Announcement

Collapse
No announcement yet.

All Info Regarding Great Iran & Zorastrians

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • All Info Regarding Great Iran & Zorastrians

    i am trying to provide information regarding our great country and great ashu zorashtra for those who are interested.


    خدایا, راه یکی است و آن راه راستی است و تنها این راه است که به آستان خدایی میرسد
    Last edited by veesta; 03-06-2006, 03:59 AM.
    از برای ملتم ای زرتشت
    لبخند و ترانه و رهایی بیاور
    می خواهم باز شب میهنم را
    در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




    چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
    تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
    تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
    قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
    اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
    زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

  • #2
    از برای ملتم ای زرتشت
    لبخند و ترانه و رهایی بیاور
    می خواهم باز شب میهنم را
    در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




    چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
    تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
    تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
    قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
    اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
    زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

    Comment


    • #3
      از برای ملتم ای زرتشت
      لبخند و ترانه و رهایی بیاور
      می خواهم باز شب میهنم را
      در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




      چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
      تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
      تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
      قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
      اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
      زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

      Comment


      • #4
        از برای ملتم ای زرتشت
        لبخند و ترانه و رهایی بیاور
        می خواهم باز شب میهنم را
        در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




        چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
        تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
        تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
        قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
        اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
        زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

        Comment


        • #5
          veeta jooon kheili amtalebet jalebe ,a ma to namayande dine zartoshti ke inghade tablighat mikoni????????
          albate khali az lotf nist ke tamame iranian dar asl zartoshtian . ama harki dini dare, mohem ine ke khodara ghabool darim hamin base naaaaaaaaaaaaaaa?????? man ashegh zardoshtiam , vaghean adamaye jalebi hastan, ama trif az ye din nafye dine dige nabayad bashe, in bavare adamast ke maghsadeshoono taeen mikone, na din, din faghat ye bahoonast baraye inke bekhar bavareto too ye kalame kholase koni,



          MAHSA














          [/CENTER]

          Comment


          • #6
            Originally posted by mahsaak
            veeta jooon kheili amtalebet jalebe ,a ma to namayande dine zartoshti ke inghade tablighat mikoni????????
            albate khali az lotf nist ke tamame iranian dar asl zartoshtian . ama harki dini dare, mohem ine ke khodara ghabool darim hamin base naaaaaaaaaaaaaaa?????? man ashegh zardoshtiam , vaghean adamaye jalebi hastan, ama trif az ye din nafye dine dige nabayad bashe, in bavare adamast ke maghsadeshoono taeen mikone, na din, din faghat ye bahoonast baraye inke bekhar bavareto too ye kalame kholase koni,


            بنام اهورای ایران زمین
            اینقدر زرتشت و ایران را دوست داشتن برات عجیب هست که می گی من نماینده اونا هستم؟ چرا چون دوستش دارم؟
            باعث تاسف هست که فرستادن نبشته هایی که به اصل و نصب خودمون برگرده را تبلیغ برای این کیش و آیین همیشه ماندگار بدونیم. من از ایران میگم از زرتشت می گم از تاریخ می گم از همه چیز که به میهنم ربط داشته باشه(تازی نباشه) اگر شما علاقه دارید از جاهای دیگه ملل دیگه دینهای دیگه بشنوید و بنویسید خوب بنویس من با فرستادن این مطالب تبلیغ برای هیچ کیش و آیینی نمی کنم اگر زرتشتیها همچون ادیان دیگه کار تبلیغات و ... داشتند که کنون وضع فرق داشت. حالا دین را هر گونه می خوای معنی کنی بکن اما ربطی نداره که من از زرتشت ننویسم.آخه من دارم اطلاعات میفرستم دوست نداری این را نخون کسان دیگری هستند که شاید علاقمند باشند من برا اونا می نویسم.

            کمی بهتر و عمیق تر به مطالب دقت کن اگر دوست داری بخونی البته این مقاله هایی که من می فرستم برای اطلاعات می فرستم چون اخبار و تاریخ .انسانهایی مانند من زیادند و لا اقل یکیشون قدر من را می فهمه و ارزش کارهام راو منم در حدی که متونم آگاهی میدم .
            از حقیقت که نمی شه فرار کرد این حقایقی هست که داره اتفاق می افته و پارسی بودن و ایرانی بودن و این گونه مطالب به رگ و ریشه من بر می گرده و بهش افتخار می کنم و هیچ گونه بی حرمتی به کسان دگر نکردم و به همچنین از کسی قبول نمیکنم وخواهشن برای من این نفی کردنی که گفته اید بفرستید چون خیلی علاقه مند شدم بدونم که چگونه نفی کردم من شخصی و
            و اما آری من به همه ادیان احترام می گذارم اما فقط زرتشت را قبول دارم و دوست دارم از او بنویسم و بس
            یادمون نره چه بخواهیم چه نخواهیم زرتشت به تک تک اجزای این سرزمین گره خورده و من تا زنده هستم خواهم نبشت. برای علاقمندان ایران زمین و زرتشت یا هر چی می خوای بنامش.


            در مورد خدا پرستی پیش از هر پیامبری زرتشت فروده اند که یگانه پرست باشیم پس این برا من جا افتاده هست
            اینک چند سروده (ازیشت‌ها،هرمزد یشت):
            پس زرتشت گفت: ای اهورامزدای پاک مرا از نام برترین خودت که بزرگ‌ترین، به‌ترین،زیباترین ، کارسازترین، پیروزگرترین، درمان بخش ترین و برای راندن مردم بدمنش کاراترین است آگاه ساز تا با یاری آن بر همه مردمان بدمنش و بدکار و بدکردار چیره شوم و از آنان گزندی به‌من نرسد.
            اهورامزدا فرمود:ای اشو زرشت، نخستین نام من پژوهيدنی است، دومین نام من گردآورنده است،سوم افزاینده، چهارم راستی وپاکی بهترین، پنجم آفریدگار همه پاکی ها و نیکی ها، ششم خرد، هفتم خردمند، هشتم دانش، نهم دانشمند، دهم پاک کننده، یازدهم پاک، دوازدهم هستی بخش، سیزدهم سودمند تر، چهاردهم دشمن بدی‌ها، پانزدهم توانا، شانزدهم پاداش دهنده، هفدهم نگهبان، هجدهم درمان بخش، نوزدهم دادار، بیستم مزدا نام من است.
            ای زرتشت مرا بستای، به روز و به شب، که من اهورامزدا هستم برای نگهداری و شادمانی تو خواهم آمد.
            برای نگهداری و شادمانی تو سروش پاک خواهد آمد.
            برای نگهداری و شادی تو خواهد آمد آب‌ها و گیاهان و فروهرهای پاک.

            ای زرتشت اگر بخواهی بر مردمان بدمنش و ستمگران و کوردلان و کَردلان راهزنان دوپا و فریب‌کاران و گرگان چهارپا و دوپا و انبوه دشمنان راستی با انبوهی از درفش‌های برافراشته و درفش‌های خونین برافراخته پیروز شوی پس این نام‌ها را بیاد بسپار و به روز و شب فراخوان.

            منم پاسبان، منم دادار و پروردگار، منم دانا و منم مینو و سودرسان، تندرستی بخش ترین نام من است، آتوربان نام است، مه آتوربان نام است، اهورا نام من است، مزدا نام من است، اشو نام من است، اشوترین نام من است، فرهمند نام من است، بینا نام من است، بینا ترین نام من است، درونگر نام من است، درونگرترین نام من است، نگهبان نام من است، یاور نام من است، دادار نام من است، پروردگار نام من است، آگاه نام من است، آگاه ترین نام من است، افزاینده خوشبختی نام من است، مانتره فزاینده خوشبختی نام من است، فرمانروای توانا نام من است، نافریبکار نام من است، نافریب‌خور نام من است، دورکننده بد اندیشی نام من است ،پیروز نام من است، سراسر پیروز نام من است، آفریدگار سراسر جهان نام من است، فروغ سراسر جهان نام من است، پر فروغ نام من است، فروغمند به‌خود نام من است، سودرسان نام من است، سودرسان ترین نام من است، توانا نام من است،شادی بخش ترین نام من است، راستی نام من است، برفراز نام من است، فرمانروا نام من است، تیزبین نام من است، چنین است نام‌های من.

            ای سپیتمان زرتشت اگر کسی در این جهان مادی نام مرا زمزمه کند و یا به آوای بلند بخواند ایستاده یا نشسته، به‌هنگام بیدار شدن و به‌هنگام بستن و گشودن کشتی و... بدان شخص نه در آن روز و نه درآن شب دیو خشم و کینه و سرشت بد اندیشی نمی‌تواند گزندی برساند و گفتار و کردار و پندار بد را در او راه نخواهد بود.
            به‌یاد نام‌های من باش و از دروغ‌گو و بداندیش دوری جوی و از تبه‌کار و بدکار و كژروان دوری کن و دان که من نگهدار تو هستم همان‌گونه که هزار مرد یک تن را را نگهبانی نمایند.

            درود بر فرکیانی، درود بر ایران ویج، درود به خوشی و خوشبختی مزدا داده، درود بر راستی و درستی، درود بر همه آفرینش راستین.
            می‌ستایم اهورامزدای فروغمند پرشکوه را.

            به‌راستی این سروده ها چیست؟ در چه کتابی آمده است و آن کتاب از آن چه کیش و ملتی است؟ آیا جز این است که این سروده ها، سروده های زرتشتی است و در اوستا(مجوعه کتاب‌هاي دینی زرتشتیان) آمده است.


            اي روح بزرگ و پاك زرتشت
            وي فره تابناك زرتشت
            اي آينه ي فروغ دادار
            از نور و فروغ عشق سرشار
            خيره است جهان به گاتهايت
            كز عرش خدا رسد صدايت
            بس قرن و هزاره ها به دوران
            آيين تو بود پرتو افشان
            گفتار تو اوج استواري
            پيغام تو راه رستگاري
            آيين تو منطق است و بينش
            انسان بود اوج آفرينش


            سروده از :توران شهریاری



            فريد شوليزاده

            سپاس

            در پایان ااثلا حالا من نماینده زرتشتم مگه ایرادی داره ؟ کاش بودم در هر صورت افتخار می کنم.
            از برای ملتم ای زرتشت
            لبخند و ترانه و رهایی بیاور
            می خواهم باز شب میهنم را
            در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




            چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
            تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
            تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
            قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
            اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
            زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

            Comment


            • #7
              قوانین ازدواج در دین زرتشتی
              خشن اتره اهورامزدا
              درود بر همه انسانهای راستین خدای دانا از هر رنگ و نژادی
              در نمونه قباله زناشوی در زبان پهلوی که مربوط به سده 13 میلادی است و نماینگر مراسم ایران پیش از اسلام است این نکات به چشم میخورد

              1_رضایت عروس و داماد به پیوند
              2_رضایت پدر و مادر عروس
              3_اعلام مشارکت دادن عروس به اداره قسمتی از امور مالی خانوادگی توسط داماد
              4_تعهد عروس به کدبانوی,فروتنی,فرمانبرداری و احترام به همسر و پیروی از دین بهی
              و تعهد داماد به گرامی داشتن همسر,نگاهداری و پشتیبانی و ارج گذاشتن به او, و شناختن فرزندان به عنوان فرزندان قانونی خود
              5_سفارش موبد مجری مراسم به عروس و داماد که همیشه راه خدا و پیامبر( راه اشا ) را پیموده و احترام به پدر و مادر دو طرف و حق استادان را محفوظ دارند به درویشان و ناتوانان و خویشاوندان نادار کمک کنند واز خویشاوندی با انان شرم نکنند
              6_سفارش موبد به عروس و داماد به اینکه در این جهان و در جهان دیگر,همسر و نیز خانواده(پدر و مادر و برادر و خواهر) همسر را در خانه با جان و عشق و پیمان خود پذیرند
              7_سفارش موبد به داماد که پیمان گذارد که همسر خود را مالک تن و جان و مال و خان خود کند به او رشک نبرد او را از گرسنگی و تشنگی وسرما و گرما دور نگه دارد او را مجبور به تنهای و مردم گریزی نکند

              در ایین زناشوی در ایران, داماد لورک و شیرینی و عروس انار شیرین و پارچه سبز و تخم مرغ و قیچی می آورند در پایان مراسم تخم مرغ را از بالای خان بیرون اندازند بدان معناکه پدر عروس تمام اختیار خود را با یک تخم مرغ به داماد صلح میکند قیچی علامت گشایش کار است و پارچه سبز نشان سر سبزی و شادمانی
              لورک نشان فراوانی و فراخ روزی انار شیرین نشان آرزوی فرزندان بسیار و شیرینی برای شیرین کامی و لذت و خوشی است

              در ایین زناشویی موبد چندین بار می گوید که:
              دختر و پسر به هم تنی و هم روانی به یکدیگر داده شده اند که هم در زندگانی این جهان و هم در سرای دیگر در ابدیت به هم وابسته و پیوسته باشند و حقوق و کام هر دو یکی است

              اشو زرتشت به دختران و پسران تازه پیوند بسته چنین اندرز میدهد :
              ای تازه عروسان و ای تازه دامادان دین را درست دریافته, راه زندگی را با منش نیک بپیمایید,بکوشید در راه راستی و درستی از همسر خود پیشی گیرید تنها در چنین حالتی است که زندگانی پدید آمده از پیوند همسری بر هر دوی شما شادی بخش بوده و با کامیابی دمساز خواهد بود

              بنا به گفته هرودوت:
              در زمان هخامنشیان دولت به مردم کمک مالی میکرد تا بتوتنند همسر برگزینند
              داشتن فرزند هم اهمیت داشت پادشاهان هخامنشی به خانواده هایی که فرزند بسیاری داشتند جایزه میدادند

              سن همسری برای دختر و پسر هم مساوی و پانزده سال بوده است
              از برای ملتم ای زرتشت
              لبخند و ترانه و رهایی بیاور
              می خواهم باز شب میهنم را
              در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




              چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
              تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
              تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
              قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
              اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
              زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

              Comment


              • #8
                مفهوم دين از نظر علمي و اصولي چيست ؟

                درود



                مفهوم دين از نظر علمي و اصولي چيست ؟



                کلمه "دين" کلمه‏اي‏ است که براي اولين بار در گاتها آمده و به مفهوم وجدان است، زرتشتيان باوردارند يا بهتر بگوييم پيشواي ديني ما براي اينکه خود را بهتربشناسيم، اينطور توضيح داده اند که انسان از شش قسمت درست شده و علاوه بر فروهريا نيروي پيش برنده(که همه اجزاي تشکيل دهنده جهان دارند)، جسم(که اجسام دارند)، جان(که گياهان دارند)و روح(که حيوانات دارند) دو چيز بيشتر دارد يکي "دين يا دئنا و يا وجدان" و ديگري"خرد" است.

                بدانيم كه جسم و روح و فروهر انسان از همه موجودات برتر و پيچيده‏تر است به‏طوريکه مي‏تواند خلاقيت يعني ابداع يا اختراع نمايد پس برتري انسان از حيوانات به علت داشتن اين نيروي‏هاي فوق‏العاده کارآمد مي‏باشد و در صورتي انسان مي‏تواند ادعا کند که انسان است که از تمام توانايي هاي جسمي و روحي خود به نحو شايسته و نيکو استفاده نمايد و همواره در زندگي به‏کار گيرد. پس به نظر اشوزرتشت کاردين انسان سازي‏ست، از نظر عقلي، ادعاي همه دين‏هاي بر حق هم همين است، همه پيامبران آمده‏اند که ما را به خدا نزديک کنند و نه به پيامبر خدا و تنها تفاوتي که شما مي‏توانيد پيامبر برحق را از پيامبران قلابي تشخيص دهيد هم درست همين نکته حساس است وگرنه در سرتاسر گيتي افرادي وجود دارند که ادعاي پيامبري مي‏نمايند.

                خداوند براي ارشاد بشر، پيامبراني براي هر قوم فرستاده تا ايشان را خداشناسي بياموزند و مردم را به‏سوي خداخواهي و خداجويي راهنمايي نمايند و همه خود را پيام آور يا رسول خدا ناميده‏اند و اشوزرتشت هم مانند ساير پيامبران برحق، اين کار را با تمام نيرو انجام داده و در پيام‏هاي گاتها به ما رسانده است، هرگز در هيچ بندي از گاتها و در تمام اوستا به زرتشتيان القا نشده که تنها خداوند زرتشتيان را دوست دارد، و زرتشتي شدن اصل و اساس است و اگر کسي زرتشتي شود به بهشت مي‏رود و اگر کسي پاک و راست و نيک و تمام صفات نيک انساني را داشت و خداپرست بود ولي زرتشتي نبود، ديگر حسابش پاک است!

                در گاتها هات 43 بند1 مي‏فرمايد، "خوشبختي از آن کسي است که در پي خوشبختي ديگران باشد"، يا در اوستاي روزانه مي‏خوانيم که "نيکان و وهان هفت کشور زمين را مي‏ستاييم" يا در نماز "همازور" مي‏خوانيم که "همازوربيم، همازور هما اشوبيم" و در هيچ کجاي کتاب گاتها واوستا نمي‏خوانيم که تنها با زرتشتيان همازور باشيم، يا تنها زرتشتيان را دوست داشته باشيم و... بقيه اوستا و سنت‏هاي ما نيز اين پيام را دنبال کرده و سنت‏هاي ما نيز همين امر را پياده نموده‏اند، اشوزرتشت "آدم"پرور است و آدميت را دوست دارد و برايش هيچ مهم نيست که اين آدم پپرو چه مسلکي يا چه مذهبي يا چه سنت و مرامي است.

                در گاتها مي‏فرمايد:"با بهترين انديشه و گفتار و کردارنيک ستايش‏هايم را به تو اي مزدا اهورا تقديم مي‏کنم" يعني تنها راه ستودن اهورامزدا، انجام دادن کارنيک و نيک منشي است و بس و اين پيام اهورامزدا است، چرا که اگر پيام زرتشت بود مردم را به سوي خود دعوت مي کرد، کاري که در سراسر گاتها و حتا درسراسر اوستا هرگز انجام نشده است. خداوند همه مخلوقات را آفريده و به همه دين و خرد و فروهر و غيره داده است تا از آن بهره جويند و همه را مثل هم دوست دارد و بنابراين اگر خدا دوست داشت که ما مانند حيوانات براساس غريزه خود زندگي کنيم و همه پيرو يک خط باشيم، ديگر به ما دين(وجدان) و خرد و فروهري به اين قدرت بالا نمي‏داد.


                دين يک کلمه اوستايي است. و کار آن وجدان سازيست. از ديدگاه گاتها و اشوزرتشت و اوستا، ما نخست انسان هستيم، دوم ايراني، و سوم زرتشتي، ما به دنيا نيامده‏ايم که زرتشتي بشويم، بلکه زرتشتي شده‏ايم که آدم بشويم و به انسانها و اصول انسانيت احترام بگذاريم، براي همين در طول تاريخ زرتشتيان در هيچ مقطعي از زمان دين خود را بر کسي تحميل نکرده و تنها از دين خود و باورهاي خود در برابر دشمنان‏شان دفاع کرده اند، زرتشتيان درطول تاريخ به خاطردين وايمان‏شان، چه خفت‏ها که نکشيدند و چه رنج ها که نبردند و... ! ما زرتشتيان درنماز روزانه‏مان مي‏خوانيم که"نيکان و وهان(بهترين‏هاي) جهان را مي‏ستاييم. از کيومرث (اولين آدم) تا سيوشانس(امام زمان). در گاتها اشوزرتشت مي‏فرمايد:" وقتي که انسان آفريده شد، به او اراده بخشيديم که هر کس بر حسب اراده خويش راه خود را انتخاب کند".

                بنابراين از ديدگاه زرتشتيان و بنابر پيام اشوزرتشت و ساير قسمت هاي اوستا، زرتشتي تنها حق دارد که از باورهاي خود دفاع کند و تنها مي‏تواند تبليغ نمايد و هرگز حق ندارد عقيده خود را به کسي و حتا به فرزند خودش تحميل نمايد(براي همين هم فرزندي چه دختر و چه پسر وقتي به سن پانزده سالگي رسيد سدره‏پوش مي‏شود و خود دين خود را برمي‏گزيند) تنها درگاتها به يك فرد زرتشتي دستور داده شده كه با دروغگو مبارزه کند و بس، يعني تنها جهادي‏که يک فرد زرتشتي حق دارد بکند، بر عليه دروغ و دروغگو است، يک زرتشتي حق ندارد براي منافع زرتشتيان، به کشورش خيانت کند (رعايت اين امر درطول تاريخ ثابت شده است) و حق ندارد به خاطر گسترش دينش با کشورهاي ديگر وارد جنگ شود، يا پيروان دين‏هاي ديگر را تحقير کند و يا حقوق اجتماعي آنها را ناديده بگيرد و به اين دليل است که تاوقتي‏که دين زرتشت درسراسر ايران فراگير شد (پادشاهان قدرتمندي چون کورش و داريوش را بوجود آمدند) اين پادشاهي حدود هزار و دويست سال دوام يافت، چون دين زرتشت تنها با تبليغات گسترش يافته است و وقتي کورش و داريوش سرزمين هاي ديگر را فتح مي کنند، هيچ کس را به زور زرتشتي نمي کنند، بلکه به باورهاي ملت‏هاي فتح شده احترام مي‏گذارند و حتا به خواست مردم بعضي کشورها، بت‏ها را به بت‏خانه‏ها باز مي‏گرداند (استوانه حقوق بشر کورش و کتيبه هاي داريوش سندهاي اين مدعاست). بنابراين بنابر پيام اشوزرتشت و بقيه قسمت هاي اوستا، آدم زرتشتي مي‏شود که آدم شود و آدميت پيدا کند. و هرکس که انسان باشد و انديشه وگفتار وکردارش نيک باشد و درراه راست و درست قدم بردارد، و در راه پيشرفت جهان کمک نمايد، زرتشتي است.



                موبد اردشير خورشيديان
                از برای ملتم ای زرتشت
                لبخند و ترانه و رهایی بیاور
                می خواهم باز شب میهنم را
                در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




                چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
                تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
                تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
                قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
                اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
                زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

                Comment


                • #9
                  از برای ملتم ای زرتشت
                  لبخند و ترانه و رهایی بیاور
                  می خواهم باز شب میهنم را
                  در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




                  چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
                  تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
                  تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
                  قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
                  اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
                  زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

                  Comment


                  • #10

                    سپاس از نوشته هایتان
                    اما اگر سوالی هم پرسیده شود آیا پاسخگو هستید چرا که به باور من ادیان زائیده ترس بشر است حال چه اسلام باشد . یا زرتشت و چه ادیان دیگر
                    من قرآن را به چاه مستراح ریختم و سیفون کشیدم چرا که قرآن بدرد چاه مستراح میخورد

                    Comment


                    • #11
                      Originally posted by pora
                      سپاس از نوشته هایتان
                      اما اگر سوالی هم پرسیده شود آیا پاسخگو هستید چرا که به باور من ادیان زائیده ترس بشر است حال چه اسلام باشد . یا زرتشت و چه ادیان دیگر
                      doroud

                      hammihane gerami man yek mobed ya yek aalem nistam amma dar hadi ke betavanam pasokh khaham dad.

                      be yad dashteh bashim zartushti boodan be cham raahe khod ra azad entekhab kardan va seir kardan ast amma khodaparasti ra hamishe yad avar mishavad,

                      dar har soorat agar ham dar haddi naboodam ke pasokheshoma ra kamel bayan konam az tarighe digaran in kaar ra baraye shoma khaham kard ba kamale meil.
                      va dar yek jomle man be shoma iranie bozorg ke amigh be tarikho farhange in sarzamine kohan agahi darid eftekhar mikonam.

                      amma khob hamisheh ekhtelafe nazarat hast oon ham zibaie zendegie choon age hame ma hamanand boodim ke in donya az nakhost khalgh nemishod.

                      ba sepas
                      از برای ملتم ای زرتشت
                      لبخند و ترانه و رهایی بیاور
                      می خواهم باز شب میهنم را
                      در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




                      چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
                      تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
                      تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
                      قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
                      اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
                      زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

                      Comment


                      • #12
                        Originally posted by veesta
                        doroud

                        hammihane gerami man yek mobed ya yek aalem nistam amma dar hadi ke betavanam pasokh khaham dad.

                        be yad dashteh bashim zartushti boodan be cham raahe khod ra azad entekhab kardan va seir kardan ast amma khodaparasti ra hamishe yad avar mishavad,

                        dar har soorat agar ham dar haddi naboodam ke pasokheshoma ra kamel bayan konam az tarighe digaran in kaar ra baraye shoma khaham kard ba kamale meil.
                        va dar yek jomle man be shoma iranie bozorg ke amigh be tarikho farhange in sarzamine kohan agahi darid eftekhar mikonam.

                        amma khob hamisheh ekhtelafe nazarat hast oon ham zibaie zendegie choon age hame ma hamanand boodim ke in donya az nakhost khalgh nemishod.

                        ba sepas
                        با درود
                        پس برو بگو اون موبدتون بیاید
                        یعنی چی راه خود را آزاد انتخاب کن ولی بغلش یک اما خدا پرست بودن را اضافه کرده ای
                        مشکل همیجاست وقتی خدایی درکار نیست وقتی نمی توانی وجود خدا را ثابت کنی و برای فرار از این سوال به دانش نا شناخته بشر رجوع می کنی و از نظام آفرینش دم می زنی که برای بشر در حال حاضر ناشناخته است و موارد دیگر
                        شما اول باید وجود خدا را بلحاظ علمی و عقلی ثابت بکن بعد تبلیغ خدا پرست بودن را بکنید موضوع دوم زرتشتی هم مانند دیگر ادیان به یکسری باورهای پوچ و بیهوده پای بند است که فرصت پرداختن به تک تک اونها الان نیست شاید در آینده برای مثال موضوع نوشیدن ادار خر و گاو که الان هم در بین زرتشتیان هندوستان رسم است
                        اینهمه از برابری حقوق زن و مرد دم نزنید برای نمونه چند همسری از زرتشت به دیگر ادیان سرایت کرده است
                        من قرآن را به چاه مستراح ریختم و سیفون کشیدم چرا که قرآن بدرد چاه مستراح میخورد

                        Comment


                        • #13
                          Originally posted by pora
                          با درود
                          پس برو بگو اون موبدتون بیاید
                          یعنی چی راه خود را آزاد انتخاب کن ولی بغلش یک اما خدا پرست بودن را اضافه کرده ای
                          مشکل همیجاست وقتی خدایی درکار نیست وقتی نمی توانی وجود خدا را ثابت کنی و برای فرار از این سوال به دانش نا شناخته بشر رجوع می کنی و از نظام آفرینش دم می زنی که برای بشر در حال حاضر ناشناخته است و موارد دیگر
                          شما اول باید وجود خدا را بلحاظ علمی و عقلی ثابت بکن بعد تبلیغ خدا پرست بودن را بکنید موضوع دوم زرتشتی هم مانند دیگر ادیان به یکسری باورهای پوچ و بیهوده پای بند است که فرصت پرداختن به تک تک اونها الان نیست شاید در آینده برای مثال موضوع نوشیدن ادار خر و گاو که الان هم در بین زرتشتیان هندوستان رسم است
                          اینهمه از برابری حقوق زن و مرد دم نزنید برای نمونه چند همسری از زرتشت به دیگر ادیان سرایت کرده است


                          doroud


                          jenab shoma khoda ra ghabpol darid ya nadaraid be khodetan marboot hast amma hagh nadarid kasi ra zire soal bebarid.
                          jalebeh ke shoma zartusht ra chand zani midanid va az vey be adyane digar seraayt midahid. che jalebe ke rasmo rosoome zartushtihaye hendi ra ba zartushtihaye irani moghayeseh mikonid, shoma mitavanid har chizi ra ke faghat dar gatha hastand ra ghabool konid be onvane zartushti har che ke kasane digar be namhaye mokhtalef anjaam midahand che be esme zartushtio islamo masihio yahoodio gheire masool ma nistim moshkeli hast az khodeshan beporsid, amma agar dar gatha be chand zanie ashoo zartusht eshare shode ya ...... badan shoma hagh darid in harfharo bezanid.

                          dar har sooorat man khoda parastam va ehtiaj be sabet kardane khoda na be shoma na be hich kas naddaram.
                          shoma ham agar doost nadarid digar maghalehayi ke be khoda rabt darand ra nakhanid.

                          ba sepas
                          Last edited by veesta; 03-27-2006, 11:03 PM.
                          از برای ملتم ای زرتشت
                          لبخند و ترانه و رهایی بیاور
                          می خواهم باز شب میهنم را
                          در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




                          چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
                          تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
                          تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
                          قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
                          اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
                          زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

                          Comment


                          • #14
                            از برای ملتم ای زرتشت
                            لبخند و ترانه و رهایی بیاور
                            می خواهم باز شب میهنم را
                            در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




                            چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
                            تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
                            تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
                            قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
                            اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
                            زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

                            Comment


                            • #15
                              نقش نور و آتش در دین زرتشت

                              Last edited by veesta; 04-16-2006, 11:20 PM. Reason: lazem bood!
                              از برای ملتم ای زرتشت
                              لبخند و ترانه و رهایی بیاور
                              می خواهم باز شب میهنم را
                              در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




                              چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
                              تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
                              تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
                              قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
                              اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
                              زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

                              Comment

                              Working...
                              X