veesta
01-03-2006, 06:39 AM
شهنشاها سر از خاک بردار ایران ببین که بی تو خراب است ایران زمین
بخوبی پیداست که وقتی تازیان یا بهتر بگویم تازیان مسلمان شده به ایران یورش کردنند و ایرانیان با دسیسه های فراوان خودی و بیگانه از تازیان گجستک شکست خورد ند تازیها با ما ایرانیان رفتاری را کردنند که براستی لایق خود و اربابانشان بود نه ما ایرانیان که سدها آقای جهان بودیم این نابخردان که تازه خود را مسلمان هم می نامیدنند چنان راه کوچک کردن ایرانی را در پیش گرفتند که آدمی براستی از این همه کینه نسبت به ما ایرانیان حیرت میکند که این همه کینه ی تازیان در آغاز تاراج ایران بنام اسلام بازی هم باز میگردد به احساس حقارتی که از ایرانیان در طول سالهای متمادی از ما آریایی ها داشتند بود پادشاهان ما تا پیش از این فتنه یورش مسلمانان چنان قدرتی داشت که هیچ سوسمار خواری جرات این را نمی یافت که خون از دماغ یک عنصر ایرانی برید چه برسد داعیه رهبری و آقایی بر ایرانی را کند بله براستی اسلام آوری ما ایرانیان نشان شکست ما بود نه چیز دگر در این بین وقتی امیه به سلطنت اسلامی رسید آقایان برابری و برادری پرچم سیادت العرب را برافراشتند بدین معنا که ما ایرانیان در مقابل تازیان نجس و متعفن خوار هستیم و آنان آقا و مولای ما هستند و ما آریاییها موالی آنانیم آیا براستی این مانند یک طنز سیاه نیست گویند که اگر یک ایرانی یک عرب را میدید باید جلوی او دست به سینه و روی زانو مینشست تا آن عرب ننگین از جلوی آن برود و یا هیچ ایرانی حق نداشت در مقابل یک تازی سوار بر اسب باشد و اگر یک ایرانی یک دختر عرب بدو ساکن دور افتاده ترین منطقه عربی را میگرفت و تازیان میفهمیدنند او را وادار به طلاق آن زن میکردنند و او را شلاق میزدنند نمیدانیم تکلیف آن همه دخترکان زیباروی ماایرانیان را که به اسم اسلام در بدو ورود این چپاول پیشه گان به تاراج بردنند چیست و ما ایرانیان چه مجازاتی باید آنان را میکردیم.معاویه در همان سالی که به اریکه اسلام و عرب تکه زد قانون سیادت العرب را بنا نهاد البته برخی از تاریخ نویسان بقول برخی روایات آمده که علی بن ابیطالب و حسین بن علی نیز بدور از این دیدگاه نبودنندو آمده که حسین بن علی فرمودنند که ایرانیان را باید مردانشان را کشت و زنانشان را به کنیزی برد که البته اگر او چنین سخنی را گفته باشد توجیه پذیر است چون او هم یک عرب بوده و در فرهنگ همان جا رشد نموده و این کینه ایرانی در تازیان مربوط به یک شخص نمی توانسته باشد و آن رفتاری که تازیان با ایرانیان کردنند گواه همین سخن است والا چگونه طلعیه داران مسلمان نمیتوانستند لااقل در جایی سخن از اینکه ظلم به ملت ایران شده است ناموسشان به حراج میرود داراییشان به توبره فنا دارد میرود بگویند و مخالفت کنند جز اینکه هم راه و همفکر آنان بودنند که ما در قضیه فرش بهارستان که منسوب به خسرو پرویز بود را رفتار آنان را دیدیم دوستان مثلمن هر عربی به فکر منافع عرب دیگر است و نمیشود فرق زیادی مابین آنان گذاشت تازیان دویست سال خود را آقای(سید)مولای بیچون و چرای ایرانی میخوانندنندتا اینکه بابک ها یعغوب لیث ها پیداشد و ایرانیان باز توانستند خود را پیداکنند و آری بسیار جای شگفتی است که ما ایرانیان براستی آقای جهان باستان روزی از یک قوم کثیف پست و حقیر شکست خوردیم براستی شگفتا. پاينده ايران
نبشته شده به قلم هم کیشمان در:روز دي بآذر ازماه مهر۳۷۴۳يكتايي
بخوبی پیداست که وقتی تازیان یا بهتر بگویم تازیان مسلمان شده به ایران یورش کردنند و ایرانیان با دسیسه های فراوان خودی و بیگانه از تازیان گجستک شکست خورد ند تازیها با ما ایرانیان رفتاری را کردنند که براستی لایق خود و اربابانشان بود نه ما ایرانیان که سدها آقای جهان بودیم این نابخردان که تازه خود را مسلمان هم می نامیدنند چنان راه کوچک کردن ایرانی را در پیش گرفتند که آدمی براستی از این همه کینه نسبت به ما ایرانیان حیرت میکند که این همه کینه ی تازیان در آغاز تاراج ایران بنام اسلام بازی هم باز میگردد به احساس حقارتی که از ایرانیان در طول سالهای متمادی از ما آریایی ها داشتند بود پادشاهان ما تا پیش از این فتنه یورش مسلمانان چنان قدرتی داشت که هیچ سوسمار خواری جرات این را نمی یافت که خون از دماغ یک عنصر ایرانی برید چه برسد داعیه رهبری و آقایی بر ایرانی را کند بله براستی اسلام آوری ما ایرانیان نشان شکست ما بود نه چیز دگر در این بین وقتی امیه به سلطنت اسلامی رسید آقایان برابری و برادری پرچم سیادت العرب را برافراشتند بدین معنا که ما ایرانیان در مقابل تازیان نجس و متعفن خوار هستیم و آنان آقا و مولای ما هستند و ما آریاییها موالی آنانیم آیا براستی این مانند یک طنز سیاه نیست گویند که اگر یک ایرانی یک عرب را میدید باید جلوی او دست به سینه و روی زانو مینشست تا آن عرب ننگین از جلوی آن برود و یا هیچ ایرانی حق نداشت در مقابل یک تازی سوار بر اسب باشد و اگر یک ایرانی یک دختر عرب بدو ساکن دور افتاده ترین منطقه عربی را میگرفت و تازیان میفهمیدنند او را وادار به طلاق آن زن میکردنند و او را شلاق میزدنند نمیدانیم تکلیف آن همه دخترکان زیباروی ماایرانیان را که به اسم اسلام در بدو ورود این چپاول پیشه گان به تاراج بردنند چیست و ما ایرانیان چه مجازاتی باید آنان را میکردیم.معاویه در همان سالی که به اریکه اسلام و عرب تکه زد قانون سیادت العرب را بنا نهاد البته برخی از تاریخ نویسان بقول برخی روایات آمده که علی بن ابیطالب و حسین بن علی نیز بدور از این دیدگاه نبودنندو آمده که حسین بن علی فرمودنند که ایرانیان را باید مردانشان را کشت و زنانشان را به کنیزی برد که البته اگر او چنین سخنی را گفته باشد توجیه پذیر است چون او هم یک عرب بوده و در فرهنگ همان جا رشد نموده و این کینه ایرانی در تازیان مربوط به یک شخص نمی توانسته باشد و آن رفتاری که تازیان با ایرانیان کردنند گواه همین سخن است والا چگونه طلعیه داران مسلمان نمیتوانستند لااقل در جایی سخن از اینکه ظلم به ملت ایران شده است ناموسشان به حراج میرود داراییشان به توبره فنا دارد میرود بگویند و مخالفت کنند جز اینکه هم راه و همفکر آنان بودنند که ما در قضیه فرش بهارستان که منسوب به خسرو پرویز بود را رفتار آنان را دیدیم دوستان مثلمن هر عربی به فکر منافع عرب دیگر است و نمیشود فرق زیادی مابین آنان گذاشت تازیان دویست سال خود را آقای(سید)مولای بیچون و چرای ایرانی میخوانندنندتا اینکه بابک ها یعغوب لیث ها پیداشد و ایرانیان باز توانستند خود را پیداکنند و آری بسیار جای شگفتی است که ما ایرانیان براستی آقای جهان باستان روزی از یک قوم کثیف پست و حقیر شکست خوردیم براستی شگفتا. پاينده ايران
نبشته شده به قلم هم کیشمان در:روز دي بآذر ازماه مهر۳۷۴۳يكتايي