Announcement
Collapse
No announcement yet.
PERSIAN ACADEMY AWARDS 2008
Collapse
X
-
دهه چهل در تاریخ سینمای ایران دهه بسیار پرثمری بوده، بیشترین آثار این زمان آثاری به یادماندنی بوده و راهگشای آثار سینمایی در دهه های بعدی شده اند. به نظر شما چه عواملی باعث خلق چنین آثاری شده است؟
داستان خوب، فيلمبردار خوب، کارگردان خوب و بازيگران خوب عوامل اصلی ساختن يک فيلم خوب هستند. البته در آن زمان - با وجود موقعيتی که داشت - سانسور هم نقش مهمی بازی می کرد.
فرق سینمای قبل و بعد از انقلاب چیست؟
من شخصا فرق زیادی نمی بینم. به نظر من چارچوب سینمای ایران بعد از انقلاب ادامه همان سینمای قبل از انقلاب است. ولی از بابت تکنولوژی در آن زمان با مضیقه روبرو بودیم. بطور مثال در آن زمان امکان صدا برداری سر صحنه وجود نداشت و خرج زیادی داشت. ولی الان این کار خیلی آسانتر شده. فرق دیگر در آزادی نسبی فیلمنامه نویس در بیان مسایل اجتماعی و سیاسی بود و الان بیشتر فیلمها حول مسایل خانوادگی است. این نتیجه گیری بر اساس فیلمهایی بوده که من مشاهده کردم . خیلی از فیلمها هم وجود داره که من ندیدم. سانسور هم نقش عمده ای بازی می کند ولی با این وجود فکر می کنم که در ایران کارهای خیلی خوبی تولید می شود اگر چه در سالهای اول انقلاب وضعیت سینمای ایران زیاد خوب نبود ولی در سالهای بعد سینمای ایران خوب عرضه شده مثلا همه ساله چند فیلم از سینمای ایران در فستیوالهای بین المللی شرکت می کنند و برنده جوایزی هم می شوند.
آثار کدامیک ار کارگردانان ایرانی را بیشتر می پسندید و با کدامیک از آنها ترجیح می دهید که همکاری کنید؟
از کارگردانان گذشته آنهایی که همکاری داشتم که مشخص است. از کارگردانهایی که درحال حاضر فعال هستند، کارهای محسن مخلمباف و بهمن قبادی را می پسندم و قرار است که بزودی با آقای قبادی کاری را شروع کنم.
آیا می توانيد درباره فيلم آقای قبادی که قرار است در آن بازی کنيد اطلاعات بیشتری بدهید؟
اطلاعات زیادی نمی توانم در حال حاضر بدهم. فقط می توانم بگويم که تهیه کنندگان این فیلم غیر ایرانی هستند و فیلم در ترکیه اتفاق می افتد.
در مورد بازیگران ایرانی که در عرصه سینمای ایران بازی می کنند، آیا فرد خاصی وجود دارد که شما کار او را می پسندید؟
تمامی بازیگرانی که من کارهای آنها را دیدم تلاش بسيار چشمگيری در کار خود دارند، که من از این بابت خیلی خوشحالم. ولی در همه سینماهای دنیا بازیگرانی وجود دارند که وجه تمایزی دارند. به نظر من کارهای یرویز پرستویی و امین حیایی خیلی خوب است. ولی بازیگران بسیار خوب دیگری وجود دارند که متاسفانه من کارهای آنها را تا به حال ندیدم.
بهترین فیلم ساخته شده بعد از انقلاب به نظر شما کدام است؟
فیلم "زمانی برای مستی اسبها" ساخته بهمن قبادی و فیلم "باد ما را خواهد برد" ساخته عباس کیارستمی.
بهترین فیلم سینمای هالیوود به نظر شما چیست؟
اینجا فیلم خوب خیلی زیاد است و فیلمی که به آن علاقه خاصی دارم فیلم "پلهای مدیسون کانتی" ساخته کلینت ایستوود است.

چه چشم اندازی را برای سینمای ایران پیشبینی می کنید؟
اگر فعالیتها به همين صورت ادامه پیدا کند و جلوی ساخت فیلمها و سریالهای بد گرفته شود، من آینده خوبی را می بینیم همینجور که تا به حال خیلی خوب کار کردند.
شخصیت شما به کدامیک از فیلمهایی که بازی کردید نزدیکتر است؟
هیچکدام.
بهترین خاطره زندگی حرفه ای شما چیست؟
در فیلم سوته دلان قرار بود سری را برای من درست کنند که با سر خودم متفاوت بود. وقتی که درست کردند و من آن را بر سر گذاشتم به دلیل سنگینی بیش از حد آن به زمین خوردم. از آنجایی که مواد لازم برای ساخت سر مصنوعی سبکتر نداشتیم به همین دلیل به ایتالیا رفتیم و یک چهره پرداز پیدا کردیم که سری برای ما درست کرد که من اصلا وزن آن را احساس نمی کردم.
از زمانی که از ایران خارج شدید در چه فیلمها و برنامه هايی نقش ایفا کردید؟
تعداد کارهايم زیاد بوده است ولی از هیچکدام راضی نیستم و به بازی در آنها افتخار نمی کنم.
زمانی که کار هنری خود را شروع کردید آیا از شخص خاصی الهام گرفتید؟
زمانی که محصل بودم تحت تاثیر کارهای ملک مطیعی قرار گرفتم. یادم می آید که در اصفهان بودم و فیلم ولگرد یکی از اولین فیلمهای ملک مطیعی بود که خیلی بر روی من تاثیر گذاشت.
آیا درست است که نقش آفرینی شما در فیلم گوزنها که در آستانه انقلاب در ایران بود، نشانی از تغییر نگرش شما نسبت به حکومت شاه و به عبارت دیگر همراهی با انقلاب بود؟
هر فیلمی یک پیامی دارد و بازیگر، حامل آن پیام است. تنها فیلم گوزنها نبود. فیلمهای تنگسیر و خاک هم مساله داشنتد و مساله آنها اجتماعی و سیاسی بود. گوزنها تنها یکی از این فیلمها بود و به به نظر من تاثیر گذار هم بود.
اگر به دوران انقلاب بازگردیم، آیا شما دوباره از ایران خارج می شوید؟
خروج من از ایران به خاطر انقلاب نبود. دوماه قبل از وقوع انقلاب من برای ساخت فیلمی با آقای زرین دست به آمریکا رفتم وقتی که این فیلم را انجام دادم، انقلاب اتفاق افتاد. بعد از آن هم فکر کردم که اوضاع مناسبی برای بازگشت نیست و بدین ترتیب تا به حال ماندگار شدم.
اگر به شما پیشنهاد بازیگری در فیلمی در ایران شود، آیا آن را قبول خواهید کرد؟
در طول این سالها پیشنهاد به من زیاد شده به خصوص در این سالهای اخیر. منتهی داستان هیچکدام از آنها را نپسندیدم. دوست دارم اگر قرار بر این باشد که دوباره در فیلمی در ایران بازی کنم، اگر فیلم بالاتر از فیلمهای قبلی من نباشد، از آنها پایین تر هم نباشد. همانجور که گفتم آقای قبادی زمانی که خط داستان فیلمی بعدی که در دست تهیه دارند را برای من تعریف کرد، من داستان را پسیندیم و قرار شد که با او همکاری کنم.
در کدام شهر زندگی می کنید؟ آیا ازدواج کرده اید؟
هجده سال در لس آنجلس بودم و بعد به سانفرانسیکو رفتم و 10 سال است که در سانفرانسیسکو زندگی می کنم. ازدواج هم کردم و اسم همسرم کتایون است.
چه سبک موسیقی را می پسندید؟
موسیقی سنتی ایرانی هنوز جایگاه خودش را برای من حفظ کرده. به موسیقی غربی هم گوش می کنم. به کارهای داریوش و ابی هم به دلیل اینکه از قدیم با هم همکاری خیلی نزدیک دربسیاری از فیلمها داشتم علاقه خاصی دارم.
آیا با خانم گوگوش در ارتباط هستید؟
هیچ ارتباط و تماسی با ایشان ندارم. فقط می دانم که در کارشان خیلی موفق هستند و حقشان هم است که موفق باشند، از آنجایی که خیلی مسئول هستند و به کارشان علاقه دارند و کارشان را عاشقانه انجام می دهند.
با برادر خودتون چنگیز در ارتباط هستید؟
بله با تمام برادرانم در تماس هستیم. بردار کوچکترم شهراد وثوقی مدتی در اینجا بود. اکنون به ایران برگشته و در آنجا مشغول به کار است.
غم انگیز ترین دوران زندگی شما که تاثیر زیادی هم در کار شما گذاشته چه بوده است؟
غربت.
بزرگترین شکست در زندگی تان چه بوده؟
شکستی نداشته ام.
يعنی هر چه را که خواستيد به آن رسيديد و همواره موفق بوده ايد؟
بله.
چی شد که به فکر نوشتن کتاب افتادید؟
به فکر نوشتن کتاب نبودم ولی دوستان زیادی بوند که من را همواره تشویق کردند که خاطرات دوران کاری خودم را در اختیار کسانی قرار بدم که علاقه مندند بیشتر در مورد پشت صحنه های فیلمها و اتفاقاتی که در آن دوران رخ داده، بیشتر بدانند. این کتاب به زبان خیلی ساده ای نوشته شده است.
علاقه مندان به این کتاب چگونه می تواند آن را تهیه کنند؟
در حال حاضر پخش این این کتاب محدود است ولی در چند ماه آینده پخش آن وسیعتر خواهد شد و شاید در ایران هم به چاپ برسد.
Last edited by Rasputin; 12-06-2006, 08:28 AM.
Comment
-
بهروز وثوقی، از مشهورترین هنرپیشه های همه ایام سینمای ایران، درفیلم جدیدی از بهمن قبادی که به زودی درترکیه کلید خواهد خورد، جلوی دوربین خواهد رفت. او که با تئاتر "با ماهواره باعشق"، دو توردر اروپا را به همراه هوشنگ توزیع هنرمند ایرانی مقیم آمریکا اجرا کرده بود، همچنین با آماده شدن آخرین نوشته وی در ماه مارس بار دیگر راهی صحنه تئاتر خواهد شد.
اما فیلم برای وثوقی همچون آب حیات است. بهروز که درمرز هفتاد سالگی به سرمی برد، همچنان چالاک است. ازگذشته مانند حال حرف می زنند و برای آینده برنامه های زیادی دارد. خیلی از استقبال ایرانیان ساکن اروپا ازنمایش آخرش خوشحال است و حسابی درگیر شکل گرفتن کاراکتر نقشی است که قبادی به او خواهد سپرد. می گوید که طی چند وقت اخیر پیشنهادهایی برای بازی درفیلم های ایرانی به او شده ، اما فیلمنامه قبادی را پسندیده است. قبادی برای او داستانی تعریف می کند و بهروز هم ازآن خوشش می آید.
الان مشغول چه کاری هستید؟ فیلم با قبادی؟
خبرداشتید یک کار تئاتر کردیم با آقای توزیع که تقریبا مراحل آخرش را با یک کارجدید می گذراند، که من هم درآن خواهم بود.
علاوه برقبادی پیشنهاد دیگری هم به شما شده است؟
کارگردان های دیگری هم هستند. کسانی که کمابیش نمی شناسم، اما کارهای موفقی داشته اند. عده ای هم که می شناسم، چون من نمی توان به ایران بروم، عملا پیشنهاد نمی دهند. چون الان درایران داستان ها محدود و آزادی عمل برای کارگردان وهنرپیشه وجود ندارد. البته این محدودیت زمانی هم که درایران بودیم به شکلی دراداره سانسور [ممیزی] وجود داشت، اما نه مانند الان. آن موقع به نحوی بود که از کارها یک مقداری جلو گیری می کرد ولطمه می زد.
بعد ازمدتها بالاخره با تئاتر موفقی روی صحنه رفتید. چند برنامه اجرا کردید؟
تور اول در اروپا 25 اجرا داشتیم، بیشتر شهرهای آلمان، فرانسه سوئد، هلند ودرمجموع خیلی استقبال شد. به همین دلیل تور دوم را ازما خواستد که فکر می کنم بی نظیر بود. چون خیلی ازکسانی که دیده بودند، دوباره آمدند وبا خود هم کسانی را آورده بودند.
صحنه ای از نمايش ماهواره با عشق
وقتی عکس های اجراهای مختلفتان را دیدم ازاین همه استقبال متعجب شدم. چه رازی دراین استفبال وجود دارد؟
شاید چون در طی 27 سال گذشته کارهای چشمگیری نکرده بودم و کارهایی که کرده بودم در فیلم های آمریکایی چندان دلچسب نبود مردم کنجکاو بودند که ببینند چه می کنم. برای دوستدارانم موضوع گرم کننده بود که من را سرپا می دیدند. این تئائر برای من مبارزه تازه ای بود. در فیلم هایی که بازی کردم معمولا طنز زیاد بود اما نه به این شکل. درمجموع می خواستم خودم را امتحان کنم که خیلی موفقت آمیز بودم.
کار با هوشنگ توزیع چطور بود؟
توزیع به هرحال ازهنرمندانی است که خوب درخشیده و به خاطر کارگردانی ونوشته هاش، خودش را از سایرین جدا کرده. . من درطوب مدتی که آمریکا آمده ام،پیشنهادات تئاتری داشتم، اما دلخواهم نبود. اما وقتی توزیع پپشنهاد کرد به نظرم رسید که می تواند جذاب باشد وقبول کردم.
گفتید که برای کار نمی توانید به ایران برگردید. چرا؟
دلیلش خیلی زیاد است....یکی از دلایلی که فکر نمی کنم باید بگردم سرماجرای کتاب است. کتابم قرار بود درایران چاپ شود. اما وزارت ارشاد بعد ازیک سال بررسی با اینکه چیزی برای سانسورپیدا نکرد به این نتیجه رسید که اجازه چاپ ندهد.فکر کردم برای خودم من باید مساله ای باشد که چاپ نکردند. گفتم صبر کنم وببینم کار به کجا می رسد. البته فقط موضوع کتاب نبود. قبل ازکتاب هم مسائل دیگری بود ازجمله همه چیزهایی که از من در چهل سال گرفته شده وبه هرحال به مصرف رسیده است.
خیلی ازهنرمندانی مثل شما علی رغم مشکلاتی که وجود دارد به ایران برگشته اند. با وسوسه برگشتن چه می کنید؟
بعدا رد شدن مجوز کتابم، گفتم شاید موقع مناسب برگشتن به ایران نباشد. موضوع دیگر احساس امنیت واحساس نزدیکی با همکار های خودم ومحدودیت هایشان است. اگر نه به قول یکی ازدوستانم من بیشتر ازهر آدم معمولی وطنم را دوست دارم، چون آنجا به دنیا آمدم و رشد کردم وشکوفا شدم و در هر قسمتی ازخاک وطنم فیلم برداری کردم و آرزو می کنم که آنجا باشم. من فوت پدر ومادرم را ندیدم و آرزو دارم که یک روز سرخاک شان بروم. دوست دارم یک روز برگردم و با همه چیزیهای که اخت والفت داشتم احساس نزدیکی بکنم. درضمن فکر می کنم موقیت هر کسی فرق می کند هرکسی موقعیت خاصی دارد وبعد هم تا جایی که خبردارم برگشتن آنها برگشتن مناسبی نبوده چون اجازه کار ندارند یا کارهای رقیق وضعیف می کنند که درفکر وخواست من چنین نوع کاری وجود ندارد.و به همین خاطر به فکر موقعیت مناسب هستم...
اهدای جایزه ویژه"کوروساوا" توسط عباس کیارستمی به بهروزوثوقی به خاطر سالها تلاش درسینمای ایران درجشنواره فیلم سان فرانسیسکو، سال 2000
الان پاسپورت ایران دارید؟
بله اتفاقا چند وقت پیش بود که پاسپورتم را تجدید کردند و کارت ملی برایم فرستادند و شناسنامه.
بهروژوثوقی الان درآمریکا چه می کند؟
زندگی معمولی خودم را دارم. مطاللعه می کنم از تمام اتفاقاتی که درمملکتم می افتد باخبرم، نگران مملکتم وجوانانش هستم. دلم می خواهد مملکتم مثل همه کشور های مترقی دنیا درجایگاه خود قراربگیرد و جوان هایمان که می خواهند، از مملکت درست استفاده کنند و سازندگی اش بیشتر باشد والبته به کارهایی که به من پیشنهادمی شود فکر می کنم که کدام بهتر است.....
بعضی های معتقدند که درکتابتان به برخی از اتفاقات به صورت جدی نپرداختید. ازجمله موضوع "انقلاب" و خانم "گوگوش". آیا می خواهید به این موضوعات درکتاب دیگری بپردازید؟
اگر کتاب دیگری بنویسم باید به مسائل دیگری بپردازم. من می خواستم دراین کتاب، فقط پشت صحنه برخی فیلم های اثرگذاری که بازی میکردم را بنویسم بنایراین از خیلی مسائل گذشتم تا به این موضوعات بپردازم. فکر می کردم زندگی خصوص افراد شاید برای افراد به خصوصی جالب باشد اما برای مردم زندگی کاری من جذاب است. ای میل های که دریافت می کنم شاهد این مساله است که این موضوع برای مردم جذاب است.
و انقلاب که زندگی شما را دگرگون کرد؟
راجع به انقلاب چه می توانستم بگویم ؟ که یک اتقاقی درممکلتم افتاده؟ و من آنجا نیستم که ببینم چه اتقاق افتاد.اما آنچه که می شنوم آدم را اذیت می کند. درواقع دلیلی نداشتم که راجع انقلاب صحبت کنم. چون بعد ازانقلاب من کار به خصوصی نکردم که بخواهم درمورد آن صحبت کنم و مثلا مردم که علاقه مند قیصر هستند ببینند که فیلم چگونه ساخته وماندگار شد. اول کتاب گفتم این کتاب برای همه مردم ایران نیست، برای کسانی است که کارهای من را دوست داشتند ومی خواهند این کتاب در آرشیو خانه شان باشد. اگرچه هرخواننده ای می تواند ایرادهای خودش را به کتاب داشته باشد.
ممکن است کتاب دیگری بنویسید؟
هیچ بعید نیست و درفکرش هستم که یک کارهایی بکنم . یکی ازآرزوهایی من این بود که فرصتی به من داده می شد که می تواستم در ممکلت خودم برگردم و30-40 تجربه خود را دراختیار جوانان بگذارم و تقدیمشان کنم.
به نظر شما مهمترین ویژگی کتابتون چی است؟
مهمترین ویژگی صادق بودنش است. چون سعی شده تا آنجا فکرم به من اجازه می دهد، صادقانه باشد.... حتما جاهایی است که ناگفته مانده اما آنجا ازحیطه مغزی من خارج بود. شاید درکتابی که خواهم نوشت، گریزی به این موضوع بزنم. هم اینها درمورد کارهای پشت صحنه من خواهد بود.
به همراه آنتونی کویین درپشت صحنه فیلم کاروانها، 1977
یعنی کتاب دوم هم شخصی نخواهد بود؟
در این کتاب نوشته شده که چقدر درس خواندم و چطور معروف شدم چگونه عاشق شدم همه این چیزها مشخص است، شاید برخی علاقه مند هستند جزییات زندگی هنرمندان را بدانند ، اما فکر می کنم هیچ دلیلی ندارد به خاطر عده ای معدود، عده ای دیگر را ناراحت کنم .کتاب دیگرم راجع به نوع بازیگری درسینماست. آن چیزی که من پیداکردم، مصرف کردم و می دانم اگر افراد دیگر استفاده کنند ازآن بهرمنده بشوند.
گوزنها، یکی از قله های حرفه ای کارشما به شمار می رود. این فیلم چطوری اینقدرسیاسی شد؟
داستان از وقتی نوشته شد سیاسی بود. به همان شکل بازی شد که نوشته شده بود. هیات سانسور وقت تشخيصی نداد وب عد که مردم فهمیدند آنها هم توقیف کردند. اگر دقت کرده باشید، همه کارهای من با هم فرق دارد .این هم یکی ازکارهای من بود که با کارهای دیگر من متقاوت بود از آنجا که هر بازیگر سعی می کند کارهای متفاوتی انجام دهد که مستقل ازنقش های دیگر است من هم می خواستم کارهای غیرمتعارف بکنم. تنها گوزنها نبود که از نظر کاری یک بازیگر غیرمتعارف بود. گوزنها کاربسیار بسیارمشکلی بود ، اگر دراین فیلم موفق نمی شدم سابقه ام حرفه ای به هم می خورد و تلاشم این بود که موفق بشوم .به همین خاطر شش تا هشت ماه طول کشید خودم را به آن نفش نزدیک کنم....
خاطره خوب ازحضوردرآمریکا؟
بعد از گذشت هنوز حدود 30 سال، ازنظرمردم انگار نه انگار این زمان گذشته است. مردم حتی نگاه نمی کنند موهای من سفید شده است. به من همان نگاهی را می کنند که سی سال پیش درایران کرده اند. به همین خاطر می خواهم دست به گردن مردم وطنم بیاندازم و به ایران برگردم.... بد حادثه سرنوشت را اینطور رقم زده است.... اگر دلم می خواهد درآن مملکت باشم نه اینکه آنجا کار کنم . نه! این اشتباه پیش نیاید. چون هم سنی از من گذشته و یا اینکه کارمناسب من نیست، اما می خواهم وطنم باشم واگرمردم آنجا بمیرم.
آیا هنوز پیگیرهستید کتابتون درایران چاپ شود؟
معلومه. آرزوی من است. اول مایلم بودم که کتاب درمملکت خودم چاپ می شد. مجبور شدم دراینجا چاپ کنم.
چطوری کتاب در ایران و جاهای دیگرپخش می شود؟
اوائل که کتاب چاپ شد،عده ای درایران آن را زیراکس زدند. شرکت معین برای چاپ کتاب درایران قرارداد دارد. اما از آنجایی که عده ای در این زمان ها زرنگی می کنند، تعدادی زیراکس کردند که مانند کپی یک ورق ازکتاب بود و نازیبا برای خواندن. اما بازارسیاه به آن شکل نبوده است. اما هر جا که تئاتر داشتم مانند دوبی، که نزدیک است به ایران، هرکسی آمده بود ده تا ده تا می گرفت ومی خواست به اسم افراد ودوستانشان امضا کند. امیدوارم مقامات مسئول توجهی کنند وچون کتاب چیزی ندارد وفقط درمورد پشت صحنه است اجازه چاپ بدهند به خصوص اینکه اجازه داده بودم که اگر قرار شد صحنه هایی حذف شود به من نشان بدهند ومن موافقت خواهم کرد اما اگر قرار است چیزی اضافه کنند به من بگویند ... که متاسفانه اصلا به آن مراحل نرسید.
Comment
-
When a few of us decided to attend the WAALM awards in Budapest, we were all hoping to meet Jahanshah Javid. We had heard that Iranian.com had won an award, and what better place to spend some time with Jahanshah, away from home and away from work.
Upon arrival, Bruce Bahmani, a dear friend, and the co-creator of the Rostam Comic book, told me Jahanshah, better known as JJ in our online community, would not be able to make it to Budapest. I knew Shohreh was busy... but JJ too? I guess when you have so many people writing in from all over the world and so many interesting articles going up every day, there is little time for travel.
JJ has always been a modest, hide-behind-the-browser kind of Iranian. God knows my parents always told me not to give away my 'real name' and in true Persian form, we all have aliases and blogs we hide behind. The truth is that if you do have a website and if you are as successful as JJ is, you just can't hide.
Iranian.com is a site that has been around for almost twelve years now. With thousands of pages that cover news, opinions, great photo essays, political banter, satirical cartoons, and so much more, the website has become a cult classic with any generation of Iranian that is internet-savvy. The site continues to inspire young and old around the world.
So JJ, for lack of a better title, we hereby declare you 'Iranian of the Day' on PersianMirror. I hear your apartment could use a cleaning and that you smoke way too much. It's all worth it though, buddy, because we love your site.
May you continue to post 'anyway' links and quiz us on random stuff that nobody cares about other than millions of bored Iranians.
Congrats on your WAALM award and we'll see you in cyberspace. Next time you get an award, take a lesson from Oprah. Stick your mug on the cover. Cause if you don't, I will.
Comment
-
Despite the success of Persian actors such as Academy Award Nominee Shohreh Aghdashloo (House of Sand and Fog) and Shaun Toub (Crash) in Hollywood, Iran's cultural contributions to world cinema have not yet been recognized on an international level through any major film festivals. However, that is soon about to change. On February 1st, 2007, a star-studded opening ceremony will launch the first annual Noor Film Festival showcasing award-winning shorts and feature films from around the world.
Noor Film Festival (NFF) is the brainchild of a young Iranian-American, Siamak Ghahremani, and his good friend and actor Anthony Azizi, who realized the need to shine the light on Iranian films, filmmakers and actors. It is no accident that they chose to host the festival in the very heart of the entertainment industry, Los Angeles, where renowned Hollywood directors and producers can also catch a glimse of Iran's latest talent.
Siamak and Anthony have rounded up an outstanding panel of celebrity judges including Natasha Henstridge (Species, The Whole Nine Yards), Harry J. Lennix (Matrix Reloaded, Matrix Revolution), Kyle Secor (Commander in Chief), Shaun Toub (Crash, Bad Boys), and Maz Jobrani (Friday After Next, Interpreter). The judges will select the most exemplary work in a variety of catagories among short films submitted by filmmakers from around the globe. Although not limited to Iranian films, the mission of NFF is 'to foster a greater appreciation of Iranian-American culture and its contribution to the American cultural landscape, independent of religious and political ideology, through the medium of cinema'.
This year's theme will be tolerance and NFF will pay a special tribute to Sidney Poitier for his contributions not just to film, but to the advancement of equality and tolerance.
Visit www.noorfilmfestival.com to purchase tickets to the opening ceremony, closing gala and film screening, and to get more information on sponsorship opportunities.
Comment
-
Babak Shokrian: Born in Tehran in the mid sixties, he moved to the US with his parents well before the Revolution of '78-'79. Actually in '71 and it was purely for the old “American Dream”. His uncles had moved to the US and were doing business importing oriental rugs from Iran and all over the world. According the Shokrian “Business was very good in those days and immigration was much more welcome and easier than today. My father just followed the natural course of the immigration process and it worked out for them, but not without certain costs, and I don't mean money but change of life, belief, expectations one might have for their children and preservation of heritage and culture. Although, I think my father did okay, not every family, especially ones that came later in the '70s, were as fortunate.” In his first feature film America so Beautiful Not only does Babak Shokrian manage to bring important issues about immigration, identity and America-Iran relations to the surface to be discussed, but this independent film, made for under 1 million US dollars, serves as a testament to the fact that important and potentially influential films are still being made outside of Hollywood, a fact that should hopefully inspire other young filmmakers to find the courage to tell their own stories. In these marginal production circumstances, Shokrian has made a richly layered and intelligent film that is as entertaining, humorous and moving as it is questioning of political, social and cultural issues, issues that need to be discussed right here, right now before it is too late.
Comment
-
LOOL ... Saeid jan ini keh post kardi,cheh rabti beh ''PERSIAN ACADEMY AWARDS'' dareh azizam ?
PERSIAN ACADEMY AWARDS Yek chiz-e digeh hast keh aslan rabti beh Masael-e digeh nadareh.Unhaeu ham keh dar Iran hastan,aslan nah member anja hastan va nah ghabouleshoun daran :=) .
Comment
-
Jashnvareye Filme Fajr Ke midoni chie? Hamon Oscare irane
Yek kargardane irani be esme Noori 2 ta film be esme Parcham va shere man sarzamine man dorost karde ke kenar gozashte shode bod!
age mikhondi inghadr ehm nemigofti
in thread ro khondam va midonam chie
bad chon darmorede film inja gozashte bodi goftam inja bezaram
threadesh mikonam age behet bar khord
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
Midunam chi-e vali Fajr Festival Film hich vaght jaygozin-e PERSIAN ACADEMY AWARDS keh az sal-e 1352 beh vojoud umadeh,nemisheh !
Baray-e hamin alan chand saleh keh PERSIAN ACADEMY AWARDS ,bar hesab-e yek festival-e ghadim-i va original bar gozar misheh keh,kollan persian art ham jozvesh hast.
Comment

Comment