move Iran from the state-controlled economy of the war years to a more market-based system.


His critics say this policy failed to deliver on social justice. However, he opposed harsh Islamic penal codes and promoted better job prospects for women.

'US plots'


There have been persistent accusations that he amassed a personal fortune thanks to his political connections - allegations that he has always denied.

After the war in Iraq, he used Friday prayers to denounce US "plots" in the region.


"Anyone who stretches out their hands towards Iran will have those hands cut off," he said in one sermon.


And in June 2003, he warned students who took to the streets over the slow pace of reform that the US was "pinning its hopes" on them.


"They should take care they are not entrapped by the Americans' sinister networks."


He is married with five children. His younger daughter, Faezeh Hashemi, is a women's right activist whose journal Zan (Woman) was closed down by hardliners in 1997.

RedWine
10-19-2006, 10:45 AM
Tehran, Iran, Oct. 19 – An individual identified only as “Mr. R.” has amassed an enormous personal wealth by taking out the equivalent of 1.5 billion dollars in loans from Iran’s state banks, a semi-official daily close to Iran’s Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei wrote in its Tuesday edition.

The ultra-conservative daily Jomhouri Islami quoted an informed source as stating that Mr. R. took out at least 13,200,000,000,000 Rials in loans from the state’s financial institutions. None have been paid back.

Hard-line Iranian President Mahmoud Ahmadinejad has promised to “root out the oil mafia” and expose corrupt officials. He regularly vows to cut off the hands of “powerful persons who are pocketing huge profits from the oil sales”.

Observers believe Iran’s former President Ayatollah Ali-Akbar Hashemi Rafsanjani, whose sons and close relatives have had sizeable personal involvement in the country’s oil trade, is the target of Ahmadinejad’s “anti-corruption” campaign.

Rafsanjani, whose family rules over a vast financial and business empire, is widely believed to be Iran’s richest man.

Whether or not the report’s Mr. R. is Rafsanjani is a mere detail. Ask any ordinary Iranian to name “an official” involved in sleaze, corruption, bribery and embezzlement, and the former president immediately springs to mind.

From the pistachio farms of his hometown Rafsanjan to huge oil trading companies, the ruling theocracy’s former president has used his power and influence to expand his wealth. Conservative estimates put his fortune at well beyond the 10 trillion Rial mark, the equivalent of $1.1 billion.

Most of the powerful cleric’s enormous wealth is vested in the hands of his sons and daughters, as well as other close relatives such as his brothers, nephews, and bother-in-laws, and son-in-laws. One of his villas was sold in 2004 for roughly 29 billion Rials. His brother, Mohammad Hashemi, the former chief of the state broadcasting corporation, owns the company Taha, which imports industrial-scale printers.

It remains to be seen whether future editions of Jomhouri Islami or Kayhan which carries the official position of Supreme Leader Khamenei would venture to reveal further details about Mr. R.

The report in Jomhouri Islami also disclosed that one of Mr. R.’s business allies, identified only as Mr. A, had taken out a loan of 3,500,000,000,000 Rials ($380 million).

Analysts see the rising venom in the tone of attacks in the factional bickering in Iran as a sign of growing internal strife at the top of the Iranian theocracy, as the Supreme Leader and his ultra-conservative allies have effectively shut the other factions out of power.

RedWine
10-21-2006, 04:23 AM
کنار هم گنجاندن رفسنجانی و احمدی نژاد در نماز جمعه تنها کاريکاتوری از نمايش وحدت جناح ها در حالی است که دستگاه ولايت تصميم خود را در رابطه با پرونده هسته ای گرفته است و با سياست ماجراجويانه اش مردم ايران را به گرداب تحريم ها می کشاند.


روشنگری: در نماز جمعه امروز تهران احمدی نژاد سخنران پيش از خطبه ها و رفسنجانی سخنران اصلی بود. اين دو نفر با هم کارد و پنير هستند. احمدی نژاد اخيرا به دنبال انتشار نامه خمينی در مورد دلايل پايان جنگ با عراق توسط دفتر رفسنجانی, او را "ذليل" و "شکست خورده" ناميده بود. اما پس از علنی شدن اختلافات دو جناح رژيم بر سر چگونگی برخورد بر سر پرونده هسته ای, خامنه ای در سخنانی دو طرف را به وحدت دعوت کرد. ظاهرا به منظور نمايش همين وحدت بود که احمدی نژاد و رفسنجانی در نماز جمعه ظاهر شدند. با اين حال اين نمايش وحدت ظاهری است و توانايی پرده پوشی اختلافات موجود در درون دسته بندی های رژيم را ندارد. کافی است اشاره کرد که در يک هفته اخير سيل انتقادات جناحی را به طرف دولت احمدی نژاد به خاطر تصميمش در رابطه با الحاق سازمان مديريت و برنامه*ريزى استان*ها به استانداري*ها سرازير کردند, و حتی راديو فردا هم وارد معرکه شد و "مرگ سازمان مديريت و برنامه ريزی" را اعلام کرد, در حالی که اصل ماجرا چيزی به جز تلاش برای تقويت نفوذ و موقعيت دارودسته جديد که از همان ابتدای رييس جمهور شدن احمدی نژاد با تصفيه دستگاه اداری از مجريان سابق شروع شده بود نيست و تصميم جديد گامی در همان مسير است وگرنه با توجه به ساختار و ماهيت نظام جمهوری اسلامی نه موازی کاری و چندپاره گی ساختار تصميمات و اجرائيات را می توان در آن نموداری از گرايش به "فدراليسم" به حساب آورد و نه مرکزی بودن آنها به معنای متمرکز بودن واقعی ساختار تصميم گيری و اجراست. و مهم تر اين که, اين تغييرات تاکنونی هيچ سودی نصيب مردم نکرده و تنها دسته ای از سرکوبگران مردم را با دسته ای ديگر عوض کرده است. هر چند اين بار هم مثل دفعات پيشين آنهايی که از گردونه دستگاه اجرايی کنار گذاشته شدند, موجی از اعتراض به راه انداختند.
کنار هم گنجاندن رفسنجانی و احمدی نژاد در نماز جمعه تنها کاريکاتوری از نمايش وحدت جناح ها در حالی است که دستگاه ولايت تصميم خود را در رابطه با پرونده هسته ای گرفته است و با سياست ماجراجويانه اش مردم ايران را به گرداب تحريم ها می کشاند. هر چند حتی در همان سخنان نماز جمعه هم تفاوت مواضع اين دو نفر تا حدودی آشکار بود: رفسنجانی سعی کرد موضع رسمی دستگاه ولايت را بازتاب دهد و به همين دليل هم بر کوتاه نيامدن رژيم تاکيد کرد, اما او لزوم مذاکرات را هم يادآور شد و گفت:"در همين شرايط هم مسوولان نظام همه*ى تلاش خود را مي*كنند كه از طريق مذاكره، بحث و استدلال مسأله*ى هسته*اى ايران حل شود. ما در بحث هسته*اى كوتاه نمي*آييم و بايد براى مذاكره خود را آماده كنيم."
اين در حالی بود که احمدی نژاد در سخنان خود به سياست مورد قبول تيم سابق در زمينه هسته ای که از حمايت فعالانه رفسنجانی برخوردار بود, يعنی سياست "اعتماد سازی" و تعليق غنی سازی اورانيوم گوشه زد و گفت:"جمهورى اسلامى ايران مدتى طولانى در برابر ادعاى عدم اعتماد اين كشورها سعى كرد كه اعتماد آن*ها را جلب كند و هر روز از حق خود بيشتر عقب *نشينى كرد و گام به گام به عقب رفت تا آن *جا كه تمام فعاليت*هاى خود را در اين ارتباط توقيف كرد. حتى اصفهان كه طبق مقررات در حال توليد يك فرآورد معدنى بود، پلمپ شد. مراكز تحقيقاتى ما تعطيل شدند، ولى مشخص بود كه آن*ها به دنبال اعتماد نيستند."
در هر حال چيزی که برای مردم ايران کاملا واضح است اين که با اين رژيم و جناح هايش و وحدت ها و ستيزه های آنها آبی برايشان گرم نمی شود و دردی از دردهايشان دوا نخواهد شد.

RedWine
10-22-2006, 04:56 AM
چه كسی حرف آخر را خواهد زد؟
رفسنجانی: فعاليت اتمی ما غير نظامی است
احمدی نژاد: سلاح اتمی صلح آميز حق ماست
شريعتمداری: ماشه آزمايش اتمی را بايد بكشيم




هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه روز قدس گفت:

حركتی در شورای امنيت آغاز كرده اند و می*خواهند يك تصميم ابتدايی عليه ما بگيرند. اگر اين تصميم عملی شود، در آينده* نزديك هم آنها ضرر می*كنند و هم منطقه و هم البته كشور ما متضرر می*شود. نصيحت می*كنيم به استقبال چنين خطری برای جهان نروند.

ما بارها با صدای بلند اعلام كرده*ايم كه نمی*خواهيم به سوی بعد نظامی فن*آوری هسته*ای برويم، اما دشمنان ما همواره به تهديدات خود ادامه می*دهند. ( اين درحالی است كه امثال شريعتمداری عملا تهديد به آزمايش هسته ای می كنند و اين تهديدهايشان نفی كننده اعلام صلح آميز بودن فعاليت هسته ای است. و يا احمدی نژاد در سخنرانی شهريار كرج، رسما از سلاح اتمی صلح آميز سخن گفته است.- )

رفسنجانی گفت:

نفس فضای تهديدآميزی كه آنها برای ما ايجاد كردند نيز خود ظلم است، چه رسد به اين كه بخواهند اقدامی عليه ما انجام دهند. تبعيض كشنده بين ما و ديگران در مقابل شفافيتی كه نظام جمهوری اسلامی از خود در صحنه* جهانی به نمايش گذاشته است بايد مورد توجه قرار گيرد.

پروتكل الحاقی بدون تصويب مجلس اجرايی و عملی شد و آنجا كه حق آژانس نبود نمايندگان آن آمدند و از فعاليتهای ما بازديد كردند، حتی در بدترين گزارش*هايی كه از ما دادند، همواره آوردند كه ما دليلی نداريم كه ايران به سمت سلاح هسته*ای و بعد نظامی پيش می*رود و البته مطمئن هم نيستيم كه نمی*رود. بايد به آنها گفت زمانی كه درهای كشور ما باز است تقصير خودتان است كه مطمئن نيستيد و اين نشانی از عدم صلاحيت مجامع بين*المللی و نفوذ استكبار در اين مجامع است.

RedWine
10-26-2006, 04:31 AM
The Iranian government and Lebanese militia group Hezbollah have been formally charged over the 1994 bombing of a Jewish centre in Buenos Aires.
Argentine prosecutors are calling for the arrest of former Iranian President Hashemi Rafsanjani and seven others.

Chief prosecutor Alberto Nisman accused the Iranian authorities of directing Hezbollah to carry out the attack.

Hezbollah and Iran both deny that they were involved in the blast, which killed 85 and wounded 300.

The blast, on 18 July 1994, reduced the seven-storey Jewish-Argentine Mutual Association (AMIA) community centre in Buenos Aires to rubble.

Nobody has ever been convicted of the attack, but the current government has said it is determined to secure justice.

'Hallmarks'

Over the years, the case has been marked by rumours of cover-ups and accusations of incompetence, but little in the way of hard evidence.

Minor figures, including a policeman who sold the van used in the attack, have been named, but no-one has been convicted.

Local Jewish groups have long said the bombing bore the hallmarks of Iranian-backed Islamic militants.

Iran has repeatedly and vehemently denied any involvement in the attack.

Last November, an Argentine prosecutor said a member of Hezbollah was behind the attack and had been identified in a joint operation by Argentine intelligence and the FBI.

But Hezbollah said that the man, Ibrahim Hussein Berro, had died in southern Lebanon while fighting Israel.

The 1992 bombing of the Israeli embassy in Buenos Aires, which killed 29 people, also remains unsolved.

RedWine
10-27-2006, 04:03 AM
دستگاه قضايى آرژانتين، درخواست حكم جلب بين*المللى براى هشت سياستمدار ايرانى كرد كه در سال ۱۹۹۴ سوء*قصدى را در مركز يهوديان در بوينس آيرس سفارش داده*اند. به گزارش روزنامه*هاى آرژانتين، در ميان سياستمداران ايرانى نام هاشمى رفسنجانى رييس*جمهورى و دو وزير پيشين ايران به چشم مى*خورد.

نستور كيرشنر رييس*جمهورى آرژانتين، اين واقعيت را ننگى براى كشور خود خوانده بود كه هنوز پس از دوازده سال، ماجرايى كه به قربانى شدن ۸۵ نفر منجر گرديد، روشن نشده است. از آن زمان دستگاه قضايى آرژانتين و سياست داخلى اين كشور درگير با قضيه*اى است كه برمناسبات ديپلماتيك ميان بوينس آيرس و تهران سنگينى مى*كند.

در ۱۸ ژوييه*ى سال ۱۹۹۴ اتومبيلى حاوى مواد منفجره در مركز پايتخت آرژانتين منفجر شد و بناى هفت طبقه*ى مركز جامعه*ى يهوديان را فروريخت. از ميان ويرانه*هاى اين بنا ۸۵ جسد و ۲۰۰ مجروح بيرون كشيده شد. آرژانتين شوكه شده بود و بيش از آن ۳۰۰ هزار عضو جامعه*ى يهوديان اين كشور كه بزرگترين جامعه*ى يهودى آمريكاى جنوبى است. دو سال پيش از آن سوء*قصدى به سفارت اسراييل شده بود كه ۲۹ قربانى طلبيد و تا كنون ماجراى آن روشن نشده است. اين رويداد نشانگر ورود ناگهانى به جنگ ترورى بود كه گروه*هاى راديكال از خاورميانه توسط آن در سراسر جهان اهداف يهودى را مورد حمله قرار مى*دادند.

گمان*ها به سرعت متوجه وابستگان به حزب*الله لبنان شد كه در آرژانتين و ساير كشورهاى آمريكاى لاتين داراى پيوندهايى بودند. و خيلى زود به امكان شركت ايران در اين ماجرا نيز اشاراتى شد. اين گمان از آن طريق تقويت مى*شد كه مدت كوتاهى پيش از سوء*قصد، فعاليت*هاى مسافرتى فزاينده*اى از طرف ديپلمات*هاى ايرانى به و از آرژانتين صورت مى*گرفت.

مدت زيادى طول نكشيد و گمان*ها عمدتا متوجه ايران شد. در اين رابطه نقشى كانونى براى محسن ربانى وابسته*ى فرهنگى ايران قائل مى*شدند. تهران با برافروختگى اتهامات را رد مى*كرد و مناسبات ميان دو كشور بشدت وخيم شده بود. سفيران دو كشور فراخوانده شدند و هنگامى كه آرژانتين در سال ۱۹۹۸ اعلام كرد قصد دارد براى چهار ديپلمات ايرانى قرار بازداشت صادر كند، ايران تهديد كرد كه در اين صورت دست به تحريم اقتصادى آرژانتين خواهد زد.

البته هرگز دليل و مدركى در اين زمينه ارائه نشد. در اين رابطه از جمله به اظهارات كسانى كه از رژيم ايران روى برگردانده بودند مانند ابوالقاسم مصباح استناد مى*شد كه در آلمان زندگى مى*كند و پيش از آن در جريان دادگاه ميكونوس نيز عليه رهبران سياسى تهران شهادت داده بود. ديوانعالى آرژانتين سازمان امنيت اين كشور را ملامت مى*كرد كه بطور اساسى تحقيق نكرده است و حتا ,اف.بى.آى., آمريكا نيز كه با آرژانتينى*ها همكارى مى*كرد، بارها ترديد خود را در مورد شركت ايران در اين ماجرا اعلام نمود.

در آرژانتين تعدادى مظنون بازداشت شدند و به جرم همكارى در مقابل دادگاه قرار گرفتند. اما جستجو به دنبال يك عضو حزب*الله لبنان بى*نتيجه ماند. سرانجام از لبنان گزارش شد كه اين شخص در جنوب لبنان در پيكار عليه اسراييل كشته شده است. اين آشفتگى عمومى در تحقيقات از طريق اين گمان بيشتر شد كه رييس*جمهورى پيشين آرژانتين در قبال دريافت ۱۰ ميليون دلار رشوه مانع از تحقيقات شده يا روند آن را كند كرده است. هيچ مدركى در اين زمينه ارائه نشد.

اما پرونده*ى اين ماجرا بسته نشد. قاضى دومى تحقيقات را بر عهده گرفت و از طرف سياستمداران نيز خواسته شد كه بررسى*ها را ادامه دهد. اينكه اكنون حكم بازداشت هاشمى رفسنجانى رييس*جمهورى پيشين و ديگر سياستمداران ايرانى صادر شده است، چرخشى ديگر در اين ماجراست، اما قطعا نه آخرين چرخش.

به گفته*ى آلبرتو نيسمان دادستان آرژانتين، ايران دستور بمب*گذارى را داده است، زيرا آرژانتين ديگر نمى*خواست به اين كشور تكنولوژى اتمى صادر كند. وى افزود كه ما مداركى در دست داريم كه نشان مى*دهد اين تصميم در آن زمان از طرف عالى*ترين مقامات دولت ايران گرفته شده است.

RedWine
11-10-2006, 04:08 AM
يکی از قضات دادگاه فدرال آرژانتين برای اکبر هاشمی رفسنجاني، رئيس جمهور اسبق و رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران و همچنين هشت تن ديگر از مقامات ايرانی حکم جلب بين المللی صادر کرد.
دليل صدور اين حکم جلب، اتهاماتی اعلام شده که در ارتباط با بمبگذاری در ساختمان انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين در بوئنوس آيرس پايتخت آرژانتين عليه آقای هاشمی مطرح است.

بنابر اتهاماتی که دادگاه فدرال آرژانتين قصد رسيدگی به آن را دارد، مقامات ايرانی بمبگذاری در ساختمان آميا را طرحريزی کردند و از طريق اعضای حزب الله لبنان اين نقشه را به مرحله اجرا درآوردند.

اتهام دست داشتن اکبر هاشمی رفسنجانی در اين بمبگذاری رسماً در روز چهارشنبه 25 اکتبر گذشته از سوی آلبرتو نيسمان، دادستان کل آرژانتين مطرح شد و سخنگوی وزارت خارجه ايران، بازگشايی اين پرونده را متأثر از "اعمال نفوذ صهيونيستها" قلمداد کرد.

بنابر کيفرخواستی که دادستان کل آرژانتين با استناد به اطلاعات به دست آمده از دستگاه اطلاعاتی آرژانتين و پليس فدرال آمريکا (اف بی آی) صادر کرده، يکی از اعضای گروه شيعی حزب الله لبنان به نام ابراهيم حسين برو در بمبگذاری آميا شرکت داشته است.

اما گروه حزب الله اعلام کرده که ابراهيم حسن برو در هشتم سپتامبر 1994 يعنی حدود دو ماه پس از انفجار آميا در مرجعيون واقع در جنوب لبنان کشته شده است.

بر اساس کيفرخواستی که دادستان کل آرژانتين صادر کرده، ردولفو کانيکوبا کورال، قاضی فدرال آرژانتينی از دولت ايران و پليس بين الملل (اينترپل) خواسته است متهمان پرونده را بازداشت و به آرژانتين تحويل دهند.

اجرای اين حکم جلب بين المللي، حتی در صورت موافقت و تنفيذ پليس بين الملل، بستگی به قوانين داخلی دولتهای عضو پليس بين الملل دارد.


طی انفجار ساختمان هفت طبقه انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين 85 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از دويست نفر زخمی شدند

علاوه بر اکبر هاشمی رفسنجاني، علی فلاحيان و علی اکبر ولايتي، وزيران اطلاعات و امورخارجه دولت او، محسن رضائي، فرمانده پيشين سپاه پاسداران، احمد وحيدي، فرمانده پيشين نيروی قدس سپاه پاسداران، محسن رباني، رايزن فرهنگی پيشين سفارت ايران در آرژانتين، احمدرضا اصغري، دبير سوم پيشين سفارت ايران در آرژانتين و هادی سليمانپور، سفير سابق ايران در آرژانتين نيز در زمره متهمان پرونده اند.

هادی سليمانپور در ماه اوت سال 2003 به درخواست پليس بين الملل در بريتانيا بازداشت شد و پرونده ای برايش در دادگاهی در شهر لندن تشکيل شد تا موضوع استرداد او به آرژانتين بررسی شود اما وزارت کشور بريتانيا مدارک ارسال شده از آرژانتين را برای استرداد آقای سليمانپور کافی تشخيص نداد و دستور توقف رسيدگی قضايی و آزادی وی را صادر کرد.

بمبگذاری در ساختمان هفت طبقه انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين که به نام اختصاری اش، آميا شهرت دارد در بامداد نهم ژوئيه 1994 و در زمانی رخ داد که آقای هاشمی رفسنجانی رياست جمهوری ايران را عهده دار بود، طی اين بمبگذاری 85 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از دويست نفر زخمی شدند.

آقای هاشمی و هشت مقام ايرانی در حالی متهم به دست داشتن در انفجار ساختمان آميا می شوند که پليس بين الملل (اينترپل) در سپتامبر سال گذشته رأی به حذف اسامی دوازده ايرانی از فهرست افرادی داد که در ارتباط با انفجار ساختمان انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين برايشان حکم بازداشت بين المللی شان صادر شده بود.

خوان خوزه گالئانو قاضی آرژانتينی که حکم بازداشت اين افراد را صادر کرده بود نيز به دليل ارتکاب به تخلف و رشوه دادن به يکی از شهود دادگاه در جريان رسيدگی به پرونده آميا چهار سال است از کار برکنار شده است.

دادگاه فدرال آرژانتين نيز در سپتامبر سال 2004 پنج آرژانتينی متهم به شرکت در بمبگذاری را تبرئه کرد و حکم به بررسی دوباره پرونده داد.

با اين حال رودولفو کانيکوبا کورال که با برکنار شدن قاضی گالئانو، رسيدگی به پرونده آميا را به عهده گرفته است همچنان اعتقاد دارد که دوازده ايرانی که از فهرست افراد تحت تعقيب پليس بين الملل خارج شده اند در طرحريزی انفجار آميا و تأمين هزينه های اين عمليات نقش داشته اند.

انفجار ساختمان آميا که بر اثر بمبگذاری در خودروی وانتی که در مقابل اين ساختمان قرار داده شده بود، رخ داد بزرگترين کشتار يهوديان پس از جنگ جهانی دوم به صورت يکجا به شمار می رود و دو سال پيش از وقوع آن نيز بمبگذاری در سفارت اسرائيل در اين کشور بيست وهشت کشته برجای گذاشته بود.

آرژانتين دارای بزرگترين اقليت يهودی در آمريکای لاتين است و گفته می شود در تاريخ آرژانتين رسيدگی به هيچ پرونده قضايی به اندازه پرونده انفجار آميا به طول نينجاميده است، تا آنجا که تاکنون بيش از يکهزار و دويست نفر برای ادای شهادت در مورد اين پرونده به دادگاه احضار شده اند.

RedWine
11-12-2006, 04:12 AM
اسناد و مدارکی را بزودی برای اثبات بی اساس بودن اتهامات ارائه می دهيم / دولت آرژانتين بهتر است مسير آزموده را دوباره نيازمايد
سيد محمد علی حسينی در واکنش به حکم بازداشت قاضی آرژانتينی اظهار داشت : اين حکم به لحاظ حقوقی پايه و اساس ندارد و اتهامات وارده بی اساس می باشد و تاکنون هيچ مدرکی عليه دخالت جمهوری اسلامی ايران در اين خصوص ارائه نشده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، حسينی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان با اشاره به سابقه موضوع تصريح کرد: اين اتهام يکبار پس از صدور حکم تبرئه قاضی انگليسی در لندن و بار ديگر با لغو قرار بازداشت 12 نفر ايرانی از سوی شورای اجرايي، مجمع عمومی اينترپل در برلين، بی پايه و اساس بودن ان کاملا روشن و آشکار گرديد.

حسينی افزود: پرونده از تناقض های زياد و گوناگونی برخوردار است که از جمله آنها می توان از عدم وجود خارجی فرد انتحاری مورد نظر آن نام برد که تاکنون شناسايی نشده و هيچ ادله و قرائن مستند ارائه نشده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: سيستم قاضی آرژانتين فاسد است. فساد "گالئانو" قاضی قبلی پرونده نيز به همگان آشکار بوده است. قاضی جديد همان پرونده قبلی 800 صحفه ای را با استفاده از اظهارات عناصر ضد انقلاب ايرانی وعوامل جاسوس وابسته به سازمان سيا و موساد را بازنويسی و بدون اينکه مشخص شود براساس کدام مدرک و دليل، رخدادی صورت گرفته چنين حکمی را متاثر از لابی مقامات صهيونيستي، به اين سرعت صادر کرده است.

سيد محمد علی حسينی خاطرنشان کرد: اين پرونده فاقد معيارهای قضايی است و از آنجا که کليه اتهامات وارده بدون دليل و مکر می باشد، دارای ماهيت شديدا سياسی است.

سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: پر واضع است اقدام اخير يک توطئه صهيونيستی آمريکايی است که در راستای تضعيف ايران در پرونده هسته ای و با هدف سرپوش گذاشتن به شکست رژيم صهيونيستی در جريان جنگ اخير لبنان صورت می گيرد.

سيد محمد علی حسينی افزود: ما يکسری اسناد و مدارک دارمی که به زودی آنها را در اختيار اينترپل قرار خواهيم داد، اين اسناد بی پايه و اساس بودن اتهام وارده را به اثبات خواهد رساند.

سخنگوی وزارت امور خارجه در پايان گفت: دولت آرژانتين بهتر است مسير آزموده را که دو بار شکست آن برای جهانيان به اثبات رسيده است مجددا طی نکند. اين پرونده جز رسوايي، افتضاح و آبروريزی بيشتر، نفع ديگری برای آنان در بر نخواهد داشت.

RedWine
11-13-2006, 04:12 AM
هاشمی رفسنجانی:
گردش سريع اطلاعات
ديگر اجازه ديکتاتوری را نمی دهد


هاشمی رفسنجانی نخستين رئيس مجلس شورای اسلامی بمناسبت يکصدمين سال قانون گذاری در ايران که با حضور روسا و نمايندگان پارلمان های آسيا ترتيب يافته بود گفت:

چرا بايد يک کشور عربی در شورای امنيت پيشنهاد محکوم کردن جنايات صهيونيست ها را ارائه داده و اکثريت شورا موافقت خود را با آن اعلام کنند اما آمريکا با وقاحت اين مسئله را وتو کرده و به همه دنيا و ارزش های بشری با حمايت جابرانه خود از ظالم نيش خند زند. امروز پارلمان های دنيا به سوی قدرت بيشتر حرکت می کنند چرا که دنيا به سوی استقلال، آزادی و دموکراسی در تعيين سرنوشت خود حرکت می کنند و نتيجه طبيعی اين حرکت اين است که نمايندگان مردم پارلمان ها در دنيا قدرت اول کشورها و جهان خواهند بود.امروز اطلاعات به سرعت در دنيا منتشر شده و مردم روز به روز آگاه تر می شوند و اجازه نمی دهند ديکتاتورها به اسم آزادی يا هر اسم ديگر بر آنها مسلط شوند و ما بايد قدر اين فرصت تاريخی را دانسته و از آن به خوبی استفاده کنيم.

مذاهب بايد منادی صلح بوده و پيروان اين مذاهب مسائل را با رفاقت حل کرده و کانون های اختلاف و نزاع را برچينند. اين کار دشوار است؛ چرا که قدرت های استعماری از اختلافات موجود استفاده کرده و با تفرقه اندازی مردم را بيش ازپيش گرفتار می کنند

RedWine
11-19-2006, 03:59 AM
The arrest warrants issued by Argentine Judge Rodolfo Canicoba Corral for a number of former Iranian officials allegedly involvement in the 1994 bombing of a Buenos Aires Jewish community Centre (AMIA) has been lauded by the White House. However, the reports surrounding this issue have circumvented the history of US and Argentine relations. Furthermore, the case is presented in absolute terms, while in reality, it is engulfed with controversy and inconsistencies.

History of US -- Argentine Collaboration
In 1967, in a bloodless coup, the military replaced Isabelita Peron as leaders of Argentina. A military junta was formed, consisting of the commanders of the three armed services and headed by General Jorge Rafael Videla, commander and chief of the army. The Videla government imposed a “Dirty War” in Argentina to silence the “internal enemy,” in essence, an all-out war was undertaken against political and non-political citizens in order to annihilate leftist movements which called for social, economical, and political equality in a nation traditionally engrossed by inequalities.

Another aim of the war was to create a state of fear which would seal the military’s reign. Behind the dirty war, a blueprint had been established by the French, created and sponsored by the United States called the “Doctrine of National Security.” According to the Doctrine “subversion warfare is a war to conquer the soul of the population,” in other word, nothing was off limits in the military’s fight to silence popular demands.

Aside from providing the theoretical framework for Argentina’s dirty war, the US government actively supported this repression by training Latin American soldiers in torture techniques at the School of the Americas and refusing to repudiate human rights violations committed by the Argentine military. It is estimated that 30,000 Argentineans were disappeared during the dirty war. It is also noteworthy that the biggest genocide against Jews after the Holocaust was the one that occurred in Argentina during the dirty war, where a disproportionate number of Jews were murdered due to anti-semitic tendencies of the military. One has to wonder why Argentina has not called for the arrest of Henry Kissinger, or other former Regan officials, and military officers who spiritually supported and trained the murders and rapists of Argentine citizens.

In fact, in its pursuit of international justice and fight against terrorism, how could Argentine officials forget their own history and US involvement in it? Why has Argentina decided to divert its attention? Why does this diversion coincide with the US and Israeli push to condemn Iran as a terrorist state? Would the United States be equally as excited in the fight against terrorism if it meant prosecution of former US officials who participated in terrorist acts? Would the United States hand Kissinger over to Argentina? It certainly has not handed him over to Chile. Is the US trying to finally pin an act of terrorism on Iran in order to rally international support for sanctions or an invasion? Why has the BBC labeled the 1994 bombing the worst terrorist act Argentina has ever experienced, when it clearly was not?

Following the dirty war, Argentina tried to push its way into the international arena through emulation of and submission to US demands, and the unification of the two countries in the fight on terrorism must be understood within this larger paradigm. It was during Menems’ Presidency that the United States began to meddle in the AMIA bombings. In 1998 the FBI informed Argentina that it believes Iranian embassy employees were involved in the 1994 bombing. US Defense Secretary William Cohen and Argentine President Carlos Menem announced their intention to collaborate on fighting terrorism “Mr Cohen said: We [the United States] are willing to cooperate in whatever fashion and manner that we can.

Mr. Menem welcomed the offer of intelligence and other unspecified help. He said: I believe that the United States can give us support in technology and in the supply of information of the way terrorism acts in the world." (BBC, US and Argentina Target Terrorism,1998). Ironically, Menem, vowed to help the United States fight terrorism, while pardoning former Argentine leaders of the military involved in the disappearances, murders, and rapes of Argentineans and other Latin American nationals, ending sentences or prosecutions for human-rights offenses committed in the dirty war. In recent days, several Argentine government officials have announced their resignation in protest of what they argue is unsanctioned US and Israeli influence in Argentina’s domestic investigation of the 1994 bombings.

The desire to join the international community through US support, coupled with Argentina’s historical crisis over national identity, provide the political and cultural backdrop for Argentine and American unification regarding the 1994 bombing at AMIA. In the early 1990s, President Menem surprised his supporters by deviating from his nationalist and socialist origins and promoting neo-liberal economic policies as dictated by the IMF, and hence the United States, as well as actively supporting U.S. military actions in the Persian Gulf in 1991 and in Haiti in 1994. He also became a vocal critic of Cuba’s Fidel Castro, and abandoned political ties with developing countries of Asia and Africa. Additionally, Argentine history is marred by a national struggle over identity and nationhood.

Argentineans pride themselves in primarily having French, Italian, and Spanish blood, as opposed to Afro-Indio characteristics which are dominant in other Latin American countries such as Peru and Guatemala. In fact, during the 1976 military take over, the Argentine army argued it was defending Christianity and Western civilization by warring off alleged “subversives.” Therefore, culturally and socially Argentine elitists have attempted to align the country with the West, through the barrel of a gun, if deemed necessary.

The Case
Aside from the skeptical political circumstances which surround US and Argentine relations, the case itself is tainted by inconsistencies, US lobbying, and corruption. In 2003, Judge Juan Jose Galeano issued eight arrest warrants for Iranian officials allegedly involved in the 1994 bombings. However, Judge Galeano was later dismissed from the case when it was discovered that he had been involved in bribing a key witness with 400,000 dollars and tampering with documents.

In another sign of inconsistency, in 2003, the Argentine Charge d’Affaires in Iran said he “regrets” newspaper reports accusing Iran of the bombing, he went on to state that Argentina is “willing to develop excellent relations with the Islamic Republic of Iran” (BBC, Argentina Seeks Iranian diplomats... , 2006). Additionally, neither the Argentines nor the Americans have yet to present credible documentation which illuminate Iranian involvement in the event. In fact, the main sources behind the allegations are the US-based World Jewish Congress and Jewish communities within Argentina making the vague statement that the AMIA bombing carries the hallmarks of Iranian influenced Hezbollah attacks, and an Iranian national living in Europe who has named Iran as an accomplice.

What makes the identification process particularly unsettling is the fact that “no proper autopsies or DNA tests were done on human remains at the site. In one of the most shocking incidents, police simply dumped in a bin a head found near the scene thought to have been that of the bomber” (BBC, Members of the Islamic Militant Group... ,2006). In previous years, five defendants accused of involvement in the case have been found not guilty. The case has also been haunted by disappearing witnesses, judicial delays, and false accusations.

Ibrahim Hussein Berro, 21, of Lebanon, was identified in a joint effort by Argentine intelligence and the FBI, however, Hezbollah has announced that Berro was killed during the Israeli invasion of Lebanon. He was identified by vague eyewitness accounts “... a picture of the supposed bomber, a young man with heavy eyebrows, dark skin and short hair who was wearing a sports shirt and jeans.” (BBC, Members of the Islamic Militant Group... ,2006). This image describes most men in the world, and it hardly seems like sufficient incriminating evidence.

While only time will reveal the details of the case, it is important to be mindful of the inconsistencies which plague Argentina’s claim. Through its pursuit of the Islamic Republic of Iran is Argentina finally to achieve its long held dream of joining the “civilized, Christian West” by pleasing its patron the US?

RedWine
11-28-2006, 04:10 AM
محسن بهاروند، كاردار ايران در آرژانتين قرار است امروز در برابر قاضى آرژانتينى كه ادعاهاى مربوط به دخالت مقامات سابق ايرانى در بمب*گذارى سال 1994 در مركز يهوديان را بررسى مي*كند، حاضر شود.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزارى فرانسه، وى براى اولين بار در برابر قاضى ,رودولفو كانيكوبا كورال, حاضر مي*شود.
اين قاضى پيش از اين دستور بازداشت اكبر هاشمى رفسنجاني، رئيس جمهورى سابق ايران و ديگر مقامات ارشد پيشين ايران را به ادعاى دخالت آنها در اين بمب*گذارى صادر كرده است.
ايران نيز به تلافى چنين اقدامى دستور دستگيرى كورال و ديگر بازپرسان اين پرونده را صادر كرد.
اما بهاروند به روزنامه*هاى محلى گفت كشورش خواستار باز كردن ,كانال گفت*وگو, با آرژانتين است.
حضور بهاروند در دادگاه، در بوينس آيرس به عنوان ژستى مصالحه جويانه به منظور از بين بردن تنش*هاى ديپلماتيك بين دو دولت محسوب مي*شود.
يك وكيل مجمع دوستان و خانواده*هاى قربانيان اين بمب*گذارى گفت به آنها اجازه شركت در روند برگزارى دادگاه داده شده است.
بهاروند تاكيد كرده ايران مي*تواند ثابت كند هيچ نقشى در اين حمله نداشته است.
وى پيش از اين در مصاحبه با روزنامه ,كلارين, گفت: ,ما مي*توانيم با اسناد ثابت كنيم كه ايران با اين حمله ارتباطى ندارد. من درباره دلايل محكم صحبت مي*كنم.,
اين در حالى است كه خوان خوسه گالئانو قاضى سابق پرونده آميا در آرژانتين و چند تن ديگر، به خاطر ارتكاب تخلف در روند رسيدگى به اين جريان محاكمه شدند.
آريل ليخو، قاضى فدرال آرژانتين اواخر شهريور ماه علاوه بر گالئانو، هوگو انزورگى رئيس سابق دستگاه اطلاعاتى آرژانتين و روبن براخا رئيس سابق انجمن*هاى اسرائيلى آرژانتينى را به خاطر تخلف در تحقيقات صورت گرفته درباره انفجار روى داده در مقر يهوديان در بوينس آيرس در سال 1994 كه 85 كشته بر جا گذاشت محاكمه كرد.
محاكمه گالئانو، آنزورگي، براخا و پنج تن ديگر به علت پرداخت رشوه چهارصد هزار دلارى به كارلوس تجدين، دستگير شده اصلى پرونده آميا صورت گرفت.
تجدين كه گفته مي*شود فروشنده خودروى بمب گذارى شده در مقابل ساختمان آميا بوده است، با دريافت اين پول عليه گروهى از نيروهاى پليس بوينس آيرس شهادت داد و باعث حبس هشت ساله آنها شد.
قاضى گالئانو علاوه بر مشاركت در ماجراى پرداخت رشوه به تجدين به همراه دو دادستان سابق آرژانتينى به خاطر محروم كردن پليس*هاى بازداشت شده از آزادى نيز محاكمه شد.
گالئانو كه پيشتر توسط دستگاه قضايى آرژانتين به خلع لباس محكوم شده بود به همراه آنزورگى از سوى قاضى ليخو به توقيف اموال به ترتيب تا سقف سه ميليون و يك و نيم ميليون دلار و ممنوعيت خروج از بوينس آيرس محكوم شدند.
گالئانو تحت فشار محافل صهيونيست، هادى سليمانپور سفير سابق ايران در بوينس آيرس را به دخالت در انفجار آميا متهم كرده بود، اتهامى كه بى اساس بودن آن، پس از تحقيقات برملا شد.

RedWine
12-16-2006, 04:14 AM
رسانه های طرفدار اصلاح طلبان هاشمی رفسنجانی را نفر اول تهران اعلام کرده و در مورد علت به تاخير انداختن نتايج آرا ترديد دارند. گزارش زير از سايت آفتاب است که رای به او را "نه: به "افراطيون مذهبی" خوانده است.در حقيقت حالا اصلاح طلبان قبول ميکنند در انتخابات ها مردم به يک طرف رای ميدهند که به طرف ديگر نه بگويند. و اگر مجموع انتخابات ها را کنار هم بگذاريم مردم به هر دو طرف يعنی کل رژيم نه ميگويند ولی آن ها از رو نمی روند در داخل نظامی که مردم نسبت به کل آن عدم تمايل خود را ابراز کرده اند، به مسابقه ادامه ميدهند. گزارش زير از آفتاب است.

آفتاب
,نه, بزرگ مردم به افراطيون مذهبی
هاشمی رفسنجانی: اول در تهران
بر اساس نتايج حاصله از شمارش اکثر صندوق*های رای تهران، آيت*الله اکبر هاشمی رفسنجانی با فاصله قابل ملاحظه*ای از نفر*ات بعدی ليست در صدر منتخبان مردم پايتخت برای مجلس خبرگان رهبری قرار گرفته است. علی مشکيني، حسن روحاني، امامی کاشاني، علی جنتي، دری نجف*آبادی و مصباح يزدی نيز از ديگر نامزدهايی هستند که تاکنون ورود آنان به مجلس خبرگان رهبری از حوزه تهران قطعی شده است.

به گزارش خبرنگار سياسی آفتاب، آيت*الله خوشوقت که به عنوان سمبل و شاخص اصلی ليست حاميان دولت (معروف به ليست منهای هاشمی و روحانی!) شناخته مي*شود تاکنون يکی از کم*ترين آرا را به دست آورده است. او احتمالاً از ورود به مجلس خبرگان باز خواهد ماند يا در رده*های پايين ليست قرار خواهد گرفت.

تعلل در اعلام نتايج انتحابات خبرگان يکی از موضوعات قابل تاملی است که هم*اکنون به چشم مي*خورد. گزارش خبرنگار سياسی آفتاب حاکی از آن است که نتايج انتخابات خبرگان حداکثر بايد تا ساعت 4:30 ž