BadJens
10-27-2005, 06:08 PM
Iran & WTO (World Trade Organization)
آثار و عواقب پيوستن ايران به WTO در گفت وگوي كيهان با پروفسور شاپور رواساني؛
قدرت جايگزين و توان مقابله داريم
گفت وگو از: محسن مهديان
اشاره: هفته گذشته بخش نخست گفت وگوي كيهان با پروفسور شاپور رواساني، در خصوص پيامدهاي پيوستن ايران به WTOاز نظرتان گذشت.
اهميت سازمان تجارت جهاني در نوع تعاملي است كه اين سازمان به حوزه هاي فرهنگي و سياسي و اجتماعي دارد. نگرش صرف اقتصادي در چارچوب تحليل «هزينه و فايده» به سازمان تجارت جهاني به معناي ناديده گرفتن انبوهي از تهديدات فرهنگي و سياسي است.
در بخش پاياني اين گفت وگو با پروفسور رواساني، به حوزه هاي مؤثر در امر جهاني سازي از مجله مالكيت خصوصي، بازار آزاد و طبقات اجتماعي، پرداخته ايم.
¤ در بحث سازمان تجارت جهاني دو موضوع اساسي پيش روي ما قرار دارد.
- اول اينكه توليد داخلي مستلزم افزايش صادرات و حضور مؤثر در بازارهاي جهاني است.
برقراري تعرفه هايي كه كشورهاي عضو WTO براي ما تعيين مي كنند قطعاً دست ما را از بازارهاي جهاني كوتاه مي كند از سوي ديگر در شرايطي كه ما وارد كننده مواد اوليه صنعتي و تكنيكي هستيم چطور مي توانيم با وجود تعرفه هاي سنگين كالاي ارزان توليد كنيم.
-ابزاري كه خيلي از كشورها به كار بردند و ما هم بايد به كار ببريم، توسعه بازار داخلي است ما هنوز رابطه بين شمال و جنوب كشورمان ناقص است. رابطه اقتصادي ما در كشور ناقص است. همه كشورهاي سرمايه داري، اولين اتكايي كه دارند بازار داخلي است. ولي ما هميشه چشم به خارج داريم.
¤اينجا دور باطلي وجود دارد. بازار داخلي يعني تقاضا و آن هم به درآمد ملي وابسته است. وقتي نرخ اشتغال در سطح پائين قراردارد وقتي كه به هزار و يك دليل توليد در كشور ما ضعيف و ناكارآمد است چطور مي توان انتظار رونق بازار داخلي را داشت؟
- شما چندين ميليون دلار صرف استخراج نفت مي كنيد، چندين ميليارد دلار پول نفت گيرتان مي آيد. اين پول را هدر مي دهيم. آيا با اين پول نمي توانيم صنايع فرسوده را درست بكنيم؟ آيا نمي توانيم جاده سازي كنيم؟ آيا نمي توانيم خط راه آهن بكشيم؟ اين را هم مي گوييد آمريكا نمي گذارد و سياست جهاني اجازه نمي دهد پول مفت نفت گيرمان مي آيد ولي فرار مي كند. سالي چندين ميليارد دلار پول نفت داريم. با اين پول چه مي كنيم؟ نمي شود كاري كرد كه مغزها از ايران فرار نكنند؟ الان بازارها پر از كالاهاي خارجي است. يك جوان چه اميدي مي تواند به توليد داشته باشد؟ بايد واردات را كنترل كنيم. هر كشوري از يك جايي شروع كرده است. مثلاً آلمان در سال 1848 به دور خودش ديوار گمركي كشيد يعني توليدات خودش را تقويت كرد. در سال 1871 آلمان مستقل شد، يا آمريكايي ها نگذاشتند جنس انگليس وارد كشورشان شود تا توسعه پيدا كردند. ژاپن و چين هم همينطور. پس چرا ما نمي توانيم؟ ما بايد بازارهاي داخلي را تقويت كنيم. بازار كار و نيروي كار فراوان داريم. بعد از جنگ اول جهاني عده زيادي از سربازان آلماني از جنگ برگشته بودند. مسئله بيكاري در آلمان رشد پيدا كرده بود. دولت آلمان بازار داخلي هم نداشت. به فكر اشتغال داخلي افتاد. روبه جاده سازي در آلمان آوردند. جاده سازي جايي است كه نيروي كار را مشغول مي كند و سرمايه زيادي هم نمي خواهد. اكثر اتوبانها و جاده هاي آلمان ساخت آن زمان است. الان هم اقتصاددانان ما بايد بنشينند و ببينند براي اشتغال در داخل بايد چه كار كرد. ولي ما عقده حقارت داريم. همه اش چشم به خارج داريم. من چند سال اوايل انقلاب خارج بودم وقتي برگشتم آقايي از من پرسيد خارجيها در مورد ما چه مي گويند؟ گفتم: آنها هر چه بگويند به ما چه ربطي دارد. هميشه چشم به دهان آنها داريم كه در مورد ما چه مي گويند و چه قضاوتي كردند. منافع آنها در جيبشان است. اگر كسي در راستاي منافع آنها حركت كرد بهتر از او در جهان وجود ندارد. اگر به منافعشان لطمه زد از او بدتر در جهان نيست. وجدان و اخلاق و همه چيز آنها تابع بازار است. ما بايد از اين عقده حقارت بيرون بياييم. مشكل ما اين است. از خانه خود خبر نداريم. از يك جوان ايراني در مورد بازيكن تيم هاي خارجي بپرسيم مثل بلبل جواب مي دهد ولي در مورد تاريخ ايران هيچ چيز نمي داند. گذشته اش را نمي شناسد.
¤ به نظر شما ايران بايد روش توليد داخلي را تغيير داده تا سرمايه گذاري در بخش توليد موجب رونق بازار داخلي شود. بعد چه مي شود؟ اينجاست كه بعد از اين مرحله آيا مي توانيم وارد سازمان تجارت جهاني شويم؟
- آن موقع نوه هاي بنده تصميم خواهند گرفت. آن موقع كه من نيستم.
¤ اگر به لحاظ اقتصادي توان رقابت جهاني پيدا كرديم، با ورود به سازمان تجارت به لحاظ فرهنگي، سياسي و اجتماعي چه شرايطي پيدا مي كنيم؟
-اقتصاد، سياست و فرهنگ يك مجموعه غيرقابل انفكاك است. شما نمي توانيد در هيچ بحث اجتماعي، اقتصاد را از سياست، سياست را از فرهنگ و متقابلاً جدا كنيد. شما از نظر فرهنگي مي توانيد طوري رفتار كنيد كه به جاي اينكه من خودم نان بخورم، به شما بدهم. هر حكومتي، طرحهايش بايد در يك رابطه منطقي و اصولي بين اين سه اصل باشد. كافي نيست كه بگوييم ما وارد سازمان تجارت جهاني نمي شويم. بايد در همان حال كه اين حرف را زديم يك برنامه فرهنگي هم داشته باشيم. بايد بدانيم كه در داخل مملكت چه كار مي خواهيم انجام دهيم.
الان در مملكت ما اختلاف طبقاتي وحشتناكي وجود دارد. يك عده با اتومبيل هايي حركت مي كنند كه بنده در اروپا نمي بينم. الان من يك هفته كمتر است كه از آلمان برگشته ام. اينجا اتومبيلهايي مي بينم كه آنجا نمي بينم. در عين حال فقري را در ايران مي بينم كه در آنجا نمي بينم. بايد ديد علت اين اختلاف طبقاتي چيست؟ علت را بايد در حاكميت و مالكيت يعني در سياست و اقتصاد جستجو كرد. آيا من از مالكيت بهره برداري كردم تا وارد حاكميت شوم يا از حاكميت بهره برداري كردم و مالك شدم؟ اين پروسه اي است كه بايد بررسي شود. بنابراين دولتي كه آينده دار است. هم تحليل اقتصادي، هم فرهنگي و هم تحليل سياسي دارد. تحليل سياسي به اين معنا است كه من چه كار انجام دهم كه اكثريت افراد در سرنوشت مملكت دخالت بكنند. بايد فكر كند چه كار كند كه كارگران بتوانند حرف بزنند، دانشجويان صحبت كنند. اگر اين كار را انجام ندهد، سقوط مي كند.
آثار و عواقب پيوستن ايران به WTO در گفت وگوي كيهان با پروفسور شاپور رواساني؛
قدرت جايگزين و توان مقابله داريم
گفت وگو از: محسن مهديان
اشاره: هفته گذشته بخش نخست گفت وگوي كيهان با پروفسور شاپور رواساني، در خصوص پيامدهاي پيوستن ايران به WTOاز نظرتان گذشت.
اهميت سازمان تجارت جهاني در نوع تعاملي است كه اين سازمان به حوزه هاي فرهنگي و سياسي و اجتماعي دارد. نگرش صرف اقتصادي در چارچوب تحليل «هزينه و فايده» به سازمان تجارت جهاني به معناي ناديده گرفتن انبوهي از تهديدات فرهنگي و سياسي است.
در بخش پاياني اين گفت وگو با پروفسور رواساني، به حوزه هاي مؤثر در امر جهاني سازي از مجله مالكيت خصوصي، بازار آزاد و طبقات اجتماعي، پرداخته ايم.
¤ در بحث سازمان تجارت جهاني دو موضوع اساسي پيش روي ما قرار دارد.
- اول اينكه توليد داخلي مستلزم افزايش صادرات و حضور مؤثر در بازارهاي جهاني است.
برقراري تعرفه هايي كه كشورهاي عضو WTO براي ما تعيين مي كنند قطعاً دست ما را از بازارهاي جهاني كوتاه مي كند از سوي ديگر در شرايطي كه ما وارد كننده مواد اوليه صنعتي و تكنيكي هستيم چطور مي توانيم با وجود تعرفه هاي سنگين كالاي ارزان توليد كنيم.
-ابزاري كه خيلي از كشورها به كار بردند و ما هم بايد به كار ببريم، توسعه بازار داخلي است ما هنوز رابطه بين شمال و جنوب كشورمان ناقص است. رابطه اقتصادي ما در كشور ناقص است. همه كشورهاي سرمايه داري، اولين اتكايي كه دارند بازار داخلي است. ولي ما هميشه چشم به خارج داريم.
¤اينجا دور باطلي وجود دارد. بازار داخلي يعني تقاضا و آن هم به درآمد ملي وابسته است. وقتي نرخ اشتغال در سطح پائين قراردارد وقتي كه به هزار و يك دليل توليد در كشور ما ضعيف و ناكارآمد است چطور مي توان انتظار رونق بازار داخلي را داشت؟
- شما چندين ميليون دلار صرف استخراج نفت مي كنيد، چندين ميليارد دلار پول نفت گيرتان مي آيد. اين پول را هدر مي دهيم. آيا با اين پول نمي توانيم صنايع فرسوده را درست بكنيم؟ آيا نمي توانيم جاده سازي كنيم؟ آيا نمي توانيم خط راه آهن بكشيم؟ اين را هم مي گوييد آمريكا نمي گذارد و سياست جهاني اجازه نمي دهد پول مفت نفت گيرمان مي آيد ولي فرار مي كند. سالي چندين ميليارد دلار پول نفت داريم. با اين پول چه مي كنيم؟ نمي شود كاري كرد كه مغزها از ايران فرار نكنند؟ الان بازارها پر از كالاهاي خارجي است. يك جوان چه اميدي مي تواند به توليد داشته باشد؟ بايد واردات را كنترل كنيم. هر كشوري از يك جايي شروع كرده است. مثلاً آلمان در سال 1848 به دور خودش ديوار گمركي كشيد يعني توليدات خودش را تقويت كرد. در سال 1871 آلمان مستقل شد، يا آمريكايي ها نگذاشتند جنس انگليس وارد كشورشان شود تا توسعه پيدا كردند. ژاپن و چين هم همينطور. پس چرا ما نمي توانيم؟ ما بايد بازارهاي داخلي را تقويت كنيم. بازار كار و نيروي كار فراوان داريم. بعد از جنگ اول جهاني عده زيادي از سربازان آلماني از جنگ برگشته بودند. مسئله بيكاري در آلمان رشد پيدا كرده بود. دولت آلمان بازار داخلي هم نداشت. به فكر اشتغال داخلي افتاد. روبه جاده سازي در آلمان آوردند. جاده سازي جايي است كه نيروي كار را مشغول مي كند و سرمايه زيادي هم نمي خواهد. اكثر اتوبانها و جاده هاي آلمان ساخت آن زمان است. الان هم اقتصاددانان ما بايد بنشينند و ببينند براي اشتغال در داخل بايد چه كار كرد. ولي ما عقده حقارت داريم. همه اش چشم به خارج داريم. من چند سال اوايل انقلاب خارج بودم وقتي برگشتم آقايي از من پرسيد خارجيها در مورد ما چه مي گويند؟ گفتم: آنها هر چه بگويند به ما چه ربطي دارد. هميشه چشم به دهان آنها داريم كه در مورد ما چه مي گويند و چه قضاوتي كردند. منافع آنها در جيبشان است. اگر كسي در راستاي منافع آنها حركت كرد بهتر از او در جهان وجود ندارد. اگر به منافعشان لطمه زد از او بدتر در جهان نيست. وجدان و اخلاق و همه چيز آنها تابع بازار است. ما بايد از اين عقده حقارت بيرون بياييم. مشكل ما اين است. از خانه خود خبر نداريم. از يك جوان ايراني در مورد بازيكن تيم هاي خارجي بپرسيم مثل بلبل جواب مي دهد ولي در مورد تاريخ ايران هيچ چيز نمي داند. گذشته اش را نمي شناسد.
¤ به نظر شما ايران بايد روش توليد داخلي را تغيير داده تا سرمايه گذاري در بخش توليد موجب رونق بازار داخلي شود. بعد چه مي شود؟ اينجاست كه بعد از اين مرحله آيا مي توانيم وارد سازمان تجارت جهاني شويم؟
- آن موقع نوه هاي بنده تصميم خواهند گرفت. آن موقع كه من نيستم.
¤ اگر به لحاظ اقتصادي توان رقابت جهاني پيدا كرديم، با ورود به سازمان تجارت به لحاظ فرهنگي، سياسي و اجتماعي چه شرايطي پيدا مي كنيم؟
-اقتصاد، سياست و فرهنگ يك مجموعه غيرقابل انفكاك است. شما نمي توانيد در هيچ بحث اجتماعي، اقتصاد را از سياست، سياست را از فرهنگ و متقابلاً جدا كنيد. شما از نظر فرهنگي مي توانيد طوري رفتار كنيد كه به جاي اينكه من خودم نان بخورم، به شما بدهم. هر حكومتي، طرحهايش بايد در يك رابطه منطقي و اصولي بين اين سه اصل باشد. كافي نيست كه بگوييم ما وارد سازمان تجارت جهاني نمي شويم. بايد در همان حال كه اين حرف را زديم يك برنامه فرهنگي هم داشته باشيم. بايد بدانيم كه در داخل مملكت چه كار مي خواهيم انجام دهيم.
الان در مملكت ما اختلاف طبقاتي وحشتناكي وجود دارد. يك عده با اتومبيل هايي حركت مي كنند كه بنده در اروپا نمي بينم. الان من يك هفته كمتر است كه از آلمان برگشته ام. اينجا اتومبيلهايي مي بينم كه آنجا نمي بينم. در عين حال فقري را در ايران مي بينم كه در آنجا نمي بينم. بايد ديد علت اين اختلاف طبقاتي چيست؟ علت را بايد در حاكميت و مالكيت يعني در سياست و اقتصاد جستجو كرد. آيا من از مالكيت بهره برداري كردم تا وارد حاكميت شوم يا از حاكميت بهره برداري كردم و مالك شدم؟ اين پروسه اي است كه بايد بررسي شود. بنابراين دولتي كه آينده دار است. هم تحليل اقتصادي، هم فرهنگي و هم تحليل سياسي دارد. تحليل سياسي به اين معنا است كه من چه كار انجام دهم كه اكثريت افراد در سرنوشت مملكت دخالت بكنند. بايد فكر كند چه كار كند كه كارگران بتوانند حرف بزنند، دانشجويان صحبت كنند. اگر اين كار را انجام ندهد، سقوط مي كند.