Announcement
Collapse
No announcement yet.
Weblog
Collapse
X
-
در وبلاگ بيش از هرجاي ديگر، آدمها خودشان هستند. درست مثل اينکه در خانهشان هستند ... هر کاري که در اين صفحه ميکني، حتي وقتي که نمينويسي، خبري از تو به ديگران ميدهد و کنجکاوي آنان را برميانگيزد.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمد سعيد حناييكاشاني در وبلاگ خود به نشاني http://www.fallosafah.org/main/weblog نوشته است: «فيلم فلان را ديدي! عالي بود»، «کتاب فلان را خواندي مزخرف بود»، «استاد فلان اصلا چيزي حاليش نيست»، «آن کتاب عالي است».... اين يک الگوي رايج سخن گفتن ما در زندگي روزانه است، در هنگام مصاحبت با دوستان، چه حضوري و چه تلفني. قضاوتهايمان را دربارهي همهچيز و همهکس به راحتي ابراز ميکنيم و تا هنگامي که کسي با نظرمان مخالفت نکند، احساس نميکنيم که نيازي هم هست توضيحي بدهيم که چرا چنين قضاوتي ميکنيم. اما وقتي با مخالفت رو به رو شويم چه ميکنيم، شايد جا بزنيم و حرفمان را پس بگيريم، شايد شک کنيم و مردد شويم، شايد بکوشيم توجيهي براي حرفمان بياوريم، شايد هم از کوره در برويم و دلخور شويم که چرا با حرفمان مخالفت ميشود.
در ادامه آمده است: اين عادت روزانه شايد براي اکثر ما در همهي لحظات زندگي باقي بماند، اما اگر بخواهيم نوشتهاي را در جايي منتشر کنيم که حيثيتي برايمان داشته باشد آنگاه چه ميکنيم. آيا ميتوانيم با يکي دو جمله دربارهي کتاب يا مقاله يا فيلمي قضاوتمان را مقبول نظر ديگران کنيم؟ معمولاً، نه. اين چنين است که ما در نوشتار از عادات گفتاريمان فاصله ميگيريم و سعي ميکنيم کمتر با تحسين و تقبيح با هرچيزي رو به رو شويم، ميکوشيم نشان دهيم که از روي احساسات حرف نميزنيم و خوشآمد و خوشنيامد برايمان مهم نيست. ميکوشيم نشان دهيم «عاقل»ايم و سخنمان اعتبار کلي دارد و سليقه يا پسند شخصيمان نيست. سخنمان مستدل است و قضاوتمان متکي به شواهد و دلايل.
در اين نوشته ميخوانيد: از همين روست که ما در نوشتار معمولاً «تنها» نيستيم، بدين معنا که وقتي چيزي مينويسيم همواره خوانندهاي را در نظر داريم که «ميفهمد» و ميتواند به نوشتهمان استناد کند. از همين روست که ميبينيم بسياري از ما (و دوستانمان) بسياري از سخنان را در خلوت ميزنيم، اما هرگز جرأت باز گفتنشان را در جمع يا به صورت مکتوب نداريم و حتي گاهي آنان را قسم ميدهيم که اين حرفها را جايي از قول ما نزنند و اگر زدند حاشا ميکنيم. البته اين سخنان سياسي نيست. قضاوتها يا غيبتهايي است که پشت سر ديگران کردهايم.
در ادامه آمده است: در نوشتار، ما هيچگاه تنها نيستيم، حتي وقتي که خاطراتمان را مينويسيم، هميشه کسي ديگر هست که بايد او را رعايت کنيم، چون او ما را ميفهمد، ما را ميبيند، او سندي در دست دارد. در عصر نوشتار کاغذي و چاپ، نويسنده مقيد و محدود به چيزهاي بسياري بود، از جمله اينکه نوشتهي او را بسياري کسان خواه ناخواه قبل از چاپ ميديدند. از همين رو نوشته مسووليتي داشت که قابل تقسيم و پيگيري بود. هرکس که به انتشار نوشتهاي ياري ميکرد در اين مسووليت شريک بود و از همين رو هرکس نميتوانست هرچيزي بنويسد و منتشر کند. سردبيران روزنامهها و مجلات و ويراستاران و ناشران هريک با توجه به مسووليت و جايگاهي که از حيث حرفهاي و علمي براي خود قائلاند اجازهي چاپ هرچيزي را نميدهند، مقالهاي يا نقدي که در روزنامهي صبح يا بعد از ظهر چاپ ميشود شايد هرگز در مجلهي معتبري دربارهي نقد کتاب يا مجلهاي تخصصي به چاپ نرسد. اما با ظهور عصر ديجيتال و سايبر نوشتار هم جايگاه و شأني ديگر پيدا کرد.
اين بلاگر نوشته است: يکي از بديهاي وبلاگ (براي پختگي انديشهي نويسنده)، و نه خوبيهايش (براي خواننده)، همين است که هرنوشتهاي را ميتوان به سرعت منتشر کرد، بيآنکه نياز باشد کسي ديگر قبل از انتشار آن را ببيند. نويسندگان وبلاگها نيز لزوماً نويسندگان حرفهاي نيستند و حتي اگر هم باشند شايد اصراري بر اين نداشته باشند که به سنت معهود گردن بگذارند. شايد آنها هم احساس کنند که اين جا ميخواهند راحت باشند. اينجا ديگر «رسمي» نيست. اينجا مدرسه و دانشگاه نيست. بگذار خودمان باشيم. از همين روست که «وبلاگ» بدجوري آدم را «لو» ميدهد. اينجا شايد بيش از هرجاي ديگر آدمها خودشان هستند. درست مثل اينکه در خانهشان هستند ... هر کاري که در اين صفحه ميکني، حتي وقتي که نمينويسي، خبري از تو به ديگران ميدهد و کنجکاوي آنان را برميانگيزد. اما اگر، در ننوشتن، حدس و گمان شايد چندان پايه و اساسي نداشته باشد، در نوشتن، اين حدس و گمانها استوارتر ميشوند. اما اين همهي ماجرا نيست.
در ادامه ميخوانيد: يکي از عناصر افشاکنندهي وبلاگها آن چيزهايي نيست که نويسنده دربارهي خودش و از خودش مينويسد، بلکه آن چيزهايي است که دربارهي ديگران مينويسد/نمينويسد. پيوندگاههاي «ثابت» و «متغير» وبلاگها، بيش از هر عنصر ديگري در آنها، گوياي خصوصيات فکري و علايق نويسندگانشان است، حلقهي دوستان ثابت و پيوندهايي که هر از گاه به نوشتهاي داده ميشود، گاهي بدون نظر، و گاهي همراه با نظر.
در بخش ديگري از اين نوشته آمده است: وقتي پيوند دهندهاي ميخواهد مقالهاي يا مطلبي را به ديگران معرفي کند به چه اصولي بايد پايبند باشد؟ اين نظرهايي که معمولا به صورت «اسکرين تيپ» در بالاي پيوند ظاهر ميشوند يا در پايين آنها نوشته ميشوند، و معمولاً قابل پيوند دادن نيز نيستند، بر چه مبنايي نوشته ميشوند، آيا اينها هم از زمرهي همان [حرفهايي] است که در زندگي روزانه رايج است، غيبت و پيشداوري و تبليغات است، يا ترويج و شريک گرداندن ديگران در ذوق و دانش و ارتقاي آن. استادان دانشگاه چگونه نظر خود را دربارهي کتاب يا مقالهاي ابراز ميکنند؟ و روزنامهنگاران چگونه؟ و افراد عامي چگونه؟ اين نظرها هرچه باشند، مانند هر نوشتهي ديگري از دانش و بستگيها و دلبستگيهاي صاحبشان حکايت ميکند. بنابراين بايد پرسيد هرکس در پيوند دادن و معرفي کردن مقالهاي به ديگران از چه اصولي پيروي ميکند.
Comment
-
siamak jan, i just checked out hossein derakhshan's weblog, seems informative and brave, here is an interview he did 2 days ago on canadian news channel CBC:
YouTube - Hossein Derakhshan on CBC's The Hour. October 23, 2006.
and to mention it again his weblog is www.hoder.com
Comment
-
Google's Blogger site is being used by malicious hackers who are posting fake entries to some blogs.
The fake entries contain weblinks that lead to booby-trapped downloads that could infect a Windows PC.
Infected computers are being hijacked by the gang behind the attacks and either mined for saleable data or used for other attacks.
The Blogger attack is the latest in a series by a gang that has managed to hijack hundreds of thousands of PCs.
Attack pattern
Security researcher Alex Eckelberry from Sunbelt Software first noticed the booby-trapped links turning up on Blogger on 27 August.
Now many hundreds of blogs on the site have been updated with a short entry containing the link.
Mr Eckelberry said it was not yet clear how the links were posted to blogs. The bogus entries could have exploited a Blogger feature that lets users e-mail entries to their journal.
The blogs themselves could also be fake and set up solely to act as hosts for spam.
STORM WORM SUBJECT LINES
are you kidding me? lol
Dude dont send that stuff to my home email...
Dude your gonna get caught, lol
HAHAHAHAHAHA, man your insane!
I cant belive you did this
LMAO, your crazy man
LOL, dude what are you doing
man, who filmed this thing?
oh man your nutz
OMG, what are you thinking
Commenting on the attack a Google spokesperson said: "The blog posts are likely from users' whose machines have been compromised by a virus.
"Among the other recipients of spam e-mails generated by the virus are users' mail2blogger accounts, which allow them to update their blogs via e-mail," said the spokesperson.
"We are in the process of notifying impacted users and recommending that they scan their computers and run current anti-virus tools--good advice for all internet users," they added.
The entries on the blogs have the same text as some of the spam distributed by the group behind the attacks. These attempt to trick people into clicking on links and downloading booby-trapped files using cleverly crafted messages.
Some pose as YouTube links others claim to be looking for testers of software packages or digital greetings cards.
The group behind the attack on Blogger is thought to have mounted a huge series of attacks since January.
The first attack used a spam that purported to give recipients more information about the severe storms seen in Europe in January. This led to the virus used by the gang being dubbed the "Storm Trojan".
Since January the group has been sending out huge numbers of different spam messages in a bid to trick people.
"The criminals responsible for this spam campaign are experts at exploiting social engineering to propagate their botnets," said Bradley Anstis from security firm Marshal.
The spam messages have been changed to capitalise on news events and the viral payload has been updated many times to fool anti-virus programs.
Mr Anstis said the sheer number of messages being sent by the group was staggering. On some days, he said, 4-6% of all the junk messages seen by Marshal were sent by the group.
Security experts estimate that the group can send out so much junk mail because they have hijacked so many Windows PCs via successive campaigns. Some suspect that the group has infected more than one million PCs over the last eight months.
Comment
-
who's derakhshan?Originally posted by Nutcase View Postsiamak jan, i just checked out hossein derakhshan's weblog, seems informative and brave, here is an interview he did 2 days ago on canadian news channel CBC:
and to mention it again his weblog is www.hoder.comMary's back, back again
Comment
-
رتبه ایران در وبنگاری اول، در آزادی آخر
سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش سال 2008 خود اعلام کرد، جمهوری اسلامی با وجود داشتن بزرگترین زندان خاورمیانه برای روزنامه*نگاران، در رده*های آخر کشور*های حامی آزادی بیان قرار دارد.
این سازمان با انتقاد از روی*کرد دوگانه جمهوری اسلامی در برخورد با روزنامه*نگاران ایرانی نوشته است، تنها روزنامه *گاران رسانه*های نزديک به مقامات نظام و با بهره مند شدن از چتر حمايتی می*توانند از سياست*های دولت احمدی*نژاد انتقاد کنند و روزنامه*های ديگر از اين امتياز برخوردار نيستند.
این سازمان در گزارش سالیانه خود از وضعیت آزادی مطبوعات در جهان سال 2008، بخش مجزایی را به مخاطرات فعالیت* مطبوعاتی و رسانه*ای در ایران اختصاص داده است.
متن کامل این گزارش را بخوانید
گزارشگران بدون مرز در ابتدای گزارش "بخش ایران" تاکید کرده است که در سال 2008 مقام*های ایرانی از متهم کردن مطبوعات مستقل در وابسته بودن آن**ها به آمریکا وکشور*های اروپای همچنان فعال بوده*اند.
این سازمان همچنین با نقد رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با فعالیت مطبوعاتی در ایرانِ دو سال گذشته، می*نویسد: "در سال ٢٠٠٧ جمهوری اسلامی ايران هم*چنان بزرگترين زندان روزنامه*نگاران در خاورميانه بود. در اول ژانويه ٢٠٠٨ (١١ دی ماه ١٣٨٦ ) ده روزنامه*نگار در زندان بسر می*بردند."
در گزارش این سازمان به تایید حکم "عدنان حسن*پور" روزنامه*نگار کرد ایرانی اشاره و تاکید شده است در ايران مجازات اعدام هنوز لغو نشده است، و در طی سال گذشته صدها نفر اعدام شده*اند که "عدنان حسن*پور" یکی از روزنامه*نگارانی است که با طرح اتهاماتی چون"جاسوسی، در اختيار گذاشتن مشخصات مراکز نظامی به اشخاص حقيقی و حقوقی غيرصالح و نيز عبور دادن متهمان اهواز از مرز مريوان و ارتباط با شخصی در وزارت امور خارجه*ی آمريکا" از سوی مقام*های قضایی محکوم به اعدام شده است.
در بخش دیگری از گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز با انتقاد از فشار*های سیاسی جمهوری اسلامی بر مطبوعات و رسانه*های مستقل آمده است، در سال 2007 میلادی، در ایران 50 روزنامه*نگار تحت تعقیب قضایی قرار گرفته و از سوی وزارت ارشاد ده*ها نشریه توقیف شده*اند.
براساس گزارش این سازمان، ايران دارای بيشترين تعداد وب*نگاران معترض در خاورميانه است و به همين ميزان، خطر سانسور آن*ها را تهديد می*کند.
سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین با اعلام این*که روزنامه*نگارنی همچون عماالدین باقی و سعید متین*پور هم*اکنون در زندان*های جمهوری اسلامی بسر می*برند، افزوده است:" در تهران اغلب روزنامه*نگاران دستگير شده در سلول*های انفرادی بند امنيتی ٢٠٩ که تحت نظر وزارت اطلاعات است، نگاهداری می*شوند. اين زندانيان که معمولا تحت فشار*های روحی و جسمی شديد قرار می*گيرند، برای دسترسی به درمان پزشکی در مضيقه قرار دارند."
این سازمان در بخش دیگری از گزارش سالیانه خود در خصوص وضعیت جنبش زنان در ایران، نوشته است: "فعالان فمينيست، در مقابل رژيم سخت*گيری چون جمهوری اسلامی عليه تبعيض و برای بهره مند شدن از حقوق برابر در قوانين اساسی جمهوری اسلامی تلاش می*کنند."
سازمان*های حقوق بشری در ایران و جهان در سال گذشته در اعتراض به سیاست*های سخت*گیرانه مقام*های ایران در برخورد با روزنامه*نگاران، فعالین جنبش*های دانشجویی و زنان بیانیه*های فراوانی صادر و از آنان خواسته*اند تا در روی*کرد تنگ*نظرانه خود تجدید*نظر کنند.
Comment




Comment